۱۴۰۴ آذر ۲۲, شنبه

ار تویعه گرایی تا سدکوب

۱۷۶-از توسعه گرایی تا سرکوب، بازخوانی سیاست های دولت رفسنجانی در سال ۷۵ در جلسه ۳ مرداد ۷۵ هیات وزیران دولت رفسنجانی رئیس جمهور وقت تصویب کرد برای رسیدن به تمدن اسلامی، سازمان برنامه و بودجه با استفاده از امکانات کارشناسی خود و سایر دستگاه‌های اجرایی کشور، دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی و تجربه سایر کشورها، افق توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور، شاکله خط مشی ها، استراتژی ها، اهداف کیفی و کمی را تا سال ۱۴۰۰ شمسی در چارچوب سیاست های کلی جمهوری اسلامی ایران تعیین کنند تا براساس آن، برنامه های کلان کشور تهیه و تصویب شود. این طرح در سازمان برنامه با صرف ۵۰ هزار ساعت کار کارشناسان تهیه و منتشر شد اما متأسفانه هیچ وقت اجرا نشد.!! بعدها حکومت ایده هایی از همان طرح را مبنای تهیه « سند چشم انداز ۱۴۰۴» نمود. دولت اعلام می کرد که برنامه هایی برای توسعه اقتصادی کشور آغاز کرده و این برنامه‌ها شامل پروژه های عمرانی، توسعه‌ی زیرساخت ها و جذب سرمایه گذاری خارجی است. مردم با شنیدن این وعده ها از دهان مسئولان کشور امیدی در دلشان زنده می شد و از تصور این که بالاخره پس از گذشت سالها از جنگ خانمان‌سوز ایران و عراق، اوضاع کشور به سامان خواهد شد، با بیم و امید منتظر تحقق این وعده‌ها می شدند. در همین ماه از سال ۷۵ قرارداد فروش گاز ایران به ترکیه امضا شد. این قرارداد میان شرکت ملی گاز ایران و شرکت دولتی خط لوله ترکیه به مدت ۲۵ سال بسته شد. به موجب این قرارداد باید حجم گاز تحویلی از ۳ میلیارد مترمکعب در سال شروع و پس از سه سال به ۷ میلیارد متر مکعب در سال افزایش یابد و به حداکثر ۱۰ میلیارد متر مکعب در سال برسد. البته مراحل اجرایی این قرارداد ۵ سال پس از انعقاد آن شروع شد. برای تحقق این قرارداد خط لوله ای به طول ۲۵۳ کیلومتر و قطر ۴۰ اینچ در مسیر تبریز به مرز بازرگان احداث و سرانجام از بهمن ۸۰ صدور گاز به ترکیه آغاز شد. مردم به دورنمای کار این قرارداد با توجه به توان عرضه ی گاز کشور به بازارهای جهانی و تاثیر آن در پیشرفت کشور و جایگاه آن در دنیا امیدوار شدند. در اواخر مرداد ۷۵ زمزمه هایی هولناک درباره‌ی نقشه ی قتل گروهی از نویسندگان عضو «کانون نویسندگان ایران» شنیده شد. بعد ها معلوم شد که این نویسندگان، توسط اتحادیه نویسندگان ارمنستان به آن کشور دعوت شده اند ولی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در زمانی که رفسنجانی رئیس جمهور بود قصد کشتن ۲۱ نویسنده ی کشور را به صورت همزمان و در یک حادثه ی ساختگی داشته است.!! راننده اتوبوس دوبار تلاش می کند تا اتوبوس را به دره ای در « گردنه حیران» بیندازد.! او هربار از پشت فرمان اتوبوس به بیرون می پرد اما دو نفر از نویسندگان به نام های مسعود توفان و شهریار مندنی پور، که از ابتدای سفر مراقب راننده بودند تا مبادا پشت فرمان خوابش برود، با دیدن پرش او به بیرون ماشین، با سرعت عمل، کنترل اتوبوس را به دست می گیرند و مانع از هر حادثه‌ای می شوند.! سال ها بعد محمد رسول اف کارگردان برجسته سینمای ایران، با ساخت فیلم « دست نوشته ها نمی سوزند» این واقعه را به زبان هنر روایت کرد؛ فیلم یاد آور این حقیقت تلخ است که تاریخ معاصر ایران ، هم زمان عرصه امید های بزرگ و زخم های عمیق بوده است. پایان این روایت، تصویری دوگانه از ایران آن سالهاست. سرزمینی ایستاده میان رویای توسعه و کابوس سرکوب. از یک سو نقشه های بلند مدت قرارداد های بزرگ و امید به آینده ای آباد و از سوی دیگر خاموش کردن صدای نویسندگانی که می خواستند حقیقت را بنویسند. تاریخ اما نشان داد که آینده را نه قراردادها و شعارها، بلکه شجاعت و آگاهی مردم می سازد؛ آینده ای که اگر چه دیر، اما روزی فرا می رسد. https://t.me/Khaterate_khanom_moalem

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر