تاریخچه تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
۱۴۰۵ آبان ۱, جمعه
خاطرات خانم معلم ۲۱۵ '- وقتی صاحبان قدرت بر شابستگی پیشی می گیرد
۲۱۵ـ« وقتی اراده صاحبان قدرت بر شایستگی پیشی می گیرد»
در تاریخ ۲۳ مرداد ۷۸ علی خامنه ای طی حکمی آخوند محمود هاشمی شاهرودی را به ریاست قوه قضائیه منصوب کرد. قوه قضائیه در جمهوری اسلامی مستقل نیست و زیر نظر مقام رهبری قرار دارد. هاشمی شاهرودی متولد ۲۴ مرداد ۱۳۲۷ در شهر نجف از کشور عراق بود.او با تحصیلات حوزوی در عراق با سید باقر صدر همکاری داشت. در فروردین ۵۸ پس از ۳۱ سال زندگی در عراق به سفارش سید باقر صدر به ایران آمد و به عنوان رابط میان او و رهبر انقلاب فعالیت کرد. او عضو شورای نگهبان ( که مسئولیت بازبینی قوانین تصویب شده مجلس شورا را دارد) و بعد نماینده مجلس خبرگان رهبری هم شد.( مجلسی که باید صلاحیت علمی و اخلاقی رهبر جمهوری اسلامی را زیر نظر داشته باشد.)
در نظامی که استقلال نهادها و حدود اختیارات صاحبان قدرت همواره از مسائل بحث برانگیز بوده است، آثار مناسبات قدرت را می توان از نشاندن فردی که ۳۱ سال در کشور عراق بوده، در شورای نگهبان، مجلس خبرگان و ریاست قوه قضائیه تا سطوح پایین تر مثل مدیریت یک مدرسه، دید.
خاطرهای که در ادامه می آید، روایت یکی دیگر از تجربههای شخص من در چنین فضایی است.
در هفته ی آخر مرداد ۷۸ برای ثبت نام در دوره آموزش ضمن خدمت « زلزله» به این مرکز مراجعه نمودم. هنگامی که فرم ثبت نام را پر کردم و به خانمی که مسئول ثبت نام بود دادم، او نگاهی به فرم کرد و با تعجب به من گفت:« شما خانم… هستید؟ دبیر ادبیات دبیرستان فضیلت»؟ گفتم:« بله» او با چادر مشکی که به سر داشت از پشت میز بلند شد و از من خواست تا با او همراه شوم. او مرا با خود به اتاق مسئول مرکز آموزش ضمن خدمت برد و با هیجان به او گفت:« آقای«ص» ایشون خانم… دبیر… هستند.» من سلام کردم. این اولین باری بود که این خانم و آن آقا را می دیدم. با تعجب از رفتار آنها، پرسیدم:« ببخشید، جریان چیست»؟
آقای« ص»گفت:« از طرف جشنواره خوارزمی به خاطر فرستادن کارهای خوب دانش آموزانتان برای شما لوح تقدیری فرستاده شده و ضمن نامه ای از آموزش و پرورش منطقه هم خواسته اند تا شما را مورد تشویق قرار دهند. نامه اشتباهی به ما داده شد و ما آن را به اداره فرستادیم.» بعد پرسید:« شما لوح تقدیر و تشویق نامه را دریافت کردید.»؟ من گفتم:« این اولین باری است که چنین چیزی می شنوم و کسی چیزی از این موضوع به من نگفته است.» آن آقا به من گفت:« به مقطع دبیرستان اداره مراجعه کنید و پیگیر شوید.»
من به اداره رفتم و ضمن معرفی خود از مسئول مقطع سوال کردم. او گفت:« ما لوح تقدیر را به دبیرستان فرستادیم و از مدیر خواستیم تا از ما تقاضای تشویق شما را بنماید. ایشان تا کنون چنین کاری نکرده است.» بعد مثل این که چیزی به یادش آمده باشد، به سمت راست خود خم شد و پوشه ای را که نام دبیرستان فضیلت روی آن بود را از کشوی میزش در آورد. آن را باز کرد و بعد از چند لحظه گفت:« عجب»! بعد دستش را به چانه اش گرفت و سکوت کرد. من پرسیدم:« چیزی شده»؟ او با ناراحتی گفت:« والله چی بگم، خانم «زین العابدین » نه تنها تقاضای تشویق شما را نکرده، بلکه شما را در اختیار اداره قرار داده است.» او ادامه داد:« متاسفانه با اختیاراتی که به مدیران مدارس داده اند ما کاری نمی توانیم بکنیم و مجبوریم شما را به دبیرستان دیگری بفرستیم.»
من گفتم:« متاسفانه مدیران مدارس اکثرا بر اساس رابطه و نه ضابطه، گمارده می شوند و من چند سالی هست که چوب چنین مدیرانی را می خورم.» مسئول مقطع برای دلداری من گفت،:« دلشان هم بخواهد، دبیری که از طرف کارشناسان ادبیات جشنواره خوارزمی مورد تقدیر قرار گرفته و باز تقاضای تشویقش را هم کرده اند باعث سرافرازی هر مدرسه است.»
قرار شد سه روز دیگر ابلاغ دبیرستان جدید را دریافت کنم. پس از مراجعه به مسئول مقطع، او ابلاغ دبیرستان شهید رحمانی را به من داد. این دبیرستان در میدان نوبنیاد شهر تهران و در قسمت منازل سازمانی ارتش قرار داشت.
https://t.me/Khaterate_khanom_moalem
۱۴۰۵ مهر ۳۰, پنجشنبه
لینک کتابخوانی پنجشنبه ۳۰ مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۸ و ۳۰ دقیقه به وقت تهران
لینک کتابخوانی کانون گفت و شنود
پنجشنبه ساعت20:30 ایران، 18انگلیس / ۱۹ اروپا
این جلسه: کتاب آخرین خنده لیلا: خاطرات زندان بانو مهری حاجی نژاد
سخنران: عباس صفری
مجری: سعاد سودانی
https://teams.microsoft.com/meet/3578551317663205?p=6xqoYLifj2bmcXfW3h
لینک ترانه و لینک متن ترانه خسارت جنگ سوم آمریکا
🔴 لینک ترانه :
خسارت حمله آمریکا به ایران
https://t.me/c/3930602260/1/1085
آمریکا دوباره آمد با آتش و فولاد
تا زیرساختهای ایران را کند ویران و نابود
نیروگاههای برق را زد، شبها سیاه شدند
تاسیسات نفت را سوزاند، خونِ اقتصاد خشکید
پلها و جادهها فروریخت، راهآهن از کار افتاد
مخابرات و ارتباط قطع شد، صدای مردم خاموش شد
کارخانههای بزرگ صنعتی در دود و آتش گم شدند
پالایشگاهها و مخازن سوخت، یکییکی منفجر شدند
فرودگاهها ویران گشتند، آسمان بسته شد به روی ما
حملونقل از حرکت ایستاد، زندگی متوقف شد ناگهان
یاد عراقِ دههٔ نود که تحریم و بمب آورد
پانصد هزار کودکِ بیگناه زیرِ پنج سال مردند
جبران این خسارتها حداقل بیست سال طول میکشد
اگر تدبیری نشود امروز، فردا همه چیز از دست میرود
ای اکثریتِ خاموش، بیدار شوید پیش از آن که دیر شود
تا برق و سوخت تمام نشده، فاجعه را باور کنید
این است زیانِ حملهٔ آمریکا به زیرساختهای ایران
آتش و خون و ویرانی، و رنجِ بیپایانِ مردمان
و راه رهایی از این جنگِ ویرانگر فقط یکیست:
اعتراضِ همگانیِ مردم، تا آتشِ جنگ خاموش شود
🖍لینک متن ترانه
https://t.me/c/3930602260/1/859
از ادعای هسته ای تا حمله به ساخت هاخطای محاسباتی در بحران پیش رو
🔴از ادعای هستهای تا تهدید زیرساختها؛ تبعات خطای محاسباتی در بحران پیشرو
🖍🖍🖍🖌🖌🖌✍✍
👈۱. ادعاهای هستهای اخیر و پیامدهای بینالمللی آن
در اخبار آمده است که برخی
از نمایندگان مجلس ادعا کردهاند مجتبی خامنهای بهطور غیرمستقیم موافق ساخت بمب هستهای است. اینگونه اظهارات میتواند به اجماع جهانی علیه ایران
و افزایش احتمال جنگ بینجامد. گزارشها
و سوابق تاریخی نیز نشان میدهند
که کشورهایی مانند روسیه هرگز موافق ظهور یک قدرت اتمی جدید در همسایگی خود نبوده و نیستند.
🤏۲. فقر دانش نظامی و تجربه تاریخی فروپاشی شوروی
به نظر میرسد نمایندگانی که ادعای لزوم
یا توان ساخت بمب اتم را مطرح میکنند، دانش و تحلیل نظامی محدودی دارند.
فروپاشی شوروی سابق با داشتن
حدود ۳۰ هزار کلاهک هستهای، اثبات کرد که داشتن بمب اتم ضامن بقای یک نظام نیست. از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون نیز هیچ کشوری از بمب هستهای در جنگ استفاده نکرده است.
◀️ ۳. لزوم پاسخگویی در قبال سخنان مغایر با منافع ملی
اگر ساختاری متکی بر منافع ملی وجود داشت، ۵ نماینده مجلس و یک عضو شورای شهر تهران که دست به چنین ادعایی زدهاند را به اتهام اقدام علیه منافع ملی محاکمه میکرد؛ چراکه این سخنان در مجامع بینالمللی تنها ادعای اسرائیل مبنی بر غیرنظامی نبودن برنامه هستهای ایران
را اثبات کرده و بهترین بهانه را برای حمله نظامی به دست آمریکا میدهد.
♦️۴. تغییر استراتژی در جنگ جدید: انهدام نیروگاههای برق
مخاطبان گرامی باید توجه داشته باشند که حمله احتمالی آمریکا مانند رفتارهای گذشته نخواهد بود. در وهله نخست، هدف آمریکا تمام نیروگاههای برق کشور خواهد بود. زمانی که کشوری برق نداشته باشد، چگونه میتواند خود را تجهیز
یا سازماندهی کند؟ این همان استراتژی آمریکا در حمله به عراق بود؛ ابتدا پلها
و نیروگاههای برق را بمباران کردند
تا ارتباطات و ساختار نظامی از کار بیفتد.
🔻۵. زمانبر بودن بازسازی؛ درسهایی از تجربه عراق
بر اساس تجربیات تاریخی، بازسازی نیروگاههای برق آسیبدیده
بین ۸ تا ۱۰ سال زمان میبرد. عراق پس از گذشت سالها
از حمله آمریکا، هنوز نتوانسته شبکه برق خود را بهطور کامل بازسازی کند و همچنان بخشی از برق مورد نیاز خود را از ایران وارد میکند.
⏪ ۶. فهرست زیرساختهای حیاتی در معرض تهدید
اگر تدبیری اندیشیده نشود، در حمله بعدی تمام زیرساختهای حیاتی ایران هدف قرار خواهند گرفت؛
از جمله:
۱-نیروگاههای برق
۲-تاسیسات نفتی
۳-پلها و شریانهای مواصلاتی
۴-شبکه راهآهن
۵-شبکههای ارتباطی و مخابراتی
۶-تاسیسات بزرگ صنعتی
۷-پالایشگاهها و مخازن سوخت
۸-فرودگاهها
کمی تامل کنید؛ اگر پالایشگاهها و مخازن سوخت بمباران شوند، حملونقل و زندگی روزمره کلاً متوقف خواهد شد. آمریکا در سال ۱۹۹۱ نیز با بمباران پالایشگاههای عراق، بخش اعظم توان پالایشی آن کشور را از کار انداخت.
🔻۷. غفلت «اکثریت خاموش» و ابعاد انسانی فاجعه
متاسفانه «اکثریت خاموش» تا زمانی
که قطعی کامل برق و نبود سوخت را لمس نکند، پیامدها را باور نخواهد کرد. یادآوری میکنم که بر اساس گزارشهای سازمان ملل، تحریمها و فروپاشی زیرساختها
در عراق باعث شد در طول دهه ۹۰ میلادی حدود ۵۰۰ هزار کودک زیر ۵ سال جان خود را از دست بدهند؛ کودکانی که در شرایط عادی زنده میماندند. جبران خسارات مالی و زیرساختی چنین جنگی در ایران حداقل ۲۰ سال به طول خواهد انجامید.
🖍۸. هشدارهای ناشنیده کارشناسان
پیشتر وقتی کارشناسان هشدار دادند که جنگ نزدیک است یا نرخ دلار به بالای ۲۰۰ هزار تومان میرسد، اکثریت خاموش
آن را نپذیرفتند. امروز نیز که کارشناسان هشدار میدهند هدف جنگ بعدی نابودی زیرساختهای ایران است، باز هم گروهی باور نمیکنند.
🖍۹. راهکار بازدارندگی:
آگاهی و حرکت عمومی
بر اساس مطالعات و تحلیل شخصی بنده—که میتوانید صحت آن را از جامعهشناسان نیز جویا شوید
—تنها راه جلوگیری از این بحران، آگاهی کامل جامعه و شکلگیری اعتصابات و اعتراضات سراسری برای «توقف جنگ» است. شک نکنید که اگر پیام شفافی مبنی بر مخالف بودن مردم با جنگ ارسال شود، معادله تغییر خواهد کرد.
🖌۱۰. سخن پایانی
در پایان، سخن را با ابیاتی از سعدی شیرینسخن به پایان میبرم:
، خواه از سخنم پند گیر، خواه ملال...»
📌 لینک ترانه
خسارت حمله سوم آمریکا
https://t.me/c/3930602260/1/1085
پنجشنبه
۳۰ مهر ماه ۱۴۰۵
https://t.me/+uy2fU_7oh5BjODJk
۱۴۰۵ مهر ۲۹, چهارشنبه
لینک ترانه و لینک متن ترانه جنگ ها مادر فقرند
🔴 لینک ترانه :
جنگها مادرِ فقرند،
https://t.me/c/3930602260/1/1084
سایهی شومِ دیکتاتور
بر سفرههای خالی
نشسته،
خودکامگان ثروتِ ملت را
به آهن و آتش نشستهاند.
بهجای نانِ کودکان،
گلولهها میکارند در خاک،
بهجای آرامشِ خانهها،
جنگ را میخرند با بودجهی پاک.
تا وقتی که بر مسندِ قدرت
این سایههای سیاه نشستهاند،
هر روز در گوشهای از جهان
آتشِ جنگی تازه میدمند.
جنگها مادرِ فقرند،
گرسنگی را در رگها میریزند،
و گرانیِ لگامگسیخته
امنیتِ سفره را میدزدند.
جامعه اما خاموش نمیماند؛
وقتی نان از سفره پرید،
جنبش از دلِ خشم میزاید
و فریاد از گلوی خالی میجهد.
کی میخواهی آزاده باشی؟
کی میخواهی بهعنوانِ شهروند
به فکرِ وطنِ زخمیات باشی؟
چه چیزی را میخواهی از دست بدهی
که در برابرِ اینهمه ستم
خفتهای و خاموش و بیتفاوت؟
یکبار با وجدانِ خود خلوت کن؛
پیش از آنکه سفرهات
برای همیشه خالی بماند.
🖍 لینک متن ترانه :
https://t.me/c/3930602260/1/859
مصاحبه محمد خاکساری با تلویزیون جمهوری ایران
https://www.youtube.com/live/-O3iv4hqi2Y?is=1lkngHIjL3Y5alsm
تجربه کانون صنفی معلمان ،از حقوق صنفی تا عدالت آموزشی و دفاع از حقوق دانش آموزان
✍ مصاحبه محمد خاکساری
با
🖍تلویزیون جمهوری ایران
کانال ارتباطی «هفته نامه قلم معلم» در شبکه اجتماعی تلگرام، به مدیریت و صاحب امتیازی محمّد خاکساری
+989121090293
@MKhaksari902
https://khaksari.org/teachers_pen/
https://chat.whatsapp.com/Bj5iySJauaL6yKJEPRPS05?s=cl&p=a&ilr=1
۱۴۰۵ مهر ۲۸, سهشنبه
پتسخ به مقاله وقتی سرکوب نیازی به بازجو ندارد
تخلفاتباند محمود بهشتی لنگرودی در شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران و کانون صنفی معلمان و سایر تخلفات ایشان:
:
پاسخ به مقاله
«وقتی سرکوب نیازی به بازجو ندارد»
(در دفاع از محمود بهشتی لنگرودی)
سلام و درود بر همکاران و معلمان گرامی،
🖍🖍🖍🖌🖌🖌✍✍♦️
۱. تناقض بنیادی:
حفظ آرمان تشکل یا بقای ظاهری؟
وقتی در یک تشکل صنفی، فردی در مسند مسئولیت دچار تخلف میشود، با یک پرسش بنیادی مواجه میشویم: آیا حفظ آرمانهای تشکل مهمتر است یا بقای آن؟ و آیا بقای ظاهری تشکل ارجحیت دارد یا حفظ اعتبار و شرف صنفی آن؟
از زمان تأسیس شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در سال ۱۳۸۱ تا سال ۱۳۸۷، همواره آرمانهای صنفی بر منطقِ صرفِ «بقا به هر قیمت» چربش داشت. در سال ۱۳۸۵ تعداد تشکلهای عضو شورا به حدود ۴۰ تشکل رسیده بود. اما متأسفانه پس از آنکه محمود بهشتی لنگرودی بازی ریاستطلبی را در کانون صنفی معلمان آغاز کرد و سپس آن را به شورای هماهنگی کشاند، شیرازه امور گسسته شد. همانطور که او در سال شمسی
۱۳۸۶ باعث دو شقه شدن کانون صنفی معلمان شد، در سال ۱۴۰۳ نیز شورای هماهنگی را به دو بخشِ ۱۵ تشکل و ۸ تشکل استانی تقسیم کرد.
غمانگیزتر اینکه به جای بازخواست و مواخذه، رفتاری شبیه به ساختارهای قدرت جمهوری اسلامی ،
به فرد متخلف پستی جدید داده و او را به عنوان رئیس شورای هماهنگی (شاخه ۱۵ تشکل) منصوب کردند!
۲. استفاده از «سابقه زندان» به عنوان ابزار پوشش تخلفات
هرگاه در جلسات به کانون صنفی معلمان یا شورای هماهنگی
تشکل های صنفی فرهنگیان
انتقادی متوجه محمود بهشتی لنگرودی میشد،
او به جای پاسخگویی، مسئله
«زندان رفتن» خود را پیش میکشید تا روی تخلفاتش سرپوش بگذارد. در سال ۱۳۹۲ شمسی ، در جلسه شورای هماهنگی فرهنگیان در همدان، وقتی به او انتقاد کردم،
گفت: «من ۴ سال زندان کشیدهام، تو کمتر از من زندان رفتهای!» و پاسخ لازم را در همان جلسه دریافت کرد.
۳. ماجرای گروه وکلای رایگان و واکنش عجیب بهشتی لنگرودی
در سال ۱۳۸۵ شمسی پس از اعتراض گسترده و ۱۰ هزار نفری معلمان در برابر مجلس و موج دستگیریها، جناب آقای عبدالفتاح سلطانی به بنده پیام دادند که جمعی از وکلا آمادگی دارند وکالت معلمان را به صورت رایگان بپذیرند.
بنده پیش از دستگیری،
برخی از فعالان صنفی را به دفتر ایشان بردم و وکالت دادند؛
برخی دیگر نیز از داخل زندان
به گروه وکلای آقای سلطانی وکالت دادند. جالب اینجاست همکارانی که وکالتشان بر عهده گروه آقای سلطانی بود، کمترین احکام زندان را دریافت کردند.
از سوی دیگر، دادگاه انقلاب مرتباً
به معلمان پیام میداد که به گروه عبدالفتاح سلطانی وکالت ندهید چون خودشان سابقه زندان دارند!
اما من به همکاران گفتم اتفاقاً چون آنها تجربه زندان و مواجهه با دستگاه قضایی را دارند، بهتر دفاع میکنند. عبدالفتاح سلطانی وکالت بنده،
همسرم (ثریا دارابی) و پسرم (سجاد) را بر عهده داشت و ما کمترین حکم را گرفتیم؛ همچنین وکالت آقای مجتبی ابطحی (از خمینیشهر) را داشت که او نیز کمترین حکم را دریافت کرد.
اما اعضای هیات مدیره وقت کانون صنفی معلمان شاهدند که دو نفر از هیأت مدیره به گروه آقای سلطانی وکالت ندادند:
۱. آقای باغانی که وکالت خود را به دوستش آقای پیمان عطار داد.
۲. محمود بهشتی لنگرودی که مدعی شد:
«من وکیل نمیخواهم و خودم از خودم دفاع میکنم!» من همان زمان به او گفتم: «محمود! اینجا دادگاه خسرو گلسرخی در زمان شاه نیست؛ اینها قاضی دادگاه انقلابند!» اما نپذیرفت و ۴ سال حکم زندان گرفت.
به یاد دارم پس از پایان دادگاه بهشتی لنگرودی در دادگاه انقلاب
(سال ۱۳۸۶ شمسی )
، ما جلوی دادگاه منتظر بودیم. او بیرون آمد و به من گفت: «خاکساری! دادگاه طوری با من صحبت کرد که گفتند: “ خوب کاری کردی به گروه سلطانی وکالت ندادی، خودت دفاع کن. فکر کنم تبرئه شوم! حالا فردا به همکاران در دبیرستان غیرانتفاعی بهارستان چه بگویم؟» (لازم به ذکر است که/ واگذاری مدرسه غیرانتفاعی بهارستان، هدایایی بود که بهشتی لنگرودی پس از تعلیق اعتصاب معلمان در سال ۱۳۸۲ شمسی از «هنری» مسئول وقت حراست وزارت آموزش و پرورش دریافت کرده بود).
به او گفتم: «صبر کن تا حکم بیاید.»
نتیجه آن دفاع شخصی، ۴ سال حبس بود (که البته پیش از اتمام کامل آن آزاد شد؛ در حالی که رسول بداقی و اسماعیل عبدی تا آخرین روز حکم خود در زندان ماندند).
۴. ریشههای تاریخی تخریب تشکل و لزوم ترجیح
ضابطه بر رابطه
بنده سابقه دوستی و رفاقت طولانی
با بهشتی لنگرودی داشتم و حتی یکی از باجناقهای او همشهری من است؛ اما صرفاً به دلیل تخلفات مکرر او، رابطه خود را قطعی کردم؛
زیرا معتقد بودم ضابطه و مصلحت جمع بر رابطه شخصی ارجحیت دارد. بنده در آن زمان بازرس کانون صنفی معلمان و شورای هماهنگی فرهنگیان بودم و چون دو دوره عضو هیأت مدیره بودم، طبق اساسنامه نمیتوانستم برای بار سوم کاندیدا شوم مگر اینکه فاصلهای میافتاد.
همکاران عزیز!
اگر در همان سال ۱۳۸۶ که حدود ۷ نفر از اعضای هیأت مدیره
(از جمله بنده، نایبرئیس کانون و رسول بداقی) به تخلفات اساسنامهای محمود بهشتی اعتراض کردیم، بدنه تشکل جلوی باند او میایستاد و مصلحتاندیشی نمیکرد، امروز بقای تشکیلات بر آرمانهای کانون چیره نمیشد و تخلفات او تکرار نمیگشت. اگر جلویش گرفته میشد، بهشتی لنگرودی به شرکت تعاونی
«فرهنگ و سرمایه دانش» نمیرفت تا مدیرعامل شود و آن بیاعتباری بزرگ را برای کانون صنفی معلمان به بار آورد.
متأسفانه روال کار این شده است که هرگاه تخلفات بهشتی لنگرودی برملا میشود، ناگهان یک احضاریه از دادگاه برای او میآید تا پوششی بر تخلفاتش شود و او را
«سفیدشویی» کند! فردگرایی و ریاستطلبی او، اعتبار شورای هماهنگی را به شدت کاهش داده است.
۵. نقد نویسنده مقاله و نادیده گرفتن «تخریب و نفوذ از درون»
نویسنده مقاله «وقتی سرکوب نیازی به بازجو ندارد» که در دفاع از بهشتی لنگرودی قلم زده، متأسفانه نقش «نفوذ» و تخریب از درون را نادیده گرفته است. البته طبیعی است؛ چرا که نویسنده خود از اعضای باند بهشتی لنگرودی است
—همان فردی که معترضان و بازداشتشدگان مظلوم آبان ۹۸ را «لمپن» خواند!
(واژهای که برای توصیف افراد بیپرنسیب، جنجالآفرین و فرصتطلب به کار میرود).
نهادهای امنیتی حدود ۲۰ سال تلاش کردند تا از طریق زندان، اخراج و تبعید فعالان به شورای هماهنگی فرهنگیان ضربه بزنند اما موفق نشدند.
متأسفانه ضربه اصلی از درون و توسط برخی چهرهها مانند
محمود بهشتی لنگرودی و اسکندر لطفی به اعتبار شورا هماهنگی فرهنگیان وارد شد.
بهشتی لنگرودی از سال
۱۳۸۶ با انگیزه ریاستطلبی پروژه تضعیف اعتبار شورا را کلید زد و برخی نیز خواسته یا ناخواسته
از او حمایت کردند. او پس از سرخوردگی از جریان اصلاحطلبی و سازمان معلمان، به سمت طیف چپ آمد تا باند جدیدی تشکیل دهد؛ در حالی که هیچیک از ویژگیهای یک نیروی اصیل چپ یا صنفیکار واقعی را ندارد.
او افرادی را به مسئولیت رساند
(از جمله سخنگوی سابق شورای هماهنگی) که مسائل و مشکلات اخلاقی آنها برای اعضای شورا روشن شده است. متاسفانه سابقه زندان برای برخی به «رانت» تبدیل شده تا هر تخلفی را پشت آن پنهان و پاکسازی کنند.
۶. ابهامات مالی و عدم پاسخگویی: ۴۰۰ میلیون تومان پول بلوکهشده
یکی از نمونههای روشن:
آیا کسی پیگیر ۴۰۰ میلیون تومان پول بلوکهشده شورای هماهنگی فرهنگیان توسط دادگاه انقلاب شد؟ پولی که با کمک و خوندل معلمان جمعآوری شده بود و آقای بهشتی لنگرودی یکی از صاحبان آن حساب بود. چه کسی پاسخگوی این خطای بزرگ است؟
همکارانی که مایلند مستندات تخلفات محمود بهشتی لنگرودی را ببینند، میتوانند به کانال تلگرامی زیر مراجعه کنند: 🔗 https://t.me/+oSxwxqnIyTAwYzY8
۷.
🖌چاره کار چیست؟
راهکارهای برنوشت برای خروج از بحران
بنده بر اساس
تجربه ۲۵ ساله خود در فعالیتهای صنفی،
چاره کار را که بارها در هفتهنامه «قلم معلم» نیز یادآور شدهام، در موارد زیر میدانم:
برگزاری جلسات هفتگی در
فضای مجازی: جلسات
شورای هماهنگی باید با حضور نمایندگان واقعی تمامی ۲۵ تشکل فرهنگیان به صورت هفتگی در فضای مجازی تشکیل شود
(همانطور که از سال ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۷ انجام میشد).
این روش از نظر اساسنامه هیچ مشکلی ندارد و شورا هماهنگی فرهنگیان را از انحصار هیأت مدیرهای یکدست و جناحی خارج میسازد.
پذیرش اعضای جدید و تمرکززدایی:
شورای هماهنگی باید اعضای جدید بپذیرد و به الگوی موفق پیش از سال ۱۳۸۶ شمسی بازگردد؛
دورانی طلایی که جلسات به صورت چرخشی در مرکز استانها برگزار میشد و تمرکززدایی صورت میگرفت.
(مدلی که البته خوشایند بهشتی لنگرودی نبود و به همین دلیل باند او، شورای مرکزی را از ۱۵ تشکل به یک هیأت مدیره ۷ نفره محدود کردند).
تنها با بازگشت به آرمانهای اولیه، شفافیت و نقدپذیری است که میتوان اعتبار ازدسترفته تشکلهای صنفی فرهنگیان را بازیافت.
با احترام محمد خاکساری
(بازرس و عضو سابق هیات
مدیره کانون صنفی معلمان و
سه شنبه
۲۸ مهر ماه ۱۴۰۵
https://t.me/+oSxwxqnIyTAwYzY8
اشتراک در:
پستها (Atom)