۱۴۰۵ تیر ۱۹, جمعه

پخش دوم پشت پرده تهدید های زندانیان

🔴 پشت پرده تهدید خانواده‌های زندانیان»
بخش  دوم 
🖌🖌🖌🖍🖍🖍✍✍

​۱
. 👈چرا حکومت از رسانه‌ای شدن دستگیری‌ها و اعدام‌ها وحشت دارد و به خانواده‌ها فشار می‌آورد؟


​حکومت‌ها تمایل دارند خود را در موضع «اقتدار مطلق» و «ثبات مقتدرانه» نشان دهند. رسانه‌ای شدن این اخبار، دو آسیب جدی به این تصویر وارد می‌کند:

🖍​هزینه سیاسی و اقتصادی

فشار افکار عمومی در سطح بین‌المللی منجر به بیانیه‌های محکومیت، تحریم‌های حقوق بشری جدید و انزوای دیپلماتیک می‌شود. برخلاف ادعاهای علنی، حکومت‌ها شدیداً
به این رابطه نیاز دارند
.
🖌​جلوگیری از الگوسازی

حکومت می‌خواهد بازداشت‌ها
در سکوت انجام شود تا فردِ بازداشت‌شده به یک «قهرمان» یا «نماد مبارزه» تبدیل نشود. سکوت خبری، اثرگذاری اجتماعیِ
آن فعال مدنی یا صنفی را خنثی می‌کند
.
🔷​۲. چه چیزی باعث شده است حکومت
 از رسانه‌ای شدن این اخبار بترسد؟ (ریشه‌های ترس
)


​ریشه این ترس در شکنندگی مشروعیت داخلی و وابستگی به وجهه بین‌المللی است.
وقتی خبر دستگیری یک معلم، کارگر
یا فعال مدنی رسانه‌ای می‌شود، جامعه
به یک «آگاهی جمعی» درباره ظلم می‌رسد. این آگاهی، پتانسیل تبدیل شدن

به اعتراضات سراسری را دارد. حکومت
از این می‌ترسد که پیوند خوردن اخبار انفرادی، موج‌های بزرگ اجتماعی ایجاد کند. همچنین، در سطح بین‌المللی، پرونده‌های حقوق بشری دستِ حکومت را در مذاکرات سیاسی و اقتصادی می‌بندد.


📌​۳. چگونه حکومت از رسانه‌ای شدن
 دستگیری‌ها وحشت دارد؟ 
(جلوه‌های این ترس)


​شما جلوه این ترس را دقیقاً در همان پیام همکارتان دیده‌اید. حکومت این وحشت
را به شکل سیاست ایجاد رعب و موازنه وحشت نشان می‌دهد:


◀️ ​گروگان‌گیری روانی خانواده‌ها:

 با تهدید خانواده مبنی بر اینکه 
«اگر مصاحبه کنید، حکم عزیزتان
سنگین‌تر می‌شود»، آن‌ها را وادار به سکوت می‌کند.

🔻​امنیت‌سازی حریم خصوصی:

 گرفتن تعهد از همسر برای جاسوسی
یا کنترل گوشی (همان‌طور که
در پیام آمده)، نشان‌دهنده پارانویای شدید سیستم امنیتی و نفوذ به خصوصی‌ترین لایه‌های زندگی افراد برای حفظ خفقان است
.
⬅️ ​۴. چه زمانی حکومت از رسانه‌ای 
شدن دستگیرشدگان می‌ترسد؟
 (زمان‌های حساس)


​حساسیت سیستم امنیتی در برخی بازه‌های زمانی به اوج خود می‌رسد:

​در زمان بحران‌های اقتصادی و سیاسی داخلی: زمانی که پتانسیل اعتراضات مردمی به دلیل گرانی یا بحران‌های
دیگر بالاست
.
🔷​در آستانه رویدادهای بین‌المللی:

 مانند سفرهای دیپلماتیک مقامات به سازمان ملل، یا زمان مذاکرات حساس بین‌المللی
.
▪️​هنگام همبستگی‌های صنفی:

 وقتی یک صنف 
(مثل معلمان یا کارگران) پتانسیل بالایی برای اعتصاب و حمایت تشکیلاتی از همکار خود دارند.

⬅️ ​۵. چگونه (با چه ابزاری) این ترس
را اعمال می‌کند؟


​حکومت برای مدیریت این ترس و
وادار کردن به سکوت، از ابزارهای
زیر استفاده می‌کند
.:
👈​وعده‌های دروغین: 

به خانواده‌ها وعده می‌دهند
که
 «اگر سکوت کنید، در دادگاه تجدیدنظر تخفیف می‌دهیم یا او را عفو می‌کنیم»
(که معمولاً دروغ است).

⬅️ ​تهدیدهای موازی: 

تهدید به بازداشت خود اعضای خانواده، اخراج از کار، یا قطع حقوق و مزایا.

⬅️ ​قطع ارتباط ارتباطی: 

ممنوع‌الملاقات کردن زندانی یا قطع تماس تلفنی او به محض انتشار کوچک‌ترین
خبر از داخل زندان.


«هزینه رسانه‌ای کردن» برای خانواده‌ها بالاست و تصمیم سختی است،
اما در بسیاری از موارد، «سکوت»
تنها به بازجویان و قاضی صلواتی‌ها
این فرصت را می‌دهد که در تاریکی و انزوا، سنگین‌ترین احکام را صادر کنند. نور رسانه، اگرچه تضمین‌کننده آزادی فوری نیست،
اما قطعاً دستِ بازِ حکومت را برای جنایت
یا صدور احکام سنگین‌تر، به‌شدت می‌بندد

پنجشنبه
۱۸   تیر ماه   ۱۴۰۵
کانال ارتباطی «هفته نامه قلم معلم»‌
در شبکه اجتماعی تلگرام، به مدیریت و صاحب امتیازی محمّد خاکسار
https://t.me/ghalamemoalem

https://chat.whatsapp.com/Bj5iySJauaL6yKJEPRPS05

+989121090293

@MKhaksari902

https://khaksari.org/teachers_pen/

۱۴۰۵ تیر ۱۸, پنجشنبه

سکوت اجباری ترانه معلمان دربند ۱

🔴 سکوت اجباری ترانه معلمان دربند (۱) لینک ترانه https://t.me/+opU2H7hi-14xZjM0 ⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️ متن ترانه ترانه‌ سکوت اجباری؛ ترانه معلمان دربند به فارسی و لری بشکاف این سکوتِ شبانه را بشنو حدیثِ تلخِ زمانه را حکمی رسیده، قصه تمام است و رای صادر سهمِ من از بهار، قفس شد در این اواخر تهدید می‌کنند که نامت صدا نشود این قفلِ بسته‌ی قفسِ تو وا نشود از نور می‌ترسند، از نامِ ما در باد از قصه معمار و معلّم، از این فریاد با بند و با زنجیر، با سایه و اصرار می‌خواهند این قصه، پنهان بماند پشتِ دیوار حتی درونِ خانه، گوشی و رفت‌ وآمدم چک شد سهمِ من و همسرم از زندگی، ترسی لایَملک شد گفتند اگر این ظلم را رسانه‌ای سازی در دادگاهِ بعدی‌ات، جانت را می‌بازی باید بپذیریم این هزینه را، یاران! باران بگیرد باز بر تنِ این بباران فریاد اگر قوی شود، افکار می‌جنبد دنیا به پایِ غصه‌ی معصوم می‌مُوید لینک متن ترانه ⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️ https://t.me/AshaareAngizeshi

ازنمایشگاه هنرستان تا کوچ نخبگان خاطرات خانم ۱۹۶

۱۹۶ـ « از نمایشگاه هنرستان تا کوچ نخبگان» از نتیجه ی امتحانات دانش آموزان هنرستان، در دی ماه ۷۶ نسبتاً راضی بودم. دانش آموزانم از محیط مدرسه ابراز رضایت می کردند. من نیز از این که خانم مدیر و معاونان به مسئولیت خود آگاهانه عمل می کردند، راضی بودم. فضای هنرستان آرام و دوستانه بود. پس از پایان امتحانات رشته های مختلف تحصیلی، کارهای عملی آن ها در سالن بزرگ هنرستان به نمایش گذاشته شد. رشته تحصیلی دانش آموزان من طراحی و دوخت لباس بود.آنها از من خواستند تا از کارهایشان دیدن کنم. لباس های دوخته شده بر تن مانکن های تمام قد پلاستیکی جالب بود.! نمایشگاه تا پایان بهمن ۷۶ ادامه داشت. طبق بخشنامه معاونت پرورشی وزارت آموزش و پرورش، مربیان تربیتی مدارس، از روز ۱۲ بهمن که مصادف با ورود خمینی به ایران بود، تا ۲۲ بهمن که روز پیروزی انقلاب محسوب می شد باید برنامه هایی طبق آن بخشنامه در این ایام برگزار کنند. حاکمیت این ده روز را « دهه ی فجر» می نامید. جذب گروهی از دانش آموزان هر مدرسه برای شرکت در راهپیمایی حکومتی روز۲۲ بهمن از مفاد بخشنامه بود. برگزاری نمایشگاه، برنامه ی دیکته شده به مربی تربیتی را بسیار کمرنگ کرده بود. من از نمایشگاه دیدن کردم و دانش آموزان را تشویق نمودم. در همین سال دو رویداد جدید برای دانش آموزان رقم خورد: ۱ـ اولین دوره ی شوراهای دانش آموزی در مدارس راهنمایی آغاز به کار کرد واز سال بعد در دبیرستان ها نیز دایر شد. ۲ـ راه اندازی کاروان راهیان نور، این کاروان به سرپرستی مربیان تربیتی در ایام عید نوروز و ایام محرم از دانش آموزان تشکیل می شد و آنها را به بازدید از مناطق جنگی می بردند. در اسفندماه ۷۶ بخشنامه نقل و انتقال معلمان را در دفتر هنرستان دیدم و تقاضای انتقال به منطقه ی یک تهران را کردم. ۲۶ اسفند ۷۶ در حالی که خود را برای فرارسیدن عید نوروز آماده می کردیم، خبر ناگواری موجب ناراحتی شدید من و بسیاری از مردم ایران شد. در این روز اتوبوس دانشجویان نخبه ی ریاضی دانشگاه صنعتی شریف و تهران در حوالی « پل دختر» در استان لرستان به دره سقوط کرد.!! این اتوبوس در حال بازگشت از بیست و دومین دوره مسابقات ریاضی در دانشگاه شهید چمران اهواز بود. در این حادثه هفت نفر از دانشجویان نخبه ریاضی جان باختند.! شش نفر آنها از دانشگاه صنعتی شریف و یک نفر از دانشگاه تهران بود. اغلب این افراد از برگزیدگان المپیادهای ملی‌ و بین المللی ریاضی بودند. علاوه بر این دانشجویان، دو عضو هیئت علمی و دو راننده اتوبوس نیز کشته شدند. !! « مریم میرزاخانی » و « رویا بهشتی زواره»، از بازماندگان این سانحه ی دلخراش بودند. بعد ها شنیدم که پدر مریم میرزاخانی نزد رئیس دانشگاه شریف می رود و می پرسد:« چرا نخبگان کشور را با وسیله ای امن به مسابقه ی علمی نبردید؟» رئیس دانشگاه پاسخ داده است،:« همین است که هست، قبول نداری، دخترت را بفرست خارج»!! پدر مریم میرزاخانی او را به آمریکا فرستاد و او پس از اخذ دکترا از دانشگاه هاروارد به مقام استادی دانشگاه استنفورد آمریکا رسید و سپس اولین زن و اولین ایرانی برنده مدال « فیلدز» ریاضی در جهان شد.!! افسوس که امریکا هم قدر این نابغه ایرانی را ندانست و مراقب سلامتی او نبود.!! مریم میرزاخانی در چهل سالگی با بیماری سرطان از دنیا رفت.!! جمهوری اسلامی از ابتدا، با ایجاد محدودیت های عمیق اجتماعی، سیاسی و بی ثباتی اقتصادی باعث شد تا ایران بالاترین نرخ مهاجرت نخبگان را در جهان داشته باشد.! این پدیده تحت عنوان «فرار مغزها» از ایران شناخته می شود. به عبارتی ابر قدرت ها با دخالت در امور داخلی کشورهای خاورمیانه هم منابع مادی آنان را غارت می کنند و هم نیروی انسانی نخبه، متخصص و ماهر این کشور ها را جذب می کنند. https://t.me/Khaterate_khanom_moalem

۱۴۰۵ تیر ۱۷, چهارشنبه

تفسیر جمله برتولت برشت کسانی که مقابل ظلم متحد نمی شونند

🔴 کسانی که در مقابل ظلم متحد نمی شوند در زندان های ظالم یکدیگر را ملاقات خواهند کرد. برتولت برشت 🖌🖌🖌🖍🖍🖍✍✍✍ 🔷برشت می‌خواهد یک قانون تغییرناپذیر تاریخ را به ما یادآوری کند: هزینه مقاومتِ متحدانه، بسیار کمتر از هزینه تسلیمِ منفردانه است ۱. ◀️ اتحاد به عنوان تنها سپر: از نظر برشت، قدرت ظالم در ذات خود زیاد نیست، بلکه این «پراکندگی و تفرقه مظلومان» است که به ظالم قدرت می‌دهد ۲. هشدار نسبت به بی‌تفاوتی: چرا زندان📌؟ چون زندان نماد سلب آزادی و پشیمانیِ بی‌فایده است. برشت می‌خواهد بگوید بی‌تفاوتی در برابر ظلم، شما را نجات نمی‌دهد؛ فقط نوبتِ مجازات شما را به تاخیر می‌اندازد. ۳ 🤏چطور این اتفاق می‌افتد و ظالم از این عدم اتحاد سوءاستفاده می‌کند؟ این مسئله به استراتژی معروف «تفرقه بینداز و حکومت کن» برمی‌گردد. ظالم از منافع شخصی، ترس‌ها، اختلافات مذهبی، قومی یا طبقاتی مردم سوءاستفاده می‌کند تا آن‌ها را روبروی هم قرار دهد یا نسبت به هم بی‌تفاوت کند ۴. ⬇️چطور؟ با ایجاد این توهم که «اگر تو کاری به کار من نداشته باشی، من هم کاری به تو ندارم». اما حقیقت این است که اشتهای ستمگری سیرناپذیر است و چرخ‌دنده‌های ظلم در نهایت سراغ همه خواهد آمد. ۵ 🖌چگونه کسانی که متحد نمی‌شوند، در زندان یکدیگر را ملاقات می‌کنند؟ وقتی افراد یا گروه‌های مختلف جامعه در برابر یک حاکم ظالم یا یک سیستم سرکوبگر متحد نمی‌شوند، به تکه‌های کوچک و بی‌دفاعی تبدیل می‌شوند که سرکوب کردن آن‌ها برای ظالم بسیار راحت است فرآیند حذف تک‌تک: ظالم ابتدا سراغ گروه اول می‌رود؛ گروه‌های دیگر سکوت می‌کنند چون فکر می‌کنند نوبت آن‌ها نیست. سپس سراغ گروه دوم می‌رود و گروه اول دیگر وجود ندارد که از آن‌ها دفاع کند ۷. 🖍نتیجه: در نهایت، سیستم همه را یکی‌یکی حذف کرده و در یک مکان (که برشت به نماد از آن به عنوان «زندان» یاد می‌کند) جمع می‌کند. حالا همه همان‌جا هستند، اما زمانی که دیگر کار از کار گذشته است. ✔️این اتفاق دقیقاً در سه زمان‌بندی رخ می‌دهد : در کوتاه‌مدت (وقتِ سکوت مصلحتی): زمانی که افراد جامعه به خاطر حفظ منافع شخصی یا ترس، چشم خود را روی سرکوب هم‌نوعانشان می‌بندند. در میان‌مدت (وقتِ نوبت من): زمانی که دایره سرکوب گسترده‌تر می‌شود و به سراغ کسانی می‌آید که تا دیروز فکر می‌کردند جایشان امن است . در بلندمدت (وقتِ حسرت): ۷ دقیقاً همان لحظه‌ای که افراد در سلول‌ها یا در وضعیت سقوط جامعه، چشم در چشم هم می‌دوزند و متوجه می‌شوند که اگر روز اول پشت هم می‌ایستادند، امروز اینجا نبودند. ۸ ⏪ پاسخ نهایی این است اگر امروز برای دفاع از آزادیِ دیگری کنار او نایستی، فردا در اسارت، هم‌بند او خواهی شد. سرنوشت افراد یک جامعه به هم گره خورده است. محمد خاکساری هفته نامه قلم معلم ۱۷ تیرماه ۱۴۰۵ کانال ارتباطی «هفته نامه قلم معلم»‌ در شبکه اجتماعی تلگرام، به مدیریت و صاحب امتیازی محمّد خاکسار https://t.me/ghalamemoalem https://chat.whatsapp.com/Bj5iySJauaL6yKJEPRPS05 +989121090293 @MKhaksari902 https://khaksari.org/teachers_pen/

۱۴۰۵ تیر ۱۶, سه‌شنبه

ترانه‌ ملتی بت پرست به زبان فارسی و لهجه ملزندادانی

🔴 ترانه ملتی بت پرست ( ۱) این‌ترانه فارسی و لهجه مازندرانی است ⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️ 🖍 متن ترانه آه... این جامعه‌یِ بت‌تراش ملتی بت‌پرست می‌سازد اینجا که زبانِ نقد، لکنت می‌گیرد پاسخِ هر سوال، توهین است و خشم در این دیارِ سنگی و سخت کسی حضورِ «دیگری» را برنمی‌تابد اینجا قربانگاهِ تفاوت‌هاست... قربانگاهِ تفاوت‌هاست... در این هوایِ تیره‌یِ سرد هر بت‌پرست در آرزویِ خویش است در آرزویِ نابودیِ بتی که از آنِ او نیست، که مالِ او نیست... زبان‌ها لکنت، دل‌ها همه سنگ سهمِ تفاوت، تسلیم و تفنگ... در این دیارِ سنگی و سخت کسی حضورِ «دیگری» را برنمی‌تابد اینجا قربانگاهِ تفاوت‌هاست... قربانگاهِ تفاوت‌هاست... ملتی بت‌پرست... در آرزوی نابودیِ بت‌ها... آه. https://t.me/+opU2H7hi-14xZjM0

۱۴۰۵ تیر ۱۵, دوشنبه

گزارش بمب باران بیت خامنه ای

🔴 گزارش بمب باران بیت خامنه ای ۱ بسیاری از گزارش‌ها به GBU-57A/B Massive Ordnance Penetrator (MOP) اشاره دارند. این بمب غول‌پیکر حدود ۳۰٬۰۰۰ پوند (حدود ۱۳٫۶ تن) وزن دارد و توسط بمب‌افکن‌های پنهان‌کار B-2 Spirit آمریکا پرتاب می‌شود. ا این بمب برای نفوذ به پناهگاه‌های زیرزمینی عمیق طراحی شده و در این عملیات برای نابودی تاسیسات زیرزمینی و مستحکم بیت رهبری به کار رفته است. ۲ گزارش‌هایی هم از استفاده از GBU-31 V3/B (نسخه سنگرشکن JDAM با سرجنگه BLU-109) توسط جنگنده‌های F-35I اسرائیلی وجود دارد. ۳ علاوه بر این، موشک‌های کروز (مانند Tomahawk) و سایر مهمات دقیق هدایت‌شونده هم در حملات گسترده به این منطقه به کار رفته‌اند ead13 به تعداد ۳۰ بمب که اشاره شده است : برخی گزارش‌ها از حجم بالای مهمات (صدها munition در کل عملیات) و ضربه‌های متعدد به مجموعه پاستور صحبت می‌کنند، . حمله بسیار دقیق و سنگین بوده و منجر به ویرانی کامل بخش‌هایی از مجموعه و کشته شدن خامنه‌ای شده است. این اطلاعات بر اساس گزارش‌های خبری، ماهواره‌ای و تحلیل‌های نظامی پس از رویداد است. عملیات بخشی از حملات گسترده‌تر آمریکا و اسرائیل برای ضربه به فرماندهی ایران بود. 👈با توجه به گزارش بالا عقل به ما می گوید: با این حجم بمباران آیا کسی در بیت خامنه ای زنده مانده؟ با توجه فیلم کوتاهی از خانه خامنه ای نشان داد با خاک یکسان شده است با توجه به مطالب بالا مجتبی خامنه ای وجود دارد ؟ در حاضر شورایی از سپاه و سران سه قوه کشور اداره می کنند اعلام نکردن کشته شدن خامنه ای امکان شورش عمومی و اختلافات درون حکومتی است وقتی از کشته شدن مجتبی خامنه ای استفاده کردند ادعا می کنند ؛" مجتبی خامنه به دلیل جراحات شدید زیر عمل جراحی فوت کرده است‌ این حکومت برای حفظ خود هر جنایتی انجام می دهد . برای خود سازماندهی کانون جمهوری خواهان بین ۵ تا ۹ تشکیل دهید در فرصت مناسب وارد عمل شوند محمد خاکساری هفته نامه قلم معلم‌ دوشنبه ۱۵ تیرماه ۱۴۰۵ https://t.me/ghalamemoalem https://chat.whatsapp.com/Bj5iySJauaL6yKJEPRPS05 +989121090293 @MKhaksari902 https://khaksari.org/teachers_pen/

۱۴۰۵ تیر ۱۴, یکشنبه

خاطرات خانم معلم ۱۹۵ از خلخال زن تاحقوق شهروند

۱۹۵ـ « از خلخال زن یهودی تا حقوق شهروندان ایرانی» شیخ محمود حلبی، بنیانگذار و رهبر « انجمن حجتیه مهدویه » در ۲۶ دی ماه ۷۶ در تهران درگذشت. او که متولد ۱۲۷۹ در مشهد بود، در سال ۱۳۳۶ انجمن حجتیه را با هدف اصلی مبارزه فکری با بهائیت و آموزش عقاید مهدویت تاسیس کرد. این انجمن با نفوذ در میان بهائیان، به اطلاعات آماری این جامعه دست یافت. انجمن، بلافاصله پس از انقلاب ۵۷ با در اختیار داشتن این اطلاعات نقش موثری در ضدیت با بهائیت داشته اند. جمهوری اسلامی از سال ۵۸ و ۵۹ شروع به توقیف و غارت اماکن مقدس و مراکز اداری و شرکت های مالی جامعه بهائی کرد. در تابستان ۵۹ اعضای محفل ملی روحانی بهائیان ربوده و ناپدید شدند.! در اواخر سال ۶۰، اعضای دور جدید این محفل دستگیر و بلافاصله اعدام شدند.! دادستان کل کشور در سال ۶۲ تمامی فعالیت‌های تشکیلات و محافل بهائی در ایران را غیرقانونی اعلام کرد.! این روند به محرومیت هایی از جمله اخراج از ادارات دولتی، ممنوعیت تحصیل در دانشگاه ها و پلمپ کسب و کار آنان منجر شد.! پیگیری های جامعه جهانی بهائی در نهایت باعث شد که در سال ۱۳۶۴( ۱۹۸۵ میلادی) سازمان ملل متحد قطعنامه‌ای در مجمع عمومی صادر کند و اتهامات نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران را «عمیقاً نگران کننده» اعلام کند. جمهوری اسلامی از اعدام ها کم کرد ولی تا امروز به قتل، غارت اموال و زندانی کردن بهائیان ادامه داده است. اما برای من، بهائیان تنها یک موضوع سیاسی یا تاریخی نبودند؛ آنان چهره هایی آشنا از سال های کودکی و نوجوانی ام بودند. من در دوران دبستان و دبیرستان دوستان همکلاسی بهایی داشتم که بسیار خوب و مهربان بودند. روحی«م» دوست و همکلاسی من در کلاس پنجم دبستان با خانواده اش در محله ی ما زندگی می کردند. پدرش کارگاه نجاری داشت مردی صنعتگر، درستکار و دست به خیر بود و اهالی محل به او و خانواده اش احترام می گذاشتند. قبل از انقلاب آخوندها در بالای منبر از اخلاق نیک پیامبر و حضرت علی سخن می گفتند. مثلاً می گفتند:« حضرت علی پس از شنیدن خبر حمله سپاه معاویه به مرزها و ربودن خلخال(پابند) از پای زن یهودی فرمودند:« اگر مسلمانی از شدت غصه و اندوه این فاجعه بمیرد، ملامت نمی شود.» همچنین بارها از بی ارزشی دنیا صحبت می کردند. اما وقتی آخوندها انقلاب ۵۷ ملت ایران را مصادره کردند، نه تنها موازین اسلامی را برای دنیایی که آن را بی ارزش می خواندند، زیر پا گذاشتند بلکه با هموطنان ایرانی ما تنها به دلیل نوع دینداری شان، به دشمنی و غارت جان و مالشان پرداختند. اینان برخی از پیروان شیخ محمود حلبی، بنیانگذار و رهبر« انجمن حجتیه مهدویه» بودند و به جای این که فقط عالم دینی باشند و به بیان احکام دین بپردازند، با غصب مقامات کشور و عدم آگاهی از سایر علوم بشری، در تمامی این علوم بی خردانه دخالت کردند و حاصل کارشان ویرانی جامعه و ایران شد. در مجلسی دوستانه یکی می گفت:« پیامبر، حضرت علی و امام حسینی که ما مردم ایران قبل از انقلاب می شناختیم سمبل و پیام آور انسانیت، مساوات و آزادگی بودند.» دوست دیگری گفت:« حضرت علی وقتی مالک اشتر را مامور خود در کشور مصر کرد در نامه ای به او نوشت:« بر رعیت همچون حیوان درنده نباش که خوردن آنان را غنیمت دانی، که رعیت بر دو گروهند: یا برادر دینی تو هستند، یا انسان هایی مانند تو.» با شنیدن این سخنان بی اختیار به یاد حدیثی از حضرت محمد افتادم که: « آفت دین سه کس است، فقیه بدکار، پیشوای ستمگر و مجتهد نادان». تجربه چهار دهه ی گذشته در کشورم نشان داده است که فاصله میان آموزه های اخلاقی دین و رفتار مدعیان آن، یعنی همان آفت های دین که پیامبر خدا نام برد، می تواند سرنوشت یک ملت را دگرگون کند.!! https://t.me/Khaterate_khanom_moalem