۱۴۰۴ دی ۱۰, چهارشنبه

🟧 قیامِ ائتلاف و مسئولیت ✍🏿✍🏿✍🏿✍🏿✍🏿 نه فقط شورِ رهایی، نه فقط شجاعت و خطر، سرنگونیِ ظلم، زیربنای قوی می‌خواهد: اعتمادِ اجتماعی، نهادهای توازن‌بخش. مبارزه سلبی نیست، یک پروژه‌ی ایجابی است، بهرِ ساختنِ فردا. بی گفت‌وگو و ائتلاف، جنبش‌ها تنها می‌شوند؛ جمعی از افرادِ تنها، طعمه‌ی چرخه‌ی استبداد. راهِ غلبه: همگرایی، میانِ قشرهایِ مختلف، کارگر، دانشجو، معلم، بازنشسته، اصناف، کسبه؛ هرچند خواسته فرق دارد، پیروزی یکسان است. آزادی، نقشِ مردم است: در تعیینِ نوعِ حاکم، نه توهمِ بی ملت، بلکه حضور و اراده‌ی جمع. نیازِ امروزِ ایران، رهایی از چنگالِ خاص نیست، رهایی از چرخه‌ی ظلم است. مشارکت حقّ است، و نیز، وظیفه‌ی هر فرد. "آیا آماده‌ام من؟" باید پرسید از خویش، بهرِ ساختنِ فردا. اگر امروز به میدان نیاییم، فردا دیر است، دیر. حکومتِ پولِ موشک و اتم، بهرِ بقایِ خود، نه ملت. آیا نمی‌خواهی آزاد شوی؟ فقط سه تا شش ماه، در خیابان و اعتصاب. پایه‌ها می‌ریزند، دیگر نه اعدام، نه زندان، نه گرانی! اگر وطن دوست داری، معلم، کارگر، به یاریِ دانشجو، و کسبه، تنها نمانند؛ سرکوب، در پیِ تفرق است. مگر ندیدی، فرار مأمور، پیشِ انبوهِ جمعیت؟ هرچه بیشتر، خواب از چشمِ دیکتاتور می‌بَرد. رژیمِ نفس‌های آخر است، فقط نیروی سرکوب مانده. اگر اعتراض سراسری شود، قدرتی نیست برایِ ماندن. اگر خیابان ترک شود، دستگیری و بازداشت‌ها شروع، فعالان را می‌گیرند. وطن را دوست بداریم، فداکاری کنیم، بهرِ رهایی از اهریمن. این‌ها شعار نیست، جوانان به خیابان آمده‌اند، منتظرِ تو هستند. برخیز! وطن را آزاد کن چهارشنبه ۱۰ دی ماه ۱۴۰۴ https://t.me/AshaareAngizeshi

شعار انحرافی جاوید شاه

🟣 شعار انحرافی جاوید شاه بجای مرگ‌‌ بر دیکتاتور 🖍🖌🖌🖍🖍🖍 ۱ ⏪بازتولید دیکتاتوری به‌جای نفی اصل استبداد به‌جای «مرگ بر دیکتاتور» یک شعار انحرافی جاوید شاه است، چون صورت‌مسئله را از نفی اصل دیکتاتوری برای یک دیکتاتوری دیگر تبدیل می‌کند. این جابه‌جایی خطرناک است، زیرا به‌جای ریشه‌کنی خودکامگی، آن را در لباسی دیگر بازتولید می‌کند. در تجربه تاریخی ما، سلطنت پهلوی نه نماد آزادی، که نماد سانسور، ساواک، سرکوب احزاب و وابستگی سیاسی و اقتصادی بود. ستایش شاه، بی‌توجه به این کارنامه، یعنی نادیده‌گرفتن رنج نسل‌هایی که زیر همان دیکتاتوری قربانی شده‌اند. جنبشی که علیه دیکتاتوری امروز برخاسته، اگر به تمجید دیکتاتوری دیروز منحرف شود، هم حافظه تاریخی را تحریف می‌کند و هم افق دموکراسی را تنگ؛ جنبش رهایی‌خواه، نه شاه می‌خواهد و نه شیخ، بلکه آزادی، عدالت و حاکمیت مردم را مطالبه می‌کند. ۲ ⬅️تضعیف همبستگی نیروهای دموکراسی‌خواه و عدالت‌طلب شعار «جاوید شاه» به‌جای «مرگ بر دیکتاتور» همبستگی نیروهای دموکراسی‌خواه و عدالت‌طلب را تضعیف می‌کند، چون جنبش را از یک خواست مشترکِ ضد استبداد به یک دعوای هواداری سلطنتی تقلیل می‌دهد. بسیاری از نیروهای عدالت‌خواه، جمهوری‌خواه و حتی بخش بزرگی از بدنه معترض، حاضر نیستند زیر پرچم ستایش شاه سابق جمع شوند و این شعار، آنان را از خیابان و صحنه مبارزه دور می‌کند. 🔶به‌جای آن‌که همه حول یک مطالبه فراگیر مثل «سرنگونی دیکتاتوری و استقرار دموکراسی و حاکمیت مردم» متحد شوند، به اردوگاه‌های متخاصم «سلطنت‌طلب» و «ضد سلطنت» تقسیم می‌شوند. این شکاف، فرصت طلایی برای هر حاکمیت استبدادی می‌سازد تا معترضان را کم‌اثر و پراکنده نشان دهد و سرکوب را آسان‌تر توجیه کند. در نتیجه، شعار انحرافی، به‌جای تقویت صف مردم، جبهه مبارزه را از درون می‌شکند و هزینه رسیدن به آزادی و عدالت را بالاتر می‌برد. طبق مطالعات انجام شده توسط گروهی از کارشناسان جامعه شناسان سیاسی نیروی سلطنت طلب در جبهه حاکمیت فعالیت می کنند. چون شعار انحرافی می دهند هنوز حکومتی سرنگون نشده شعار جاوید شاه می دهند یعنی بازگشت سواک و نبود آزادی بیان قلم است هم وطنان فریب شعار های عوام گرای را نخورید وگرنه گرفتار خمینی دیگر با کروات می شوییم اگر رضا پهلوی به ایران بیاید برای رسیدن برای سلطنت مثل خمینی می گوید : خدعه کردم باز گرفتار دیکتاتور دیگر می شویم ◀️حکومت موروثی خلاف دموکراسی است جاوید شاه یعنی جاوید فاشیست یعنی جاوید شکنجه و زندان و نبود آزادي هاي سياسي است متاسفانه گروهی از ایرانیان احساساتی هستند فریب شعار های فریبنده می خورند همانطور فریب شعارهای خاتمی ، روحانی ، پزشکیان خوردند چرا از تاریخ درس نمی گیریم اشتباهات خود را تکرار می کنیم «تا که آزاد نشود فکرِ اسیر از زنجیر / هیچ زنجیری نرود از برِ این پای خَدنگ» — شفیعی کدکنی چهارشنبه ۱۰ دی ماه ۱۴۰۱ https://t.me/fmphl

۱۴۰۴ دی ۹, سه‌شنبه

بیانیه ۷۲ اعتراضات اخیر

بیانیه شماره ۷۲ اعضای سابق شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران از خون جوانان وطن لاله دمیده/ از ماتم سرو قدشان، سرو خمیده هموطنان عزیز و آزادیخواه و همکاران گرامی درود بر شما بار دیگر موج عظیم خیزش مردم ایران بر علیه حکومت جهل و جور جمهوری اسلامی، دنیا را شگفت زده کرد. این بار شروع این موج عظیم همبستگی، با اقدام شجاعانه ی بازاریان در قلب پایتخت ایران از بازار حافظ و چهارسو تا علاءالدین و بازار آهن شوش آغاز شد. این حرکت خودجوش و مدنی، پاسخی به حق و قاطع به گرانی های افسار گسیخته و بحران معیشتی و اسارت ملت ایران در شهر ها و زندان ها است که به دلیل سیاست های نابخردانه و ضد مردمی حکومت جهل و جور جمهوری اسلامی، جان مردم را به لب رسانده است. ما اعضای سابق شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران، ضمن حمایت و پیوستن به این حرکت عظیم هموطنان عزیزمان، از تمامی اصناف، شهروندان تهران، کرج، کردستان، مشهد، کرمانشاه، شیراز، اهواز و دیگر نقاط کشور و دانشجویان عزیز دانشگاه ها که به این قیام ملی پیوسته اند، سپاسگزاریم. ما همچنین ضمن تاکید بر ضرورت حمایت فراگیر و مستمر برای آن که این جنبش مردمی به نتیجه ی مطلوب برسد و مثل گذشته خاموش نشود، قاطعانه می گوییم که اتحاد سراسری و پیوستن اقشار جامعه، حیاتی است. پس : همکاران معلم و دانشگاهیان گرامی، امروز آینده ی دانش آموزان و دانشجویان ما در خطر فقر و ناامیدی است. با عزمی جزم به میدان بیاییم تا کرامت و علم را باز یابیم. کارگران، کارمندان و بازنشستگان شریف، شما نیز قربانیان حکومت غارتگر جمهوری اسلامی هستید. آزادی، کرامت انسانی و معیشت ما ایرانیان در گرو اتحاد و همبستگی ماست. هرکس که دلش برای ایران می تپد، امروز میدان عمل است. هر چه جمعیت حاضر در صحنه ی خیابان بیشتر باشد، توان برخورد حکومت با آن کاهش می یابد. هموطنان عزیز و آزادیخواه و همکاران گرامی، ما می توانیم با تشکیل «شورای گذار» مرکب از نخبگانی چون« وکلای مدافع حقوق بشر» این قیام را تا سرنگونی «جمهوری اسلامی» ادامه دهیم و بعد از سرنگونی، با رای مردم در رفراندم سراسری نوع حکومت «جمهوری دمکراتیک » یا « جمهوری دمکراتیک غیر متمرکز» تعیین شود. ۹ دیماه ۱۴۰۴ اعضای سابق شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران

حمایت از اعتراضات کف خیابان

https://x.com/i/status/2006020480340197807 ⬅️هم‌وطنان!در لحظه‌ای تاریخی هستیم. اگر از بازاریان و دانشجویان حمایت کنیم و پایدار بمانیم، کار رژیم در ۳ تا ۶ ماه تمام است.اما اگر مثل گذشته چند روز به خیابان آمدیم و برگشتیم، سرکوب و دستگیری شروع می‌شود و رژیم خود را بازسازی می‌کند.به وعده‌های دروغین چوپان دروغگو گوش نکنید

۱۴۰۴ دی ۸, دوشنبه

اعتصاب تمها زبان مقاومت

↩️اعتصاب، تنها زبانِ مقاومت 🖌🖌🖌🖍🖍🖍🖍 این ائتلافِ خاموش باید صدایی شود: اتحادِ نسل‌ها، از شهر تا روستا، معلم و دانشجو، با کارگر، با زن، با حاشیه. جوانان، آن نیرویِ تازه، محرک اصلی این تغییر، باید به میدان آیند. تنها همین اَمروز، فردایی دیر است؛ که هیچ سُلطه‌ای، در بَرابرِ این فشارِ جمعی، یارایِ مقاومت ندارد. با "اعتصاب"، گلوی دیکتاتور را بفشاریم، تا آنکه کَمیِ نَفس، تسلیمش سازد. این راه، راهِ پُر از رنج است، اما با اراده و فداکاری و عشق به میهن، بیمِ مُردن نیست، در راهِ آزادی، شَرّ از این مَرضِ حکومت، بهتر ز زیستن است. دوشنبه ۸ دی ماه ۱۴۰۴ https://t.me/AshaareAngizeshi

فایل صوتی : حمایت از زندانیان

↩️فایل صوتی محمد خاکساری - ۸ دیماه ۱۴۰۴ 👈🏽موضوع : ۱- تأثیر اعتصاب بازاریان تهران ۲- معلمان از اعتصاب بازاریان حمایت کنید ۳- شورای هماهنگی فرهنگیان ایران اعلام اعتصاب کنند دوشنبه ۸ دیماه ۱۴۰۴ https://t.me/khaksari1sokhanrani

۱۴۰۴ دی ۷, یکشنبه

حمایت از اعتصاب بازار

اصلاً دیگه امیدی هست؟ به‌نظرم فقط یه راه مونده، همگانی بگیم دیگه همکاری نمی‌کنیم. اعتصاب! بدون خشونت، ولی قوی از اعتصاب بازار حمایت کنیم امروز سکوت جایز نیست آنهارا تنها نگذاریم معلم با اعتصاب حمایت کنیم نترسید ماهمه باهم هستیم

حمایت ازداعتصاب بازار

https://x.com/i/status/2005359129599385908 ↩️حمایت از اعتصاب بازار تهران بازاریان تهران را تنها نگذاریم! ما 2 میلیون کسبه داریم . کارگران، معلمان، دانشجویان، همه حمایت کنید! مغازه‌ها را تعطیل کنید تا ببینید چگونه حکومت به التماس می‌افتد. #اعتصاب_سراسری #بازار_تهران

رمز گشایی از قدرت ما

رمزگشایی از قدرت ما: از تحریم لبنیات تا اعتصاب سراسری برای نجات وطن ✊ 🖌🖌🖌🖍🖍🖍 ✨ قدرت همبستگی و عقب‌نشینی حاکمیت همکاران و مخاطبان گرامی، بارها تأکید کرده‌ام که نیروی تغییر در دستان ماست. تجربه عملی نشان داده است که هرگاه مردم حتی به یک اتحاد نسبی و موقت دست یابند، حاکمیت مجبور به عقب‌نشینی می‌شود. ⬅️نمونه اخیر و ملموس آن، ماجرای تحریم لبنیات بود. تنها با سه روز همبستگی و نخریدن محصولات لبنی، دیدیم که چگونه دولت ناچار به پذیرش خواست مردم شد. این رویداد، یک اصل طلایی را اثبات می‌کند: همبستگی، راه مبارزه مؤثر و مسالمت‌آمیز است. ۱ 💔 هشدار جدی: در آستانه یک بحران وجودی وضعیت اقتصادی کشور هر روز در حال وخامت است. با گرانی لحظه‌ای ارز، افزایش قیمت‌ها اجتناب‌ناپذیر است. همان‌طور که پزشک هشدار می‌دهد اگر داروی حیاتی به بیمار نرسد، او خواهد مرد، ما نیز در وضعیت اضطراری قرار داریم. بر اساس گزارش‌های دقیق، بسیاری از بیماران مزمن در ایران توان خرید دارو ندارند. این یعنی مرگ تدریجی برای بخشی از جامعه. اگر امروز اقدامی جدی نکنیم، فردای سختی در انتظارمان است؛ ما در حال تکرار تراژدی‌های تاریخی هستیم. ما مسئولیم که این مسیر مرگ تدریجی را متوقف کنیم. ۲ 🔑 راهکار عملی: اعتصاب سراسری و مستمر برخی می‌گویند راهکار، آمدن به خیابان است. تجربه نشان داده است که خیابان، منجر به سرکوب و هزینه‌های سنگین می‌شود. راهکار مؤثرتر و کم‌هزینه‌تر، که زیرساخت‌های حاکمیت را هدف قرار می‌دهد، اعتصاب سراسری است. اعتصاب، شاهراه نجات اعتصاب یک اصل اثبات‌شده است که حکومت در برابر استمرار آن قادر به ایستادگی نیست. این همان راهی است که نمونه‌های موفق آن در تاریخ معاصر وجود دارد. باید این ایده را به یک گفتمان عمومی و باور همگانی تبدیل کنیم: از امروز، هر نفر موظف است این ایده را به سه نفر دیگر منتقل کند: «اعتصاب سراسری، تنها راه نجات است.» این پیام را با شجاعت در هر کجا فریاد بزنیم: در خانه، محل کار، صف نانوایی، صف خرید، بازار، مهمانی‌ها، و محافل عمومی. چرا اعتصاب؟ درس از تاریخ تصور حاکمیت این است که با قطع حقوق می‌تواند شعله اعتراضات را خاموش کند. این یک اشتباه محاسباتی است. در اعتصابات گذشته، مانند اعتصاب معلمان، دیدید که کمترین دستگیری رخ داد؛ زیرا حکومت می‌ترسید با واکنش سخت، دامنه اعتصاب را گسترده‌تر کند. اعتصاب، قلب اقتصاد حاکمیت را هدف قرار می‌دهد. با اعتصاب‌های گسترده در: ۱۲۰ هزار مدرسه ۱۰۰ هزار کارخانه (دولتی و غیر دولتی) ۲ میلیون کسبه ۲۰۰۰ دانشگاه و به‌ویژه شرکت‌های نفتی... باور کنید که این اعتصاب مستمر، می‌تواند همان نتیجه‌ای را بدهد که هیچ راه دیگری نمی‌دهد. ۳ ❤️ مسئولیت‌پذیری و اراده برای آزادی شما در جریان کمک‌های مردمی در جنگ ۱۲ روزه دیدید که حاکمیت به مردم کمک نکرد، اما مردم چگونه با همبستگی به یکدیگر یاری رساندند. اگر وطن خود را دوست دارید، این لحظه، لحظه اقدام برای نجات آن است. ما در حال یک نبرد وجودی هستیم؛ نبردی که بین زندگی و مرگ تدریجی انتخاب می‌کنیم. کشته شدن در راه آزادی وطن، یا دست روی دست گذاشتن تا مرگ آهسته، انتخاب با شماست. تجربه و نظر کارشناسان یک نکته کلیدی را به ما می‌گوید: ما نیازی به رهبران شناخته شده و پیچیده نداریم. تنها به ۳ میلیون نفر پای کار احتیاج داریم که با اراده و فداکاری، از امروز، یک قدم برای اعتصاب بردارند. راه سرنگونی داخلی، اعتصاب است. تصمیم با شماست. منجی، نه در خارج، بلکه درون شماست. 📝 بیت شعر مناسب از شاعر معاصر ما وارث درد و پرپر و تکراریم امروز و همیشه، منتظر بیداریم محمدعلی بهمنی ۷ دی ماه ۱۴۰۴ https://t.me/ghalamemoalem https://chat.whatsapp.com/K8ZOz0XK0eDFNtzkDAPuTZ?mode=hqrt2 https://t.me/+oSxwxqnIyTAwYzY8

۱۴۰۴ دی ۶, شنبه

ابهام در فعالیت صنفی و سیاسی

هفته نامه قلم معلم: ↩️بخش دوم تفاوت فعالیت سیاسی و صنفی ابهام در تمایز فعالیت صنفی و سیاسی در بازداشت معلمان ✍🏿✍🏿✍🏿✍🏿✍🏿 در بخش اول در لبنگ‌ زیر https://t.me/Azadezendaniyan تاریخچه اختلافات تعریف فعالیت صنفی و سیاسی از شروع فعالیت شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان از سال ۸۰ تاسیس شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان خدمت همکاران عرض کردم 🟧ابهام در تمایز فعالیت صنفی و سیاسی در دستگیر شدگان معلم متاسفانه، به نظر می‌رسد که درک درستی از تفاوت بین فعالیت صنفی و فعالیت سیاسی (ورود به قدرت) در میان برخی از اعضای شورای هماهنگی تشکل‌ها ی صنفی فرهنگیام‌ نیز مشاهده می‌شود حتی برخی هیات مدیره تشکل های صنفی در مورد فعالیت سیاسی و صنفی مشاهده می شود 👈🏽۱. مورد هاشم خواستار معلم زندانی (سال ۱۳۸۲): یادم هست در سال ۱۳۸۲، هنگامی که آقای هاشم خواستار، فعال صنفی و عضو هیئت مدیره‌ی وقت کانون صنفی معلمان مشهد، دستگیر شد، نقل قولی از همسر ایشان به ابن مضمون مطرح گردید که حاکی از آن بود که برخی هیات مدیره کانون صنفی معلمان هاشم خواستار را «سیاسی» نه صنفی می‌دانستند. این برداشت شخصی من است این اظهارنظر در پی اعتراض فعالان صنفی و خانواده خواستار تغییر کرد ⏪فکر کنم این مطلب که هاشم خواستار فعالیت او سیاسی نه صنفی بوده است از طرف محمود بهشتی لنگرودی از کانون صنفی معلمان مطرح‌گردید . ⤵️۲. مورد محمود بهشتی لنگرودی: آقای محمود بهشتی لنگرودی، که سابقه‌ی همکاری با سازمان معلمان (با مجوز سیاسی) را دارد، خود مصداق بارز خلط فعالیت‌ها است. خاطرات دستگیری ایشان در شبکه‌های اجتماعی (تلگرام) در سال های گذشته منتشر شد که مربوط به سخنرانی‌های ایشان در لاهیجان و زنجان در حمایت از میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری بود، شاهدی بر ماهیت سیاسی فعالیت‌های گذشته‌ی اوست. با وجود این، برخی طرفداران او همچنان اصرار دارند که اتهامات مطرح‌شده در خصوص سابقه‌ی سیاسی وتخلفات ایشان نادرست است کلیه تخلفات ایشان در تلگرام تخلفات محمود بهشتی لنگرودی https://t.me/+oSxwxqnIyTAwYzY8 منتشر شده است ، در حالی که اعترافات و خاطرات بازجویی ایشان موجود است است ایشان ‌که خودش سر تا پا سیاسی است .در سال ۸۲ گفته : دستگیری هاشم خواستار به دلیل فعالیت سیاسی بوده است نه فعالیت صنفی ⤵️۲-" تکرار پروژه فعالیت سیاسی نه صنفی برای مسعود فرهیخته معلم زندانی تگرار شده است . خانم لیلا احمدوند معلم و همکار صنفی همسر مسعود فرهیخته معلم زندانی خانم لیلا احمدوند، معلم و همکار، در یادداشتی تحت عنوان " ما ز یاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم درتللگرام‌ «چالش صنفی معلمان» : منتشر شده است در مورد مسعود فرهیخته معلم زندانی گفته است :«عده‌ای می‌خواهند فعال صنفی را برچسب سیاسی زده و بایکوت کنند برداشت شخصی بنده این است این دیدگاه تکرار همان تفکری است که در سال ۱۳۸۲ در مورد آقای هاشم خواستار مطرح شد. این نشان می‌دهد که برخی تشکل‌ها همچنان تفاوت میان «تحلیل سیاسی» و «ورود به قدرت سیاسی» را به‌درستی درک نکرده‌اند.اولویت اصلی تشکل‌ها و مسئله زندانیان معلم است بنده بارها و در مصاحبه‌ها و پیام‌های مختلف تأکید کرده‌ام که اولویت اول شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی، آزادی معلمان زندانی است.اگر در این راه صدها نفر از اعضای شورای هماهنگی فرهنگیان‌ دستگیر شوند، این یک سرمایه برای معلمان محسوب می‌شود.اعتبار شورای هماهنگی فرهنگیان بالا می‌رود، زیرا معلمان احساس می‌کنند شورا ی هماهنگی فرهنگیان برای آزادی همکاران دربند خود هزینه می‌کند و مشارکت دارد معلمان تشویق به عضویت در تشکل های معلمان می شوند . 🟦واقعاً جای تعجب است که چگونه است گفته می شود اکثریت اعضای شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان شاخه ۱۵ تشکل گرایشات چپ دارند (بر اساس ادعای ۸ تشکل جدا شده از شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان) ، به‌نظر بنده اساساً چپ ها طرفدار اعتصاب برای اقشار هستند، در خصوص این مسئله حیاتی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان شاخه ۱۵ تشکل کوتاهی می‌کنند 👈🏽توضیح مواضع ایدئولوژیک : بنده شخصاً با گرایش چپ مخالف نیستم ، اما مخالف ورود هرگونه ایدئولوژی سازمانی به درون نهاد مدنی و حکومت هستم. ایدئولوژی شخصی قابل احترام است، اما ورود آن به ساختار نهاد مدنی یا حکومتی، ایجاد مشکل می‌کند. 🟢پیشنهاد برای حل اختلافات و انحصار شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان برای برون‌رفت از وضعیت فعلی و حل اختلافات در شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی، و همچنین رفع مشکل انحصار شورای هماهنگی فرهنگیان در دست یک گروه خاص،بارها به صورت مکتوب نوشته ام 🟩 پیشنهاد های زیر است ۱-استعفای محمود بهشتی لنگرودی: آقای محمود بهشتی لنگرودی از ریاست فعلی شورای هماهنگی استعفا دهد، زیرا سابقه‌ی سیاسی تخلفات ایشان مناسب مدیریت یک نهاد صنفی نیست. ۲-تشکیل جلسات شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان به‌صورت مجمعی: جلسات شورای هماهنگی همانند سال‌های ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۶، به‌صورت مجمعی برگزار می شد و در این شرایط با توجه به اساسنامه جلسات هفتگی در فضای مجازی باحضورنمایندگان‌ ۲۵ تشکل عضو در فضای مجازی برگزار گردد ⬅️۳-ریاست چرخشی: ریاست شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان باید به صورت گردشی، شبیه به ساختار اتحادیه اروپا، باشد تا انحصار شکسته شود. این وظیفه‌ی پیشکسوتان است که برای رهایی شورای هماهنگی فرهنگین‌ از انحصار یک گروه خاص و بازگرداندن آن به مسیر اصلی صنفی اقدام کنند شورای تشکل‌های صنفی فرهنگیان طی ۲۵ سال با هزینه های سنگین به فعالیت خود ادامه می دهد . یکشنبه ۷ دی ماه ۱۴۰۴ https://t.me/ghalamemoalem

اهداف گروه آزادی زندنیان و حمایت از خانواده های زندانی

↩️اهداف گروه آزادی زندانیان و حمایت از خانواده های آنان 🖌🖌🖌🖍🖍 ⏪مقدمه : هفته‌نامه قلم معلم در راستای مسئولیت‌های اجتماعی خود، گروهی در پیام‌رسان تلگرام با عنوان «آزادی زندانیان و حمایت از خانواده‌های زندانیان» راه‌اندازی نموده است. از همکاران محترم و داوطلبان گرامی دعوت می‌شود پیشنهادها و آمادگی همکاری خود را صرفاً از طریق تلگرام و واتساپ هفته‌نامه قلم معلم 00989121090293 ارسال نمایند. بدیهی است به سیم کارت محل زندگی با تلفن بالا تفاوت دارد تلفن بالا فقط تلگرام و واتساپ هفته نامه قلم معلم است اهداف گروه ۱- حمایت مالی و معنوی: جمع‌آوری کمک‌ها برای پشتیبانی مالی و روانی مستمر از خانواده‌های زندانیان سیاسی و عقیدتی، به منظور کاهش بار سنگین زندگی و تقویت روحیه آن‌ها. ۲-شبکه سازی و همبستگی: ایجاد یک شبکه ارتباطی قوی بین خانواده‌های زندانیان و فعالان حقوق ۳ -مستندسازی و آگاهی‌رسانی: ثبت دقیق موارد نقض حقوق زندانیان و انتشار گزارش‌ها و اخبار موثق درباره وضعیت آن‌ها، جهت افزایش آگاهی عمومی و فشار بر مراجع بین‌المللی. ۴- کاهش نقش زندان به عنوان ابزار سرکوب: تلاش برای مقابله با استفاده از زندان به عنوان ابزاری برای ساکت کردن مخالفان، و تبدیل حمایت از زندانیان به یک حرکت تأثیرگذار اجتماعی. ادمین گروه محمد خاکساری هفته نامه قلم معلم‌ https://t.me/Azadezendaniyan

اختلاف تعریف فعالیت صنفی و سیاسی

↩️اختلاف‌نظر در تشکل‌های فرهنگیان: مرز میان صنف و سیاست ✍🏿✍🏿✍🏿✍🏿✍🏿✍🏿 از زمان تأسیس شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران در اسفندماه ۱۳۸۰، بحث و اختلاف‌نظر جدی درباره‌ی مرز میان فعالیت صنفی و سیاسی در میان اعضا وجود داشته است. این اختلافات عمدتاً ناشی از تعاریف متفاوتی است که همکاران از این دو نوع فعالیت در ذهن دارند. برای تبیین این تمایز، بهتر است از رویکرد جامعه‌شناسی سیاسی استفاده کنیم ۱ 👈🏽فعالیت سیاسی: اکثر جامعه‌شناسان سیاسی، فعالیت سیاسی را ورود به حوزه‌ی قدرت سیاسی می‌دانند که وظیفه‌ی اصلی احزاب سیاسی است. (مانند تلاش برای کسب کرسی در مجلس یا ریاست جمهوری ۲ ). ⏪فعالیت صنفی (در نهاد مدنی): .. فعالیت صنفی در ذیل نهادهای مدنی تعریف می‌شود؛ مانند تشکل‌های دانشجویی، سندیکاهای کارگری، تشکل‌های آموزش و پرورش و سایر نهادهای مدنی. وظیفه‌ی اصلی نهاد مدنی، «نقد و نظارت» بر قدرت حاکم است. ۳ ⏪اصل تفکیک وظایف: نهاد مدنی به طور مستقیم وارد قدرت سیاسی نمی‌شود؛ زیرا اگر نهاد مدنی خود بخشی از قدرت شود، دیگر نمی‌تواند وظیفه‌ی حیاتی «نقد و نظارت» را به درستی انجام دهد. این تفکیک وظایف در ساختار قانونی کشور (مانند وزارت کشور) نیز به رسمیت شناخته شده و مجوزهای سیاسی و صنفی جداگانه صادر می‌شوند .۴ ◀️اشتباه رایج: خلط «تحلیل سیاسی» با «فعالیت سیاسی » یکی از مشکلات رایج این است که برخی همکاران تصور می‌کنند اگر یک تشکل صنفی صرفاً «صنفی» باشد، حق نقد سیاسی یا بررسی رخدادهای سیاسی را ندارد. این برداشت یک اشتباه است. تحلیل سیاسی با فعالیت سیاسی تفاوت دارد: فعالیت سیاسی: هدف، کسب قدرت است ۵ 🔸تحلیل سیاسی: هدف، درک ساختار قدرت برای دستیابی به مطالبات است. تعریف تحلیل سیاسی: تحلیل سیاسی عبارت است از بررسی و موشکافی یک پدیده در ابعاد متفاوت، برای رسیدن به یک نتیجه‌ی مطلوب. در این فرآیند، بخش‌های متعدد یک پدیده و ارتباط آن‌ها با یکدیگر بررسی می‌شود. اگر یک نهاد مدنی (تشکل صنفی) نتواند به‌درستی تحلیل سیاسی از ساختار قدرت داشته باشد، نمی‌تواند به طور موثر خواسته‌های صنفی خود را از حاکمیت پیگیری و مطالبه کند ۶ ☑️مثال منافع ملی (بحران بی آبی گازی ، بی برقی گرانی ): تشکل های صنفی صنفی به دو دسته تقسیم شدند: گروهی این موضوع را «سیاسی» دانسته و از ورود به موارد بالا بی آبی ، بی برقی ، بی گازی ،گزانی“ خودداری کردند، و گروه دیگر آن را مشکل ملی و در تضاد با منافع ملی تلقی کردند. تشکل صنفی که وظیفه‌ی اصلی‌اش «نقد و نظارت بر قدرت» است، نمی‌تواند نسبت به این مسائل بی‌تفاوت باشد و سکوت کند. مشکلات بالا سکوت کنیم در شورای که یک مسئله‌ی منافع ملی و مرتبط با آموزش و پرورش است. اگر در منطقه‌ای مثلا آب ، برق ، گاز نباشد، معلم چگونه می‌تواند تدریس کند و دانش‌آموزان چگونه می‌توانند بهداشت را رعایت کنند؟ ۷ 🟧نقش نهادهای مدنی در توسعه‌ی دموکراسی فعالیت‌های صنفی در جوامع پیشرفته، توسط تشکل‌های قدرتمند، سندیکاها و اتحادیه‌های سراسری هدایت می‌شوند. نهادهای مدنی، مانند تشکل‌های صنفی، نقش حیاتی در توسعه‌ی مداوم دموکراسی و تحکیم آن دارند. این نهادها: مکانی برای تمرین دموکراسی هستند. بیان‌کننده‌ی منافع عینی گروه‌های اجتماعی مختلف هستند. به تربیت نیروهایی کمک می‌کنند که ممکن است در آینده وارد احزاب سیاسی شوند. در نهایت، نهاد مدنی مجموعه‌ای از روابط متقابل و غالباً متناقض بین افراد جامعه است که در کنار سیستم سیاسی، به تنظیم مناسبات اجتماعی می‌پردازند متاسفانه برخی اعضای شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران این تفاوت ها به درستی متوجه نمی شوند شنبه ۶ دیماه ۱۴۰۴ . https://t.me/ghalamemoalem https://chat.whatsapp.com/K8ZOz0XK0eDFNtzkDAPuTZ?mode=hqrt2 https://t.me/+oSxwxqnIyTAwYzY8

۱۴۰۴ دی ۵, جمعه

نقش تشکل ها در آزادی زندامیان

نقش تشکل صنفی معلمان در کاهش زندان و اخراج معلمان و راهکارهای پیشنهادی تشکل‌های صنفی معلمان به عنوان نهادهای مدنی و حقوقی می‌توانند نقش بسیار مهمی در حمایت از حقوق معلمان، کاهش فشارهای اجتماعی و قانونی، و جلوگیری از زندانی شدن و اخراج آنان ایفا کنند. این تشکل‌ها با فعالیت‌های خود می‌توانند از معلمان در برابر تهدیدات و تبعیض‌های موجود در محیط کار دفاع کنند و به ایجاد یک فضای آموزشی سالم و حمایتی کمک کنند. در ادامه، برخی از راهکارهایی که این تشکل‌ها می‌توانند برای کاهش زندان و اخراج معلمان ارائه دهند، مورد بررسی قرار می‌گیرد. 1. حمایت حقوقی و قانونی از معلمان تشکل‌های صنفی می‌توانند از طریق ارائه مشاوره حقوقی و دفاع از حقوق قانونی معلمان، کمک کنند تا در صورت وقوع تخلفات یا تهدیدات، معلمان بتوانند از خود دفاع کنند. این تشکل‌ها می‌توانند به عنوان نهادهای مستقل، نقش میانجی را بین معلمان و مسئولان آموزشی ایفا کنند و به معلمان کمک کنند تا از مجازات‌های قانونی غیرمنصفانه و اخراج‌های ناعادلانه جلوگیری کنند. تشکل‌ها همچنین می‌توانند از طریق وکلا و مشاوران حقوقی، معلمان را در برابر اتهامات نادرست یا اقدامات تلافی‌جویانه حمایت کنند. به عنوان مثال، در صورتی که معلمی به اشتباه متهم به رفتار غیرقانونی یا غیر اخلاقی شود، این تشکل‌ها می‌توانند با همکاری وکلای ماهر، به دفاع از حقوق معلم پرداخته و از تشدید مشکلات جلوگیری کنند. 2. ترویج آگاهی حقوقی میان معلمان یکی از وظایف مهم تشکل‌های صنفی، ارتقای آگاهی حقوقی معلمان است. با برگزاری دوره‌های آموزشی و کارگاه‌های حقوقی، این تشکل‌ها می‌توانند به معلمان اطلاعات لازم را در خصوص حقوق خود و روش‌های قانونی مقابله با سرکوب‌ها و تبعیض‌ها بدهند. با آگاهی از حقوق خود، معلمان قادر خواهند بود از اشتباهات قانونی که ممکن است به اخراج یا زندانی شدن منجر شود، جلوگیری کنند.این آگاهی همچنین می‌تواند به معلمان کمک کند تا در مواجهه با شرایط ناگوار در محل کار، از اقدامات خودسرانه یا واکنش‌های غیرقانونی پرهیز کنند و از راه‌های قانونی برای پیگیری حقوق خود استفاده کنند. 3. مذاکره و دیپلماسی با مسئولان دولتی و آموزشی تشکل‌های صنفی می‌توانند به عنوان نمایندگان معلمان، با مسئولان دولتی و آموزشی وارد مذاکرات شوند تا شرایط بهتری برای معلمان ایجاد کنند. این مذاکره‌ها می‌تواند شامل درخواست برای اصلاح قوانین، بهبود شرایط کاری، و جلوگیری از اخراج‌های غیرقانونی یا نامناسب باشد. در مواردی که معلمی به دلیل فعالیت‌های صنفی یا انتقاد از سیاست‌های آموزشی تحت فشار قرار می‌گیرد، تشکل‌ها می‌توانند از طریق مذاکره با مسئولان، مانع از اخراج یا مجازات‌های غیرمنصفانه شوند. 4. فعالیت‌های مدنی و اعتراضی در شرایطی که هیچ یک از راه‌های مذاکره یا گفتگو به نتیجه نرسند، تشکل‌های صنفی معلمان می‌توانند از روش‌های مدنی مانند تجمعات مسالمت‌آمیز، اعتراضات عمومی یا اعتصاب برای جلب توجه به مشکلات معلمان استفاده کنند. این فعالیت‌ها به ویژه زمانی که معلمان در خطر اخراج یا زندانی شدن قرار دارند، می‌توانند برای به دست آوردن حمایت عمومی و رسانه‌ای موثر باشند.تشکل‌های صنفی می‌توانند از طریق این نوع فعالیت‌ها، فشار اجتماعی و سیاسی وارد کنند تا دولتمردان مجبور به بازنگری در تصمیمات خود شوند و شرایط بهتری برای معلمان فراهم آورند. 5. دفاع از معلمان در برابر تبعیضات سیاسی یا اجتماعی در بسیاری از موارد، معلمان به دلیل دیدگاه‌های سیاسی یا اجتماعی خود با تهدیدات مختلفی از جمله اخراج یا زندانی شدن مواجه می‌شوند. تشکل‌های صنفی معلمان می‌توانند از معلمان در برابر تبعیض‌های سیاسی یا اجتماعی دفاع کنند و اطمینان حاصل کنند که معلمان برای ابراز نظرات خود در مورد مسائل اجتماعی، سیاسی یا آموزشی تحت فشار قرار نگیرند. این تشکل‌ها می‌توانند با نظارت بر رفتارهای غیرقانونی یا غیرمناسب مسئولان، از حقوق معلمان در برابر هرگونه سرکوب سیاسی یا اجتماعی حمایت کنند و از اعمال فشارهای بی‌اساس جلوگیری کنند. 6. حمایت از معلمان در شرایط اضطراری و بحران‌ها در مواقع بحران‌های آموزشی یا اجتماعی، ممکن است معلمان در معرض تهدیدات و فشارهای بیشتری قرار گیرند. تشکل‌های صنفی می‌توانند از معلمان در شرایط بحرانی حمایت کنند و از طریق ایجاد شبکه‌های حمایتی، به معلمان کمک کنند تا از بروز مشکلاتی مانند اخراج یا زندانی شدن جلوگیری کنند. این تشکل‌ها همچنین می‌توانند در شرایط بحران، با استفاده از روابط خود با سازمان‌های داخلی و بین‌المللی حقوق بشر، از معلمان در برابر سرکوب‌های غیرقانونی حمایت کنند. محمد خاکساری هفته نامه قلم معلم ۶ دیماه ۱۴۰۴ https://t.me/Azadezendaniyan https://t.me/ghalamemoalem

راه روشن ودرس جمع

:↩️ راهِ روشن و درسِ جمع 🖍🖍🖍🖌🖌🖌 اگر صبر کنیم و نومیدی نزدیک نگردد به دل ما؛ اگر از رنجِ تلخِ دیروز درس آموزیم، راهِ فردا، روشن است. من، خود، شاگردِ شمایم، هر چه هستم، ز مهر و دانشِ یاران آموخته‌ام. امید و انگیزه شعار نیست، یک حقیقتِ جاوید و تاریخی‌ست که ما را راهگشاست. خردِ جمعی، بزرگ‌ترین سرمایه‌ی ماست؛ باید حرمت نگه داریم. اگر کژی آمد، بدونِ بیم، اصلاح کنیم زود. درایت و پیشنهادِ هر یک از شما، یاری‌رسانِ بزرگ است. چه نیکو گفت آن عصب‌شناس: هر پیشنهاد چپِ مغز را نور می‌بخشید. پس بیایید پیشنهاد آریم؛ حتی اگر خام و نادرست باشد؛ شاید یک ایده در میانِ ده‌ها، مسیرِ نجاتِ جمع را روشن نماید. همه دردها شنیدنی شد، اکنون زمانِ گفتنِ راه‌حل است. هر پیشنهاد قطعاً اجرا نگردد، اما در کوره نقد و چالش، پخته می‌گردد، تا که یک راه‌حلِ عملی به بار آید جمعه ۵ دیماه ۱۴۰۴ . https://t.me/+K6tRYWbbbvIyMzM8

سیاست تفرقه انداز حکومت کن

↩️سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن 🖍🖍🖍🖌🖌 تاریخ سیاسی جوامع مختلف، حکومت‌های استبدادی برای تثبیت و تداوم قدرت خویش از سیاستی قدیمی و کارآمد بهره گرفته‌اند؛ سیاستی که در یک جمله خلاصه می‌شود: «تفرقه بینداز و حکومت کن». هدف اصلی این رویکرد، جلوگیری از شکل‌گیری هرگونه همبستگی و سازمان‌یافتگی اجتماعی است که می‌تواند به چالشی برای اقتدار حکومت بدل شود. ۱ ⏪تقویت شکاف‌ها برای مهار جامعه دیکتاتورها با درک اهمیت وحدت مردمی، آگاهانه به دامن زدن به اختلاف‌ها و شکاف‌های اجتماعی، قومی، مذهبی و طبقاتی می‌پردازند. این سیاست باعث می‌شود جامعه به جای تمرکز بر منافع جمعی و مشترک، درگیر تضادهای درونی و رقابت‌های فرساینده شود. در چنین فضایی، اعتماد اجتماعی فرو می‌پاشد و نیروهای اجتماعی نمی‌توانند برای تغییر وضع موجود هم‌صدا شوند. ۲ 👈🏽پیامدهای روانی و فرهنگی تفرقه سیاست تفرقه نه‌تنها ساختار اجتماعی، بلکه روح جمعی جامعه را نیز هدف قرار می‌دهد. بی‌اعتمادی، بدبینی، ترس و انزوا به تدریج در میان مردم ریشه می‌دواند. افراد به جای همیاری و مشارکت، در پی حفظ موقعیت شخصی خود می‌شوند و جامعه در یک چرخه‌ی معیوب از نفاق و بی‌اعتمادی گرفتار می‌گردد. ۳ ⬅️راه رهایی: بازسازی اعتماد و آگاهی انتقادی نخستین گام برای مقابله با این سیاست، بازسازی اعتماد اجتماعی و تقویت آگاهی انتقادی در میان شهروندان است. تنها از راه گفت‌وگوی آزاد، همدلی و شناخت منافع مشترک می‌توان بر دیوارهای مصنوعی تفرقه غلبه کرد. اتحاد آگاهانه‌ی مردم، همواره پاشنه‌ی آشیل نظام‌های استبدادی بوده و خواهد بود. جمعه ۵ دیماه ۱۴۰۴ https://t.me/ghalamemoalem https://chat.whatsapp.com/K8ZOz0XK0eDFNtzkDAPuTZ?mode=hqrt2 https://t.me/+oSxwxqnIyTAwYzY8

۱۴۰۴ دی ۳, چهارشنبه

راهکار ههی تغییر

↩️راهکار تغییر: مسئولیت، فداکاری، و میهن‌دوستی فعال 🖌🖍🖌🖍🖍 در مواجهه با چرخه‌ی ترس و استبداد، سکوت و امید به «منجی» یا «ناجی خارجی» که تنها به فکر منافع خویش است، راه‌حل نیست. این انتظار، نه تنها اقدامی سازنده نیست بلکه موجب اتلاف فرصت‌ها و تداوم وضع موجود می‌گردد. آزادی با «گفتاردرمانی» و تحلیل‌های بی‌پایان یا با «اعتراضات کوتاه‌مدت و پراکنده» که به سرعت سرکوب می‌شوند، به دست نمی‌آید، بلکه مستلزم هزینه، فداکاری، برنامه‌ریزی و اقدام سازمان‌یافته و مستمر است . ⏪ هسته‌ی اصلی تغییر: مشارکت و آگاهی مشارکت آگاهانه‌ی مردم در سرنوشت خویش، هسته‌ی اصلی یک جامعه‌ی آزاد و پایدار است. بدون این مشارکت فعال، دفاع از میهن و ارزش‌های ملی به شعاری تهی و نمایشی بی‌اثر تبدیل می‌شود. مشارکت واقعی، سطح آگاهی و آموزش عمومی را بالا می‌برد. ملتی که آگاه و سازمان‌یافته باشد، در برابر تهدیدهای داخلی (استبداد) و خارجی (طمع‌ورزی بیگانگان) بهتر مقاومت می‌کند و استقلال و کرامت خود را حفظ می‌نماید . 💡 ⬅️ کلید واژه‌ها: شکستن دیوار ترس این حقیقت تاریخی را نباید از یاد برد: تا زمانی که ترس مردم از حاکم باقی است، حکومت او ادامه دارد. استبداد با استفاده از ابزار وحشت، مردم را به انفعال کشانده و خود را ابدی می‌نماید. اگر هر ایرانی شعار «آزادی یا مرگ» را نه فقط در ذهن، که در عمل و به صورت جمعی باور کند و آن را در قالب اقدامات مدنی، سیاسی و سازمان‌یافته به نمایش بگذارد، دیوار ترس فرو می‌ریزد و حاکمیت استبدادی، آرام‌آرام سرنگون می‌شود. مسئولیت تغییر، تنها و تنها بر دوش خود ملت است «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» و من شگفت زده به او نگاه کردم و او به من و ما به لحظه‌ی عظیم برخاستن و هراس از سقوط و ایمان به پیروزی و امید به آزادی از فروغ فرخزاد محمد خاکساری هفته نامه قلم معلم پنجشنبه چهارم دیماه ۱۴۰۴ https://t.me/ghalamemoalem https://chat.whatsapp.com/K8ZOz0XK0eDFNtzkDAPuTZ?mode=hqrt2 https://t.me/+oSxwxqnIyTAwYzY8

بحران بقا

↩️بحران بقا، نه افزایش حقوق! | 🖌🖌🖌🖍🖍🖍🖍 👈🏽اولویت امروز: اتحاد و نجات ملی در شرایط بحرانی و بی‌سابقه‌ی کشور، جامعه‌ی صنفی، کارگری و معلمان بازنشستگان سایر اقشار باید مطالبات خود را از موضوع جزئی «افزایش حقوق» فراتر ببرند و بر اولویت اصلی تغییر ساختار تمرکز کنند: . ⚠️ امروز، مسئله‌ی اصلی جامعه، «چند درصد افزایش حقوق» نیست؛ تغییر سیستم است با افزایش حقوق هر روز گرانی بیشتر است سرعت گرانی آنقدر است حقوق شما به آن نمی رسد افزایش حقوق چاره نیست مگر اینکه حقوق اقشار به دلار بدهند چاره تغییر سیستم فساد آور است مسئله «بود و نبود وطن» و آینده‌ی ماست فشار مضاعف بر مردم و نابودی سرمایه‌های کشور . 👍نکته کلیدی: مطالبه‌ی صرفِ افزایش حقوق، در این برهه‌ی حساس، نه تنها دردی را درمان نمی‌کند، بلکه با دامن زدن به تورم و تفرقه چاره کار سیستم تغییر کند این تجربه ۴۴ سال گذشته است در این شرایط بود و نبود زندگی است با حرف زدن کاری ساخته نبست آستین های بالا زد وارد عمل شد ، هیچ چیز تغییر نمی کند مگر شما اراده کنی تغییر بوجود آوری ناجی شما هستید کمی اراده و کمی فداکاری می خواهد خودت و دیگران ازاین وضعیت خارج شوی .‌اولویت این حکومت خرید اسلحه و اتم است ✅ اولویت امروز: اتحاد همه‌ی اقشار برای عبور از حکومت و مطالبه‌ی تغییرات ساختاری و بنیادین برای نجات اقتصاد و وطن است این تصمیم با شماست . سکوت کنی یا شاهد نابودی وطن و خودت شوی به باور من، نیروی واقعی تغییر در ایران کارگران، معلمان، دانشجویان، بازنشستگان، روزنامه‌نگاران و اقشار آگاه جامعه‌ هستند فقط در فضای مجازی هماهنگ شوند برای نجات کشور اقدام اساسی کنند پیشنهاد بنده اعتصاب سراسری مستمر تغییر حکومت است چهارشنبه سوم دیماه ۱۴۰۴ https://t.me/ghalamemoalem https://chat.whatsapp.com/K8ZOz0XK0eDFNtzkDAPuTZ?mode=hqrt2 https://t.me/+oSxwxqnIyTAwYzY8

فعال سیاسی و صنفی بعد ز ازادی زندان

↩️فایل صوتی : محمد خاکساری- سوم دیماه ۱۴۰۴ 👈🏽موضوع : ۱- وضعیت فعالیت زندان سیاسی و صنفی بعد آزادي از زندان چگونه است ؟ ۲- این فعالان سیاسی و صنفی چند گروه تقسیم می شوند. چهارشنبه سوم دیماه ۱۴۰۴ https://t.me/khaksari1sokhanrani

دکتر کمال یزدی به ۱۸ سال زندان محکوم شد

‍ #فوری دکتر کمال جعفری یزدی به ۱۸ سال زندان محکوم شد!! بر اساس اطلاعات رسیده از مشهد، امروز سوم دی ماه ۱۴۰۴ دادگاه شعبه دوم انقلاب مشهد به ریاست قاضی حسن وزیری در حکم بدوی و ظالمانه و بر اساس نظرات و اکاذیب و پرونده سازی‌های وزارت بدنام اطلاعات، این جانباز آزاده و برادر شهید و عضو بیانیه افتخارآمیز ۱۴ را که تاکنون حدود ۶ سال از عمر خود را در زندان گذرانده، مجددا به ۱۸ سال حبس به شرح ذیل محکوم نموده و به ایشان ابلاغ کرد: ۱ـ فعالیت تبلیغی علیه رژیم جمهوری اسلامی؛ یک سال زندان! ۲ـ توهین به علی خامنه‌ای؛ دو سال زندان! ۳ـ عضویت در گروه‌ها و دسته‌جات مرتد! و معاند (مشخصا جبهه ملی ایران، که وی از اعضای شاخص آن می‌باشد)؛ پنج سال زندان! ۴ـ تشکیل دسته و گروه (سه‌شنبه‌های دیدار) برای سرکشی و کمک به زندانیان ضدانقلاب (سیاسی) و خانواده‌های آنها با قصد برهم زدن امنیت ملی!؛ ده سال زندان!! و مجموعاً وی را به ۱۸ سال زندان محکوم نموده است که (۱۰ سال، اشد آن) قابل اجرا می‌باشد و از این تاریخ به مدت ۲۰ روز فرصت تجدید نظرخواهی یا تسلیم به رای صادره دارد. دکتر کمال جعفری یزدی یکی از شخصیتهای صالح‌ و ملی‌گرا و دموکراسی‌خواه و

خاطرات خانم معم ۱۷۹ فضای آنوزشی متفاوت

۱۷۹ - «فضای آموزشی متفاوت؛ از هنر تا علم» در پایان مهرماه ۷۵ از دانش آموزان سه کلاس سوم انسانی در درس های مختلف امتحان کتبی گرفتم و معدل سال قبل آنها را از دفتردار دبیرستان خواستم. به این ترتیب از توان علمی دانش آموزان سه کلاس، اطلاعاتی به دست آوردم. در آن سال هم نمره ی مستمر که میانگین نمرات هر درس دانش آموز قبل از امتحان ثلث یا سه ماهه بود، در لیست نمرات دبیر گذاشته می شد و هم نمره امتحان هر ثلث. من مثل سالهای گذشته دانش آموزان را بر مبنای نمرات امتحاناتی که در این ماه از آنان گرفتم و معدل سال قبل شان، به گروه های سه نفره تقسیم کردم. هر گروه، از دانش آموزان زرنگ، متوسط و ضعیف تشکیل می شد. به آنها گفتم من میانگین نمرات هر گروه را به عنوان نمره ی مستمر هر درس قرار می دهم و شما برای این که نمره ی گروهتان خوب باشد علاوه بر این که در خانه درس می خوانید زودتر به مدرسه بیایید و با هم درس بخوانید. من به اعضای هر گروه که رشد کند جایزه می دهم! مسئولیت سرگروه را به شاگرد زرنگ دادم و او برای این که نمره اش کم نشود به دو دانش آموز دیگر کمک می کرد تا هر درس را خوب یاد بگیرند. دانش آموزان انگیزه ی رقابت و پیشرفت یافتند. بعد به دانش آموزان کلاس گفتم:« شما در حال آموختن ادبیات و علوم انسانی هستید پس باید فضای کلاس هم با رشته ی تحصیلی شما هماهنگ باشد.» آنها با کنجکاوی پرسیدند:« یعنی چه کار کنیم.»؟ گفتم:« اشعار بزرگان ادبیات فارسی نظیر سعدی، حافظ و مولوی در مورد صفات نیک انسانی و محبت و دوستی را با خط خوش و نقاشی های زیبا روی مقوا می نویسیم و می کشیم و روی دیوارهای کلاس نصب می کنیم.» بعد پرسیدم:« چه کسانی خط زیبایی دارند و چه کسانی خوب نقاشی می کنند؟» چند نفر دست بلند کردند. نام آنها و نوع کارشان را در دفترچه ای یادداشت کردم. بعد گفتم:« شعر و نقاشی به گل و گیاه طبیعی هم نیاز دارد تا کلاسمان زیبا تر شود. چه کسانی می توانند برای پنجره ها گلدان پتوس یا پیچک و گلدان شمعدانی بیاورند.؟» باز چند نفر دست بلند کردند. همین برنامه را در دو کلاس دیگر هم اجرا کردم. دانش آموزان با شور و شوق فراوانی این کارها را انجام دادند و هر سه کلاس فضای صمیمی و خوشایندی پیدا کردند. چند روز بعد دانش آموزان می گفتند:« خانم، کلاس ما نمایشگاه شده و در زنگ های تفریح، دانش آموزان کلاس های دیگر به دیدن کلاس ما می آیند و ما از این بابت خوشحالیم.»!! چون تقریبا همه ی دانش آموزان سه کلاس در تهیه لوازم تزیین کلاس خود سهیم بودند، در حفظ و نگهداری آن هم کوشا بودند.! یک روز معاون دبیرستان به من گفت:« من بچه های انسانی را در طبقه ی زیر همکف قرار دادم چون معمولاً شیطنت بچه های انسانی بیشتر از سایر رشته ها است ولی حالا می بینم بچه های سه کلاس شما از همه بهترند و من اصلاً با آنها مشکلی ندارم.»!! وجود سه کلاس سوم انسانی در طبقه ی زیرهمکف و اظهار خشنودی معاون دبیرستان باعث شده بود تا خودم هم با خیال آسوده تری تدریس کنم. از آن پس هنگام تدریس درس « آرایه های ادبی»، اول دو، سه بیتی که با خط خوش روی تخته ی سبز رنگ کلاس نوشته بودم را با آواز می خواندم و بعد نکات ادبی این اشعار را برای دانش آموزان توضیح می دادم. یا ضبط صوت کوچکی را به کلاس می بردم و ترانه ای از یک خواننده که همان شعر مورد تدریس را خوانده بود، پخش می کردم. عجیب آن که این کارها خیلی مورد استقبال شاگردان واقع می شد.!! این فضای صمیمی و خلاقانه که با همکاری مابین معلم، دانش آموزان و معاون دبیرستان شکل گرفته بود، باعث شد تا نه تنها فضای آموزشی کلاس ها دل نشین تر شود، بلکه ارتباط میان معلم و دانش آموزان نیز مستحکم تر گردد. به واقع، آموزش به شکلی متفاوت و جذاب تبدیل به تجربه ای پر از یادگیری و محبت شد. https://t.me/Khaterate_khanom_moalem

۱۴۰۴ دی ۲, سه‌شنبه

کاید شکستن بنیاد کین

کلید شکستن بنیادِ کین را دیکتاتورِ مستبد بر ترس و بند و سیاه‌چالِ ستم استوار کرده است. امّا هیچ قلعه‌ای از قهر، بی‌خروشِ خلق و بی‌مقاومت، هرگز نپاید. فشارِ پیوسته، موجِ بلندِ خشمِ نسل‌ها، چون پتکِ پولادین، بر فرقِ استبداد فرود آید؛ تاوانِ سنگین، زخمِ اقتصادِ ویران، جانِ حکومت را سخت فرساید. او گرچه در ظاهر چون صخره‌ای سخت و بی‌تزلزل رخ نماید، اما، آن یورشِ بی‌وقفه، آهنگِ آهن را به شکست و عقب‌نشینی وادار کند. باید که پرده‌ی تزویر کَژ شود از هم. حرفِ تاریخ این است: گسستنِ این بندِ بی‌داد، فقط با طوفانِ مقطعی محال است. باید به پا خاستن، باید ایستادنِ دیرینه را چون عهد، بر دل‌ها نهاد. تا زورقِ تاریکِ او از عرشِ قدرت، در انزوا غرق شود. آری، آن فشارِ سهمگین و سِتَرگ، آن خروشِ بی امانِ ملت، خود کلیدی‌ست که قفلِ عقب‌نشینیِ این ظالم را خواهد گشود! چهارشنبه سوم دیماه ۱۴۰۴ https://t.me/+K6tRYWbbbvIyMzM8

عوام گرایی در پوشش رهبری

↩️نقد پاسخ‌های کلیشه‌ای و عوام‌گرایی در پوشش رهبری جنبش 🖌🖌🖌🖍🖍🖍 پاسخ مخاطب (طرفدار رضا پهلوی) نام مستعار: به‌نام منتشر شده در گروه جامعه مدنی ✍🏿✍🏿✍🏿✍🏿 مخاطبان گرامی، لطفاً به پیام‌ها و پاسخ‌های طرفداران رضا پهلوی با دقت توجه کنید. به‌روشنی مشاهده می‌شود که این پاسخ‌ها غالباً پاسخ مستقیم به پرسش‌ها نمی‌دهند و بیشتر در قالب جملات کلیشه‌ای، همراه با ناسزاگویی به «پنجاه‌وهفتی‌ها» تکرار می‌شوند. در حالی‌که طبق اسناد و مستندات تاریخی، بیشترین زندان و اعدام از ابتدای انقلاب اسلامی، متوجه همان نیروهای منتسب به انقلاب ۵۷ بوده است؛ کسانی که خیلی زود در برابر جمهوری اسلامی ایستادند. از سال ۱۳۵۸، اعتراض‌ها علیه خمینی آغاز شد؛ همان کسی که به وعده‌های خود در پاریس عمل نکرد . ⬅️یک مقایسه ساده اما علمی : تعداد اعدام‌ها و زندانیان منتسب به نیروهای انقلاب ۵۷ در برابر تعداد اعدام‌ها و بازداشت‌شدگان جریان‌های سلطنت‌طلب با چنین مقایسه‌ای، می‌توان به‌روشنی نتیجه گرفت که چه کسانی هزینه اصلی مقابله با جمهوری اسلامی را پرداخته‌اند . ◀️درباره رضا پهلوی : شعارهای مطرح‌شده از سوی او، بیشتر عوام‌گرایانه است. حتی در شرایط کنونی نیز، وعده‌هایی داده می‌شود که نه شخصیت سیاسی رضا پهلوی توان اجرای آن‌ها را دارد و نه ساختار روشنی برای تحققشان ارائه شده است . ◀️نکته قابل‌تأمل این است که: طرفداران خمینی پیش از انقلاب ۵۷، به مخالفان خود سنگ نمی‌زدند، تجمع‌ها را به‌هم نمی‌ریختند، و این‌چنین فحاشی و ناسزاگویی نمی‌کردند. این رفتارها امروز از سوی بخشی از حامیان رضا پهلوی دیده می‌شود، در حالی‌که او هنوز به قدرت نرسیده است . ⬅️دعوت به تحقیق: از هم‌وطنان تقاضا می‌شود: در اینترنت جست‌وجو کنند : معیارهای یک رهبر جنبش چیست؟ 👈🏽آیا رضا پهلوی واجد این معیارها هست یا خیر؟ بر اساس گزارش‌هایی از جمله آنچه در روزنامه هاآرتص (اسرائیل) منتشر شده، اعلام شده که: «در فضای مجازی، با استفاده از هوش مصنوعی برای رضا پهلوی تبلیغ می‌شود.» همچنین، هم‌وطنی که از دولت‌های خارجی پول دریافت کرده باشد، شایسته رهبری یک جنبش مردمی مستقل نیست. در کتاب شمارش معکوس آمده است که رضا پهلوی ماهانه ۱۵۰ هزار دلار از سازمان سیا آمریکا دریافت می‌کرده است. استقلال، یکی از اساسی‌ترین شروط رهبری یک جنبش مردمی است. ⏪برخی هم‌وطنان متأسفانه احساسی عمل می‌کنند. حداقل انتظار این است که: با چند کارشناس مستقل درباره رضا پهلوی مشورت شود. پیش از پذیرش رهبری، تحقیق و ارزیابی دقیق صورت گیرد. اگر معیارهای رهبری جنبش مردم نادیده گرفته شود، خطر تکرار فاجعه سال ۱۳۵۷ همچنان وجود دارد. در پایان، از هم‌وطنان دعوت می‌شود: رفتار و گفتار طرفداران رضا پهلوی را بررسی کنند و از خود بپرسند: آیا این رفتارها کمکی به تغییر حکومت است؟ یا ناخواسته در خدمت تداوم جهل، خشونت و استبداد قرار می‌گیرد؟ ✒️ بیت شعر مرتبط: خرد چشمِ جان است چون بنگری تو بی‌چشم، شادان جهان نسپری — فردوسی سه شنبه ۲ دیماه ۱۴۰۴ https://t.me/fmphl

۱۴۰۴ دی ۱, دوشنبه

فیار ائتلاف اقشار

👈🏽فریاد ائتلاف قشرها (بر محوریّت معیشت و مطالبه) 🖍🖍🖍🖌🖌🖌🖌 بشنو معلم، ای بانیِ فردا، که در دستت کلیدِ دانش است، در زیر بارِ فقر، شأن تو شکست. ای کارگر، ای بازوی پرتوان، که چرخِ صنعت، با رنج تو چرخید، سفره‌ات خالی، حقت به تاراج رفت. ای پرستار، ای مظهرِ ایثار، که شب تا سحر، کنارِ درد، بیدار، درمانِ خود، دغدغه‌ات شد، نالان. ای دانشجو، ای ذهنِ پرسشگر، که آزادی و عدالت، در نگاهت موج، دیگر سکوت را بشکن، مگذار رنج. ای بازنشسته، ای پشتِ خمیده، که جوانی‌ات، پای این خاک، پوسید، حقوقت، کفافِ درمانِ تو نداد. ما همه یک پیکریم، دردِ ما یکی، ائتلافِ قشرها، درمانِ این درد است. باید به هم پیوست، از هر صنف و شهر، متحد شویم، چون سیلِ بنیان‌کن. اگر این پیگیری باشد، اگر این همت برخیزد، بساطِ جور، در شش ماه، خواهد رفت. بیایید نظارت کنیم، آدم‌های پاک و با لیاقت را، از میانِ خود برکشیم، تا دوباره این ملک، به سوی عدالت و آزادی پر کشد سه شنبه . دوم دی ماه ۱۴۰۴ https://t.me/+K6tRYWbbbvIyMzM8

۱۴۰۴ آذر ۳۰, یکشنبه

مناقشه جزایر سه گانه

↩️مناقشه جزایر سه‌گانه و بحرین: نگاهی به ادعاهای حقوقی و تاریخی 🖍🖌🖍🖌🖌🖌 در پاسخ به مباحث مطرح شده در گروه واتساپی مربوط به «اعتصاب سه‌شنبه‌ها»، مخاطب به نام فرزاد ۱ ⏪ در خصوص پرونده احتمالی شکایت امارات متحده عربی علیه ایران در دیوان بین‌المللی دادگستری (لاهه)، یک حقوقدان بین‌المللی که سابقه کار از طرف ایران در این دادگاه را داشته، نکاتی را مطرح کرده است: وضعیت اسناد در پرونده لاهه: طبق نظر این حقوقدان، در صورت طرح دعوا از سوی امارات، اسناد و مدارک ایران برای دفاع کامل نیست. ۲ ادعای اشغال جزایر: این ضعف به دلیل این ادعا است که پس از واگذاری بحرین، ایران خود اقدام به بازپس‌گیری (اشغال) سه جزیره (تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی) کرده و در حال حاضر هیچ مدرک قاطع و غیرقابل انکاری دال بر مالکیت تاریخی و بلاعوض ایران بر این جزایر در اختیار نیست. توضیح: این دیدگاه در تضاد با موضوع رسمی جمهوری اسلامی ایران است که معتقد است جزایر سه‌گانه، طبق اسناد تاریخی، بخشی جدایی‌ناپذیر از خاک ایران بوده‌اند و اقدام ۱۳۵۰ شاه صرفاً اعمال حاکمیت بر سرزمین خود بوده است. ۴ 🇧🇭 رفراندوم بحرین و بحث‌های سلطنت‌طلبان همچنین، در خصوص واگذاری بحرین، این حقوقدان و منتقدین سلطنت پهلوی، به نکاتی اشاره کرده‌اند که به شرح زیر است ۵ : تناقض در واگذاری بحرین: اگر بحرین در زمان قاجار به طور رسمی و قانونی واگذار شده بود، چرا محمدرضا پهلوی (شاه ایران) دستور داد تا رفراندوم (همه‌پرسی تحت نظارت سازمان ملل) برای تعیین سرنوشت مردم بحرین در سال ۱۳۴۹ برگزار شود؟ استدلال: طرح رفراندوم از سوی شاه، به نوعی اذعان به این موضوع تلقی می‌شود که ایران همچنان خود را مالک بحرین می‌دانسته وگرنه نیازی به تعیین سرنوشت نبوده است. ۶ ⬅️تاریخ‌سازی سلطنت‌طلبان: منتقدین معتقدند که سلطنت‌طلبان، با هدف «آوردن رضا پهلوی» (فرزند شاه مخلوع)، در تلاشند تا «هر فسادی که شاه انجام داده است را سفید شویی کرده» و به نوعی «تاریخ را مهندسی کنند» تا تصویر مطلوبی از دوران پهلوی ارائه دهند. ۷ ↩️واقعیت‌های تاریخی: در پایان تأکید شده است که مستندات تاریخی قابل انکار نیست و تلاش برای تحریف تاریخ گذشته، بیهوده است یکشنبه ۳۰‌آذر ۱۴۰۴. https://t.me/fmphl

خاطرات خانم معلم ۱۷۸ آموزش طبقاتی

۱۷۸- افزایش جمعیت ،آموزش طبقاتی، زخمی بر پیکر توسعه در چند روز نخست مهرماه ۷۵ وقتی همکاران در زنگ تفریح با چهره ای خسته به دفتر دبیرستان وارد می شدند، بلافاصله از پرجمعیت بودن کلاس درس گله می کردند و از برخوردهایی که به خاطر شلوغی بین دانش آموزان رخ می داد ناراحت بودند.!! پاسخ خانم مدیر در مورد افزایش جمعیت دانش آموزان، ما را قانع نمی کرد. می پرسیدیم چرا مسئولان قبلاً به فکر ساختن مدارس بیشتر و تربیت معلم نبودند؟ البته یادم نرفته بود که در اوایل پیروزی انقلاب آخوندها مردم را تشویق می کردند تا تعداد مسلمانان دنیا را افزایش دهند و حالا این افزایش جمعیت دانش آموزی از همان تشویق های زبانی و بدون پشتوانه ی علمی و عملی ناشی می شد.!! یک روز یکی از دانش آموزان از دختر عموی خود که در زابل زندگی می کرد و به دلیل دسترسی نداشتن به مدرسه ی راهنمایی و فقر خانواده اش، با وجود سن کم، مجبور به ازدواجی ناخواسته شده بود صحبت کرد و خیلی ناراحت بود. وقتی سخنان او به پایان رسید دانش آموز دیگری درباره‌ی پسر همسایه شان حرف زد. او با تاثر می گفت:«این پسر شاگرد زرنگی بود ولی دیگر خانواده اش نمی توانستند هزینه ی تحصیل او را بپردازند و مجبور شد جهت کمک به وضع مالی خانواده اش درس را رها کند و در بازار ناصر خسرو با گاری به حمل بار بازاریان مشغول شود و از این راه پولی به دست آورد.»! بازگو کردن این مطالب از زبان دانش آموزان سوم دبیرستان، در دقایق پایانی کلاس، من را غمگین کرد. این نشان می داد که این جوانان متوجه وضع جامعه هستند. من نیز در خیابان با دیدن کودکان و نوجوانانی که در سن کم مشغول به کارهایی نظیر پاک کردن شیشه ی ماشین ها در سر چهارراه ها یا فروش فال حافظ بودند، به این فکر می کردم که اینها به جای نشستن در نیمکت های مدرسه به دلیل عدم توجه و حمایت دولت به وضعیت اقتصادی خانواده ها مجبور شده اند به کارهایی این چنین بپردازند و این، یعنی آنها در آینده وضع ناخوشایندی خواهند داشت.!! معمولاً آموزش بر رشد فردی و اجتماعی افراد جامعه و در نتیجه بر کل جامعه تاثیر دارد. آموزش کلید توسعه ی کشورها و نوعی سرمایه‌گذاری بلند مدت به حساب می آید. بر طبق اطلاعات ارائه شده از سازمان ملل رابطه ی مثبت و معنادار بین آموزش و رشد و تولید اقتصادی ثابت شده است‌. در بسیاری از جوامع امروز دنیا آموزش یکی از حقوق اساسی شهروندان است و دولت ها کارهای بسیاری جهت تامین منابع مورد نیاز آموزش و پرورش انجام می دهند تا تمام افراد جامعه از آموزش برخوردار شوند. خیلی از کشورها آموزش و پرورش عمومی را برای افراد جامعه به صورت رایگان و اجباری ارائه می دهند و در طراحی برنامه های آموزشی به عوامل جمعیت و تغییرات آن توجه کامل دارند. در کشور ما نیز براساس اصل ۳۰ قانون اساسی، « دولت مکلف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره ی متوسطه فراهم کند و وسایل تحصیلات عالی را نیز تا حد خود کفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد.» اما در زمان ریاست جمهوری رفسنجانی با راه اندازی مدارس پولی یا همان مدارسی که به غلط نام آن را « غیر انتفاعی » گذاشتند، اصل ۳۰ قانون اساسی کشور را زیر پا گذاشته و از وظیفه ی اصلی خود که فراهم کردن آموزش رایگان و کیفی برای دانش آموزان کشور است، شانه خالی کرد.!! و امروز پس از گذشت سال ها صحنه های حضور کودکان کار در خیابان های شهر ها نه تنها کم رنگ نشده، بلکه در شکل های تازه تری تکرار می شود. وقتی رفسنجانی بر طبل پولی کردن مدارس کوفت و با امکانات دولتی بسیاری از مسئولان و فرزندانشان از جمله، دختران خودش، مجتمع های آموزشی غیر انتفاعی به راه انداختند، دلسوزان جامعه می گفتند:« آموزش اگر به کالا تبدیل شود، جامعه ی آینده طبقاتی خواهد شد و هیچ توسعه ای پایدار نخواهد بود.»!! https://t.me/Khaterate_khanom_moalem

۱۴۰۴ آذر ۲۹, شنبه

مشکل خمینی هندی بودن نبود

↩️مشکل خمینی هندی بودنش نبود، رفتار او بود 🖍🖍🖍🖌🖌🖌 برخی می‌گویند خمینی اصالت هندی داشت، اما آیا این اصل ماجراست؟ مشکل خمینی، ملیتش نبود؛ بلکه رفتار، تصمیمات و پیامدهای حکومت او بود. آمریکا فقط ۲۵۰ سال عمر دارد اما امروز یک قدرت جهانی است. در مقابل، ما ۲۵۰۰ سال تمدن داریم، اما کجاییم؟ مشکل از نژاد و ملیت نیست، از طرز فکر و عملکرد است. ⏪در دوران قاجار، بسیاری از ایرانیان به هند مهاجرت کردند. پیش از استعمار انگلیس، سلسله گورکانیان ریشه‌ای ایرانی داشتند، و زبان فارسی در مدارس هند تدریس می‌شد. ↩️حتی گاندی در خاطراتش می‌نویسد: «امروز در کلاس، فارسی رفتم.» ایرانِ فرهنگی و تاریخی گسترده بود، اما اشتباهات سیاسی آن را تکه‌تکه کرد. رضاشاه هرات و بخش‌هایی از آرات را به ترکیه و افغانستان واگذار کرد. محمدرضا شاه هم بحرین را تقدیم انگلیس کرد. ⬅️این تصمیمات، ایران را کوچک‌تر کرد. در همین حال، آمریکا با پذیرش ملیت‌های مختلف، یک قدرت جهانی شد، اما ما هنوز درگیر تعصب و شعار هستیم. 👈🏽مشکل، دیکتاتوری است، نه نژاد بحث درباره اصالت افراد، نوعی نژادپرستی است که به فاشیسم می شود . ناسیونالیسم افراطی زمانی به فاشیسم تبدیل می‌شود که برتری یک ملت یا نژاد را بر دیگران تبلیغ کند و حقوق دیگر گروه‌ها را نادیده بگیرد. این تفکر، مردم را به "خودی" و "غیرخودی" تقسیم می‌کند و هرگونه مخالفت را سرکوب می‌کند. در آلمان، هیتلر با شعارهای ملی‌گرایانه و تقویت حس برتری نژادی، مردم را به دشمنی با اقلیت‌ها و مخالفان سیاسی سوق داد . او از احساسات ملی برای توجیه جنگ، پاک‌سازی نژادی و سرکوب داخلی استفاده کرد. در نهایت، ناسیونالیسم افراطی بدون کنترل، می‌تواند به استبداد، جنگ و جنایت‌های گسترده منجر شود. ⤵️ منتهی می‌شود. اگر DNA ما را بررسی کنند، شاید از کشورهای مختلف ریشه داشته باشیم. مهم این است که چگونه عمل می‌کنیم، نه اینکه از کجا آمده‌ایم. ⬅️باید رفتار خمینی را تحلیل کنیم: چگونه توانست مردم را فریب دهد؟ با شعارهای فریبنده و وعده‌های پوچ. حالا رضا پهلوی هم همان مسیر را می‌رود، شعار می‌دهد، اما هدفش چیست؟ مثل خمینی می‌خواهد با استفاده از نارضایتی مردم، به قدرت برسد. 👈دموکراسی، نه سلطنت راه نجات ما، دموکراسی است . یعنی انتخاب کنیم، و اگر نخواستیم، بتوانیم رهبر را تغییر دهیم. نه اینکه مثل رضاشاه، محمدرضاشاه یا آخوندها، کسی به قدرت برسد و مخالفان را حذف، زندانی یا اعدام کند. بارها تکرار می‌کنم: آمدن رضا پهلوی یعنی جنگ داخلی، خون‌ریزی و ادامه دشمنی‌های قومی. پول‌های بلوکه‌شده؛ سویس هدف اصلی رضا پهلوی؟ چون تا شاه نشود به پول های بلوکه شده پدرش در بانگ سوسیس نمی رسد طبق وصیت شاه است 👈🏽رضا پهلوی باید پاسخ دهد: ۶۲ میلیون‌ها دلاری که خودش اقرار کرده پدرش به او داده، از کجا آمده است؟ او می‌خواهد پادشاه شود تا پول‌های بلوکه‌شده خاندان پهلوی را از بانک‌های سوئیس پس بگیرد. طبق وصیت شاه، تنها در صورتی این پول‌ها آزاد می‌شوند که رضا پهلوی شاه شود. ⤵️تا کی می‌خواهیم فریب شعارها را بخوریم؟ ما نیاز به یک سیستم واقعی دموکراتیک داریم، نه یک پادشاه دیگر که با وعده‌های توخالی، دوباره تاریخ را تکرار کند شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴. https://t.me/fmphl

پاسخ سئوالات کانال پوپولیسم

فایل صوتی : محمد خاکساری موضوع : ۱- پاسخ سئوالات کانال پوپولیسم مهندس مهرزاد نکو روح ۲- اول سئوال تفاوت حکومت پادشاهی و جمهوری ۳- دوم دوران گذار چگونه انجام می شود شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ https://t.me/khaksari1sokhanrani

بخش سوم : تفسیر ماده یک حقوق بشر

بخش سوم ماده یک حقوق بشر از نگاه جامعه‌شناسی شناسان و وکلا ماده ۱ اعلامیه حقوق بشر تمام افراد بشر آزاد زاده می‌شوند و از لحاظ حیثیت و کرامت و حقوق با هم برابراند. همگی دارای عقل و وجدان هستند و بايد با يكديگر با روحيه ای برادرانه رفتار کنند ۱ گیدئون شوبِرگ جامعه‌شناس اهل سوئد (سوئدی) است هسته‌ای‌ترین «هنجار ارزشی» نظام مدرن را بیان می‌کند: برابری ذاتی همه انسان‌ها فارغ از موقعیت طبقاتی، نژادی، جنسی و ملیتی. برچسب «آزاد زاده می‌شوند» نفی نظم‌های پیشاصنعتی و سنتی است که او در تحلیل «شهر پیشاصنعتی» نشان می‌دهد چگونه بر بردگی، قشربندی سخت، و سلسله‌مراتب موروثی استوار بودند؛ این ماده دقیقاً در تضاد با آن جهان اجتماعی است. تأکید بر «حیثیت و کرامت» در زبان شوبِرگ یعنی شناسایی یک منزلت انسانی عام که نباید در ساختارهای شهری، بوروکراتیک و اقتصادی به «ابزار» یا «نیروی کار» فرو کاسته شود. بخش «دارای عقل و وجدان‌اند» به این معناست که نظم اجتماعی مشروع، باید بر مشارکت آگاهانه و مسئولانه همه اعضای جامعه استوار باشد، نه بر اطاعت کورکورانه از نخبگان سیاسی، اقتصادی یا دینی. سرانجام، دعوت به رفتار «برادرانه» را می‌توان به‌صورت مطالبه‌ای برای نوعی همبستگی اخلاقی و حقوقی تفسیر کرد که در آن روابط سلطه و استثمار در شهر و جامعه با الگوی همکاری، احترام متقابل و حمایت از گروه‌های فرودست جایگزین شود. گیدئون شوبِرگ جامعه‌شناس اهل سوئد (سوئدی) است. ۲ نوئل گیل (Noel Gil)، نوئل گیل جامعه‌شناس اهل ایالات متحده است برجسته در حوزه نابرابری‌های جنسیتی و طبقاتی، ماده ۱ اعلامیه را به عنوان پایه‌ای برای نقد ساختارهای پدرسالارانه و سرمایه‌داری تفسیر می‌کند. او بر «برابری ذاتی» تأکید دارد و آن را ابزاری برای مبارزه با سلسله‌مراتب اجتماعی می‌بیند که زنان و اقلیت‌ها را به حاشیه می‌راند؛ در نظریه‌اش، «حیثیت و کرامت» برابر یعنی انکار هرگونه تبعیض ساختاری در خانواده، کار و جامعه. «عقل و وجدان» مشترک، از نگاه گیل، ظرفیت همگانی برای آگاهی جمعی و همبستگی است که می‌تواند نظم‌های استثماری را دگرگون کند. رفتار «برادرانه» را او گسترش می‌دهد به روابط برابر و غیرسلطه‌گرانه، جایی که همدلی جایگزین رقابت طبقاتی شود. این تفسیر، ماده را از ایدئال انتزاعی به مطالبه عملی برای جنبش‌های اجتماعی تبدیل می‌کند. ۳ ماده یک حقوق بشر ازنگاه وکلا هرست هانوم (Hurst Hannum)، از ایالات متحده آمریکا است. حقوق‌دان برجسته بین‌المللی، ماده ۱ اعلامیه را پایه حقوقی برابری ذاتی انسان‌ها می‌داند که فراتر از مرزهای ملی، بر تعهد دولت‌ها به احترام حیثیت فردی استوار است. او تأکید دارد «آزاد زاده می‌شوند» نفی هرگونه تبعیض ساختاری در قوانین داخلی و بین‌المللی است و دولت‌ها را ملزم به ایجاد مکانیسم‌های حقوقی برای تضمین کرامت برابر می‌کند. از نگاه هانوم، «عقل و وجدان» مشترک، مبنای مشروعیت حقوق بشر است که اجازه نمی‌دهد قدرت‌های سیاسی آن را سرکوب کنند. رفتار «برادرانه» را او به عنوان الگویی برای دیپلماسی حقوق بشری تفسیر می‌کند، جایی که کشورها در روابط خود همبستگی اخلاقی را اولویت دهند. این تفسیر، ماده را به ابزاری عملی برای دادگاه‌های بین‌المللی و نظارت بر نقض‌ها تبدیل می‌کند. ۴ آسبيورن اِيده (Asbjørn Eide)، حقوق‌دان برجسته نروژی و متخصص حقوق اقلیت‌ها، ماده ۱ اعلامیه را بنیاد حقوقی «کرامت ذاتی» همه انسان‌ها می‌داند که دولت‌ها را ملزم به احترام برابر فارغ از نژاد، قومیت یا مذهب می‌کند. او «آزاد زاده می‌شوند» را نفی هرگونه سلسله‌مراتب قومی یا طبقاتی تفسیر کرده و آن را مبنای حقوق اقلیت‌ها در برابر اکثریت قرار می‌دهد؛ حیثیت و حقوق برابر یعنی انکار تبعیض‌های ساختاری در قوانین ملی. تأکید بر «عقل و وجدان» مشترک، از نگاه اِيده، ظرفیت همگانی برای مشارکت مدنی است که باید در سیاست‌گذاری‌های دموکراتیک تضمین شود. رفتار «برادرانه» را او به همبستگی بین‌گروهی گسترش می‌دهد، جایی که دولت‌ها موظف به ترویج مدارا و حمایت از گروه‌های آسیب‌پذیرند. این تفسیر، ماده را به چارچوبی عملی برای گزارش‌های سازمان ملل در نقض حقوق اقلیت‌ها تبدیل می‌کند پنجشنبه .۲۷ آذر ۴ ۱۴۰ https://t.me/hmanRight https://t.me/ghalamemoalem https://chat.whatsapp.com/K8ZOz0XK0eDFNtzkDAPuTZ?mode=hqrt2

۱۴۰۴ آذر ۲۸, جمعه

بیانیه ۷۱ اعضای سابق شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان صندوق ذخیره فرهنگیان

بیانیه شماره ۷۱ اعضای سابق شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران از خون جوانان وطن لاله دمیده/ از ماتم سرو قدشان، سرو خمیده ↩️موضوع:« اعلام حمایت از بیانیه همکاران فرهنگی جهت تجمع اعتراضی به عملکرد صندوق ذخیره فرهنگیان در ساعت ۹ صبح روز سوم دیماه ۱۴۰۴ در مقابل ساختمان صندوق واقع در میدان ونک شهر تهران» ✍🏿✍🏿✍🏿✍🏿✍🏿✍🏿 همکاران گرامی شاغل و بازنشسته درود بر شما ⏪ صندوق ذخیره فرهنگیان از سال ۱۳۷۴ تاسیس شد و معلمان جهت سرمایه‌گذاری برای آینده، با کسر مبلغی از حقوق هر ماه خود به عضویت این صندوق در آمدند. مدیران صندوق در وزارتخانه، با پول معلمان کشور برای صندوق ملک و املاکی خریداری کردند یا در شرکت هایی سرمایه گذاری نمودند. ارزش آن املاک و سرمایه گذاری ها افزایش یافت، اما تا کنون فقط همان مبلغی را که طی سالها از حقوق معلمان کسر می کردند را در هنگام بازنشستگی به آنها پرداخت می کنند.!! در حالی که در طی این سالها گردانندگان صندوق در وزارت آموزش و پرورش همواره مبالغ هنگفتی از سرمایه ی معلمان را به تاراج برده اند.!! ↩️ما اعضای سابق شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران ضمن اعلام حمایت از بیانیه ی همکاران معترض به عملکرد صندوق ذخیره فرهنگیان و پایمال نمودن حق اعضای آن، از کلیه همکاران گرامی شاغل و بازنشسته دعوت می کنیم که بنا بر اصل ۲۷ قانون اساسی کشور که « تشکیل تجمعات و اجتماعات مسالمت آمیز بدون حمل سلاح و در چارچوب قانون حق قانونی مردم است» را اجرا کنیم و با اتحاد و همبستگی کامل در مقابل ساختمان مرکزی صندوق ذخیره فرهنگیان در تهران حضور بهم رسانیم و خواهان احقاق حقوق خود و اجرای عدالت شویم. وعده ی ما: زمان - ساعت ۹ صبح روز سوم دیماه ۱۴۰۴ مکان - تهران، میدان ونک، مقابل ساختمان مرکزی صندوق ذخیره فرهنگیان ۲۹ آذر ۱۴۰۴ اعضای سابق شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایرانبیلتیه

فراخوان تجمع روبروی صندوق بازنشستگی

🛑فراخوان حضور در تجمع قانونی و آرام فرهنگیان شاغل و بازنشسته همکاران محترم فرهنگی و بازنشستگان عزیز، ما سهامداران واقعی صندوق ذخیره فرهنگیان هستیم که از سال ۱۳۷۴ با کسر ماهانه از حقوق خود در این صندوق سرمایه‌گذاری کرده‌ایم و امروز مطالبه حق مالکانه و شفاف‌سازی دارایی‌ها، حق مسلم ماست. بر اساس اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تشکیل تجمعات و اجتماعات مسالمت‌آمیز، بدون حمل سلاح و در چارچوب قانون، حق قانونی مردم است. تجمع سوم دی‌ماه، کاملاً آرام، صنفی و قانونی و با هدف احقاق حقوق تضییع‌شده فرهنگیان برگزار می‌شود. بیایید با حضور آگاهانه و متحد خود، صدای حق‌طلبی فرهنگیان را بلندتر کنیم. حضور شما یعنی قدرت بیشتر، انسجام بیشتر و نزدیک‌تر شدن به تحقق عدالت. زمان: سوم دی‌ماه ساعت: ۹ صبح مکان: میدان ونک، مقابل ساختمان مرکزی صندوق ذخیره فرهنگیان این تجمع، حق قانونی ماست. با آرامش می‌آییم و به مطالبه‌گری می‌ایستیم. ✍محمدرضا کریمی بازنشسته فرهنگی رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید. کانال چالش صنفی معلمان ایران 🔸🔸🔸🔸🔸🔸 https://t.me/kchaleshFI

۱۴۰۴ آذر ۲۷, پنجشنبه

اتحاد شاغل و بارنشسته

↩️اتحاد شاغل و بازنشسته رمز پیروزی 🖍🖍🖍🖌🖌 اگر شاغلان شریف آموزش و پرورش، درد بازنشستگان را درد مشترک و آینده حتمی خود بدانند، بی‌شک در صفوف متحد آنها جای خواهند گرفت. این بازنشستگان، همکاران دیروز شما بوده‌اند؛ همان‌هایی که سی سال از عمر خود را با تلاش شبانه‌روزی، با تمام سختی‌ها و مشقات، در کلاس درس صرف ساختن نسل امروز کردند. امروز نوبت شماست تا به میدان بیایید و از کسانی حمایت کنید که سی سال آبروی کارشان را در طبق اخلاص نهادند. استمرار اعتراض؛ راهکار گرفتن امتیاز شرکت مستمر شما شاغلان در کنار بازنشستگان، نقطه عطف این مبارزه است. نترسید و آگاه باشید! با دستگیری چند نفر، این موج متوقف نخواهد شد. تجربه چهل و چهار ساله نشان داده است که تجمع‌های بزرگ و اعتصابات مستمر، تنها راه گرفتن امتیاز از این ساختار است. یک تجمع ده هزار نفری، چنان لرزه‌ای بر اندام مسئولان می‌اندازد که خواب را از چشمانشان می‌رباید و آنها را وادار به دادن امتیاز می‌کند. همین بازنشستگان با اعتراضات هفتگی خود، حاکمیت را مجبور به پرداخت بخشی از مطالباتشان کردند. افسوس! ما بیش از یک میلیون معلم هستیم، اما پراکندگی و عدم اتحاد، قدرت ما را تحلیل برده است. اکثریت، تنها به فکر فردای خود است، در حالی که اقلیتی فداکار از جان و مال خود مایه می‌گذارند هفته نامه قلم معلم جمعه ۲۸ آذر ۱۴۰۴ https://t.me/ghalamemoalem https://chat.whatsapp.com/K8ZOz0XK0eDFNtzkDAPuTZ?mode=hqrt2 https://t.me/+oSxwxqnIyTAwYzY8

۱۴۰۴ آذر ۲۶, چهارشنبه

آدم ترسو از فریدون مشیری

آدم ترسو از فریدون مشیری 🖍🖍🖍🖌🖌🖌 آدم ترسو و بی‌بنیاد را چون اسیر بند، دل ناشاد را در بهشت هم که بگذارند اگر می‌هراسد از شمیم عطر گل چون ز طبع، این خصلتش شد جزء جان، دل ندارد بیم را جز پیشبان در کمال امن و آسایش او را دایماً از روز و شب، بیم است و ترس گرچه او در پرده پنهان می‌شود، پیش چشم خود، عیان بر دار ترس نام شاعر: فریدون مشیری

فقر در ایران

‏«هرگز کسی این گونه فجیع به کشتن خود برنخاستکه ما به زندگی نشستیم‎!‌‏»‏ قربان عباسی ✍️فقر در ایران صرفاً یک وضعیت اقتصادی نیست؛ یک تجربه‌ی زیسته‌ی فرساینده است که آرام و بی‌صدا روان انسان را می‌ساید. ‏فقر، پیش از آنکه سفره را خالی کند، افق را تنگ می‌کند. فرد فقیر فقط نان کم ندارد؛ امید کم دارد، امنیت روانی ندارد، و مهم‌تر ‏از همه، احساس «دیده‌شدن» را از دست می‌دهد. این حذف تدریجی از جهان اجتماعی، نخستین زخم روانی فقر است‎.‎ در جامعه‌ای که بقا به دغدغه‌ی روزمره بدل می‌شود، ذهن دیگر مجالی برای آینده ندارد. فقر، انسان را در اکنونی خفه‌کننده ‏زندانی می‌کند؛ اکنونی که در آن هر تصمیم، نه انتخاب، بلکه واکنش است. واکنش به اجاره‌ای که عقب افتاده، قبضی که ‏پرداخت نشده، یا نگاهی که تحقیر را پنهان نمی‌کند. این وضعیت، اضطرابی مزمن می‌سازد؛ اضطرابی که نه فریاد می‌زند و نه ‏فروکش می‌کند، بلکه مانند نویزی دائمی در پس‌زمینه‌ی ذهن باقی می‌ماند‎.‎ تأثیر فقر بر روان مردم ایران، به‌ویژه از آن‌رو ویرانگر است که با احساس بی‌عدالتی گره خورده. فقرِ همراه با بی‌عدالتی، فقط رنج ‏نیست؛ توهین است. وقتی فرد می‌بیند تلاشش بی‌ثمر است و قواعد بازی نابرابرند، احساس بی‌قدرتی به خشم فروخورده بدل ‏می‌شود. این خشم، چون امکان بروز سالم ندارد، به درون برمی‌گردد به خود ویرانگری فردی و جمعی : افسردگی، خودسرزنشی، ‏فرسودگی روانی‎.‎ فقر همچنین روابط انسانی را تخریب می‌کند. شرم، زبان مشترک فقراست. شرمی که مانع درخواست کمک می‌شود، فاصله ‏می‌سازد، و فرد را به سوی انزوا هل می‌دهد. در بسیاری از خانواده‌ها، فقر به سکوت بدل شده؛ سکوتی سنگین که میان والدین و ‏فرزندان، میان زن و شوهر، دیوار می‌کشد. کودکی که فقر را تجربه می‌کند، زودتر از سنش بزرگ می‌شود، اما نه با بلوغ، بلکه با ‏اضطراب. این کودکان، جهان را جای امنی نمی‌بینند؛ جهان برایشان تهدید است، نه امکان‎.‎ در سطح جمعی، فقر اعتماد اجتماعی و سرمایه اجتماعی را که زیربنای توسعه هر جامعه ای است می‌فرساید. وقتی بقا و منابع بقا ‏کمیاب می‌شود، همدلی نیز تحلیل می‌رود. افراد به‌تدریج یاد می‌گیرند که فقط به خود فکر کنند، نه از سر خودخواهی، بلکه از سر ‏ترس. این ترس جمعی، جامعه‌ای عصبی می‌سازد: پرخاشگر، بی‌حوصله، و مستعد انفجارهای عاطفی. فقر، سلامت روان را به ‏مسئله‌ای لوکس بدل می‌کند؛ چیزی که فقط وقتی همه‌چیز دیگر حل شده باشد، به آن فکر می‌شود‎.‎ اما شاید ویرانگرترین اثر فقر، تخریب تصویر فرد از خودش باشد. فقر به انسان می‌گوید: «کافی نیستی». به زبان خودمانی می گوید «تو عرضه نداری»..این پیام، اگر مدام تکرار ‏شود، به باور بدل می‌شود. فرد نه‌تنها از جامعه، بلکه از خود نیز فاصله می‌گیرد. احساس بی‌ارزشی، بی‌معنایی، و پوچی، پیامدهای ‏مستقیم این فرایندند. در چنین شرایطی، حتی شادی‌های کوچک نیز گناه‌آلود به نظر می‌رسند‎.‎ فقر در ایران امروز، یک زخم فردی نیست؛ یک آسیب روانی جمعی است. زخمی که اگر دیده نشود، اگر فقط با عدد و نمودار ‏سنجیده شود، عمیق‌تر می‌شود. روان فرسوده‌ی یک جامعه، دیر یا زود خود را نشان می‌دهد: در خشونت، در افسردگی فراگیر، در ‏بی‌اعتمادی، و در از دست رفتن رؤیاها. فقر، فقط نداشتن نیست؛ آرام‌آرام، «نتوانستنِ انسان بودن» است‎.‎ اوکتاویو پاز در نامه ای به دوست خود می نویسد که هر فرد درجامعه ستونی است که سقف جامعه بر آنها استوار است. و اینک در ‏زیر سقف جامعه ایران هفتاد درصد این ستون ها یا فرسوده شده اند یا ترک خورده اند و یا به کل فروریخته اند. طولی نخواهد ‏کشید که این سقف برسر همه ما آوارخواهد شد و ما خواهیم بود و بنایی ویران به نام ایران. ما خواهیم بود و میلیون ها فریاد و غریو ‏و ناله زیر این آوار.‏ واژه فقیر به فردی دلالت می کند که ستون فقرات اش شکسته باشد. فردی که به جای راه رفتن می خزد.این جامعه ای است که ‏جاهلان و ظالمان با جهل و ظلم خود برای ما به ارمغان آورده اند. ‏ جامعه ای با ‏ ده میلیون معتاد هشت میلیون الکلی ده میلیون بی سواد مطلق با بیست میلیون افسرده و مبتلا به انواع اختلالات روانی با پنج میلیون دیابتی دو میلیون مبتلا به انواع سرطان نه میلیون فقیر مطلق که ناتوان از تهیه یک وعده غذا در روزهستند و دریافتی کالری روزانه شان به مراتب کمتر از کالری دریافتی ‏زندانیان آشویتس و اردوگاه های مرگ هیتلر است شانزده میلیون حاشیه نشین و بد مسکن سه میلیون کودک از تحصیل بازمانده با صدها هزار تن فروش و روسپی که اینک به خاطر فقر فراگیر سن فاحشگی به ده سال رسیده است.‏ آری ‏«هرگز کسی این گونه فجیع به کشتن خود برنخاست که ما به زندگی نشستیم‎!‌‏»‏

۱۴۰۴ آذر ۲۵, سه‌شنبه

بی تفاوتی بعنی تداوم بیداد

↩️بی‌تفاوتی، یعنی تداومِ بیداد 🖍🖍🖍🖌🖌🖌 ، همان خاموشیِ رنج‌زا، در مقابلِ هر نابهنجاری، نوعی بی قیدی، نسبت به قانون و هنجار و حادثه‌ها، سیاسی و اجتماعی. برای ما مهم نیست بر سرِ دیگری چه می‌آید، نه آن هفتاد درصدِ زیرِ خطِ فقر، نه آن نود درصدِ گرسنه، وقتی اکثریت خاموش است، سیستم می‌دَرد، و پیش می‌رود. اعتراضی نیست، حرکتی در کار نیست. محیط زیست می‌میرد، آب نیست، مردم خموش و بی‌تفاوتند؛ سیستم می‌گوید: "نظامِ من بماند، گورِ پدرِ مردم، خودم بمانم!" چهل میلیون نفر آب ندارند تا چند سال دیگر! و زندگی بدونِ آب ممکن نیست. گفتند: "حکومتی نمانَد پایدار، نیاز، کمی غیرت و فداکاری، کمی شجاعت، و وطن‌دوستی است، مشکل حل خواهد شد." اعتصاب کن! در اعتصاب، نه کُشته‌ای، نه چماقی، نه کوریِ چشم. در گوشه‌ای از مدرسه یا کار، فشار را بر سیستم بگذار. همکارِ خاموش، کم‌هزینه‌ترین ابزارِ اعتصاب است؛ سیستم را به التماس وا می‌دارد. تجربه را ببین: سیستم از اعتصاب بیشتر از تجمع می‌ترسد! بی‌تفاوتیِ من و تو، دیوارِ استبداد را بلند می‌کند. همکار! این سیستم از اعتصاب وحشت دارد، بیانیه، دردی دوا نکند؛ صد برگ بیانیه، یک روز اعتصاب اثر ندارد. آزمایش کن! خواهی دید: فقط "همگرایی و همبستگی" کلیدِ پیروزی است. چهارشنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۴

ترس از نگاه برتراتر راسل

↩️ترس از نگاه برتراند راسل، فیلسوف و انسان‌گرای 🖍🖍🖍🖌🖌🖌 ۱ ترس؛ ریشه‌ی اسارت و نقطه‌ی آغاز رهایی مفهوم ترس در اندیشه‌ی راسل برتراند راسل، فیلسوف و انسان‌گرای بریتانیایی، ترس را یکی از کهن‌ترین و قوی‌ترین نیروهای روانی در انسان می‌داند؛ نیرویی که اگر مهار نشود، نه‌تنها زندگی فردی را فلج می‌کند، بلکه بنیان تمدن عقلانی را نیز متزلزل می‌سازد. راسل بر این باور است که ترس سرچشمه‌ی بسیاری از خطاها و خشونت‌ها در تاریخ بشر بوده است. انسانِ هراسان به جای تفکر انتقادی و تصمیم‌گیری آگاهانه، به فرمان‌برداری و تبعیت کور فرو می‌غلتد. از دید او، «غلبه بر ترس» آغاز هر دانایی و نخستین گام به سوی آزادی است؛ زیرا خرد، در محیطی شکل می‌گیرد که احساس امنیت، جسارت اندیشیدن را ممکن می‌سازد. ۲ ⏪سازوکار روانی و سیاسی ترس در نظام‌های استبدادی، ترس به ابزاری آگاهانه برای کنترل جامعه بدل می‌شود. حکومت با بهره‌گیری از ترس از مجازات، اخراج، برچسب‌زنی یا انزوای اجتماعی، به شهروندان می‌آموزد که «امنیت در سکوت است». این ترس جمعی نه‌تنها رفتار، بلکه حتی زبان و اندیشه‌ی مردم را شکل می‌دهد. با گذشت زمان، افراد یاد می‌گیرند خود را سانسور کنند، پیش از سخن گفتن بیندیشند چه چیزی خطرناک است، و به‌تدریج، سلطه از بیرون به درون ذهنشان منتقل می‌شود.از منظر جامعه‌شناختی، چنین وضعیتی نوعی «درونی‌سازی قدرت» است؛ یعنی مردم به مرحله‌ای می‌رسند که بدون نیاز به اجبار مستقیم، خود عامل تداوم نظم سرکوبگر می‌شوند. این همان مکانیزمی است که راسل در سطح فلسفی از آن به عنوان "غیبت آزادیِ درونی" یاد می‌کند. ۳ ⬅️ترس به‌مثابه ابزار بازتولید سلطه ترس نه‌فقط به حفظ قدرت موجود کمک می‌کند، بلکه مانع شکل‌گیری همبستگی اجتماعی نیز می‌شود. در جامعه‌ای که هر کس از دیگری بیم دارد— از مأمور، همسایه یا حتی دوست —اعتماد جمعی فرومی‌پاشد. در چنین فضاهایی، روابط انسانی از سر صداقت و همیاری جای خود را به روابطی مبتنی بر احتیاط، پنهان‌کاری و ریا می‌دهد. نتیجه‌ی نهایی، جامعه‌ای است که افرادش ظاهراً در کنار هم‌اند اما در واقع از هم جدا، بی‌اعتماد و هراسناک زندگی می‌کنند. همین فروپاشی اعتماد، زمینه را برای تداوم حکومت‌های اقتدارگرا فراهم می‌سازد.راسـل یادآور می‌شود که در این شرایط، شجاعت نه فقط فضیلتی اخلاقی، بلکه ضرورتی اجتماعی است. جامعه‌ی آزاد نیازمند شهروندانی است که بتوانند به‌رغم ترس، حقیقت را بیان کنند و در برابر ناعدالتی بایستند. به‌عبارتی، هر گام کوچک در جهت سخن گفتن، نوشتن یا مقاومت، نوعی تمرین رهایی از ترس جمعی است.نخستین گام رهایی پیغام اصلی راسل را می‌توان چنین خلاصه کرد: تا زمانی که انسان‌ها از طرد، تنهایی یا مجازات می‌ترسند، آزادی و عقل آن‌ها گروگان قدرت باقی می‌ماند. رهایی از این وضعیت، تنها زمانی ممکن است که جامعه بتواند بر ترس‌های خود غلبه کند. شکستن ترس جمعی نیازمند دو فرآیند است: ۴ ◀️ نخست، آگاهی از نقش ترس در استمرار سلطه؛ دوم، ایجاد شبکه‌های همبستگی و اعتماد میان مردم.وقتی افراد بدانند که دیگران نیز همان ترس‌ها را تجربه می‌کنند، ترس از انزوا کاهش می‌یابد و شجاعت جمعی جایگزین اضطراب فردی می‌شود. راسل تأکید دارد که آزادی نه هدیه‌ی قدرت، بلکه حاصل اراده‌ی آگاهانه‌ی مردم برای کنار زدن دیوارهای ترس است. هر جامعه‌ای که بتواند این سد روانی را بشکند، دیر یا زود راه خود را به سوی خرد، حق‌طلبی و عدالت خواهد یافت هفته نامه قلم معلم‌ سه شنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۴ https://t.me/ghalamemoalem https://chat.whatsapp.com/K8ZOz0XK0eDFNtzkDAPuTZ?mode=hqrt2 https://t.me/+oSxwxqnIyTAwYzY8

سایه سنگین گرانی

سایهٔ سنگین گرانی 🖍🖍🖍🖌🖌🖌 نرخ تورم، چون دیوی گرسنه خیزد، خوراک و مسکن و جامه، و هرچه هست، از چنگ زندگی رَهِیده. جیب حقوق‌بگیر، تهی‌تر از شبِ بی‌ماه، توانِ خرید، یکباره از کف رَفته، تأمینِ نانِ خالی، بر شانه‌ها، کوهی. این بارِ سنگین، ناامیدی و فشار است، بر دل‌ها، بی‌ثباتیِ جان‌کاه، روان را می‌خراشد. آموزگار و کارگر، پرستار و بازنشسته، ستون‌های اصلی این خاک، اکنون، غرق در مشکلِ نان‌اند. ✨ راهِ چاره وقتِ گِرد آمدن است، ائتلافِ اقشار، با هم یکی شویم، برای حق، برای تغییر و رفعِ ستم، تا خواسته شود فریاد، و مرهمی بر این دردِ دیرین ۲۵ آذر ۱۴۰۴.

۱۴۰۴ آذر ۲۴, دوشنبه

پاسخ مخاطب سلطنت طلب با اسم مستعار گروه واتساپ بلزنشستگان نتحد

↩️پاسخ مخاطب سلطنت طلب در واتساپ بازنشستگان متحد – با نام مستعار: DAKHO 🖍🖍🖍🖌🖌🖌 سلام به نظر می‌رسد این مخاطب هنوز در فضایی سیر می‌کند که نه اینترنتی وجود داشت و نه جریان آزاد اطلاعات. امروز اما شرایط کاملاً متفاوت است. مخاطبان به اخبار و ویدیوها دسترسی مستقیم دارند و به‌خوبی تشخیص می‌دهند کدام خبر دروغ است و کدام واقعی. وقتی صدها نفر با چشم خود می‌بینند که طرفداران رضا پهلوی، شبیه چماقداران اوایل انقلاب، به نرگس محمدی و سپیده قلیان سنگ پرتاب می‌کنند و سپس همان افراد به سراغ کسانی می‌روند که شعار «مرگ بر دیکتاتور» می‌دهند و آن‌ها را تحویل نیروهای امنیتی می‌دهند، دیگر جای انکار باقی نمی‌ماند. ⏪وقتی بررسی می‌کنیم و می‌بینیم در میان ۳۱ نفر بازداشت‌شده حتی یک نفر سلطنت‌طلب نیست، چگونه می‌توان افکار عمومی را فریب داد؟ چگونه می‌توان ادعا کرد نرگس محمدی که بیش از ده سال زندان را تحمل کرده، وابسته به حکومت است، اما هم‌زمان از رضا پهلوی چشم پوشید که آشکارا از سپاه پاسداران تمجید می‌کند بعد رضا پهلوی ادعا می کند برای «نجات ایران» فعالیت می‌کند؟ ⏪اکثر مردم تجربه چماقداران اوایل انقلاب را به خاطر دارند؛ همان‌هایی که به تجمع‌ها و سخنرانی‌ها حمله می‌کردند. امروز نیز شواهد و مستندات نشان می‌دهد که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم، رضا پهلوی با سپاه پاسداران ارتباط و همکاری دارد. ⬅️یک آزمون ساده برای روشن شدن واقعیت کافی است: رضا پهلوی فقط یک تجمع واقعی اعلام کند؛ آن‌وقت مشخص می‌شود پایگاه اجتماعی و حامیان واقعی او چه تعداد هستند. 👈🏽مخاطبان گرامی، کافی است فقط پیام‌ها و نوشته‌های طرفداران پهلوی را بخوانید. آیا در این متون نشانی از ادب فارسی، احترام و گفتمان مدنی دیده می‌شود؟ با پول و تبلیغات نمی‌توان رهبر یک جنبش مردمی شد. سه شنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۴ https://t.me/fmphl

چرخه فریب از خمینی تا شاهزاده

چرخه فریب: از خمینی تا شاه‌زاده 🖍🖍🖍🖌🖌🖌 در نورِ روشنِ فریب‌ها بیتی از حافظ: «دلا، فریب دهی خویش بین که خواهی دید که خود چه دشمن جانِ خودی، چه جای عدو» 🟣 پرسش مخاطب در تلگرام میلیون : چرا روشنفکران در سال ۵۷ فریب خمینی را خوردند و از او حمایت کردند؟ ۱️⃣ فریب آن روز و امروز بله، در سال ۵۷ بسیاری از روشنفکران فریب خمینی را خوردند. اما سوال اینجاست: چرا امروز هم بسیاری از مردم – از عادی تا دانشگاهی – دوباره فریب شعارهای خاتمی، روحانی و پزشکیان را خوردند؟ آن‌ها حتی مرجع تقلید هم نبودند؛ فقط آخوندهای ساده‌ای بودند. درحالی‌که خمینی در نجف شناخته‌شده و مقلد داشت، از آزادی و دموکراسی حرف می‌زد و همین شعارها روشنفکران را جذب کرد .۲️⃣ وعده دموکراسی و آزادی در آن زمان، اگر مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های خمینی درباره آزادی و مطبوعات را به هر روشنفکری می‌دادید، باور می‌کرد که راهی تازه در پیش است .3️⃣ فضا و شرایط اجتماعی در فضای خفقان و نفرت از حکومت پهلوی، همه – مذهبی و غیرمذهبی – یک شعار می‌دادند: «شاه باید برود.» زندان‌ها پر از شکنجه بود و جامعه از استبداد به ستوه آمده بود. ۴️⃣ فقر و حلبی‌آبادها در کنار شهرها، هزاران حلبی‌آباد پر از مهاجران روستایی دیده می‌شد. خبرنگاران خارجی هر روز از فقر و نابرابری در ایران گزارش می‌دادند.( مستندات در فضا مجازی ) ۵️⃣ گزارش‌های جهانی علیه شاه در گزارش‌های حقوق بشر و عفو بین‌الملل، حکومت شاه به خاطر نبود آزادی بیان و سرکوب قلم محکوم می‌شد . ۶️⃣ نفوذ بیگانگان و قدرت مذهبی‌ها بیش از ۵۲ هزار مستشار آمریکایی در ایران بودند. شاه برای مقابله با چپ‌ها میدان را به مذهبی‌ها داد و بیش از ۵۵ هزار مسجد ساخت. ۷️⃣ شاه و مذهب شاه خود را تنها «پادشاه شیعه» می‌دانست و در مراسم مذهبی حضور پیدا می‌کرد. پس از مرگش هم در مسجدی در مصر دفن شد. اگر مذهبی نبود، چرا در مسجد دفنش کردند؟ ۸️⃣ سانسور و نتیجه آن اگر شاه اجازه می‌داد افکار و کتاب‌های منتقدان آزادانه چاپ شود، احتمالاً انقلابی رخ نمی‌داد. ۹️⃣ حالا ورق برگشته امروز همان‌هایی که روزی مذهبی بودند، ضد دین شده‌اند. اما مشکل اصلی همچنان باقی است: فریب، تکرار، و بی‌حافظگی تاریخی .🔟 تفاوت امروز با دیروز شرایط امروز با سال ۵۷ فرق دارد. هرکس مدعی نجات ایران است، باید علم و تخصص اداره بحران داشته باشد ، نه فقط «نام خانوادگی». حکومت همواره می‌کوشد میان مخالفان تفرقه بیندازد. ۱۱️⃣ تجربه تکرار خطا در روز بزرگداشت خسرو علیکردی، ۳۱ نفر بازداشت شدند. چند نفرشان سلطنت‌طلب بودند؟ ما هنوز یاد نگرفته‌ایم که تاریخ را بخوانیم پیش از آن‌که تکرارش کنیم. 🔻 پرسش پایانی: رضا پهلوی گفته ۶۲ میلیون دلار ارث پدرش را از دست داده. کسی که از سرمایه شخصی خود نمی‌تواند محافظت کند، چطور می‌خواهد از منافع ۹۰ میلیون ایرانی دفاع کند؟به‌گمانم طرفداران پهلوی هم شبیه مریدان ولایت فقیه‌اند: ۱. ناآگاه، ۲. ذی‌نفع. و سومی وجود ندارد. 📜 نتیجه: کمی فکر کنیم. تاریخ اگر درس نگیریم، باز هم از ما انتقام می‌گیرد این بار شاید سخت‌تر از همیشه. دوشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۴ https://t.me/fmphl https://t.me/ghalamemoalem https://chat.whatsapp.com/K8ZOz0XK0eDFNtzkDAPuTZ?mode=hqrt2

در سینه ام آزادی را نفس می کشم

در سینه ام آزادی تنفس می کنم 🖍🖍🖍🖌🖌 در سینه‌ام نَفَس بویِ آزادی می‌دهد، نگیر این هوای اندک را از ریّه‌های خسته‌ام؛ فشار را یک‌ذره بیشتر که می‌کنی زمینِ تو و آسمانِ من با هم فرو می‌ریزند .مرا از صفحه‌ی جهانت پاک نمی‌کنی؛ باید صدایم را بشنوی، با من حرف بزنی، نه این‌که زخمم را با نسخه‌ی زور ببندی؛ این نامِ درمان نیست بشنو… کافی‌ست آن‌همه که بر ما گذشت؛ قدرت آنجا می‌افتد که دیوار می‌کشد میانِ خود و فکرها؛ این دنیا جا برای همه دارد، حقیقت یکی‌ست و اگر بخواهیم، راهی از دلِ گفت‌وگوی مشترک جاری می‌شود .صدای آزادی از همه صداها بلندتر است؛ حتّا اگر بادِ ظلم بتازد و شب بر فاصله‌ها سایه بیندازد؛ تو نمی‌توانی این کهکشان را یک‌رنگ کنی، نمی‌توانی نظامِ زمین و مسیرِ باد را از ریشه عوض کنی .بگذار نَفَس بکشم در هوای خودم؛ فشار را کم کن پیش از آن‌که من و تو با هم از لبه‌ی این پرتگاه سقوط کنیم ۲۴ آذر ۱۴۰۴

پخش دوم : تفسیر ماده یک حقوق بشر

بخش دوم تفسیر ماده یک حقوق بشر از دیدگاه جامعه شناسان و حقوق دانان ماده ١ تمام افراد بشر آزاد زاده می‌شوند و از لحاظ حیثیت و کرامت و حقوق با هم برابراند. همگی دارای عقل و وجدان هستند و بايد با يكديگر با روحيه ای برادرانه رفتار کنند تفسیر ماده یک‌ حقوق بشر بخش دوم از دیدگاه جامعه شناسان و‌حقوق دانان ماده ۱ اعلامیه جهانی حقوق بشر (UDHR) که بر آزادی، برابری در کرامت و حقوق، برخورداری از عقل و وجدان، و لزوم رفتار برادرانه تأکید دارد، اساس و بنیان کل اعلامیه را تشکیل می‌دهد. در زیر، دیدگاه‌های مطرح شده توسط مارگارت سَمِرز، به‌همراه کریستوفر رابرتز، از منتقدان بی‌توجهی سنتی جامعه‌شناسی به حقوق بشر و از طراحان ایده «جامعه‌شناسی حقوق» و شرایط اجتماعی ظهور گفتمان حقوق بشر است. و همچنین یک نگاه کلی حقوقی به این ماده ارائه شده است:نظریات در مورد ماده ۱ اعلامیه جهانی حقوق بشر ۱. مارگارت سَمِرز (Margaret Somers) - جامعه‌شناس مارگارت سَمِرز، به عنوان یک جامعه‌شناس، بر ارتباط عمیق حقوق بشر و مفهوم شهروندی تمرکز دارد. او ماده۱ حقوق بشر را نه تنها یک بیانیه حقوقی، بلکه بیانگر یک مقدمه اجتماعی و اخلاقی برای تعلق و شمول می‌داند. سمرز مفهوم «حق داشتنِ حقوق» () را مطرح می‌کند. به این معنی که شهروندی فراتر از وضعیت صرفاً قانونی است؛ بلکه پیش‌شرط نهادی، اجتماعی و اخلاقی برای شناخته شدن به عنوان یک انسان شایسته کرامت و احترام است.او هشدار می‌دهد که بنیادگرایی بازار و فرآیندهای جهانی طرد اجتماعی و اقتصادی، این حق بنیادین را تضعیف می‌کنند. وقتی افراد از حمایت‌ها و امتیازات اجتماعی شهروندی واقعی محروم می‌شوند، از دایره شمول خارج شده و در واقع از جایگاه خود به عنوان انسان‌هایی با کرامت خلع می‌شوند. به عبارت دیگر، ⬅️ تأکید ماده ۱ حقوق بشر بر کرامت و برابری ذاتی، پیش‌شرطی برای تحقق تمام حقوق دیگر است و نادیده گرفتن آن منجر به فروپاشی مبنای شهروندی می‌شود. ⤵️دیدگاه سمرز، ماده ۱ حقوق بشر را یک سنگر دفاعی در برابر نیروهایی می‌بیند که معنای انسانیت را صرفاً به غرایز زیستی یا منطق اقتصادی تقلیل می‌دهند. ⏪۲. یوهانس مورْسینک (Johannes Morsink) ⏪- فیلسوف و متخصص حقوق بشر یوهانس مورْسینک، استاد بازنشسته فلسفه سیاسی و از مهم‌ترین شارحان اعلامیه جهانی حقوق بشر؛ کتاب‌ها و مقالات او به‌صورت «ماده به ماده» اعلامیه را بررسی می‌کند. که به طور گسترده‌ای در مورد ریشه‌ها و قصد تدوین‌کنندگان اعلامیه جهانی حقوق بشر تحقیق کرده است، بر بنیادهای متافیزیکی و فلسفی ماده ۱ تأکید می‌کند. مورسینک قاطعانه دفاع می‌کند که ماده ۱ حقوق بشر و کل اعلامیه، وارثان مستقیم و بلافصل حقوق طبیعی در فلسفه روشنگری هستند. او ادعاهای منتقدانی را رد می‌کند که حقوق بشر را صرفاً یک سازه سیاسی یا محصول استعمار می‌دانند. در عوض، بر "حقوق ذاتی" که در شخص انسان نهفته است، پافشاری می‌کند. بر اساس نظر او، تدوین‌کنندگان، از جمله زنان تأثیرگذار کمیته، بر این باور بودند که انسان‌ها به دلیل برخورداری از «عقل و وجدان» () به تجهیزات معرفتی لازم برای درک این حقوق ذاتی مجهز هستند. این دو ویژگی (عقل و وجدان)، دلیل فلسفی نهفته در ماده حقوق بشر ۱ هستند که جهان‌شمول بودن حقوق را توجیه می‌کنند، زیرا این خصوصیات در همه انسان‌های عادی مشترک هستند. از نظر مور سینک، ماده ۱ حقوق بشر یک پرچم اخلاقی و یک معیار متعالی را به دست می‌دهد که ملت‌ها، افراد و گروه‌ها باید به آن نگاه کنند و در غیر این صورت، در معرض محکومیت قرار می‌گیرند. ⏪۳. دیدگاه حقوقی تحلیل حقوقی ماده ۱ آن را اصل بنیادین و محوری اعلامیه و منبع الهام‌بخش برای تمام معاهدات بعدی حقوق بشر می‌داند. ماده ۱ یک بیانیه ماهوی ) است که برابری و کرامت را نه به عنوان امتیازاتی اعطایی، بلکه به عنوان ویژگی‌های ذاتیِ تولد انسان اعلام می‌کند. این ماده زیربنای قانونی برای ممنوعیت تبعیض است که در ماده ۱ به تفصیل آمده است. جمله «تمام افراد بشر آزاد زاده می‌شوند و از لحاظ حیثیت و کرامت و حقوق با هم برابراند» به طور موثر، مفاهیم برده‌داری، تبعیض نژادی و هرگونه سلسله مراتب ذاتی را منسوخ می‌کند. ◀️بخش دوم ماده ۱ که به «عقل و وجدان» و لزوم رفتار «برادرانه» اشاره دارد، جنبه‌ای اخلاقی و وظیفه‌ای را به حقوق اضافه می‌کند. این نشان می‌دهد که حقوق فردی، با یک مسئولیت اجتماعی و اخلاقی همراه است. اگرچه اعلامیه به خودی خود یک معاهده الزام‌آور نیست، اما ماده ۱ به عنوان یک قاعده عرفی بین‌المللی پذیرفته شده است و به عنوان یک معیار مشترک برای سنجش پیشرفت کشورها در زمینه حقوق بشر عمل می‌کند. دوشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۴ . https://t.me/hmanRight https://t.me/ghalamemoalem https://chat.whatsapp.com/K8ZOz0XK0eDFNtzkDAPuTZ?mode=hqrt2

۱۴۰۴ آذر ۲۳, یکشنبه

بيانيه ۷۰ اعضای سلبق شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان قتل علیکردی وکیل

👈🏽بیانیه شماره ۷۰ اعضای سابق شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران از خون جوانان وطن لاله دمیده/از ماتم سرو قدشان ،سرو خمیده موضوع:« اعلام انزجار از قتل حکومتی وکیل پایه یک دادگستری جانباخته ی راه میهن زنده یاد دکتر خسرو علیکردی- اعلام اعتراض به دستگیری شرکت کنندگان در مراسم عزاداری هفتم جانباخته، نرگس محمدی برنده جایزه صلح نوبل، جواد علیکردی برادر جانباخته، سپیده قلیان، پوران ناظمی و ۲۹ نفر دیگر. اعلام حمایت از بیانیه ۸۰ نفر از وکلای دادگستری در همراهی با خانواده ی زنده یاد دکتر خسرو علیکردی» ✍🏿✍🏿✍🏿🖍🖍🖍🖌🖌🖌 هموطنان عزیز و آزاده، همکاران گرامی درود بر شما ↩️قتل حکومتی وکیل پایه یک دادگستری، زنده یاد دکتر خسرو علیکردی تازه ترین جنایت جمهوری اسلامی است که بار دیگر مردم ایران را داغدار کرد. وکیل شریفی که بدون دستمزد از زندانیان سیاسی دفاع می کرد، اما حکومت ضحاک او را کشت و حتی نتوانست عزاداری مردم و احترام آنان به خانواده ی این جانباخته ی راه میهن را تاب بیاورد و با بی شرمی تمام نیروهای سرکوبگر خود را روانه کرد و با ضرب و شتم هموطنان عزادار، آزادیخواه و عزیزمان چون #نرگس-محمدی برنده جایزه صلح نوبل #جواد-علیکردی برادر جانباخته #سپیده-قلیان زندانی سیاسی سابق #پوران-ناظمی زندانی سیاسی سابق و #۲۹-نفردیگر را بازداشت نمود. حکومتی که با زیر پا گذاشتن کلیه قوانین بین‌المللی و حقوق بشری و جنایات داخل و خارج از ایران بر دریای خون نشسته و نام «ایران» و « ایرانی» را در جهان «منزوی» و « سرشکسته» کرده است. ⏪هموطنان عزیز و همکاران گرامی، در مراسم هفتم جانباخته ی راه میهن زنده یاد دکتر خسرو علیکردی که طرفدار حکومتی جمهوری بر مبنای دموکراسی بود گروهی اندک شعار سلطنت طلبی سر دادند ولی جانباخته ی راه میهن و ۳۳ نفر دستگیر شدگان جمهوری خواه بودند و خواهان حکومت مردم بر پایه ی دموکراسی، نه حکومت فردی که به « دیکتاتوری » ختم می شود. ما به هیچ نوع «حکومت فردی» نیاز نداریم. هم اکنون حکومت ضحاک حاکم بر ایران، حکومت فردی تحت نام«رهبر» و« ولایت فقیه » دیکتاتوری است. آزموده را آزمودن خطاست.!! چه رسد به پسر شاه سابق که به قول پیشینیان ما « پدر کشتگی» با مردم ایران دارد.!! ↩️ما اعضای سابق شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران ضمن اعلام انزجار از قتل حکومتی وکیل سرافراز و شریف، جانباخته ی راه میهن، زنده یاد دکتر خسرو علیکردی و اعلام اعتراض به دستگیری هموطنان آزادیخواه و عزیزمان نرگس محمدی برنده جایزه صلح نوبل، شیر زنی که برای آزادی ایران و ایرانی از ظلم جمهوری اسلامی ضحاک، رنج سالها زندان و دوری از فرزندان و همسر را به جان خریده، جواد علیکردی برادر گرانقدر جانباخته ی راه میهن، سپیده قلیان زندانی سیاسی سابق و از پرچمداران نهضت #زن،زندگی،آزادی پوران ناظمی زندانی سیاسی سابق و ۲۹ نفر دیگر و اعلام حمایت از بیانیه ۸۰ نفر از وکلای شریف دادگستری کشور در حمایت و همراهی با خانواده ی جانباخته راه میهن دکتر خسرو علیکردی، به کلیه هموطنان عزیز و آزاده و همکاران گرامی اعلام می کنیم که تنها راه مبارزه با حکومتی که قاتل مردم کشور و خائن به سرزمین مان ایران است، همبستگی و اتحاد همه ی اصناف از دانشجویان، کارگران، معلمان، پرستاران، بازنشستگان، بازاریان و... و شرکت در هرگونه تجمع اعتراضی صنف های مختلف است. 👈🏽ما مردم ایران می توانیم با تشکل یابی و سازماندهی و تشکیل « شورای گذار» به این حکومت ضد بشری پایان دهیم وگرنه ابرقدرت ها خمینی دیگری را این بار با کت و شلوار و کراوات بر ما حاکم خواهند کرد.!! ۲۴ آذر ۱۴۰۴ اعضای سابق شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران

ترس چون زهر

سرکوب و وهمِ آزادی می‌داند، می‌داند نظام، آنکه‌گر همه را در حصارِ خشمِ یکجا بندد، صدایِ جهان، و نعره‌یِ درون، گردن آویزد. پس، بازی آغاز شد با فنِ «مهندسیِ ترس و تردید»؛ عده‌ای برده به زندان، تا «ترس» چون زهر در شریانِ شهر، جاری شود. عده‌ای رها، در گمانِ خامِ آزادی، تا «تردید» چون موریانه، ریشه‌یِ یقین را بخورد. هر بند و هر رهایی، حساب‌وکتابی ژرف دارد: آنکه شد نمادِ صف، او را به قفس کشند، تا جایش تهی ماند؛ تا کس نگیرد، سنگرِ صدایِ او. آنکه هنوز همانقدر منتقد، ولی صدایش نرسیده به بام، آزاد می‌ماند، تا وهمِ «فعالِ بی‌خطر» در ذهن‌ها بکارند. می‌داند که سرکوبِ یکپارچه، پایانِ بازی است. پس، اینچنین، با ترس و با تردید، این قصه‌یِ تلخِ قدرت را، ادامه می‌دهد. یکشنبه ۲۳ آدر ۱۴۰۴

۱۴۰۴ آذر ۲۲, شنبه

ار تویعه گرایی تا سدکوب

۱۷۶-از توسعه گرایی تا سرکوب، بازخوانی سیاست های دولت رفسنجانی در سال ۷۵ در جلسه ۳ مرداد ۷۵ هیات وزیران دولت رفسنجانی رئیس جمهور وقت تصویب کرد برای رسیدن به تمدن اسلامی، سازمان برنامه و بودجه با استفاده از امکانات کارشناسی خود و سایر دستگاه‌های اجرایی کشور، دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی و تجربه سایر کشورها، افق توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور، شاکله خط مشی ها، استراتژی ها، اهداف کیفی و کمی را تا سال ۱۴۰۰ شمسی در چارچوب سیاست های کلی جمهوری اسلامی ایران تعیین کنند تا براساس آن، برنامه های کلان کشور تهیه و تصویب شود. این طرح در سازمان برنامه با صرف ۵۰ هزار ساعت کار کارشناسان تهیه و منتشر شد اما متأسفانه هیچ وقت اجرا نشد.!! بعدها حکومت ایده هایی از همان طرح را مبنای تهیه « سند چشم انداز ۱۴۰۴» نمود. دولت اعلام می کرد که برنامه هایی برای توسعه اقتصادی کشور آغاز کرده و این برنامه‌ها شامل پروژه های عمرانی، توسعه‌ی زیرساخت ها و جذب سرمایه گذاری خارجی است. مردم با شنیدن این وعده ها از دهان مسئولان کشور امیدی در دلشان زنده می شد و از تصور این که بالاخره پس از گذشت سالها از جنگ خانمان‌سوز ایران و عراق، اوضاع کشور به سامان خواهد شد، با بیم و امید منتظر تحقق این وعده‌ها می شدند. در همین ماه از سال ۷۵ قرارداد فروش گاز ایران به ترکیه امضا شد. این قرارداد میان شرکت ملی گاز ایران و شرکت دولتی خط لوله ترکیه به مدت ۲۵ سال بسته شد. به موجب این قرارداد باید حجم گاز تحویلی از ۳ میلیارد مترمکعب در سال شروع و پس از سه سال به ۷ میلیارد متر مکعب در سال افزایش یابد و به حداکثر ۱۰ میلیارد متر مکعب در سال برسد. البته مراحل اجرایی این قرارداد ۵ سال پس از انعقاد آن شروع شد. برای تحقق این قرارداد خط لوله ای به طول ۲۵۳ کیلومتر و قطر ۴۰ اینچ در مسیر تبریز به مرز بازرگان احداث و سرانجام از بهمن ۸۰ صدور گاز به ترکیه آغاز شد. مردم به دورنمای کار این قرارداد با توجه به توان عرضه ی گاز کشور به بازارهای جهانی و تاثیر آن در پیشرفت کشور و جایگاه آن در دنیا امیدوار شدند. در اواخر مرداد ۷۵ زمزمه هایی هولناک درباره‌ی نقشه ی قتل گروهی از نویسندگان عضو «کانون نویسندگان ایران» شنیده شد. بعد ها معلوم شد که این نویسندگان، توسط اتحادیه نویسندگان ارمنستان به آن کشور دعوت شده اند ولی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در زمانی که رفسنجانی رئیس جمهور بود قصد کشتن ۲۱ نویسنده ی کشور را به صورت همزمان و در یک حادثه ی ساختگی داشته است.!! راننده اتوبوس دوبار تلاش می کند تا اتوبوس را به دره ای در « گردنه حیران» بیندازد.! او هربار از پشت فرمان اتوبوس به بیرون می پرد اما دو نفر از نویسندگان به نام های مسعود توفان و شهریار مندنی پور، که از ابتدای سفر مراقب راننده بودند تا مبادا پشت فرمان خوابش برود، با دیدن پرش او به بیرون ماشین، با سرعت عمل، کنترل اتوبوس را به دست می گیرند و مانع از هر حادثه‌ای می شوند.! سال ها بعد محمد رسول اف کارگردان برجسته سینمای ایران، با ساخت فیلم « دست نوشته ها نمی سوزند» این واقعه را به زبان هنر روایت کرد؛ فیلم یاد آور این حقیقت تلخ است که تاریخ معاصر ایران ، هم زمان عرصه امید های بزرگ و زخم های عمیق بوده است. پایان این روایت، تصویری دوگانه از ایران آن سالهاست. سرزمینی ایستاده میان رویای توسعه و کابوس سرکوب. از یک سو نقشه های بلند مدت قرارداد های بزرگ و امید به آینده ای آباد و از سوی دیگر خاموش کردن صدای نویسندگانی که می خواستند حقیقت را بنویسند. تاریخ اما نشان داد که آینده را نه قراردادها و شعارها، بلکه شجاعت و آگاهی مردم می سازد؛ آینده ای که اگر چه دیر، اما روزی فرا می رسد. https://t.me/Khaterate_khanom_moalem

چراغ اگاهی سواد رسانه ای

چراغ آگاهی: سواد رسانه‌ای، تاریخ و انتخاب سرنوشت ۱. هشدار تاریخ: گذشته، چراغ راه آینده است هم‌وطن، اگر از تجربه‌های گذشته درس نگیریم، محکوم به تکرار آن هستیم. این یک هشدار نیست؛ یک قانون مسلم تاریخی است. متاسفانه، به نظر می‌رسد بسیاری از جوانان ما از مطالعه تاریخ صد سال اخیر ایران غافل‌اند. وقتی میزان مطالعه در جامعه پایین است و آگاهی تاریخی کم، گوش‌ها ناگزیر به سمت امواج رسانه‌ای می‌رود. اینجاست که خطر بزرگ آغاز می‌شود: زندگی در بی‌خبری و فریب رسانه‌ها . ۲. سواد رسانه‌ای: کلید رهایی از فریبکاری‌ها وقتی بیشتر مردم آگاهی تاریخی و سیاسی ندارند، رسانه‌ها به‌راحتی مسیر فکری جامعه را تعیین می‌کنند. ما نباید اسیر رسانه‌هایی باشیم که استقلال خبری ندارند. یکی از نمونه‌های بارز این روزها، عملکرد ایران اینترنشنال است. این رسانه، بنا بر تحلیل کارشناسان ارتباطات، اخبار را به صورت یک‌طرفه و جهت‌دار منتشر می‌کند و استقلال رسانه‌ای ندارد. وقتی در مراسمی مانند هفتمین روز درگذشت زنده یاد خسرو علیکردی، این رسانه فقط به پخش اعتراضات طرفداران یک جریان خاص (رضا پهلوی) بسنده می‌کند و شعارهای اصلی و کوبنده مردم علیه دیکتاتوری ("مرگ بر دیکتاتور"، "مرگ بر خامنه‌ای") را سانسور می‌کند، درمی‌یابیم که هدف، اطلاع‌رسانی نیست، بلکه بزرگ‌نمایی و مهندسی افکار عمومی به نفع یک چهره یا جریان خاص است . پرسش حیاتی این است: چرا باید به رسانه‌ای اعتماد کنیم که مالکیت و منبع مالی‌اش شفاف نیست؟ (برخلاف بی بی سی یا صدای آمریکا منبع آنها مشخص است دولت ایران و آمریکا ). اگر رسانه‌ای تنها در جهت منافع حامیان مالی خود فعالیت کند، اعتبارش به‌سرعت رو به زوال خواهد رفت. همان‌طور که یکی از همکاران سابق اینترنشنال به صراحت به من گفته بود: "اگر متوجه شوند شما ضد سلطنت هستید، دیگر با شما مصاحبه نمی‌کنند." دیگر با من مصاحبه نکردند این اعتراف، مهر تاییدی است بر وابستگی و خط‌ دهی این رسانه . ۳. انتخاب رهبر: چشم‌بسته اعتماد نکنید ! خطاب به جوانان ناآگاه و احساسی که تاریخ نخوانده‌اند: چند بار دیگر باید فریب بخوریم؟ چهل و شش سال پیش، ما فریب شعارهای به‌ظاهر آزادی‌خواهانه در پاریس خمینی را خوردیم. شعارهایی که اگر به هر آزادی‌خواهی عرضه می‌شد، خمینی را یک دموکراسی‌خواه می‌خواند. نتیجه چه شد؟ یک استبداد جدید. نکات کلیدی برای انتخاب رهبر یک جنبش : بررسی معیارها: رهبر یک جنبش باید معیارها و شایستگی‌های اثبات‌شده داشته باشد. با چشمان باز انتخاب کنید، نه از روی احساس و هیجان . اعتماد به خارجی: هر کسی که از خارج پول می‌گیرد، باید با تردید به او نگاه شود. این یک قاعده است. در کتاب "شمارش معکوس" نوشته "تیر من" (مامور سیا)، آشکارا ذکر شده است که رضا پهلوی سالی ۱۵۰ هزار دلار از سیا پول دریافت کرده است. سکوت رضا پهلوی در برابر این ادعای مستند و عدم شکایت حقوقی در آمریکا، خود گویای قدرت این مدرک است ۴. جاوید شاه، جاوید استبداد آیا برای رهایی از ولایت فقیه، باید دوباره به حکومتی تن دهیم که اساسش بر دیکتاتوری و استبداد است؟ ولایت فقیه و سلطنت جاویدان، از نظر ماهیت سیاسی، شباهت‌های ساختاری انکارناپذیری دارند. هر دو بر اطاعت محض از یک فرد یا خاندان متمرکز هستند . طرفداران رضا پهلوی، مانند طرفداران ولایت فقیه، تنها خواهان اطاعت از رهبر خود هستند و نقدی را برنمی‌تابند. آیا پس از ۴۶ سال رنج، باید دوباره سراغ ظرفی برویم که آن را استفراغ کرده‌ایم؟ نکته پایانی و مهم: ایران، ۹۰ میلیون نفر جمعیت دارد. آیا در این وسعت از نخبگان و آزادی‌خواهان، تنها گزینه ما برای نجات کشور، کسی است که از نزدیکان او تأکید کرده‌اند: "رضا پهلوی، آدمی نیست که بتواند ایران را نجات دهد"؟ او نه در شرایط امروز جهان (که با دوران پدرش و جنگ سرد تفاوت دارد وراثت ، نه تضمینی برای انتقال قدرت شفاف و دموکراتیک دارد . انتخاب با شماست. یا آگاهانه تاریخ را ورق بزنیم و بر استبداد پیروز شویم، یا ناآگاهانه، یک دیکتاتور دیگر را جایگزین قبلی کنیم. در این غمکده‌ی تکرار، چه سود از تپشِ ما؟ باید که رَهی نو به سرای دگر آریم. (قیصر امین‌پور) شنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۴ https://t.me/fmphl https://t.me/ghalamemoalem https://chat.whatsapp.com/K8ZOz0XK0eDFNtzkDAPuTZ?mode=hqrt2

تفاوت دفاع مشروع با خشونت

https://x.com/i/status/1999756851693695083 👈🏽تفاوت اساسی: دفاع مشروع یا خشونت؟ ⚖️ در هفتمین روز شهادت خسرو علیکردی)، شرکت‌کنندگان صرفاً با سنگ از خود دفاع مشروع کردند. دفاع مشروع، تنها عملی است که در محل حمله برای دفع خطر انجام می‌شود. اقدام خارج از محل حمله و علیه نیروی سرکوب، دیگر دفاع مشروع نیست و خشونت محسوب می‌شود

ادامه اعتراضات

https://x.com/i/status/1999621099840217488 اگر مراسمی شبیه به «هفتمین روز شهید راه میهن، خسرو علیکردی» با این وسعت و پیگیری ادامه پیدا کند، شعله سرکوب حکومت کاهش می‌یابد. تجمع مستمر و پیگیر، حتی برای آزادی بازداشت‌شدگان همین مراسم، تأثیر عظیمی خواهد داشت. ادامه دهید! خواهید دید چه خواهد شد #آزادی_یا_مرگ

۱۴۰۴ آذر ۲۱, جمعه

اشتباه ثبت تاریخی شورای هماهنگی فرهنگیان

🎥 فایل تصویری مجمع عمومی شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران ✔️کرمانشاه / اسفندماه ۱۳۸۳ 🔻قسمت اول 📌 فایل های تصویری از فعالیت های تشکل های صنفی ،تجمعات ،برگزاری مجامع و جلسات را از طریق ای دی زیر برای ما ارسال کنید تا به منظور ثبت تاریخی در رسانه های مربوط به پژوهشکده جنبش معلمان منتشر شود. 👇 @pjm_admin 📫منبع : پژوهشکده جنبش معلمان #تاریخچه #اسناد 🔹🔹🔹 شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران 🔹نشانی کانال تلگرامی شورا: 🆔 @kashowra 📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی: 🆔 @kashowranews پی نوشت : *اصلاح ثبت تاریخ توسط شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان*** 🖊️🖊️🖊️✏️✏️✏️ شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان در سال ۱۳۸۳ جلسه‌ای در کرمانشاه برگزار نکرده بود. به‌نظر می‌رسد جلسه‌ای که به آن اشاره شده، مربوط به مجمع عمومی تشکل کرمانشاه در سال ۱۳۸۳ باشد. شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، در تاریخ یکم و دوم اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۸۴ در خانه‌ معلم کرمانشاه تشکیل جلسه داد. ◀️این نشست، هفتمین بیانیه شورای هماهنگی بود که دبیرخانه آن به‌صورت دوره‌ای در شهرستان‌ها برگزار می‌شد؛ رویکردی مثبت که به توزیع مسئولیت و تمرکززدایی کمک می‌کرد. 👈اگر پیش‌کسوتان به یاد داشته باشند، محمود بهشتی لنگرودی برای مطرح‌کردن خود بر این موضوع تأکید داشت که دبیرخانه باید در تهران متمرکز شود؛ اما بنده و اکثریت شهرستان‌ها مخالف این مرکزگرایی بودیم. از همان زمان نشانه‌های قدرت‌طلبی بهشتی لنگرودی زیر پوشش مرکزگرایی نمایان شد. در جلسه مجمع کرمانشاه، که بنده نیز حضور داشتم، اصلاح اساسنامه و تدوین آیین‌نامه اجرایی شورای هماهنگی توسط کمیسیون اساسنامه به ریاست مرحوم محمدعلی شیرازی (مسئول تشکل یزد) انجام شد. بنده افتخار عضویت در این کمیسیون را نیز داشتم. در همان جلسه، اصلاحات اساسنامه شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان و نیز تدوین آیین‌نامه اجرایی آن به تصویب رسید. 👈در بیانیه شورای هماهنگی، تنها یک صفحه سفید با علامت "؟" درون یک کادر مستطیل منتشر شد که اشاره‌ای نمادین به اعتراض نسبت به دستگیری معلمان داشت. در مجمع عمومی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان در کرمانشاه (یکم و دوم اردیبهشت ۱۳۸۴)، ۲۲ تشکل فرهنگیان حضور داشتند. 👈 *این بیانیه در صفحه تاریخچه شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران در هفته‌نامه قلم معلم چاپ شد* . یکی از اقدامات شاخه ۱۵ تشکل در شورای هماهنگی، حذف پیش‌کسوتان بود؛ علتش را محمود بهشتی لنگرودی بهتر از هر کس می‌داند؛ ◀️تا کسی تخلفات ایشان را یادآوری نکند. هفته نامه قلم معلم. جمعه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ https://t.me/ghalamemoalem https://chat.whatsapp.com/K8ZOz0XK0eDFNtzkDAPuTZ?mode=hqrt2 https://t.me/+oSxwxqnIyTAwYzY8

۱۴۰۴ آذر ۲۰, پنجشنبه

قدرت موریت

↩️«قدرتِ مدیریت؛ شرط رشد تشکل‌های صنفی و مدنی 🖍🖍🖍🖌🖌🖌 انتصاب مدیر توانمند و کارآمد، زیربنای رشد و پویایی هر تشکل صنفی و مدنی است. مدیری که از قدرت هدایت، سازمان‌دهی و ایجاد انگیزه برخوردار باشد، می‌تواند مسیر پیشرفت تشکل را هموار سازد و اعضا را در جهت اهداف جمعی هماهنگ کند.مسئول تشکل وظیفه دارد حجم فعالیت‌ها را بر اساس تخصص و ظرفیت اعضا تقسیم کند. تقسیم وظایف، چه در بعد افقی (میان اعضا و گروه‌ها) و چه در بعد عمودی (میان سطوح مدیریتی)، سبب شکل‌گیری نظم، مسئولیت‌پذیری و انسجام در ساختار تشکل می‌شود. ↩️بنابراین، مسئول تشکل نه‌تنها ناظر، بلکه پاسخ‌گوی اجرای کلیه وظایف و فعالیت‌های آن است. این پرسش اما باقی می‌ماند: ↩️آیا مسئول شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران از چنین ویژگی‌هایی برخوردار است؟ قضاوت با خود معلمان است مسئولِ کارآمد، چونِ سکان‌دارِ کشتیِ طوفان‌زده، اعضا را به ساحلِ هدف برساند، نه به گردابِ وعده. سعدی شیرازی هفته نامه قلم معلم جمعه ۲۱ آذر ۱۴۰۴ https://t.me/ghalamemoalem https://chat.whatsapp.com/K8ZOz0XK0eDFNtzkDAPuTZ?mode=hqrt2 https://t.me/+oSxwxqnIyTAwYzY8

فریاد بیدار بلش

فریاد بیدارباش: هم‌وطن و همکار، وقت تغییر است! 🖌🖌🖌🖍🖍🖍🖍 ! : 📢 تا کِی سکوت در برابر رنج؟ بیدار شویم! هم‌وطن و همکار گرامی، کافی است! این سؤالات دیگر باید به فریادی برای تغییر تبدیل شوند. تا کی قرار است شاهد این همه رنج و نابرابری باشیم و سکوت کنیم؟ 💔 زخم‌های اقتصاد و زندگی روزمره اقتصاد رنجور: تا کی باید با گرانی‌های روزانه، سرسام‌آور و لجام‌گسیخته زندگی کنیم؟ ↩️هزینه‌های گزاف: . تا کی قیمت یک تخم‌مرغ ساده باید ۷۰۰۰ تومان باشد؟ تا کی باید زیر بار اجاره‌های سنگین و طاقت‌فرسا کمر خم کنیم؟ شغل و معیشت: تا کی باید شاهد اخراج و تعدیل کارگران و معلمان باشیم؟ تا کی حقوق پرستاران شریف نادیده گرفته می‌شود؟ تا کی معلمان ما مجبورند برای تأمین حداقل‌ها، دو شغل داشته باشند؟ آینده‌ی مبهم: تا کی جوانان تحصیل‌کرده باید با معضل بیکاری دست‌وپنجه نرم کنند؟ تا کی بازنشستگان فداکار با بی‌عدالتی در حقوق و مزایا روبه‌رو خواهند بود؟ خط فقر: تا کی باید تقریباً ۷۰ میلیون نفر از مردم این سرزمین زیر خط فقر زندگی کنند؟ 🚨 فاجعه‌ی جان و سلامت عمومی آلودگی و قربانیان: تا کی باید شاهد مرگ ۵۹ هزار انسان به دلیل آلودگی هوای پاک باشیم؟ ⤵️کوتاهی در درمان: تا کی باید ۱۰۰ نفر از هم‌وطنانمان به خاطر نبود یا تاخیر در تأمین یک واکسن ساده چون آنفلوآنزا، جان ببازند؟ خودکشی و ناامیدی: تا کی باید روزانه شاهد خودکشی‌های تلخ ناشی از فشار و ناامیدی باشیم؟ 👈🏽کمبود دارو: تا کی باید خانواده‌ها با درد نبود دارو و درمان دست‌وپنجه نرم کنند؟ 💰 فساد، سوء مدیریت و هدر رفتن ثروت ملی مدیریت ناکارآمد: تا کی باید مدیریت‌های ناکارآمد و سست بر سرنوشت کشور حاکم باشد؟ اختلاس و فساد: تا کی باید شاهد اختلاس‌ها و فسادهای مالی نجومی در بدنه سیستم باشیم؟ هزینه‌های غیرضروری: تا کی ؟ پول ملت صرف نیابتی‌ها می‌شود؟ تا کی باید میلیاردها دلار صرف بازسازی تاسیسات اتمی شود؟ تا کی باید دو میلیون دلار برای یک موشک هزینه شود درحالی‌که مردم در فقر به سر می‌برند؟ تحصیل محروم: تا کی دانش‌آموزان این سرزمین باید از تحصیل محروم بمانند و میلیون‌ها تومان صرف هزینه‌ی کنکور شود؟ 🌍 محیط زیست و عدالت اجتماعی 👈🏽نابودی طبیعت: تا کی باید شاهد خشک شدن تالاب‌ها و نابودی محیط زیست باشیم؟ اعدام و بی‌گناهی: تا کی باید شاهد اعدام بی‌گناهان باشیم؟ منجی خارجی: تا کی قرار است به امید منجی خارجی بنشینیم و خودمان قدمی برداریم؟ 🔥 نوبتِ اقدام است! نوبتِ شکستن سکوت است ! هم‌وطن! همکار! تا کی خاموشی؟ تا کی بی‌تفاوتی؟ تا کی بی‌مسئولیتی؟ تا کی ترس از «نَدان» (ننگ و رسوایی)؟ ⏪باید از خودمان بپرسیم:. چه کسی می‌خواهد من و تو، «ما» نشویم؟ خانه اش ویران باد! باید این دیوار ترس و سکوت را بشکنیم. مسئولیت زندگی خود و آیندگانمان را به عهده بگیریم. تنها با اتحاد، مطالبه‌گری و اقدام جمعی است که می‌توان این وضعیت را تغییر داد. قدرت در دستان «ماست. شعر 💫 عصیان کنیم یا نه؛ در پای ماست که زنجیرهایمان را بشکنیم یا نه. شمس لنگرودی هفته نامه قلم معلم پنجشنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۴ https://t.me/ghalamemoalem https://chat.whatsapp.com/K8ZOz0XK0eDFNtzkDAPuTZ?mode=hqrt2 https://t.me/+oSxwxqnIyTAwYzY8

۱۴۰۴ آذر ۱۸, سه‌شنبه

کنش اجتناعی چارلز تیلی

⤵️هزینه-فایده در کنش اعتراضی و‌راه حل ( منطق چارلز تیلی جامعه شناس آمریکایی 🖍🖍🖍🖌🖌🖌 : به تعبیر ، چارلز تیلی (Charles Tilly)، جامعه‌شناس و مورخ آمریکایی، یکی از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان حوزه جنبش‌های اجتماعی، سیاست‌های اعتراضی، و تاریخ‌نگاری کلان بود. کنش اعتراضی ریشه در «محاسبه‌ی عقلانیِ هزینه و فایده» دارد: شهروندان تنها زمانی به خیابان می‌آیند که احتمال دستیابی به دستاورد را به‌مراتب بزرگ‌تر از خطر نابودی یا آسیب به خود و خانواده‌شان ببینند. در یک نظام دیکتاتوری با سرکوب سریع و شدید (مانند بازداشت و اعدام)، این محاسبه‌ی عقلانی معمولاً به نفع انفعال و سکوت تمام می‌شود. در چنین شرایطی، سرکوب شدید می‌تواند ظرفیت بسیج عمومی را برای مدتی طولانی فلج کند؛ شبکه‌های سازمان‌دهی از هم می‌پاشند و حتی شجاع‌ترین افراد نیز بدون پشتوانه‌ی جمعی، از خطر اعتصاب یا تجمع سراسری عقب‌نشینی می‌کنند. به همین دلیل، نارضایتی عمیق و گسترده نیز الزاماً به خیزش عمومی یا انقلاب تبدیل نمی‌شود. تغییرات اعمال شده : ↩️راه حل غلبه بر ترس از نظر چارلز تیلی از نظر چارلز تیلی جامعه شناس آمریکایی: ⏪شبکه‌های اجتماعی و سازماندهی: هسته اصلی، ایجاد شبکه‌های اجتماعی متراکم و سازمان‌یافته قوی است. ⬅️هویت جمعی قوی: تقویت همبستگی و هویت جمعی بین افراد، تا عمل جمعی بر منافع فردی غالب شود. کاهش ریسک فردی: ◀️سازماندهی می‌تواند با فراهم کردن پشتوانه جمعی می تواند سرکوب کاهش دهد مثل: اعتراض، اعتصاب، تظاهرات و هرگونه کنش عمومی است که با هدف به چالش کشیدن قدرت یا وضعیت موجود انجام می‌گیرد چهارشنبه ۱۹ آذر ۱۴۰۴ https://t.me/ghalamemoalem https://chat.whatsapp.com/K8ZOz0XK0eDFNtzkDAPuTZ?mode=hqrt2 https://t.me/+oSxwxqnIyTAwYzY8 .

بودجه کشور برای موشک و بمب و اتم است

https://x.com/khaksari902/status/1998465737371820540?t=6WuaPvn_VnmGdZJ51CYgmg&s=35

هم‌وطن! حاکمیت هر روز موشک‌ و هواپیما و پروژه‌های اتمی تازه می‌سازد؛ هر موشک چند میلیون دلاری، اما برای بی‌برقی، بی‌آبی و آلودگی هوا بودجه‌ای نمی‌گذارد. این حکومت روزانه میلیاردها تومان خسارت به ایران می‌زند. سکوت تا کی؟»

حکم اخراج و انفصال معلمان کردستانی

↩️حکم اخراج ۸ معلم کردستانی قطعی شد؛ اعلام احکام ۱۷ معلم کردستانی 🖍🖍🖍🖌🖌🖌 سنندج – احکام نهایی تخلفات اداری ۱۷ نفر از معلمان استان کردستان اعلام شد. در پی اعتراض این معلمان به احکام صادر شده در مراجع اولیه، دیوان عدالت اداری رأی به قطعی شدن اخراج ۸ نفر از آن‌ها داده است. معلمان اخراجی که حکمشان قطعی شده، عبارتند از : ↩️۱. مجید کریمی (سنندج): کارشناسی ارشد علوم سیاسی، ۲۳ سال سابقه رسمی و ۲۵ سال با احتساب حق‌التدریس. ۲. غیاث نعمتی (سنندج): کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، ۱۸ سال سابقه. ۳. جهانگیر بهمنی (سنندج): کارشناسی ارشد فیزیک، ۲۳ سال سابقه. ۴. امید شاه‌محمدی (دیواندره): کارشناسی ارشد زیست‌شناسی، ۲۶ سال سابقه. ۵. پرویز احسنی (دیواندره): کارشناسی ارشد زمین‌شناسی، ۲۱ سال سابقه. ۶. کاوه محمدزاده (دیواندره): دانشجوی ارشد جامعه‌شناسی، ۲۲ سال سابقه. ۷. هیوا قریشی (دیواندره): کارشناسی ارشد ادبیات، ۲۶ سال سابقه. ۸. سمیه اخترشمار (مریوان): کارشناسی زبان انگلیسی، ۱۸ سال سابقه. ⚠️ نکته: مجید کریمی در گفت‌وگو با مجله سیروان اعلام کرده است که دو نفر ا معلمان کردستان، علاوه بر اخراج دائم از شغل معلمی، به انفصال دائم از خدمت مشاغل دولتی نیز محکوم شده‌اند ↩️انتقاد از عملکرد نهادهای صنفی معلمی ◀️پی‌نوشت: در خبرها شاهد صدور احکامی چون زندان، اخراج، انفصال از خدمت، و بازنشستگی زود هنگام برای فرهنگیان از سوی هیئت‌های رسیدگی به تخلفات اداری و دادگاه‌ها هستیم. متأسفانه شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، که انتظار می‌رود با ابزارهای صنفی مانند اعتصاب و تجمع مانع صدور این احکام شود، کماکان بر رویکرد خود استوار است. تصور می شود مبنی بر اینکه حتی با زندانی یا اخراج شدن صدها معلم، این شورا به ریاست محمود بهشتی لنگرودی ( پرونده‌ای با تخلفات فراوان اساسنامه‌ای دارد شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان‌ بیش از سه سال است که اقدام به اعتصاب یا تجمع در حمایت از معلمان نکرده است. به نظر می‌رسد این شورای تشکل های صنفی فرهنگیان، مانند حکومت، "حفظ شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان" را اوجب واجبات می‌داند وقتی از شورای هماهنگی تشکل صنفی فرهنگیان انتقاد می شود مشابه حکومت ، مجاهدین ، سلطنت طلبان وابسته حکومت می کنند عمل یک جریان صنفی ملاک است شعار دادن ملاک عملکرد نهاد صنفی نیست . متاسفانه شورای هماهنگی تشکل های صنفی مثل حکومت حاضر نیست تغییرات درونی در خود ایجاد کند سه شنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۴ https://t.me/ghalamemoalem https://chat.whatsapp.com/K8ZOz0XK0eDFNtzkDAPuTZ?mode=hqrt2 https://t.me/+oSxwxqnIyTAwYzY8

۱۴۰۴ آذر ۱۷, دوشنبه

فردگرایی ریشه بی تفاوتی اجتماعی

↩️فردگرایی؛ ریشهٔ بی‌تفاوتی اجتماعی 🖍🖍🖍🖌🖌🖌 یکی از مهم‌ترین دلایل گسترش بی‌تفاوتی در جامعه، رشد فردگرایی است. انسانِ فردگرا از جمع فاصله می‌گیرد و دیگر احساس مسئولیت اجتماعی ندارد. مشکلاتی چون آلودگی هوا، فقر، زلزله، بی‌آبی، گرانی و بی‌برقی برای او معنایی ندارد، مگر آنکه منافع شخصی‌اش تهدید شود. ۱ ◀️وقتی منفعت شخصی بر همه‌چیز غلبه می‌کند این افراد تنها زمانی صدای اعتراض بلند می‌کنند که زندگی شخصی‌شان دچار آسیب شود. اما هیچ تلاشی برای یافتن علت مشکلات و ریشه‌های آن نمی‌کنند. ۲ ⬅️حکومت‌های خودکامه و جامعهٔ فردگرا استبداد از مردم فردگرا استقبال می‌کند؛ مردمی که از مسئولیت اجتماعی گریزان‌اند و تنها به روزمرگی و منافع شخصی مشغول‌اند. در جامعه‌ای که بخش بزرگی زیر خط فقر است، فردگرایی به سکوت عمومی می‌انجامد. ۳ ⏪فروپاشی ارتباطات انسانی فردگرایی، انسان را به منفعت‌طلبی می‌کشاند و ارتباط او با خانواده، دوستان و جامعه را کاهش می‌دهد. این گسست، از جدی‌ترین آسیب‌های اجتماعی عصر ماست. ۴ ⏪راه نجات: هدف مشترک و تشکل‌های مدنی کاهش این بحران تنها با هدف مشترک، انگیزهٔ جمعی و تقویت تشکل‌های مدنی و صنفی ممکن است. هیچ تغییر پایداری رخ نمی‌دهد مگر آنکه منافع جمعی بر منافع شخصی مقدم شمرده شود. ۵ 👈🏽قدرت واقعی در اعتراض جمعی است، نه فردی اعتراض فردی برای استبداد اهمیتی ندارد. حکومت تنها از فشار اجتماعی سازمان‌یافته می‌ترسد. اگر امروز مسئولیت نپذیریم، نسل آینده ما را همان‌گونه سرزنش خواهد کرد که برخی امروز نسل ۵۷ را سرزنش می‌کنند. انتخاب با ماست: سکوت و تداوم بحران، یا مسئولیت‌پذیری و اقدام جمعی. « اگر که دست در دست هم نهیم دیوارها دیوار می‌مانند. و شب، شب. احمد شاملو » سه شنبه ۱۸ ‌آذر ۱۴۰۴ https://t.me/ghalamemoalem https://chat.whatsapp.com/K8ZOz0XK0eDFNtzkDAPuTZ?mode=hqrt2 https://t.me/+oSxwxqnIyTAwYzY8

۱۴۰۴ آذر ۱۶, یکشنبه

ستاره آگاهی

«ستاره‌ی آگاهی» 🖍🖍🖍🖍🖌🖌🖌 چگونه می‌توان شد، چگونه می‌توان شد در برابر تاریکیِ سرکوب، یک نیروی پُر توان، یک ستونِ استوار؟ معلم، تویی آن بنیاد، ریشه‌ی آموزش و آگاهی، تویی که می‌تراشی ذهنِ نسلِ فردا را. تو، اعتماد داری، ایمانِ مردم، سرمایه‌ی پنهانِ توست. اگر برخیزد این قامت، اگر هماهنگ و یکدل، اگر سراسری شود این "نه"، از دهانِ تو، ای معلمِ دلسوز؛ مشروعیتِ پوشالی، فرو خواهد ریخت، چون خانه‌ای از ماسه. ابزارِ تو: اعتصاب‌های پله‌پله، اعتراضِ خَلاق، افشاگری‌هایِ با سند، آموزشِ آزادِ پنهان. امروز، بیش از هر روز، کشور تشنه‌ی یکرنگی‌ست: تو، با دانشجو، تو، با کارگر و پرستار، با بازنشسته‌یِ خسته، دست در دست، بنیانِ دموکراسی، شفافیت، و رواداری باید گردد. آسان نیست این مسیر، پُر پیچ و خم است، اما تنها راهِ ممکن است، برای عبور از این بحرانِ تاریخی. همگرایی، تنها چاره، تا که آزاد شویم، تا وطن، قابلِ زیستن گردد. وگرنه، در این رنج، زنان و مردان، بیشتر آسیب می‌بینند.

۱۴۰۴ آذر ۱۵, شنبه

نقد فرد محوری

پاسخ مخاطب با اسم مستعار Saeed K در گروه تلگرام اسناد و شواهد فساد خاندان پهلوی ⤵️نقد فردمحوری و بازخوانی تجربه‌ی سلطنت پهلوی 🖍🖍🖌🖌🖌🖌 ↩️۱. حضور نام‌های مستعار در فضای مجازی در گروه‌های تلگرامی و شبکه‌های اجتماعی، افراد زیادی با نام‌های مستعار یا هویت‌های جعلی در واتساپ، تلگرام و پلتفرم‌های دیگر وارد بحث‌ها می‌شوند. این امر در میان سلطنت‌طلبان، مجاهدین و گروه‌های سایبری رایج است و من با بسیاری از این افراد گفت‌وگو کرده‌ام. ⏪۲. سوء برداشت از مفهوم مدرنیزاسیون برخی افراد مدرنیزاسیون را تنها به ساختمان‌سازی، جاده‌سازی یا آوردن چند ماشین‌آلات محدود می‌کنند و آن را دستاورد دوره‌ی پهلوی می‌دانند. این نگاه همان روایتی است که استالین نیز درباره‌ی کار خود ارائه می‌داد: «شما با بیل و کلنگ بودید، من تراکتور آوردم؛ شما روی زمین بودید، من شما را به فضا فرستادم.» اما توسعه‌ی واقعی، تنها ابزار نیست؛ رشد اندیشه، آزادی و آگاهی است. ساخت‌وساز بدون آزادی، به‌جای پیشرفت، به استبداد منتهی می‌شود. ⬅️۳. بررسی عملکرد رضاشاه بسیاری از پژوهش‌های تاریخی نشان می‌دهند که دوران رضاشاه همراه بود با: سرکوب شدید اقوام کشته شدن هزاران نفر تبعید یا مهاجرت اجباری سران قومی وابستگی برنامه‌های حکمرانی به سیاست‌های بریتانیا رضاشاه نه تخصص اداره‌ی کشور را داشت و نه سواد لازم برای طراحی سیاست‌های توسعه؛ به همین دلیل، بخش بزرگی از اقدامات او بر اساس نیازها و منافع انگلیس شکل گرفت، آن زمان انقلاب بلوشویکی در شوروی سابق بود انگلیس می ترسید کمونیست در ایران رشد کند اصلاحات رضا شاه نه ضرورت‌های جامعه. به دستور انگلیس بود اینکه مدرنیته را به ساخت ساختمان تقلیل دهیم، همان‌قدر سطحی است که از فردی مانند خامنه‌ای انتظار داشته باشیم با نداشتن تخصص، بحران‌های کلان کشور را مثل بی آبی و بی برقی حل کند. ۴. ضعف ساختاری حکومت پهلوی اگر توسعه‌ی واقعی و پایدار اتفاق افتاده بود، ارتش پهلوی در کمتر از یک شبانه‌روز در برابر نیروهای خارجی فرو نمی‌پاشید. محمدرضا شاه نیز بسیاری از تصمیم‌های خود را نه براساس خواست مردم، بلکه به دستور آمریکا و برای جلوگیری از رشد کمونیسم اتخاذ می‌کرد. ⬅️۵. تلاش برای سفید شویی خاندان پهلوی امروز برخی جریان‌ها تلاش می‌کنند: کارنامه‌ی پهلوی را بازنویسی کنند ضعف‌ها را انکار کنند و رضا پهلوی را با وجود نداشتن تجربه، تخصص و دانش حکمرانی، منجی معرفی کنند این رویکرد، جنبش‌های اجتماعی را عقب می‌اندازد و کشور را دوباره به چرخه‌ی خطرناک فردمحوری می‌کشاند. 👈🏽۶. پایه‌های آزادی و پیشرفت واقعی پیشرفت زمانی شکل می‌گیرد که: آزادی بیان وجود داشته باشد رسانه‌های مستقل بتوانند قدرت را نقد کنند جامعه اجازه داشته باشد هر مقام یا رهبر را در صورت خطا کنار بگذارد یکشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۴ https://t.me/+28nTXk7UxPUxZTJk

۱۴۰۴ آذر ۱۴, جمعه

چه باید کرد ؟

چه باید کرد؟ از تنگنایِ این دورانِ پُر محن، می‌خواند سرنوشت، پیمانِ وحدتی را، بر اصلِ آزادیِ مطلق، عدالتِ خونین، بر قامتِ ایرانِ پاک؛ باید که جبهه‌ها، یکدل شوند و مُقتدر، فروگذارند، این بحث‌هایِ خُرد و بی‌فرجام را. چو رگ به ریشه، باید که متصل گردد، سفره به سِتَم، اقتصادِ خسته، به کالبدِ این ساختارِ مُرداب. تا درکِ این رازِ کهن، در سینهٔ مردم رسد: بی درهم شکستنِ دیوارِ جور، فردایِ نان و جان، بی‌فروغ است و در محاق. ای مدعیِ رهبری! بشنو نوایِ خونینِ خلق را، در کوچه‌هایِ خاکِ وطن؛ تو را رسالتِ سنگین است: از اوهامِ دور، بر واقعیتِ نانِ خالی فرود آی! اقتصاد، سِلاحِ روزِ ماست. شفافیت، عینِ شرافتِ توست. مگمار بر دوشِ خویش، هیبتِ کاریزمایِ پوشالی؛ باید که در برابرِ نقد، پاسخگو شوی، چونان یک سرباز در پیشگاهِ وطن. سنگرِ نبردِ راستین، سنگرِ صنفِ کارگر است، معلم و پرستار، بسترِ این رستاخیزند. حمایت کن، از این نیرویِ خلق‌آسا! مبارزه‌ی نان، همان جهادِ آزادی است. ای ملتِ به خواب رفته! سکوت، این آذرخشِ فقر را، بیش از همیشه، بر خانهٔ تو می‌کوبد. برخیز! که مشارکتِ جمعی، تنها صیانتِ روزیِ توست؛ از ترسِ انزوا، امروز، آزاد شو!