پیام رسیده
به
هفته نامه قلم معلم
🖍🖍🖍🖍🖍
*آنان که با شعار مرگ می آیند، خلخالی و لاجوردی در چمدان های شیک خود بسته بندی کرده اند!*
خوشبختی و رفاه، خنده و شادی، آسایش و امنیت، لذت و دوستی، آینده ایی روشن و پایدار و ..... . این خواسته ها، نیازهای درونی همه ما انسانهاست. از بدو تاریخ تا به امروز همه انسانها در پی بدست آوردن چنین خواسته هایی بودند و دقیقا با همین نیازها همواره به استثمار کشیده و به بردگی برده شده اند. اگر تمام ادیان را هم در کنار یکدیگر قرار بدهیم، میبینیم که مخرج مشترک آنها بهشت است، روی زمین و یا در آسمانها، جایی که این ویژگیها در آن بصورت پایدار وجود دارند.
در دنیای سیاست نیز همه احزاب با بهره جویی از این نیازهای ذاتی انسانها، برنامه ها و تبلیغات حزبی خودشان را با چنین وعده های شیرینی به مردم عرضه کرده و برای خود رای جمع آوری میکنند.
این احزاب در جوامع پیشرفته دمکراتیک با دستیابی به این شیوه و دادن چنین وعده هایی راه خود را برای رسیدن به قدرت هموار میکنند.
اما در جوامع دیکتاتوری و افکار دیکتاتورها رفاه و آسایش مردم ابدا مطرح نیست و اگر هم باشد تنها برای قشر خاصی مطرح میباشد و سایر مردم باید در انتظار رسیدن به این اهداف تا آخر عمر خود بردباری پیشه کرده و شکیبا باشند. از دیدگاه خودکامه گان مردم راه دشواری در پیش دارند و دشمنان قصد نابودی آنها را داشته و آنان باید همواره از چیزی که ندارند دفاع کرده و این دفاع و مقاومت از آنها قهرمان ساخته و به اسطوره ها خواهند پیوست.
اگرچه در جوامع دیکتاتور زده مردم هیچ چیز برای باختن ندارند ولی همواره آماده به جنگ و نابودکردن *دشمنِ دیکتاتور ساخته* میباشند.
ما دو نکته را کنار هم میگذاریم.
در *حکومت های دمکراتیک
*وعده های احزاب* (البته هرچه فرهنگ یک جامعه بالاتر برود، وعده ها برای پذیرش از سوی مردم کوچکتر و دست یافتنی تر میشوند و برعکس) *قابل دسترسی است* و در جهات برآورد کردن این نیازهای ذاتی انسانها.
در حکومت های خودکامه *وعده های دست نیافتنی* ولی بزرگ چون نژاد برتر، ایران دوران هخامنشی، همطرازی با کشورهای ابرقدرت و یا بهشت خیالی مذهبیون.
نتیجه:
وعده های احزاب و دستجات با فرهنگ مردم یک کشور رابطه معکوس دارد و در جوامع دمکراتیک دست یافتنی هستند.
در حکومت های دیکتاتوری وعده ها به اوج خودشان میرسند و با واژه های فریبکارانه تسلط بر منطقه، قاره و یا کل دنیا و وجود دشمن فرضی، مردم به دنیای یک جنگ بی نهایت وارد شده و آماده کشتار میشوند.
بنابراین برای شناخت یک حزب، گروه و یا جناح باید نگاهی به نقشه راه آنها انداخت و دید که آیا با حمایت از این حزب، گروه و یا جناح از من بعنوان یک سرباز و یا فردی با خصلت های جنگی و آمادگی کشتار و جنگیدن با دشمن فرضی قصد دارد که نیازهای فردی و اجتماعی من را پاسخ ندهد و از من بعنوان یک فرد جنگی و خصلت کشتار همنوعان خود بهره برداری خواهد شد؟ بنابراین این حزب، گروه و یا جناح من را به جهنمی هدایت میکند که در انتهای آن با سرخوردگی نابودی اجتماع خود را رقم خواهم زد ( *وضعیت کنونی رژیم ولایت فقیه*).
حال نگاهی بیندازید به شعارهای محوری جمهوریخواهان و پادشاهی خواهان و ببینید که شعارهای همبستگی ملی جمهوریخواهان و *آزادی* چه جایگاه رفیعی و مرکزی در این گرایشات ایفا میکند. آنها با تکیه به قانون وارد میشوند و از هرگونه کشتار بیزار هستند(حتی کشتن دژخیمان و قاتلان کودکان وطنمان). این در حالی است که در جناح پادشاهی خواهان ما با شعار «مرگ بر سه مفسد» و شقه کردن و درگیر کردن هر دو جناح با هم را رقم میزنیم.
بنابراین شعار
مرگ بر سه مفسد
ملا چپی مجاهد
خود بیرون زدن دم خروس دیکتاتور بعدی است.
کاش ما بجای کشتن همدیگر از احزاب، گروهها و جناحهای خود رفاه، امنیت، احترام به حقوق بشر، برابری انسانها، شکوفایی و ... را خواستار میشدیم و نه در ابتدا دنبال خلخالی (عالیجناب ثابتی ) بهتری.
دوشنبه ۱۱,۰۳,۲۰۲۴
مهرداد پوشائی
هفته نامه قلم معلم
چهارشنبه
۱۳ فرودین ۱۴۰۴
https://t.me/ghalamemoalem