۱۴۰۵ فروردین ۱۸, سه‌شنبه

طنین صدای سوم

🔴 طنینِ صدای سوم در هیاهویِ هول‌انگیزِ توپ و تشر و تزویر که یک سو، غریوِ ستایش به درگاهِ قدرت بلند است و سویی دگر، فرشِ قرمز برای قدومِ مهاجم... میانِ دو سنگِ فلاخن صدایی دگر می‌تراود ز اعماقِ جان‌ها: صدایی که از جنسِ نان و زمین است. نه دستانِ مستبدِ خانگی را می‌بوسد نه بر تانکِ بیگانه گل می‌فشاند؛ که جنگ... این هیولایِ بدکاره‌یِ هر دو سو بهانه‌یِ سرکوب و ویرانی است. شعارِ نجیبی‌ست در نایِ مردم: «نه بر چکمه‌یِ اجنبی، نه به زنجیرِ خانه» که این چرخه‌یِ شومِ خونبار بباید که از ریشه ویران بماند. پیامی‌ست ساده، ولیکن چو صخره: نه بمب و نه استبداد! در این گیرودارِ من و ما و قدرت، ما صلح می‌خواهیم. که مشروعیت، در دستانِ لرزانِ طفلان و در سفره‌یِ خالیِ ماست نه در پرچمی که به خونِ برادر، مُزیّن شده‌ست... ما، همان خانه‌یِ بی‌صدا، صدایِ نخستین و پایانِ هر ماجراییم سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ https://t.me/AshaareAngizeshi

۱۴۰۵ فروردین ۱۷, دوشنبه

تخریب زیر ساخت ها درجنگ

🔴 تخریب زیرساخت‌ها در جنگ از نگاه کریس هجز نویسنده کتاب جنگ جنگ چه بر سر ما می‌آورد 🖍🖍🖍🖌✍🖌✍✍ ⏪ کریس هجز در کتاب جنگ چه بر سر ما می‌آورد نویسنده: آمریکایی (خبرنگار جنگی باسابقه در نیویورک تایمز) مترجم کتاب : مریم شبانی (نشر نگاه معاصر «جنگ نیرویی است که به ما معنا می‌دهد»، با نگاهی تکان‌دهنده توصیف می‌کند که چگونه جنگ در کوتاه‌ترین زمان، دستاوردهای مادی و معنوی چندین نسل را به خاکستر تبدیل می‌کند. او معتقد است زیرساخت‌های یک ملت صرفاً پل‌ها، جاده‌ها و نیروگاه‌ها نیستند، بلکه «ثبات اجتماعی» و «امید به آینده» ریشه‌های اصلی آبادانی‌اند که در شعله‌های جنگ ذوب می‌شوند. هجز نویسنده کتاب “جنگ چه بلایی بر سر ما “می آورد نشان می‌دهد که ⬅️ جنگ چگونه با ویران کردن ساختارهای اقتصادی، طبقه متوسط را نابود کرده و جامعه را به دو گروه «فقیران مستأصل» و «بهره‌مندان از خشونت» تقسیم می‌کند. از دیدگاه او، بازسازی یک ساختمان فروریخته شاید سال‌ها طول بکشد، اما ترمیم ساختار فروپاشیده‌ی یک جامعه که در آن اعتماد عمومی و نهادهای مدنی جای خود را به غریزه بقا و نظامی‌گری داده‌اند، گاهی قرن‌ها به درازا می‌کشد. او به صراحت هشدار می‌دهد که جنگ نه یک راه حل سیاسی، بلکه یک «سقوط تمدنی» است که در آن ثروت ملی که باید صرف توسعه شود، هزینه خرید ابزارهای نابودی می‌گردد؛ فرآیندی که نتیجه‌اش تنها ویرانی است و هیچ پیروز واقعی در میان خرابه‌ها باقی نمی‌گذارد. : 📌«همان‌طور که هجز در کتاب جنگ چه بلایی سر ما می آورد می‌گوید:، “ جنگ تنها زیرساخت‌های بتنی را تخریب نمی‌کند، بلکه معماری اخلاقی و مدنی یک ملت را چنان ویران می‌کند که جبران آن برای نسل‌های بعد غیرممکن به نظر می‌رسد هجز در کتاب جنگ چه بلایی سر ما می آورد می‌گوید: چگونه جنگ در کوتاه‌ترین زمان، دستاوردهای مادی و معنوی چندین نسل را به خاکستر تبدیل می‌کند. او معتقد است زیرساخت‌های یک ملت صرفاً پل‌ها، جاده‌ها و نیروگاه‌ها نیستند، بلکه «ثبات اجتماعی» و «امید به آینده» ریشه‌های اصلی آبادانی‌اند که در شعله‌های جنگ ذوب می‌شوند. هجز نویسنده کتاب نشان می‌دهد که جنگ با ویران کردن ساختارهای اقتصادی، جامعه را به سمت فروپاشی هدایت می‌کند؛ فرآیندی که در آن پیروزی معنا ندارد، دوشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ https://t.me/ghalamemoalem https://chat.whatsapp.com/Bj5iySJauaL6yKJEPRPS05?mode=gi_t mohammad@khaksari.org

دموکراسی ازرلوله تفنگ نمی آید

دموکراسی نه با لوله تفنگ منتقل می‌شود و نه فرمول آزمایشگاهی دارد. برخلاف علوم تجربی، در علوم انسانی با «انسان» و پیچیدگی‌هایش روبروییم.تجربه تلخ عراق، لیبی و افغانستان ثابت کرد که دموکراسیِ صادراتی سرابی بیش نیست؛ این بذر باید در «درون» یک ملت ریشه داشته باشد. https://x.com/i/status/2041147091242594776

کتهش شکاف های طبقاتی و جنسیتی

🔴 کاهش شکاف‌های طبقاتی و جنسیتی: دیدگاه آمارتیاسن پیرامون رسالت سوسیال دموکراسی» 🖍🖍🖍🖌🖌🖌✍✍✍ 📌یکی از اصول بنیادین اقتصاد سوسیال دموکراسی در کشورهای اسکاندیناوی، ( نروژ- سوئد - دانمارک - فنلاند - ایسلند ) انجام می شود ⏪تأکید بر برابری و عدالت اجتماعی” هدف کاه ش نابرابری طبقاتی، جنسیتی، قومی و… از راه سیاست‌های بازتوزیعی مثل مالیات تصاعدی، بیمه بیکاری، کمک‌هزینه مسکن و… است. ↩️ نظر سن آمارتین اقتصاددان و برنده جایزه نوبل در مورد اصل بالا به شرح زیر است آمارتیا سن با نگاهی نوین به اصل «برابری و عدالت اجتماعی»، آن را از یک بازتوزیعِ ساده ثروت به فرایند «گسترش توانمندی‌ها» تبدیل می‌کند. از نظر او، عدالت اجتماعی تنها با دادن پول به افراد محقق نمی‌شود، بلکه باید موانعی مانند بی‌سوادی، بیماری و تبعیض جنسیتی که مانع از شکوفایی استعدادهای انسان‌ها می‌شوند، از میان برداشته شوند. 🔻سن آمارتین معتقد است مالیات‌های تصاعدی و نظام‌های رفاهی (مانند بیمه و مسکن) نباید صرفاً به عنوان «صدقه» دیده شوند، بلکه این‌ها ابزارهایی برای ایجاد برابری در فرصت‌های واقعی هستند. او تأکید می‌کند که نابرابری جنسیتی یا قومی، عملاً نیمی از ظرفیت توسعه یک جامعه را فلج می‌کند؛ بنابراین، سیاست‌های بازتوزیعی سوسیال دموکراسی از دید او، سرمایه‌گذاری روی «آزادی انسان» است. در نهایت، سن عدالت اجتماعی را زمانی محقق می‌داند که هر فرد، فارغ از طبقه یا نژاد، «قابلیت» انتخاب یک زندگی ارزشمند را داشته باشد. آمارتیا سن به دلیل تمرکز بر "کرامت انسانی" و "برابری فرصت‌ها"، بهترین گزینه برای پیوند دادن مباحث اقتصادی مقاله شما به مباحث اخلاقی و حقوق بشری است. دوشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۵ https://t.me/+81v50fDr0ck1YTY8

۱۴۰۵ فروردین ۱۶, یکشنبه

نظم بین الملل یا قانون جنگل

🔴 پاسخ به موافق جنگ در گروه تلگرامی «میدانیِ دموکراسی و جمهوری‌خواهی» 🖍🖍🖍🖌🖌🖌✍✍✍ نظم بین‌الملل یا قانون جنگل؟ نقد رویکرد نظامی‌گری برای تغییر سیاسی مثال‌های تاریخی که شما به آن‌ها استناد می‌کنید، متعلق به دوران پیش از تشکیل سازمان ملل متحد است. باید پذیرفت که جمهوری اسلامی تنها حکومت استبدادی تاریخ نیست؛ در قرن بیستم، صدها نظام دیکتاتوری وجود داشتند که نه با مداخله نظامی خارجی، بلکه از طریق مبارزات مدنی سرنگون شدند . مبارزه مدنی شامل بیش از ۲۰۰ روش متنوع است که مخالفان جمهوری اسلامی تاکنون تنها یکی از آن‌ها، یعنی حضور در خیابان را استفاده کرده اند. از ابزار اعتصاب سراسری استفاده نشد اگر بخواهیم نگاهی عمیق و تخصصی به مقوله جنگ داشته باشیم، باید به قواعد بین‌المللی پایبند باشیم. طبق این قواعد، تنها در صورتی حمله نظامی به یک کشور وجاهت قانونی دارد که با مجوز مستقیم شورای امنیت سازمان ملل صورت گیرد. اگرچه جنایتکار بودن ماهیت جمهوری اسلامی بر کسی پوشیده نیست، اما برای مقابله با این نظام باید از سازوکارهای تعریف‌شده استفاده کرد. جنگ جهانی دوم علیه هیتلر زمانی رخ داد که هنوز سازمان ملل و قوانین مدرن بین‌المللی وجود نداشت . فلسفه تشکیل سازمان ملل پس از آن جنگ دوم جهانی ، جهت جلوگیری از حملات خودسرانه کشورها به یکدیگر بود. اقدامات افرادی نظیر ترامپ، نتانیاهو و حتی سران جمهوری اسلامی نشان داده است که آن‌ها به این قوانین بین‌المللی اهمیتی نمی‌دهند . اگر قرار باشد هر کشوری بدون اعتنا به منشور سازمان ملل دست به اقدام نظامی بزند، دیگر چیزی به نام «نظم جهانی» باقی نخواهد ماند؛ همان‌گونه که پوتین با تجاوز به خاک اوکراین (و تهدید منافع ملی دیگر کشورها) این نظم را به چالش کشید. طبق موازین حقوق بین‌الملل، اقدامات تهاجمی بدون مجوز، مصداق تجاوز محسوب می‌شود همانطور سازمان ملل در جنگ ایران و عراق رای به تجاوز عراق رای داد با اینکه عراق علیه ایران در سازمان ملل شکایت کرده بود. در آنجا عاملیت جنگ مهم بود که عراق بود با منطق شما، عملاً باید درِ سازمان ملل و شورای امنیت را تخته کرد و به دوران «حق با قوی‌تر است» بازگشت. واقعیت این است که برای تغییر یک نظام جنایتکار، یا باید مراجع بین‌المللی مجوز صادر کنند و یا مردم آن کشور خود اقدام به تغییر کنند؛ این یک قاعده اصولی است. پیروزی یک قدرت خارجی در جنگ، به معنای نابودی استقلال کشور شکست‌خورده است. پیشنهاد می‌کنم منطق خود را با حقوق‌دانان بین‌الملل در میان بگذارید؛ فراموش نکنید که حتی در داخل آمریکا، بیش از ۳۰۰ حقوق‌دان برجسته اقدامات ترامپ را جنایت جنگی متهم کرده اند و آن را مغایر با اصول بین‌الملل دانستند. مطالعات جامعه‌شناسی نیز ثابت کرده است که جنگ لزوماً دموکراسی به ارمغان نمی‌آورد. متاسفانه برخی سلطنت طلبان ، همان‌گونه که به دنبال تطهیر و «سفیدشویی» تاریخ هستند، امروز نیز می‌خواهند تجاوز نظامی به خاک ایران را توجیه کنند. آیا مدعیانی که از بازسازی سخن می‌گویند، قادر به جبران ویرانی آثار تاریخی و زیرساخت‌های ملی خواهند بود؟ خیر؛ تنها یک حکومت ملی و مردمی در آینده (و نه یک ساختار فاشیستی یا وابسته مثل رضا پهلوی ) قادر به بازسازی واقعی ایران خواهد بود مهرداد اوستا- شاعر چه خوب گفته است ؟ «از درد سخن گفتن و از درد شنیدن با مردم بی‌درد، ندانی که چه دردی‌ست» محمدخاکساری هفته نامه قلم معلم دوشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۵ https://t.me/ghalamemoalem https://chat.whatsapp.com/Bj5iySJauaL6yKJEPRPS05?mode=gi_t mohammad@khaksari.org

هدف گروه تلگرام مفاهیم دموگراسی

🔴 هدف گروه تلگرام مفاهیم دموکراسی 🖍🖍🖍🖌🖌🖌✍✍ .۱--حقوق برابر شهرودندی ۲-برآورده کردن نیازهای عمومی ۳- کثرت گرایی در امور ۴- تضمین آزادی عمومی ۵- مشارکت سیاسی ۶-آزادی های مدنی - ۷-نوسازی اجتماعی ۸-مشارکت سیاسی ،۹- نظارت عملکرد دولت https://t.me/+s3Jd8a5ckJM2N2Rk

کالبد شکافی همبستگی

🔴 کالبد شکافی مفهوم همبستگی ملی در اندیشه جامعه‌شناسان کلاسیک و مدرن 🖍🖍🖍🖌🖌🖌✍✍✍ ۱. امیل دورکیم (Émile Durkheim) از کشور: فرانسه دیدگاه: امیل دورکیم پدر معنوی بحث همبستگی است. او همبستگی را به دو نوع مکانیکی (در جوامع سنتی بر پایه شباهت) و ارگانیکی (در جوامع مدرن بر پایه تفاوت و تقسیم کار) تقسیم می‌کند . تعریف دورکیم : از نظر او همبستگی ملی در جوامع پیشرفته نتیجه «وابستگی متقابل» است؛ یعنی افراد چون به خدمات یکدیگر نیاز دارند، به هم پیوند می‌خورند و این پیوند، وجدان جمعی جامعه را می‌سازد . ۲. ماکس وبر (Max Weber) از کشور: آلمان دیدگاه ماکس وبر همبستگی ملی : وبر نگاهی کنش‌محور دارد و بیشتر بر مفاهیم «هویت» و «باورهای مشترک» تمرکز می‌کند. تعریف: او همبستگی ملی را حاصل اشتراک در ارزش‌های فرهنگی و خاطرات تاریخی می‌داند . از نظر او، زمانی همبستگی ملی شکل می‌گیرد که افراد یک ملت احساس کنند دارای سرنوشت سیاسی مشترکی هستند و به یک اقتدار مشروع وفادار بمانند . ۳. آنتونی گیدنز (Anthony Giddens) از کشور: انگلستان دیدگاه: آنتونی گیدنز به عنوان یک جامعه‌شناس معاصر، همبستگی را در بستر جهانی‌شدن و دولت‌های مدرن بررسی می‌کند . تعریف: او همبستگی ملی را نوعی اعتماد انتزاعی» یعنی اعتماد به سیستم‌ها، نمادها و تخصص‌ها، به جای اعتماد به افراد آشنا.» به نهادهای دولتی و نمادهای ملی تعریف می‌کند. در دیدگاه او، همبستگی در دنیای امروز نه بر اساس سنت، بلکه بر اساس بازاندیشی و توافق جمعی بر سر حقوق شهروندی ایجاد می‌شود . ۴. ابن خلدون (Ibn Khaldun) از کشور: تونس (جهان اسلام) دیدگاه ابن خلدون جامعه شناس : او قرن‌ها پیش از جامعه‌شناسان غربی، مفهوم «عصبیت» را مطرح کرد که نزدیک‌ترین واژه به همبستگی ملی است . تعریف: ابن خلدون همبستگی را یک نیروی حیاتی می‌داند که از پیوندهای خونی و نسبی آغاز شده و در نهایت به یک «اراده جمعی» برای حفظ قدرت و بقای جامعه تبدیل می‌شود. او معتقد است بدون این پیوند روحی، هیچ تمدنی شکل نمی‌گیرد و سقوط خواهد کرد. یکشنبه ۱۶ فروردين ۱۴۰۵ https://t.me/+s3Jd8a5ckJM2N2Rk