تاریخچه تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
۱۴۰۵ تیر ۲۴, چهارشنبه
بیانیه ۷۹ اعضای سابق شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان اعتراض حکم قوه قضاییه استراد رهبران کرد
🔴 بیانیه شماره ۷۹ اعضای سابق شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
از خون جوانان وطن لاله دمیده
/ از ماتم سرو قدشان، سرو خمیده
👈موضوع:
« اعلام انزجار از صدور احکام قضایی و درخواست استرداد سران و اعضای احزاب کرد توسط قوه قضاییه و دعوت از کلیه هموطنان عزیز به پیوستن به تجمعات اعتراضی بازنشستگان سراسر کشور تا صدور حکم جلب و استرداد کلیه غارتگران ثروت مردم ایران که فراری از کشورند، توسط قوه قضاییه»
🖍هم میهنان آزادیخواه و همکاران گرامی
درود بر شما
صدور احکام قضایی بر پایهی اتهامات ساختگی و درخواست استرداد رهبران
و اعضای احزاب کرد، اقدامی محکوم
و ادامه دهندهی همان سیاست دیرینه ی سرکوب، حذف و انتقام جویی سیاسی جمهوری اسلامی است. تاریخ نشان داده
که رهبران احزاب کرد، چه
بر سر میز مذاکره و چه از طریق
ترورهای سازمان یافته، بارها هدف کینه
و خشونت حاکمیت قرار گرفتهاند. فعال شدن دوباره ی این چرخه، بیش از هر چیز نشانه ی ضعف
و درماندگی حکومتی است
که در برابر خشم، آگاهی و مطالبات مشروع مردم پاسخی جز پرونده سازی، تهدید
و سرکوب ندارد.
📌هم میهنان آزادیخواه و همکاران گرامی،
سالهاست که دزدان حکومتی در دادگاه های فرمایشی رأی تبرئه یا زندان های سوری
را دریافت می کنند.!! دزدانی چون، ناصر واعظ طبسی
( پسر عباس واعظ طبسی نماینده علی خامنه ای در تولیت آستان قدس رضوی)
که در سال ۷۹ با صد میلیارد تومان اختلاس، دادگاه، او را تبرئه کرد.!!!
#محمود خاوری، مدیر عامل بانک ملی ایران که با چفیه در راهپیمایی حکومتی شرکت می کرد، با دزدی سه هزار میلیارد تومان
در سال ۹۰ به کانادا گریخت و نامی از او در وب سایت اینترپل ( پلیس بینالملل) نیست.!!
#سید جواد ساداتی نژاد وزیر وقت جهاد کشاورزی و #سید رضا فاطمی امین وزیر وقت صنعت و معدن در دولت سیزدهم(رئیسی)، دزدان ۳۰۴ میلیارد دلاری «چای دبش» هستند.!!!
#علی انصاری غارتگر بانک سرمایه
و پتروشیمی ساکن دوبی.!!
#بابک زنجانی دزدی بیش از ۲۰۷ میلیارد دلار پول نفت کشور.!!!
#علی اشرف ریاحی
(داماد محمدرضا نعمت زاده وزیر اسبق صنعت و معدن)
و مریم شیخ الاسلامی دزدان ۶۰۶ میلیارد یورو از فروش پتروشیمی و فراری به کانادا.!!!
⏪ ما اعضای سابق شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران از کلیه اقشار جامعه به ویژه از نهادهای مدنی و صنفی دانشجویان، معلمان، کارگران و بازار
دعوت می کنیم با حمایت و پیوستن
به تجمعات اعتراضی بازنشستگان سراسر کشور از قوه قضاییه بخواهیم
به جای صدور احکام اعدام جوانان آزادیخواه و صدور احکام قضایی
و استرداد رهبران و اعضای احزاب کرد، خواهان استرداد غارتگران ثروت مردم ایران از پلیس بین الملل باشد.
۲۴ تیرماه ۱۴۰۵
اعضای سابق شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
حمله به زیر ساخت های ایران
بر اساس تجربه، میگویم: هشدار ترامپ درباره نابودی زیرساختها (نیروگاههای برق و پلها) یعنی فاجعهای شبیه عراق که تا ۲۰ سال کمر راست نخواهیم کرد.
برای توقف جناح جنگطلب رژیم و جلوگیری از این ویرانی، باید به سمت اعتصاب سراسری رفت.
#اعتصاب_سراسری #آینده_ایران
۱۴۰۵ تیر ۲۳, سهشنبه
لینک ترانه آداب دیکتاتوری
https://t.me/c/3930602260/400
متن ترانه آداب دیکتاتوری
بشنو از فرانک دیکوتر سخن
تا بدانی رسم و راه اهرمن
در کتاب آداب دیکتاتوری
فاش گوید رازهای پروری
حالا گوش بده از این یارو سخن
تا بدونی رسم و راه اهرمن
تو کتاب آداب دیکتاتوری
گفته راز و خفتههای پروری
آی جماعت! رسم دیکتاتور همین است و همین!
آی بچهها! رسم این همینه خالو، همین!
تکیهگاهش وحشت است و کیش شخص نازنین!
نظامی و پلیس و بازجویان
همه در خدمت فرمان ایشان
ز وحشت میزند تکیه به قدرت
به شلاق و به زندان و عقوبت
سرباز و پاسبان و بازجوها
همه دنبال فرمانش میدونها!
از ترسش میخوره حسابی قدرت
بازم زندان و شلاق و عقوبت
ببین عکسش به روی هر مناره
به روی بیلبورد و سنگ و خاره
مدارس، پادگانها پر ز رویش
ادارات و وزارت پر ز مویش!
عکسشو بیخ پیدا کن رو دیواره
رو بیلبورد و خشت و سنگ و خاره
مدرسه و پادگان پر ز رویش
کل ادارات و وزارت پر ز مویش!
آی جماعت! رسم دیکتاتور همین است و همین!
آی بچهها! رسم این همینه خالو، همین!
تکیهگاهش وحشت است و کیش شخص نازنین!
فرانک دیکوتر این را خوب گفته...
ها والو! دیکوتر این را خوب گفته...
دیکتاتوری به روی ترس خفته!
آداب دیکتاتوری این است بله!
خلاصه کتاب چرا ملت ها شکست می خورند ؟ نویسنده عجم او غلو
اعتصاب سراسری سه شنبه ها نه به گرانی ونه به بی آبی و حمایت از اعتصاب زندانیان سراسر هرسه شنبه " نه به اعدام ":
*خلاصه کتاب چرا ملتها شکست میخورند؟*
*نشر:* گاهنامه مدیر
📕کتاب «چرا ملتها شکست میخورند؟» نوشته دارون عجماوغلو و جیمز رابینسون، یکی از مهمترین آثار اقتصاد سیاسی و توسعه است که به این پرسش بنیادین پاسخ میدهد: چرا برخی کشورها ثروتمند، آزاد و پیشرفتهاند، در حالی که برخی دیگر با وجود برخورداری از منابع طبیعی، نیروی انسانی یا موقعیت جغرافیایی مناسب، همچنان فقیر و توسعهنیافته باقی ماندهاند؟
📗نویسندگان ابتدا نظریههای رایج درباره علل توسعهنیافتگی را نقد میکنند. از نظر آنان، جغرافیا نمیتواند توضیح کاملی برای تفاوت کشورها باشد؛ زیرا کشورهای همسایه با شرایط اقلیمی مشابه، گاه مسیرهای کاملاً متفاوتی را طی کردهاند. همچنین فرهنگ، مذهب یا ناآگاهی مردم نیز بهتنهایی علت اصلی موفقیت یا شکست ملتها نیست. حتی وفور منابع طبیعی نیز تضمینکننده توسعه نیست و در بسیاری از موارد به «نفرین منابع» انجامیده است.
📘عجماوغلو و رابینسون استدلال میکنند که عامل تعیینکننده، نهادهای سیاسی و اقتصادی هر کشور است. آنان نهادها را به دو گروه اصلی تقسیم میکنند: نهادهای فراگیر و نهادهای استثماری.
📔نهادهای فراگیر به گونهای طراحی شدهاند که فرصت مشارکت اقتصادی و سیاسی را برای طیف گستردهای از مردم فراهم میکنند. در چنین نظامی، مالکیت خصوصی محترم شمرده میشود، قانون بر همه یکسان حاکم است، رقابت آزاد وجود دارد، افراد میتوانند کسبوکار ایجاد کنند و از ثمره نوآوری و تلاش خود بهرهمند شوند. این نهادها انگیزه سرمایهگذاری، کارآفرینی، آموزش و پیشرفت فناوری را افزایش میدهند و در نتیجه رشد اقتصادی پایدار شکل میگیرد.
📙در مقابل، نهادهای استثماری با هدف حفظ قدرت و منافع گروهی محدود ایجاد میشوند. در این نظامها، حکومت یا نخبگان سیاسی و اقتصادی منابع کشور را در اختیار خود میگیرند، رقابت را محدود میکنند، حقوق مالکیت را تضعیف میکنند و اجازه مشارکت گسترده مردم را نمیدهند. نتیجه چنین ساختاری، کاهش انگیزه برای تولید و نوآوری، گسترش فساد، فرار سرمایه و در نهایت رکود اقتصادی است.
📒برای اثبات این نظریه، نویسندگان نمونههای تاریخی متعددی ارائه میکنند. یکی از مشهورترین نمونهها، مقایسه شهر نوگالس است که مرز میان آمریکا و مکزیک از میان آن عبور میکند. مردم دو سوی مرز از نظر فرهنگ، زبان و پیشینه تاریخی شباهت زیادی دارند، اما کیفیت زندگی، درآمد و امنیت آنان تفاوت چشمگیری دارد. نویسندگان این تفاوت را نه به جغرافیا، بلکه به تفاوت نهادهای سیاسی و اقتصادی دو کشور نسبت میدهند.
📓نمونه مهم دیگر، مقایسه کره شمالی و کره جنوبی است. دو کشوری که از نظر تاریخ، فرهنگ و قومیت تقریباً یکسان بودند، اما پس از تقسیم شبهجزیره، مسیرهای متفاوتی را انتخاب کردند. کره جنوبی با ایجاد نهادهای فراگیر و اقتصاد رقابتی به یکی از قدرتهای اقتصادی جهان تبدیل شد، در حالی که کره شمالی با تمرکز قدرت و اقتصاد بسته، با فقر و انزوای گسترده روبهرو شد.
📕بخش مهمی از کتاب به مفهوم «بزنگاههای تاریخی» اختصاص دارد. نویسندگان معتقدند رویدادهایی مانند جنگها، انقلابها، بحرانهای اقتصادی یا تحولات فناورانه، فرصتهایی برای تغییر نهادها ایجاد میکنند. با این حال، نتیجه این بزنگاهها از پیش تعیینشده نیست. اگر قدرت در اختیار گروهی محدود باقی بماند، نهادهای استثماری تداوم مییابند؛ اما اگر زمینه مشارکت گستردهتر و توزیع متوازنتر قدرت فراهم شود، امکان شکلگیری نهادهای فراگیر افزایش مییابد.
📗کتاب همچنین نشان میدهد که رشد اقتصادی کوتاهمدت حتی در نظامهای استثماری نیز ممکن است رخ دهد. برخی حکومتها با بسیج منابع، سرمایهگذاری دولتی یا بهرهبرداری از منابع طبیعی میتوانند برای مدتی رشد قابلتوجهی ایجاد کنند، اما این رشد معمولاً دوام ندارد؛ زیرا نبود رقابت، آزادی اقتصادی و نوآوری، در بلندمدت توان اقتصاد را تحلیل میبرد.
📘از دیدگاه نویسندگان، توسعه پایدار زمانی شکل میگیرد که نهادهای سیاسی فراگیر از نهادهای اقتصادی فراگیر پشتیبانی کنند. اگر قدرت سیاسی میان گروههای مختلف توزیع شود، حکومت پاسخگو باشد، قانون بر همه یکسان اجرا شود و امکان تغییر مسالمتآمیز قدرت وجود داشته باشد، اقتصاد نیز ظرفیت بیشتری برای نوآوری، سرمایهگذاری و خلق ثروت خواهد داشت.
📚پیام اصلی کتاب این است که سرنوشت ملتها بیش از هر چیز به کیفیت نهادهایی بستگی دارد که روابط سیاسی و اقتصادی را شکل میدهند. کشورهایی که فرصت را به جای امتیاز، رقابت را به جای انحصار و قانون را به جای خودکامگی مبنای اداره جامعه قرار میدهند، شانس بیشتری برای دستیابی به رفاه، ثبات و پیشرفت خواهند داشت.
در مقابل، هرگاه قدرت و ثروت در دست گروهی محدود متمرکز شود و نهادها در خدمت حفظ منافع آنان قرار گیرند، مسیر توسعه دشوار شده و چرخه فقر و عقبماندگی تداوم مییابد.
📣📣📣
*بازنشر پیام = گسترش دانایی*
🔊🔊🔊
👩💻گاهنامه مدبر
*خلاصه کتاب چرا ملتها شکست میخورند؟*
*نشر:* گاهنامه مدیر
📕کتاب «چرا ملتها شکست میخورند؟» نوشته دارون عجماوغلو و جیمز رابینسون، یکی از مهمترین آثار اقتصاد سیاسی و توسعه است که به این پرسش بنیادین پاسخ میدهد: چرا برخی کشورها ثروتمند، آزاد و پیشرفتهاند، در حالی که برخی دیگر با وجود برخورداری از منابع طبیعی، نیروی انسانی یا موقعیت جغرافیایی مناسب، همچنان فقیر و توسعهنیافته باقی ماندهاند؟
📗نویسندگان ابتدا نظریههای رایج درباره علل توسعهنیافتگی را نقد میکنند. از نظر آنان، جغرافیا نمیتواند توضیح کاملی برای تفاوت کشورها باشد؛ زیرا کشورهای همسایه با شرایط اقلیمی مشابه، گاه مسیرهای کاملاً متفاوتی را طی کردهاند. همچنین فرهنگ، مذهب یا ناآگاهی مردم نیز بهتنهایی علت اصلی موفقیت یا شکست ملتها نیست. حتی وفور منابع طبیعی نیز تضمینکننده توسعه نیست و در بسیاری از موارد به «نفرین منابع» انجامیده است.
📘عجماوغلو و رابینسون استدلال میکنند که عامل تعیینکننده، نهادهای سیاسی و اقتصادی هر کشور است. آنان نهادها را به دو گروه اصلی تقسیم میکنند: نهادهای فراگیر و نهادهای استثماری.
📔نهادهای فراگیر به گونهای طراحی شدهاند که فرصت مشارکت اقتصادی و سیاسی را برای طیف گستردهای از مردم فراهم میکنند. در چنین نظامی، مالکیت خصوصی محترم شمرده میشود، قانون بر همه یکسان حاکم است، رقابت آزاد وجود دارد، افراد میتوانند کسبوکار ایجاد کنند و از ثمره نوآوری و تلاش خود بهرهمند شوند. این نهادها انگیزه سرمایهگذاری، کارآفرینی، آموزش و پیشرفت فناوری را افزایش میدهند و در نتیجه رشد اقتصادی پایدار شکل میگیرد.
📙در مقابل، نهادهای استثماری با هدف حفظ قدرت و منافع گروهی محدود ایجاد میشوند. در این نظامها، حکومت یا نخبگان سیاسی و اقتصادی منابع کشور را در اختیار خود میگیرند، رقابت را محدود میکنند، حقوق مالکیت را تضعیف میکنند و اجازه مشارکت گسترده مردم را نمیدهند. نتیجه چنین ساختاری، کاهش انگیزه برای تولید و نوآوری، گسترش فساد، فرار سرمایه و در نهایت رکود اقتصادی است.
📒برای اثبات این نظریه، نویسندگان نمونههای تاریخی متعددی ارائه میکنند. یکی از مشهورترین نمونهها، مقایسه شهر نوگالس است که مرز میان آمریکا و مکزیک از میان آن عبور میکند. مردم دو سوی مرز از نظر فرهنگ، زبان و پیشینه تاریخی شباهت زیادی دارند، اما کیفیت زندگی، درآمد و امنیت آنان تفاوت چشمگیری دارد. نویسندگان این تفاوت را نه به جغرافیا، بلکه به تفاوت نهادهای سیاسی و اقتصادی دو کشور نسبت میدهند.
📓نمونه مهم دیگر، مقایسه کره شمالی و کره جنوبی است. دو کشوری که از نظر تاریخ، فرهنگ و قومیت تقریباً یکسان بودند، اما پس از تقسیم شبهجزیره، مسیرهای متفاوتی را انتخاب کردند. کره جنوبی با ایجاد نهادهای فراگیر و اقتصاد رقابتی به یکی از قدرتهای اقتصادی جهان تبدیل شد، در حالی که کره شمالی با تمرکز قدرت و اقتصاد بسته، با فقر و انزوای گسترده روبهرو شد.
📕بخش مهمی از کتاب به مفهوم «بزنگاههای تاریخی» اختصاص دارد. نویسندگان معتقدند رویدادهایی مانند جنگها، انقلابها، بحرانهای اقتصادی یا تحولات فناورانه، فرصتهایی برای تغییر نهادها ایجاد میکنند. با این حال، نتیجه این بزنگاهها از پیش تعیینشده نیست. اگر قدرت در اختیار گروهی محدود باقی بماند، نهادهای استثماری تداوم مییابند؛ اما اگر زمینه مشارکت گستردهتر و توزیع متوازنتر قدرت فراهم شود، امکان شکلگیری نهادهای فراگیر افزایش مییابد.
📗کتاب همچنین نشان میدهد که رشد اقتصادی کوتاهمدت حتی در نظامهای استثماری نیز ممکن است رخ دهد. برخی حکومتها با بسیج منابع، سرمایهگذاری دولتی یا بهرهبرداری از منابع طبیعی میتوانند برای مدتی رشد قابلتوجهی ایجاد کنند، اما این رشد معمولاً دوام ندارد؛ زیرا نبود رقابت، آزادی اقتصادی و نوآوری، در بلندمدت توان اقتصاد را تحلیل میبرد.
📘از دیدگاه نویسندگان، توسعه پایدار زمانی شکل میگیرد که نهادهای سیاسی فراگیر از نهادهای اقتصادی فراگیر پشتیبانی کنند. اگر قدرت سیاسی میان گروههای مختلف توزیع شود، حکومت پاسخگو باشد، قانون بر همه یکسان اجرا شود و امکان تغییر مسالمتآمیز قدرت وجود داشته باشد، اقتصاد نیز ظرفیت بیشتری برای نوآوری، سرمایهگذاری و خلق ثروت خواهد داشت.
📚پیام اصلی کتاب این است که سرنوشت ملتها بیش از هر چیز به کیفیت نهادهایی بستگی دارد که روابط سیاسی و اقتصادی را شکل میدهند. کشورهایی که فرصت را به جای امتیاز، رقابت را به جای انحصار و قانون را به جای خودکامگی مبنای اداره جامعه قرار میدهند، شانس بیشتری برای دستیابی به رفاه، ثبات و پیشرفت خواهند داشت.
در مقابل، هرگاه قدرت و ثروت در دست گروهی محدود متمرکز شود و نهادها در خدمت حفظ منافع آنان قرار گیرند، مسیر توسعه دشوار شده و چرخه فقر و عقبماندگی تداوم مییابد.
📣📣📣
*بازنشر پیام = گسترش دانایی*
🔊🔊🔊
👩💻گاهنامه مدبر
۱۴۰۵ تیر ۲۲, دوشنبه
چرا شبکه سازی میان جمهوری خواهان در شرایط کنونی ضروری است ؟
🔴 چرا شبکهسازی میان کانونهای جمهوریخواهی در شرایط کنونی ضروری است؟
🖌🖌🖌🖍🖍🖍✍✍✍
🖍 هدف اصلی از ایجاد این شبکه چیست؟
در فضای بهشدت امنیتی ایران، پاسخ به این پرسش، تعیینکننده سطح ریسک و بقای فعالیتهای شماست. هدف، نه ایجاد یک ساختار متمرکز و آسیبپذیر، بلکه خلق شبکهای منعطف برای همافزایی است.
⬇️ دلایل ضرورت شبکهسازی:
🔸بقا و امنیت:
کاهش آسیبپذیری از طریق پراکندگی ساختار.
⬅️ اطلاعات:
تبادل اطلاعات دقیق و موثق برای تحلیل وضعیت.
🤏سازماندهی:
طراحی و اجرای اقدامات کوچک، زنجیرهای و تاثیرگذار.
⬇️تابآوری:
حفظ ارتباط میان بدنه جامعه و نیروهای کنشگر در زمان قطع
احتمالی شبکه های ارتباطی
(بحران).
👈 نکته حیاتی (اصلِ چرا):
تا زمانی که «چرا» و
هدفِ عملیاتیِ هر حلقه» دقیقاً مشخص نباشد،
هرگونه اقدامی پرخطر است.
اهداف کلان را به وظایف بسیار کوچک، مشخص و توزیعشده تقسیم کنید
تا ضمن کاهش حساسیت امنیتی، کارایی عملیاتی افزایش یابد.
آیا شبکه باید حداکثر ۹ نفره باشد؟
ساختار ۹ نفره
(یا مدلهای مشابه مانند
«سلولهای ۳ تا ۹ نفره»)
در ادبیات سازمانی و امنیتی
به «ساختار سلولی» معروف است. انتخاب این عدد بر دو پایه استوار است:
🖍۱. کاهش ریسک:
در صورت نفوذ به یک سلول، کل شبکه آسیب نمیبیند و اطلاعاتِ سایر حلقهها محفوظ میماند.
👈۲. مدیریت پذیری:
در گروههای کوچک، اعتماد عمیقتر شکل میگیرد و تصمیمگیری سریعتر انجام میشود.
〽️توصیه:
اصرار بر عدد ۹ الزامی نیست؛ مهم این است که شبکه به گونهای طراحی شود که افرادِ خارج از سلولِ خود را نشناسند
در شرایط سرکوب این شبکه ها مفید هستند در موقع لازم به میدان می آیند.
تجربه شبکه سازی در جنگ دوم جهانی شروع شده است بسیار کارایی داشته است ؟
محمد خاکساری
هفته نامه قلم معلم
دوشنبه
۲۲ تیرماه ۱۴۰۵
کانال ارتباطی «هفته نامه قلم معلم»
در شبکه اجتماعی تلگرام، به مدیریت و صاحب امتیازی محمّد خاکسار
https://t.me/ghalamemoalem
https://chat.whatsapp.com/Bj5iySJauaL6yKJEPRPS05
+989121090293
@MKhaksari902
https://khaksari.org/teachers_pen/
۱۴۰۵ تیر ۲۱, یکشنبه
راز داوم دیکتاتور ها ؟
🔴 راز دوام دیکتاتورها در چیست؟
🖌🖌🖍✍✍🖌✍✍
دیکتاتورهایی که دوام میآورند،
بر دو ابزار اصلی قدرت تکیه میکنند: «وحشت» و
«کیش شخصیت».
معنی آن مقدسسازی یک شخص
دیکتاتور برای بقای خود بر بازوهای سرکوب یعنی نهادهای قضایی، نظامی، امنیتی، پلیس، بازجویان و شکنجهگران متکی است.
از سوی دیگر، برای تثبیت وفاداری تودهها، چهرهی او بر روی بیلبورد ساختمانها، ادارات، مدارس و پادگانهای ارتش به چشم میخورد
تا حضور همهجاحاضر خود را تحمیل کند.
برگرفته از کتاب «آداب دیکتاتوری» اثر فرانک دیکوتر
۱.
♦️ چرا در متن بالا از کتاب
«آداب دیکتاتوری»
اثر فرانک دیکوتر
دیکتاتورها دوام میآورند؟
دیکتاتورها به این دلیل دوام میآورند که موفق میشوند جامعه را بین دو لبهی یک قیچی قرار دهند:
از یک سو با ایجاد وحشت امکان هرگونه اعتراض را از بین میبرند
و از سوی دیگر با ساختن
کیش شخصیت
معنی آن مقدسسازی یک شخص
( ، خود را به عنوان تنها رهبر نجاتبخش یا نیرویی ماورایی در ذهن مردم جا میاندازند
.
۲.
⬅️چگونه در متن بالا
از کتاب
«آداب دیکتاتوری» اثر فرانک دیکوتردیکتاتورها دوام میآورند؟
آنها از طریق دو روش موازات هم دوام میآورند
:
🖌ابزار سخت
(سرکوب):
با استفاده از نیروهای قضایی، نظامی، امنیتی، پلیس، بازجویان و شکنجهگران
.
🖌ابزار نرم
(تبلیغات )
با پر کردن فضای بصری شهر (بیلبوردها، مدارس، ادارات)
از تصاویر خود برای شستشوی مغزی و ایجاد حس نظارت همیشگی
.
⬅️۳. کجا در متن بالا کتاب
«آداب دیکتاتوری»
اثر فرانک دیکوتر
دیکتاتورها دوام میآورند؟
در تمام ارکان و فضاهای یک کشور. متن به طور خاص به این مکانها اشاره میکند:
در ساختارهای قدرت و سرکوب (دادگاهها، نهادهای امنیتی و پادگانها).
در فضاهای عمومی و روزمره زندگی مردم
(ساختمانها، ادارات و مدارس).
🔻۴. چه چیزی در متن بالا
کتاب
«آداب دیکتاتوری» اثر فرانک دیکوتر
دیکتاتورها دوام میآورند؟
🖍دیکتاتورها در واقع
«قدرت مطلق»
و «بقای سیاسی»
خود را دوام میبخشند. آنها با تکیه بر این ابزارها، چرخه سلطه خود را زنده نگه میدارند
.
👈• چگونه؟
(بررسی عمیقتر سازوکار بقا دیکتاتور)
اگر بخواهیم بپرسیم این فرمول دقیقاً «چگونه» در عمل کار میکند، فرانک دیکوتر در کتاب خود نشان میدهد که این دو ابزار مکمل یکدیگرند
:
↙️وحشت باعث میشود مردم از ترس جان سکوت کنند، اما دیکتاتور
به سکوت راضی نیست؛ او تحسین و ستایش میخواهد.
اینجاست که
«کیش شخصیت» به معنی وارد میشود. وقتی عکس دیکتاتور در مدرسه و پادگان و اداره نصب میشود، شهروندان مجبور میشوند دروغ بگویند و در مدح او هلهله کنند.
این طنز تلخ دیکتاتوری است: دیکتاتور با مجبور کردن مردم به دروغ گفتن و ستایشِ اجباری، ارادهی مقاومت را در آنها میشکند و اینگونه دوام میآورد
یکشنبه
۲۱ تیر ماه ۱۴۰۹.
کانال ارتباطی «هفته نامه قلم معلم»
در شبکه اجتماعی تلگرام، به مدیریت و صاحب امتیازی محمّد خاکسار
https://t.me/ghalamemoalem
https://chat.whatsapp.com/Bj5iySJauaL6yKJEPRPS05
+989121090293
@MKhaksari902
https://khaksari.org/teachers_pen/
۱۴۰۵ تیر ۱۹, جمعه
پخش دوم پشت پرده تهدید های زندانیان
🔴 پشت پرده تهدید خانوادههای زندانیان»
بخش دوم
🖌🖌🖌🖍🖍🖍✍✍
۱
. 👈چرا حکومت از رسانهای شدن دستگیریها و اعدامها وحشت دارد و به خانوادهها فشار میآورد؟
حکومتها تمایل دارند خود را در موضع «اقتدار مطلق» و «ثبات مقتدرانه» نشان دهند. رسانهای شدن این اخبار، دو آسیب جدی به این تصویر وارد میکند:
🖍هزینه سیاسی و اقتصادی:
فشار افکار عمومی در سطح بینالمللی منجر به بیانیههای محکومیت، تحریمهای حقوق بشری جدید و انزوای دیپلماتیک میشود. برخلاف ادعاهای علنی، حکومتها شدیداً
به این رابطه نیاز دارند
.
🖌جلوگیری از الگوسازی:
حکومت میخواهد بازداشتها
در سکوت انجام شود تا فردِ بازداشتشده به یک «قهرمان» یا «نماد مبارزه» تبدیل نشود. سکوت خبری، اثرگذاری اجتماعیِ
آن فعال مدنی یا صنفی را خنثی میکند
.
🔷۲. چه چیزی باعث شده است حکومت
از رسانهای شدن این اخبار بترسد؟ (ریشههای ترس)
ریشه این ترس در شکنندگی مشروعیت داخلی و وابستگی به وجهه بینالمللی است.
وقتی خبر دستگیری یک معلم، کارگر
یا فعال مدنی رسانهای میشود، جامعه
به یک «آگاهی جمعی» درباره ظلم میرسد. این آگاهی، پتانسیل تبدیل شدن
به اعتراضات سراسری را دارد. حکومت
از این میترسد که پیوند خوردن اخبار انفرادی، موجهای بزرگ اجتماعی ایجاد کند. همچنین، در سطح بینالمللی، پروندههای حقوق بشری دستِ حکومت را در مذاکرات سیاسی و اقتصادی میبندد.
📌۳. چگونه حکومت از رسانهای شدن
دستگیریها وحشت دارد؟
(جلوههای این ترس)
شما جلوه این ترس را دقیقاً در همان پیام همکارتان دیدهاید. حکومت این وحشت
را به شکل سیاست ایجاد رعب و موازنه وحشت نشان میدهد:
◀️ گروگانگیری روانی خانوادهها:
با تهدید خانواده مبنی بر اینکه
«اگر مصاحبه کنید، حکم عزیزتان
سنگینتر میشود»، آنها را وادار به سکوت میکند.
🔻امنیتسازی حریم خصوصی:
گرفتن تعهد از همسر برای جاسوسی
یا کنترل گوشی (همانطور که
در پیام آمده)، نشاندهنده پارانویای شدید سیستم امنیتی و نفوذ به خصوصیترین لایههای زندگی افراد برای حفظ خفقان است
.
⬅️ ۴. چه زمانی حکومت از رسانهای
شدن دستگیرشدگان میترسد؟
(زمانهای حساس)
حساسیت سیستم امنیتی در برخی بازههای زمانی به اوج خود میرسد:
در زمان بحرانهای اقتصادی و سیاسی داخلی: زمانی که پتانسیل اعتراضات مردمی به دلیل گرانی یا بحرانهای
دیگر بالاست
.
🔷در آستانه رویدادهای بینالمللی:
مانند سفرهای دیپلماتیک مقامات به سازمان ملل، یا زمان مذاکرات حساس بینالمللی
.
▪️هنگام همبستگیهای صنفی:
وقتی یک صنف
(مثل معلمان یا کارگران) پتانسیل بالایی برای اعتصاب و حمایت تشکیلاتی از همکار خود دارند.
⬅️ ۵. چگونه (با چه ابزاری) این ترس
را اعمال میکند؟
حکومت برای مدیریت این ترس و
وادار کردن به سکوت، از ابزارهای
زیر استفاده میکند
.:
👈وعدههای دروغین:
به خانوادهها وعده میدهند
که
«اگر سکوت کنید، در دادگاه تجدیدنظر تخفیف میدهیم یا او را عفو میکنیم»
(که معمولاً دروغ است).
⬅️ تهدیدهای موازی:
تهدید به بازداشت خود اعضای خانواده، اخراج از کار، یا قطع حقوق و مزایا.
⬅️ قطع ارتباط ارتباطی:
ممنوعالملاقات کردن زندانی یا قطع تماس تلفنی او به محض انتشار کوچکترین
خبر از داخل زندان.
«هزینه رسانهای کردن» برای خانوادهها بالاست و تصمیم سختی است،
اما در بسیاری از موارد، «سکوت»
تنها به بازجویان و قاضی صلواتیها
این فرصت را میدهد که در تاریکی و انزوا، سنگینترین احکام را صادر کنند. نور رسانه، اگرچه تضمینکننده آزادی فوری نیست،
اما قطعاً دستِ بازِ حکومت را برای جنایت
یا صدور احکام سنگینتر، بهشدت میبندد
پنجشنبه
۱۸ تیر ماه ۱۴۰۵
کانال ارتباطی «هفته نامه قلم معلم»
در شبکه اجتماعی تلگرام، به مدیریت و صاحب امتیازی محمّد خاکسار
https://t.me/ghalamemoalem
https://chat.whatsapp.com/Bj5iySJauaL6yKJEPRPS05
+989121090293
@MKhaksari902
https://khaksari.org/teachers_pen/
بخش دوم
🖌🖌🖌🖍🖍🖍✍✍
۱
. 👈چرا حکومت از رسانهای شدن دستگیریها و اعدامها وحشت دارد و به خانوادهها فشار میآورد؟
حکومتها تمایل دارند خود را در موضع «اقتدار مطلق» و «ثبات مقتدرانه» نشان دهند. رسانهای شدن این اخبار، دو آسیب جدی به این تصویر وارد میکند:
🖍هزینه سیاسی و اقتصادی:
فشار افکار عمومی در سطح بینالمللی منجر به بیانیههای محکومیت، تحریمهای حقوق بشری جدید و انزوای دیپلماتیک میشود. برخلاف ادعاهای علنی، حکومتها شدیداً
به این رابطه نیاز دارند
.
🖌جلوگیری از الگوسازی:
حکومت میخواهد بازداشتها
در سکوت انجام شود تا فردِ بازداشتشده به یک «قهرمان» یا «نماد مبارزه» تبدیل نشود. سکوت خبری، اثرگذاری اجتماعیِ
آن فعال مدنی یا صنفی را خنثی میکند
.
🔷۲. چه چیزی باعث شده است حکومت
از رسانهای شدن این اخبار بترسد؟ (ریشههای ترس)
ریشه این ترس در شکنندگی مشروعیت داخلی و وابستگی به وجهه بینالمللی است.
وقتی خبر دستگیری یک معلم، کارگر
یا فعال مدنی رسانهای میشود، جامعه
به یک «آگاهی جمعی» درباره ظلم میرسد. این آگاهی، پتانسیل تبدیل شدن
به اعتراضات سراسری را دارد. حکومت
از این میترسد که پیوند خوردن اخبار انفرادی، موجهای بزرگ اجتماعی ایجاد کند. همچنین، در سطح بینالمللی، پروندههای حقوق بشری دستِ حکومت را در مذاکرات سیاسی و اقتصادی میبندد.
📌۳. چگونه حکومت از رسانهای شدن
دستگیریها وحشت دارد؟
(جلوههای این ترس)
شما جلوه این ترس را دقیقاً در همان پیام همکارتان دیدهاید. حکومت این وحشت
را به شکل سیاست ایجاد رعب و موازنه وحشت نشان میدهد:
◀️ گروگانگیری روانی خانوادهها:
با تهدید خانواده مبنی بر اینکه
«اگر مصاحبه کنید، حکم عزیزتان
سنگینتر میشود»، آنها را وادار به سکوت میکند.
🔻امنیتسازی حریم خصوصی:
گرفتن تعهد از همسر برای جاسوسی
یا کنترل گوشی (همانطور که
در پیام آمده)، نشاندهنده پارانویای شدید سیستم امنیتی و نفوذ به خصوصیترین لایههای زندگی افراد برای حفظ خفقان است
.
⬅️ ۴. چه زمانی حکومت از رسانهای
شدن دستگیرشدگان میترسد؟
(زمانهای حساس)
حساسیت سیستم امنیتی در برخی بازههای زمانی به اوج خود میرسد:
در زمان بحرانهای اقتصادی و سیاسی داخلی: زمانی که پتانسیل اعتراضات مردمی به دلیل گرانی یا بحرانهای
دیگر بالاست
.
🔷در آستانه رویدادهای بینالمللی:
مانند سفرهای دیپلماتیک مقامات به سازمان ملل، یا زمان مذاکرات حساس بینالمللی
.
▪️هنگام همبستگیهای صنفی:
وقتی یک صنف
(مثل معلمان یا کارگران) پتانسیل بالایی برای اعتصاب و حمایت تشکیلاتی از همکار خود دارند.
⬅️ ۵. چگونه (با چه ابزاری) این ترس
را اعمال میکند؟
حکومت برای مدیریت این ترس و
وادار کردن به سکوت، از ابزارهای
زیر استفاده میکند
.:
👈وعدههای دروغین:
به خانوادهها وعده میدهند
که
«اگر سکوت کنید، در دادگاه تجدیدنظر تخفیف میدهیم یا او را عفو میکنیم»
(که معمولاً دروغ است).
⬅️ تهدیدهای موازی:
تهدید به بازداشت خود اعضای خانواده، اخراج از کار، یا قطع حقوق و مزایا.
⬅️ قطع ارتباط ارتباطی:
ممنوعالملاقات کردن زندانی یا قطع تماس تلفنی او به محض انتشار کوچکترین
خبر از داخل زندان.
«هزینه رسانهای کردن» برای خانوادهها بالاست و تصمیم سختی است،
اما در بسیاری از موارد، «سکوت»
تنها به بازجویان و قاضی صلواتیها
این فرصت را میدهد که در تاریکی و انزوا، سنگینترین احکام را صادر کنند. نور رسانه، اگرچه تضمینکننده آزادی فوری نیست،
اما قطعاً دستِ بازِ حکومت را برای جنایت
یا صدور احکام سنگینتر، بهشدت میبندد
پنجشنبه
۱۸ تیر ماه ۱۴۰۵
کانال ارتباطی «هفته نامه قلم معلم»
در شبکه اجتماعی تلگرام، به مدیریت و صاحب امتیازی محمّد خاکسار
https://t.me/ghalamemoalem
https://chat.whatsapp.com/Bj5iySJauaL6yKJEPRPS05
+989121090293
@MKhaksari902
https://khaksari.org/teachers_pen/
اشتراک در:
پستها (Atom)