تاریخچه تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
۱۴۰۴ بهمن ۳۰, پنجشنبه
پیشنهاد پنج مرحله برای گذار
🔴 پیشنهاد پنجمرحلهای برای گذار از حکومت مذهبی نازیسم جمهوری اسلامی
✍✍🖌🖌🖍🖍
با تکیه بر اقشار اجتماعی داخل کشور
✳️ مقدمه:
۲۵ تجربهای از دل جامعه بیش از
سال تجربهی آموزشی و
فعالیت اجتماعی در جایگاه معلم و کنشگر اجتماعی، گفتوگو با شخصیتها و فعالان در داخل و خارج، و بررسی جنبشهای اعتراضی از سال ۱۳۸۸ تا دیماه ۱۴۰۴،
مرا به این باور رسانده است که گذار موفق از حکومت مذهبی نازی جمهوری اسلامی
تنها با اتکا به اقشار مختلف مردم ممکن است، نه با نهادها و احزاب وابسته به فرد
یا ایدئولوژی.این طرح برگرفته از الگوی مجلس اول مشروطه است؛
⬅️ الگویی که با وجود گذشت بیش از ۱۲۰ سال، همچنان بر پایهی خرد جمعی و مشارکت اجتماعی استوار است.
طرح پیشنهادی من بر مبنای نقشآفرینی اقشار گسترده جامعه
(معلمان، کارگران، دانشجویان، زنان ، بازنشستگان و.سایر اقشار ) تنظیم شده و
بیش از ۶۰ درصد جمعیت را دربرمیگیرد. اگر اراده و شجاعت در میان ما باشد، این طرح میتواند با مشورت و همبستگی به اجرا درآید.
✳️ مرحلهی اول:
آمادهسازی افکار عمومی نخستین گام، آگاهیبخشی و گفتوگو با مردم در داخل و خارج از کشور است تا افکار عمومی بپذیرد که اقشار اجتماعی خود میتوانند پایهگذار آلترناتیوی دموکراتیک برای گذار از حکومت مذهبی نازیسم جمهوری اسلامی باشند.
✳️ مرحلهی دوم:
شکلگیری گفتوگوی اقشاری در بازهای
۷ تا ۱۰ روزه، تشکلهای معلمان، کارگران، دانشجویان و سایر گروهها میتوانند
در فضای مجازی گرد هم آیند و دربارهی مبانی مشترک گفتوگو کنند. مبانی پیشنهادی
عبارتاند از :
۱
📌آیندهی ایران در قالب جمهوری متکثر و دموکراتیک شکل میگیرد
.۲
ب) تکیه بر شعار
«زن، زندگی، آزادی»
با درک علمی از این سه مفهوم:
زن:
بنیان خانواده و نیروی آفرینش جامعه است.
زندگی:
حق برخورداری از حداقلهای زیستی شامل آموزش، اشتغال، بهداشت و مسکن.
آزادی:
۳
پیششرط هرگونه توسعهی سیاسی و اقتصادی و مبتنی بر احترام به حقوق بشر و کنوانسیونهای جهانی
.۴
ج) پرهیز کامل از ایدئولوژیمحوری در تصمیمگیریها
.
✳️ مرحلهی سوم:
تشکیل شورای راهبردی اقشار شورای راهبردی از نمایندگان تشکلهای صنفی، از جمله معلمان، کارگران و دانشجویان و اقشار تشکیل میشود.
این شورا ساختاری چرخشی دارد
تا در صورت بازداشت یا حذف هر عضو، نمایندهای دیگر جایگزین شود. الگوی این شورا راهبردی ، از
«شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران» گرفته شده است
که سالها در داخل کشور فعالیت موثر داشته است.
✳️ مرحلهی چهارم:
شورای مشورتی جمهوریخواه گروههای جمهوریخواه داخل و خارج کشور شورایی مشورتی تشکیل میدهند تا در مقام یاور و مشاور، نه تعیینکننده، در کنار شورای راهبردی اقشار عمل کنند. نقش اصلی آنان پشتیبانی فکری، حقوقی واست
در کنار شورای راهبردی
وجود یک شورای حقوقی مرکب
از حقوقدانان حقوق بشر
.✳️ مرحلهی پنجم:
الف :
برنامهریزی و شفافیت در گذارتمام برنامهریزیهای مربوط به گذار بهصورت
مشترک میان شورای راهبردی اقشار
ب:
شورای مشورتی
تشکل های جمهوریخواهان داخل وخارج انجام میشود.
وظیفه این مشورت به شورای راهبردی اقشار است
هیچیک از این دو شورا حق سهمخواهی سیاسی یا فردی ندارند. تنها یک سخنگوی مشترک به صورت چرخشی هرماه از میان اعضای شورای راهبردی و با مشورت شورای مشورتی تشکل های جمهوری خواه داخل و خارج سخنگو برگزیده میشود.
همچنین، شورای راهبردی اقشار موظف است
⬅️هر ماه گزارش فعالیتهای خود را در رسانهها منتشر کرده و ایمیلی برای ارتباط مستقیم با مردم داخل و خارج کشور فراهم سازد. هر دو شورا میتواند کمیسیونهای تخصصی تشکیل دهد و آییننامهی داخلی خود را تدوین کنند.
⚠️ یادآوری مهم:
این طرح همچون هر ایدهی جمعی، نیازمند نقد، تکمیل و همفکری است. لطفاً نقطهنظرها و پیشنهادهای خود را به نشانی زیر ارسال کنید
:📩 khaksari902@gmail.com
از سرو قامت پسران
از ساقههای نازک اندام دختران
غسالخانهها شده مالامال ...
از
افشین علائ
هفته نامه قلم معلم
https://t.me/ghalamemoalem
https://chat.whatsapp.com/Bj5iySJauaL6yKJEPRPS05?mode=gi_t
mohammad@khaksari.org
مسابقه ای که در آن پیروزی معنا ندارد
مسابقه ای که در آن پیروزی معنا ندارد
حسن دلیر
تصور کنید مسابقه فوتبالی برگزار شود که در آن یک نفر هم زمان دروازه بان یک تیم مربی تیم مقابل و داور میدان هم باشد در چنین مضحکه ای نتیجه از پیش معلوم است اما پیروزی در آن هیچ ارزشی ندارد چون مفهوم عدالت و رقابت به کلی ذبحشده است.
این تصویر دقیقاً همان «سیرک» سیاسی است که رضا پهلوی به راه انداخته
او میخواهد هم زمان رهبر شورای گذار (مربی) واضع و مجری قانون (داور) و کاندیدای نهایی (بازیکن باشد. وقتی تمام نقشها در یک نفر خلاصه شود دیگر با یک فرآیند سیاسی روبرو نیستیم با نمایشی طرفیم که در آن دروازه بان آگاهانه راه را برای برنده شدن خودش باز کرده است.
https://t.me/fmphl
پیامد های استراتژیک حمله نظامی آمریکا
🔴 پادگانها در تیررس؛ تحلیل پیامدهای استراتژیک حمله نظامی آمریکا و هشداری به بدنه نیروهای مسلح
✍✍✍🖌🖌🖍🖍
مقدمه:
📌 استقلال ملی یا مداخله بیگانه؟
تجربه تاریخی ثابت کرده است که هیچ قدرت فرامنطقهای به قصد «بشردوستی» قدم به خاک کشوری نمیگذارد. هر هجوم خارجی، با هدف تأمین منافع استراتژیک و اقتصادی مهاجم انجام میشود. راه آزادی واقعی، نه از میان ویرانههای بمباران بیگانه، که از مسیر پایداری داخلی و جنبشهای خودجوش مردمی میگذرد؛ حتی اگر مانند نبرد الجزایر علیه استعمار فرانسه،
۲۰ سال به طول انجامد و بهایی گزاف بطلبد. اما در صورت وقوع جنگ، اولین قربانیان این برخورد سخت، سربازانی هستند که در خط مقدم و پادگانها حضور دارند.
⬇️استراتژی تهاجم:
اهداف عملیاتی در صورت حمله
بر اساس الگوهای تکرار شده در لیبی،
عراق و ونزوئلا، پیشبینی میشود استراتژی نظامی آمریکا بر محورهای زیر استوار باشد:
↩️۱. درهم کوبیدن ساختارهای نظامی:
اولین هدف، مراکز حساس (پادگانهای ارتش، سپاه و فراجا) و نهادهای امنیتی است تا قدرت هماهنگی و فرماندهی به طور کامل فلج شود.
🔻۲. حملات زیرساختی:
برای از کار انداختن ارتباطات نیروهای مسلح، احتمال بمباران نیروگاههای برق و مراکز مخابراتی (مشابه مدل جنگ عراق) بسیار بالاست
🔸۳. صیانت از منابع ثروت:
مهاجم معمولاً به تاسیسات نفتی حمله نمیکند، چرا که برای تامین هزینههای آینده و بازسازی به آنها نیاز دارد؛ تمرکز اصلی بر حذف فرماندهان ارشد و پناهگاههای قدرت است.
تحلیل سه سناریوی احتمالی در مواجهه با افکار عمومی
در صورت وقوع تهاجم، واکنش جامعه ایران را میتوان در سه لایه تحلیل کرد:
🔳سناریوی اول:
سکوت و نظارهگری در صورت یک حمله محدود یا دوازده روزه، احتمال دارد مخالفان داخلی و اکثریت مردم دست به اقدام فعالی علیه حکومت نزنند و با نوعی سکوت سنگین، نظارهگر برخورد دو قدرت باشند.
✔️سناریوی دوم:
انفجار خشم و تسخیر پادگانها با توجه به داغدار بودن بخش بزرگی از جامعه در حوادث ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴ و نفرت انباشته شده، اگر حمله آمریکا به مراکز نظامی صورت بگیرد، احتمال تکرار وقایع بهمن ۵۷ بسیار بالاست. در این وضعیت، مردم خشمگین ممکن است به پادگانهای آسیبدیده حمله کرده و آنها را تصرف کنند.
⏪سناریوی سوم:
هزیمت و تخلیه پادگانها در پی حملات سنگین هوایی، اگر سربازی از موج اولیه بمباران جان سالم به در ببرد، به احتمال زیاد پادگان را تخلیه خواهد کرد. این اتفاق پیش از این در آغاز جنگ ایران و عراق نیز رخ داده است؛ با این تفاوت که این بار انگیزهای برای ماندن در زیر آتش نخواهد بود.
هشدار نهایی به سربازان ارتش، سپاه و فراجا
سربازان عزیز! تاریخ معلم بیرحمی است. در نبردی که میان دو قدرت برای منافع سیاسی در میگیرد، بدنه وظیفه و نیروهای عملیاتی، نخستین قربانیان این ماشین جنگی هستند.
هشدار:
با آغاز اولین موج حملات به پادگانها،
پیش از آنکه قربانی محاسبات سیاسی شوید، جان خود را دریابید. زمانی که جنگ از قالب «دفاع ملی» خارج شده و به تقابل دو قدرت برای منافعشان بدل گردد، ماندن در پادگانی که هدف موشکهای فوق پیشرفته است، نقطه زن هستند
این موشک ها در جنگ عراق و افغانستان آزمایش شده است
⏺ تنها بازی با مرگ است. پادگانها را ترک کنید؛ چرا که وطن به جوانان زنده برای ساختن فردای خویش نیاز دارد، نه به نامهایی بر سنگ مزار.
🟠کلام آخر
ایران باید به دست ایرانی آزاد شود
با چکمههای سرباز بیگانه. اما در غیاب پیوند میان حکومت و ملت، پادگانها به لرزه در میآیند.
چو کنعان را نبود از بخت بهره
عصای موسیاش شد مارِ سَمّی
(ناصرخسرو)
⬇️گویند که جنگ، کارِ بیهودهگر است
در آتشِ آن، سوختنِ سیم و زر است
اما زِ تمامِ این خسارتها،
بیش خونِ من و توست،
کز میان در به در است
پنجشنبه
۳۰ بهمن ۱۴۰۴
https://t.me/ghalamemoalem
https://chat.whatsapp.com/Bj5iySJauaL6yKJEPRPS05?mode=gi_t
mohammad@khaksari.org
۱۴۰۴ بهمن ۲۹, چهارشنبه
گفتگو با معلم
گفتگو با معلم (تمرکز بر کرامت و آینده)
🖍🖍🖌🖌🖌
شما: «آقا/خانمِ معلم ..
.، وقتی ما با این حقوق زیر خط فقر و دغدغهی معیشت سر کلاس میرویم
، چطور میتوانیم از کیفیت آموزش حرف بزنیم؟»
معلم: «درست میگویی، اما نگران عقب ماندن بچهها از درس هستم.»
شما: «اتفاقاً این اعتصاب برای همان بچههاست. معلمی که فرسوده باشد، نمیتواند نسلی پویا تربیت کند. اعتصاب ما فریادی برای بازگرداندن شأن آموزش است؛ نه فقط برای خودمان، بلکه برای آیندهی همین دانشآموزان است
معلم اعتصاب کند دانش آموز اعتصاب می کند
فقط از دستگیری نترسیم
روزگار حکومت سیاه می شود
پنجشنبه
۳۰ بهمن ۱۴۰۴
https://t.me/q920t
همبسی ملی در مراسم چهلم جان فشان میهن
همبستگی ملی در مراسم
📌چهلم جان فشانان میهن، شعارهای انحرافی و فردمحور را به حاشیه راند؟»
🖌🖌🖌🖍🖍🖍
مراسم چهلم جانباختگان وقایع خونین ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، که در ۲۸ بهمنماه در بیش از ۱۵ شهر ایران برگزار شد، نقطهعطفی در بلوغ سیاسی جنبشهای اجتماعی معاصر ایران بود. این تجمعات که تحت تدابیر شدید امنیتی برگزار شد، فراتر از یک سوگواری ساده، به مانوری برای نمایش همبستگی ملی و مطالبات ساختارشکن تبدیل گشت
.
⏪۱. کالبدشکافی شعارها: نفی استبداد و نفی انحراف
بررسی میدانی شعارها در شهرهایی نظیر کرج، آبدانان و دیگر نقاط، نشاندهنده یک «انضباط گفتمانی» در میان معترضان است. شعارهای محوری نظیر:
«هر یه نفر کشته بشه، هزار نفر پشتشه»
«قسم به خون یاران، ایستادهایم تا پایان»
«مرگ بر حکومت بچهکش»
این شعارها نشان داد که هدف اصلی، کلیت نظام حاکم و دادخواهی برای خونهای ریخته شده است. گزارشها تاکید دارند که در این ۱۵ شهر، شعارهای انحرافی و فرد محور
(مانند جاوید شاه) جایگاهی نداشتند. این هوشمندی جمعی مانع از مصادره جنبش توسط جریانهای تمامیتخواه گشت
.
🖌۲. آسیبشناسی ۲۰۰ سال فرد پرستی در ایران
یکی از بخشهای کلیدی این مقاله، نگاهی به تاریخ معاصر است. تجربه ۲۰۰ سال گذشته نشان میدهد که «فرد پرستی» بزرگترین آسیب جنبشهای اجتماعی ایران بوده است. بالا بردن یک فرد به عنوان «رهبر مطلق»، همواره روند پایین آوردن او را در صورت انحراف، با هزینههای گزاف روبرو کرده است. مراسم ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ ثابت کرد که نسل جدید به دنبال «رهبری شورایی» است؛ مدلی که در آن فرد نه به عنوان رئیس، بلکه تنها به عنوان سخنگوی موقت و پاسخگو عمل میکند
.
🖍۳. ضرورت قوه قضاییه مستقل برای دوران گذار
موفقیت هر جنبش اعتراضی در گرو ترسیم افق آینده است. شعارهای ضد اعدام و حمایت از زندانیان سیاسی که در این مراسمها طنینانداز شد، پیشدرآمدی برای مطالبهگری بزرگتر یعنی ایجاد یک قوه قضاییه قدرتمند و مستقل است. عدلیهای که وابسته به قدرت سیاسی نباشد، ضامن بقای دموکراسی و مانع از بازتولید دیکتاتوری در لباس جدید خواهد بود
.
✍۴. مقاومت نمادین: از رقص سوگ
تا سرود ای ایران
در شهرهایی مانند کرج و آبدانان، اعتراض تنها در شعار خلاصه نشد. استفاده از نمادهایی چون
«رقص سوگ» بر مزارها و خواندن دستهجمعی سرود «ای ایران»، نوعی بازپسگیری فضای عمومی و فرهنگی بود. این کنشها نشان داد که جانفشانان نه «قربانی»، بلکه «قهرمانان» میهنی هستند که مرگشان نیز مایه حیات و پویایی جامعه است
۵-
👈فریاد مشترک بر مزار یاران
برای پیروزی در مسیر تغییر، شعارها باید مانند چتری فراگیر تمام رنگهای این سرزمین متکثر را زیر خود جای دهند؛ چرا که هرگونه شعار حذفی یا فردمحور، شکافی در صفوف مبارزه ایجاد میکند که تنها به سود استبداد است. تمرکز بر آزادی زندانیان سیاسی و پایان دادن به اعدام، پیوندی اخلاقی و انسانی میان تمامی گروهها ایجاد کرده و قدرت جمعی را برای زیر کشیدن ساختار سرکوب دوچندان میکند. در ایرانی که مانند یک رنگینکمان از اقوام و عقاید گوناگون تشکیل شده، تنها راه رستگاری، تکیه بر رهبری شورایی و شعارهای ساختارشکنی است که کرامت انسانی را فراتر از نامها قرار میدهند. تداوم فریادهایی چون «قسم به خون یاران، ایستادهایم تا پایان» نشاندهنده بلوغ جامعهای است که از بند فردپرستی رها شده و به سوی ساختن آیندهای مبتنی بر عدالت و تکثرگرایی گام برمیدارد.
.
⬅️نتیجهگیری:
مراسم چهلم جانفشانان دیماه ۱۴۰۴ پیامی روشن برای تمام جریانهای سیاسی داشت: جنبش مردم ایران به بلوغی رسیده است که از شعارهای انحرافی عبور کرده و بر مطالبات بنیادین (نه به اعدام، آزادی زندانیان و نفی دیکتاتور) متمرکز است. تنها راه پیروزی، تداوم این مسیر، تقویت نهادهای شورایی و پرهیز از کیش شخصیت است تا ایران آینده بر پایه قانون و عدالت بنا شود، نه بر اراده یک فرد
دست بزن بر کـرمِ خویشتن
حواله مـکـن بـر کـسِ دیگـری
نسیم شمال
چهارشنبه
۲۹ بهمن
۱۴۰۴
https://t.me/ghalamemoalem
https://chat.whatsapp.com/Bj5iySJauaL6yKJEPRPS05?mode=gi_t
mohammad@khaksari.org
۱۴۰۴ بهمن ۲۸, سهشنبه
تفاوت جامعه مدرن ووجامعه توده وار
تفاوت میان «جامعه مدنی توسعهیافته» و «جامعه تودهوار و احساسی
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
◀️۱. چرخه «بتسازی و بتشکنی»
وقتی ساختار حزبی وجود نداشته باشد، مردم به دنبال یک «ناجی»
یا «کاریزما» میگردند.
در این حالت:
احساس بر شعور سیاسی غلبه میکند: مردم به جای مطالعه برنامهها، به شخص دل میبندند
.
مسئولیتناپذیری:
وقتی به یک فرد اقتدا میکنیم، در واقع مسئولیت فکر کردن و برنامهریزی را از دوش خود برداشته و به او واگذار میکنیم
.
عاقبت تلخ
:
چون فرد جایزالخطاست،
وقتی وعدهها محقق نمیشود، همان مردمی که بت ساخته بودند،
بت را میشکنند و دچار سرخوردگی و خانهنشینی میشوند
(همانطور که در مورد دورههای مختلف تاریخی مثل خمینی
↩️۲. فرار از سیاست و تحزب
عبارت «من سیاسی نیستم»
یکی از بزرگترین موانع دموکراسی است.
در کشورهای توسعهیافته
(مانند الگوهای اروپایی یا آمریکای جنوبی ...)، قدرت در دست احزاب است. حزب یعنی «برنامه» و «پاسخگویی
».
اگر حزبی وعده دهد و عمل نکند، در انتخابات بعدی توسط مردم حذف میشود، اما تشکیلات باقی میماند. در ایران اما، با شکست یک فرد، یک نسل از سیاست ناامید شده و به خانه میرود
.
⬇️۳. فقدان پرسشگری
(از خمینی تا پهلوی)
در فرهنگ فردگرا، «ارادت» جایگزین «پرسشگری» میشود.
وقتی میلیونها نفر از یک رهبر استقبال میکنند اما از او درباره جزئیات وعدههایش
(مثلاً وعدههای نوفللوشاتو) سوال نمیکنند، راه برای استبداد یا ناکارآمدی باز میشود.
این الگو در مورد رضا پهلوی یا
هر شخص دیگری هم صادق است؛ اگر مردم به شخص رای بدهند نه به مرامنامه، تاریخ دوباره تکرار خواهد شد.
⬅️۴. تفاوت با جوامع دیگر
(مانند آمریکای جنوبی)
مثال آمریکای جنوبی بسیار هوشمندانه است. در آن منطقه، حتی در دل دیکتاتوریها، احزاب ریشهدار
(مثل احزاب چپ یا کارگری)
وجود داشتند که پس از سقوط دیکتاتور، خلاء قدرت را پر کردند و اجازه ندادند جامعه دوباره به دست یک «فرد» بیفتد
.
❕⬅️پرسش از طرفداران رضا پهلوی:
«اگر رضا پهلوی به وعدههایش عمل
نکرد چه میکنیم؟»
، پاسخ تلخ اما واقعبینانه این است:
اگر با همین دستفرمان فعلی پیش برویم، هیچ کار خاصی نمیکنیم
!
🖍۱. دوباره غافلگیر میشویم:
چون
به
« شخص» چک سفید امضا داده شده است ابزار قانونی برای بازخواست او نداریم
.
🖍۲. سرخورده میشویم:
دوباره به خانهها برمیگردیم و میگوییم «سیاست کثیف است»
و باز هم ۵۰ سال دیگر صبر میکنیم.
🔷️. تکرار بتشکنی:
شروع میکنیم به انتقاد به بت جدید که چرا اشتباه
کردیم مثال آن خمینی سال ۵۷ است
متاسفانه اکثر ایرانیان از تاریخ درس
نمی گیرند.اشتباهات خود را تکرار
می کنند .
جامعه متمدن پرسشگری و انتقاد می کند
بجای تعریف و تمجید کردن
.
↙️راه حل چیست؟
تنها راه فرار از این چرخه، عبور از «شخصمحوری» به سمت «برنامهمحوری» است.
اگر امروز به جای شعار دادن برای یک فرد، بپرسیم
«حزب شما چه برنامهای برای اقتصاد دارد؟»
یا «قانون اساسی پیشنهادی شما چگونه قدرت را مهار میکند؟»،
آن وقت دیگر فرقی نمیکند چه کسی در راس باشد؛
چون این
«تشکل و مرامنامه» است که او را کنترل میکند
.
خلاصه کلام:
تا زمانی که «پیروی احساسی» جایگزین «عضویت تشکیلاتی» باشد، سرنوشت ما لنگِ تصمیمات و خلقیات یک نفر خواهد ماند، نه اراده جمعی ملت هستیم
یکشنبه
۲۸ بهمن ۱۴۰۴.
https://t.me/fmphl
بیلتیه ۷۶ اعضای سابق شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران حمایت از اعتصاب چهلم جان باختگان
🔴 بیانیه شماره ۷۶ اعضای سابق شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
از خون جوانان وطن لاله دمیده/ از ماتم سرو قدشان، سرو خمیده
🔻🔻موضوع:
« اعلام حمایت از بیانیه ی « دانشجویان پیشرو» دانشگاه های کشور و بیانیه ی « شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران» به مناسبت چهلمین روز قتل عام جوانان آزادیخواه ایران توسط حکومت تروریست جمهوری اسلامی و اعلام عزای عمومی و اعتصاب سراسری روزهای ۲۸ و ۲۹ بهمن ۴۰۴»
هموطنان عزیز و آزاده و همکاران گرامی
درود بر شما
در حالی به چهلمین روز از کشتار نوجوانان و جوانان آزادیخواه ایران به دست حکومت تروریست جمهوری اسلامی، مزدور روس و چین می رسیم که هنوز مادران و پدران بسیاری از سوگ فرزندان رشید خود نه تنها در ماتم و عزا به سر می برند، حتی برخی والدین از شدت غم و ماتم دست به خودکشی زده اند.!!
هزاران نفر از دانش آموز، دانشجو،
کارگر و معلمان کشور هدف گلوله ی جانیان رژیم دزد و تروریست جمهوری اسلامی
قرار گرفتند.!! جوانانی که آینده سازان این مملکت بودند به جرم آزادیخواهی و عدالت طلبی توسط «رژیم اغتشاشگر و تروریست» جمهوری اسلامی به خاک و خون غلتانده شدند و هزاران نفر نیز زندانی گشتند.!!
🟠ما اعضای سابق شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران با ادای احترام به جانباختگان میهن و عرض تسلیت به خانواده های معظم، داغدار و دادخواه ایران، ضمن اعلام حمایت از بیانیه ی «دانشجویان پیشرو» دانشگاه های کشور و بیانیه ی « شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران» مبنی بر اعلام اعتصاب سراسری روزهای ۲۸ و ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ به مناسبت چهلمین روز جانباختگان راه آزادی، از کلیه ی هموطنان عزیز و آزادیخواه و همکاران گرامی می خواهیم با اعتصاب سراسری و ادامه ی آن تا سقوط کامل رژیم غارتگر و تروریست جمهوری اسلامی و تشکیل شورای گذار، از سازمان ملل بخواهیم تا با اعزام « گروه ناظر بر انتخابات» حکومت جمهوری متکثر دمکراتیک و مردم محور بر پایه ی حقوق قانونی مردم عزیز ایران برقرار کنیم و سران حکومت جهل و جنون را در دادگاه های صالحه محاکمه و به سزای اعمال خائنانه و ضد بشری شان برسانیم.
۲۷/ بهمن ۱۴۰۴
اعضای سابق شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
🔺لطف در انتشار این بیانیه کوشا باشید
اشتراک در:
نظرات (Atom)