تاریخچه تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
۱۴۰۴ اسفند ۱۵, جمعه
گردش قدرت در دموکراسی
🔴 گردش قدرت؛ مرز میان پویایی ملی و زوال استبدادی
🖍🖍✍🖌✍🖌
یکی از اصول اساسی دموکراسی، گردش قدرت است. در نظامهای دموکراتیک، رهبران برای دورهای مشخص انتخاب میشوند و پس از پایان دوره، جای خود را به دیگران میدهند. این محدودیت زمانی از انحصار قدرت و شکلگیری دیکتاتوری جلوگیری میکند. همچنین، قوانین باید مانع از تمرکز بیشازحد قدرت در دست یک فرد یا نهاد شوند.
واقعیت این است که قدرتِ مطلق، لاجرم به فساد مطلق میانجامد. وقتی کرسیهای تصمیمگیری به ملک طلقِ عدهای معدود تبدیل شود، چشمههای خلاقیت در جامعه میخشکد و نخبگانِ تازه نفس به حاشیه رانده میشوند. انحصار قدرت، نهتنها مسیر پاسخگویی را مسدود میکند، بلکه با ایجاد لایههای حفاظتی پیرامونِ کانونهای ثروت و نفوذ، راه را برای رانتخواری سیستماتیک هموار میسازد.
بنابراین، بقای یک نظام سیاسی در گروِ «تغییر» است، نه ایستایی. جابهجایی مسالمتآمیز قدرت، نه یک تهدید برای ثبات، بلکه بزرگترین مانع در برابر فروپاشیهای ناگهانی است
؛ چرا که به جامعه اجازه میدهد از طریق صندوقهای رأی، اشتباهات گذشته را اصلاح کرده و بدون توسل به خشونت، مسیر حرکت خود را باز تعریف کند. دموکراسی بدون گردش واقعی قدرت، تنها پوستهای است که در بطن آن، بذر استبداد دوباره جوانه میزند.
https://t.me/+s3Jd8a5ckJM2N2Rk
بخشی از بیانیه شورای راهبردی جمهوری خواهان داخل
بخشی از بیانیه
شورای راهبردی جمهوری خواهان داخل
کشور که ۱۰ اسفند ۱۴۰۴
اعلام موجودیت کرد
🖍🖍🖌🖌✍✍
***از تمامی جریانها و افراد شناختهشده از طیف بسیار وسیع و گسترده جمهوریخواهی در داخل و خارج از کشور که مایل به همکاری و همراهی با این شورا هستند دعوت میشود، با اصل پذیرش کلیات و مصوبات شورا و حمایت از رهبران میدانی و مبارزان و نخبگان موجه داخل کشور، آمادگی خود را از طریق لینک ارتباطی که متعاقباً و در اطلاعیههای بعدی اعلام خواهد شد به نمایندگان و سخنگویان رسمی شورا اعلام فرمایند، این همراهی قطعاً مورد استقبال قرار خواهد کرد
https://t.me/ghalamemoalem
https://chat.whatsapp.com/Bj5iySJauaL6yKJEPRPS05?mode=gi_t
mohammad@khaksari.org
اعلامموجودیت تلاشگران جمهوری خواهان
🔻 اعلام موجودیت
تلاشکرانه کنگره
جمهوری خواهان
✍️✍️🖋️🖋️✏️✏️
🌹تلاشی برای ایجاد یک ایران ازاد
🌹 تلاشی برای یک ایران مردمسالار
🌹تلاشی برای داشتن حق و حقوق شهروندی
🌹 تلاشی برای باز یافت استقلال و آزادی
🌹 تلاشی برای داشتن کرا مت انسانی
🌹 تلاشگران جمهوری خواه اعلام موجویت میکنند ، در این تلاش ، دست هموطنان عزیز را می فشاریم 🌹
🌹 در جلسه بصورت
حضوری در تاریخ ۷ مارس ۲۰۲۶ در پاریس فرانسه
برابر با ۱۵ اسفند ۱۴۰۴
در پاریس فرانسه با حضور خبرنگاران تلاشگران کنگره جمهوری خواهان با حضور خبرنگاران
آدرس:
Hotel L'Elysée Val D'Europe 7 Cours du Danube 77700 Serris
📌هم زمان آنلاین
در
📌 آدرس زوم در زیر :
ساعت :
۱۴ تا ۱۸ به وقت اروپا
تهران :
ساعت ۱۶/۳۰ تا ۲۰/۳۰
👇👇
https://us02web.zoom.us/j/85385591746?pwd=NFpOVWxUWmRVV3ZnMjdneGhOL2owUT09
پایه ههی واقعی دموکراسی
🔴 پایههای دموکراسی واقعی
🖌🖍🖌🖌🖍🖍✍✍
قدرت سیاسی همواره باید محدود، موقت، قابل نظارت و قابل پس گرفتن باشد تا دموکراسی واقعی تحقق یابد. هرگاه این اصول رعایت نشود، حکومتها به سمت استبداد و فساد کشیده میشوند. تجربه تاریخی نشان داده است که هرگاه قدرت بدون نظارت و بدون امکان تغییر در دست فرد یا گروهی باقی بماند، سرکوب و فساد اجتنابناپذیر خواهد شد.
📌لزوم محدودیت و موقتی بودن قدرت
یکی از اصول اساسی دموکراسی، گردش قدرت است. در نظامهای دموکراتیک، رهبران برای دورهای مشخص انتخاب میشوند و پس از پایان دوره، جای خود را به دیگران میدهند. این محدودیت زمانی از انحصار قدرت و شکلگیری دیکتاتوری جلوگیری میکند. همچنین، قوانین باید مانع از تمرکز بیشازحد قدرت در دست یک فرد یا نهاد شوند.
⬅️ نظارت بر قدرت و امکان بازپسگیری آن
حکومتها تنها در صورتی مشروعیت دارند که مردم بتوانند عملکرد آنها را نظارت کنند و در صورت لزوم، آنها را تغییر دهند. رسانههای آزاد، قوه قضائیه مستقل، پارلمان منتخب و آزادی بیان از ابزارهای کلیدی نظارت بر قدرت هستند. اگر حکومتی از نظارت فرار کند یا عملکردش را از دید مردم پنهان کند، دموکراسی عملاً از بین میرود
در نظامهای دموکراتیک، نظارت بر قدرت و امکان بازپسگیری آن از اصول بنیادین محسوب میشوند. این اصول تضمین میکنند که حاکمان در برابر مردم پاسخگو باشند و از سوءاستفاده از قدرت جلوگیری شود. با این حال، تجربه نشان داده است که حاکمان بهسختی قدرت را واگذار میکنند؛ بنابراین، ایجاد سازوکارهای مؤثر برای نظارت و بازپسگیری قدرت ضروری است.
.
✔️تجربه تاریخی ایران و نبود این اصول
در تاریخ ایران، حکومتهای پادشاهی بهویژه در دوره پهلوی، نشان دادند که اصول فوق رعایت نشد. رضاشاه و محمدرضاشاه هردو با تمرکز بیشازحد قدرت در دستان خود، نهادهای نظارتی را تضعیف کردند و اجازه ندادند که مردم در سرنوشت خود مشارکت واقعی داشته باشند. انتخابات فرمایشی، سرکوب مخالفان و کنترل رسانهها از ویژگیهای حکومت آنها بود.
◀️ آیندهای بر مبنای اراده مردم
برای تحقق دموکراسی واقعی، قدرت باید در اختیار مردم باشد و آنها بتوانند رهبران را انتخاب، نظارت و در صورت نارضایتی برکنار کنند. آیندهای که مردم بتوانند این اصول را تضمین کنند، حکومتی خواهد بود که بر پایه عدالت، شفافیت و مشارکت عمومی بنا شده است. این تنها راه جلوگیری از بازتولید استبداد و تضمین آزادیهای پایدار است.
https://t.me/+s3Jd8a5ckJM2N2Rk
۱۴۰۴ اسفند ۱۴, پنجشنبه
با جنگ چه باید کرد؟
فایل صوتی : محمد خاکساری-
چهارشنبه ۱۳ اسفند ۱۴۰۴
موضوعات :
۱- با جنگ چه باید کرد ؟
۲- سناریو های مختلف پیش روی
۳- جنگ فرسایشی به زیان مردم است
https://t.me/khaksari1sokhanrani
خاطرات خانم ۱۸۷ سفر یک خانوتده فرهنگی
۱۸۶- سفر نوروزی یک خانواده فرهنگی
دراسفند ماه ۷۵ پسر بزرگم به همراه همکلاسی هایش توسط دبیرستان او برای اجرای گردش علمی با اتوبوس به اصفهان رفت. او در بازگشت گفت:« ما را به دیدن کارخانه ی ذوب آهن اصفهان بردند و تا کوره ذوب آهن را هم به ما نشان دادند.» این دبیرستان جزو مدارس «شاهد» منطقه ی سه تهران بود و از امکانات نسبتا خوبی مثل آزمایشگاه و سالن کامپیوتر و زمین بازی برخوردار بود.
طبق معمول هر سال با تعطیلی مدارس از ۲۶ اسفند ماه برای تعطیلات عید نوروز راهی مشهد شدیم. مثل همیشه از غروب به هر شهری که می رسیدیم با پرداخت کمی پول به اداره آموزش و پرورش آن شهر، کلاسی از یک مدرسه را می گرفتیم و شب را در آنجا به صبح می رساندیم. صبح پس از صرف صبحانه، دوباره راه می افتادیم. در مسیر رفتن، در شهر سبزوار گشتی زدیم و در منطقه ی شادیاخ شهر نیشابور از آرامگاه خیام و عطار، شاعران بزرگ ایران و کمال الملک نقاش برجسته ی ایران بازدید کردیم.
کلاس مدارسی که در آن ساکن می شدیم، معمولا یا میز و نیمکت ها را در انتهای کلاس روی هم انبار کرده و یا در گوشه ای از حیاط مدرسه گذاشته بودند. در قسمتی از کف کلاس گلیمی پهن بود و در راهرو مدرسه یک یخچال و یک چراغ خوراک پزی برای استفاده ی عموم قرار داده بودند.
ما لوازم مختصری را با خود می بردیم که آنها را در صندوق عقب و روی سقف ماشین قرار می دادیم. به این ترتیب هزینه ی مسافرت برای یک خانواده ی پنج نفره ی فرهنگی، کاهش می یافت. معمولا پسرها در بستن یا باز کردن بارهای روی سقف و صندوق عقب ماشین و حمل آنها به پدرشان کمک می کردند.
سرانجام پس از حدود سه روز به مشهد رسیدیم. آنجا هم باز در مدرسه و کلاسی مستقر شدیم و چون سالهای گذشته هنگام سال تحویل در یکی از صحن های امام رضا نشستیم و وقتی سال تحویل شد شاهد نقاره زدن خادمان امام رضا در پشت بام حرم و تبریک مردم به یکدیگر بودیم. هنگام سال تحویل روز پنجشنبه ۳۰/ ۱۲/ ۷۵ ساعت ۵ و ۲۴ دقیقه ی بعد از ظهر بود سال ۷۵ سال کبیسه بود و فردا اول فروردین سال ۷۶ می شد.
سه روز در مشهد ماندیم. اماکن دیدنی مثل موزه آستان قدس رضوی، آرامگاه نادرشاه افشار در مشهد و آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی را در طوس بازدید کردیم و سپس راهی جنوب شدیم.
چند روز باقیمانده از تعطیلات نوروز را در اهواز، بهبهان و خرمشهر سپری کردیم. آنچه که ما را در شهر خرمشهر بسیار ناراحت کرد دیدن ویرانی هایی از دوران جنگ بود که با گذشت ۸ سال از پایان جنگ هنوز به چشم می خورد.!!
این سفرها برای ما فقط جا به جایی از شهری به شهر دیگر نبود؛ نوعی درس زندگی بود، در دل جاده ها و کلاس های ساده ی مدرسه هایی که شب ها پناه مان می شدند. فرزندان مان در کنار بازدید از آرامگاه خیام و عطار نیشابوری و کمال الملک، یا قدم زدن در کنار آرامگاه نادرشاه افشار و آرامگاه فردوسی فقط تاریخ و هنر را نمی دیدند؛ با لایه های عمیق تری از هویت این سرزمین نیز آشنا می شدند.
اما در کنار این همه شکوه، تصویر دیوارهای زخمی خرمشهر، شهری که در ۸ سال جنگ تحمیلی، خود و مردمش رنج بسیار دیدند و قهرمانانه ایستادگی کردند، از یکی از دوستانی که در « ستاد بازسازی خرمشهر »کار می کرد پرسیدیم:« چرا بازسازی خرمشهر این چنین کند و فراموش کارانه پیش می رود.؟او گفت:«دزدی های کلانی در این ستاد صورت می گیرد.»!!
ما فرهنگیان با کمترین امکانات سفر می کردیم تا شادی بیافرینیم اما آیا سهم ما از آموزش و پرورش، فقط قناعت و سازگاری است؟ مدارسی که پناه ما بودند، خود چه اندازه از توجه و رسیدگی بهره داشتند.؟ آیا در طول سال تحصیلی مامن امید و آینده بودند؟ یا باید همچنان در انتظار روزی باشیم که شأن فرهنگ و آموزش، نه در شعار، که در عمل پاس داشته شود.
https://t.me/Khaterate_khanom_moalem
۱۴۰۴ اسفند ۱۳, چهارشنبه
درحصار خویش
🔴 در حصارِ خویش
در شبی که استبداد
سفرهاش را بر هراسِ خلق میگسترد،
فردِ تنها را ستایش میکند او؛
آن که از غوغایِ «ما» گریزان است
و در حصارِ تنگِ روزمرگیهاش،
پشتِ دیوارِ بلندِ نفعِ شخصی
خوابِ نسیان میبیند.
آه... ای همزاد!
در زمینی که نیمی زیرِ خطِ فقر،
ساقه در خون میکشد هر دم،
این «منِ» تنها، سکوتی مرگبار است.
رشدِ این تنهاییِ خودخواسته
ریشهی پیوندِ ما را میزند در خاک.
آن که از آیینِ جمع آواره گشت،
دیگر او را با غمِ نان، با عطش، با تیرگیِ شهر،
بیمِ زلزله، یا غبارِ تلخِ این آوار،
کاری نیست...
مگر آن دم که شعله بر قبایِ خود ببیند باز!
فردِ تنها، رشتهی پیوند با یاران و با خانه
میبرد از یاد؛
و این گسستن، زخمِ چرکینِ زمانِ ماست.
نکته را بشنو:
تکصدایی در هجومِ باد، ناچیز است؛
قدرتِ واقعی در رعدِ دستهای گرهخوردهست.
حاکمِ شب را هراسی نیست از فریادِ یک تنها،
او فقط از لرزشِ دیوارِ «ما»یِ سازمانیافته،
میهراسد در دلِ تختش.
گر امروز،
شانهای زیرِ مزارِ مسئولیت نگذاریم،
نسلهایِ سردِ آینده،
نامِ ما را با ملامت یاد خواهند کرد.
هیچ جادویی نخواهد رست،
هیچ تغییری نخواهد ماند،
تا زمانی که چراغِ نفعِ جمعی،
در اجاقِ سردِ شخصی، برتری یابد.
باید اکنون «ما» شد و برخاست...
پنجشنبه
۱۴ اسفند ۱۴۰۴
https://t.me/AshaareAngizeshi
اشتراک در:
نظرات (Atom)