۱۴۰۴ بهمن ۲۹, چهارشنبه

همبسی ملی در مراسم چهلم جان فشان میهن

همبستگی ملی در مراسم 📌چهلم جان فشانان میهن، شعارهای انحرافی و فردمحور را به حاشیه راند؟» 🖌🖌🖌🖍🖍🖍 مراسم چهلم جان‌باختگان وقایع خونین ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴، که در ۲۸ بهمن‌ماه در بیش از ۱۵ شهر ایران برگزار شد، نقطه‌عطفی در بلوغ سیاسی جنبش‌های اجتماعی معاصر ایران بود. این تجمعات که تحت تدابیر شدید امنیتی برگزار شد، فراتر از یک سوگواری ساده، به مانوری برای نمایش همبستگی ملی و مطالبات ساختارشکن تبدیل گشت . ⏪۱. کالبدشکافی شعارها: نفی استبداد و نفی انحراف بررسی میدانی شعارها در شهرهایی نظیر کرج، آبدانان و دیگر نقاط، نشان‌دهنده یک «انضباط گفتمانی» در میان معترضان است. شعارهای محوری نظیر: «هر یه نفر کشته بشه، هزار نفر پشتشه» «قسم به خون یاران، ایستاده‌ایم تا پایان» «مرگ بر حکومت بچه‌کش» این شعارها نشان داد که هدف اصلی، کلیت نظام حاکم و دادخواهی برای خون‌های ریخته شده است. گزارش‌ها تاکید دارند که در این ۱۵ شهر، شعارهای انحرافی و فرد محور (مانند جاوید شاه) جایگاهی نداشتند. این هوشمندی جمعی مانع از مصادره جنبش توسط جریان‌های تمامیت‌خواه گشت . 🖌۲. آسیب‌شناسی ۲۰۰ سال فرد پرستی در ایران یکی از بخش‌های کلیدی این مقاله، نگاهی به تاریخ معاصر است. تجربه ۲۰۰ سال گذشته نشان می‌دهد که «فرد پرستی» بزرگترین آسیب جنبش‌های اجتماعی ایران بوده است. بالا بردن یک فرد به عنوان «رهبر مطلق»، همواره روند پایین آوردن او را در صورت انحراف، با هزینه‌های گزاف روبرو کرده است. مراسم ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ ثابت کرد که نسل جدید به دنبال «رهبری شورایی» است؛ مدلی که در آن فرد نه به عنوان رئیس، بلکه تنها به عنوان سخنگوی موقت و پاسخگو عمل می‌کند . 🖍۳. ضرورت قوه قضاییه مستقل برای دوران گذار موفقیت هر جنبش اعتراضی در گرو ترسیم افق آینده است. شعارهای ضد اعدام و حمایت از زندانیان سیاسی که در این مراسم‌ها طنین‌انداز شد، پیش‌درآمدی برای مطالبه‌گری بزرگتر یعنی ایجاد یک قوه قضاییه قدرتمند و مستقل است. عدلیه‌ای که وابسته به قدرت سیاسی نباشد، ضامن بقای دموکراسی و مانع از بازتولید دیکتاتوری در لباس جدید خواهد بود . ✍۴. مقاومت نمادین: از رقص سوگ تا سرود ای ایران در شهرهایی مانند کرج و آبدانان، اعتراض تنها در شعار خلاصه نشد. استفاده از نمادهایی چون «رقص سوگ» بر مزارها و خواندن دسته‌جمعی سرود «ای ایران»، نوعی بازپس‌گیری فضای عمومی و فرهنگی بود. این کنش‌ها نشان داد که جان‌فشانان نه «قربانی»، بلکه «قهرمانان» میهنی هستند که مرگشان نیز مایه حیات و پویایی جامعه است ۵- 👈فریاد مشترک بر مزار یاران برای پیروزی در مسیر تغییر، شعارها باید مانند چتری فراگیر تمام رنگ‌های این سرزمین متکثر را زیر خود جای دهند؛ چرا که هرگونه شعار حذفی یا فردمحور، شکافی در صفوف مبارزه ایجاد می‌کند که تنها به سود استبداد است. تمرکز بر آزادی زندانیان سیاسی و پایان دادن به اعدام، پیوندی اخلاقی و انسانی میان تمامی گروه‌ها ایجاد کرده و قدرت جمعی را برای زیر کشیدن ساختار سرکوب دوچندان می‌کند. در ایرانی که مانند یک رنگین‌کمان از اقوام و عقاید گوناگون تشکیل شده، تنها راه رستگاری، تکیه بر رهبری شورایی و شعارهای ساختارشکنی است که کرامت انسانی را فراتر از نام‌ها قرار می‌دهند. تداوم فریادهایی چون «قسم به خون یاران، ایستاده‌ایم تا پایان» نشان‌دهنده بلوغ جامعه‌ای است که از بند فردپرستی رها شده و به سوی ساختن آینده‌ای مبتنی بر عدالت و تکثرگرایی گام برمی‌دارد. . ⬅️نتیجه‌گیری: مراسم چهلم جان‌فشانان دی‌ماه ۱۴۰۴ پیامی روشن برای تمام جریان‌های سیاسی داشت: جنبش مردم ایران به بلوغی رسیده است که از شعارهای انحرافی عبور کرده و بر مطالبات بنیادین (نه به اعدام، آزادی زندانیان و نفی دیکتاتور) متمرکز است. تنها راه پیروزی، تداوم این مسیر، تقویت نهادهای شورایی و پرهیز از کیش شخصیت است تا ایران آینده بر پایه قانون و عدالت بنا شود، نه بر اراده یک فرد دست بزن بر کـرمِ خویشتن حواله مـکـن بـر کـسِ دیگـری نسیم‌ شمال چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ https://t.me/ghalamemoalem https://chat.whatsapp.com/Bj5iySJauaL6yKJEPRPS05?mode=gi_t mohammad@khaksari.org

۱۴۰۴ بهمن ۲۸, سه‌شنبه

تفاوت جامعه مدرن ووجامعه توده وار

تفاوت میان «جامعه مدنی توسعه‌یافته» و «جامعه توده‌وار و احساسی ⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️ ◀️۱. چرخه «بت‌سازی و بت‌شکنی» وقتی ساختار حزبی وجود نداشته باشد، مردم به دنبال یک «ناجی» یا «کاریزما» می‌گردند. در این حالت: احساس بر شعور سیاسی غلبه می‌کند: مردم به جای مطالعه برنامه‌ها، به شخص دل می‌بندند . مسئولیت‌ناپذیری: وقتی به یک فرد اقتدا می‌کنیم، در واقع مسئولیت فکر کردن و برنامه‌ریزی را از دوش خود برداشته و به او واگذار می‌کنیم . عاقبت تلخ : چون فرد جایز‌الخطاست، وقتی وعده‌ها محقق نمی‌شود، همان مردمی که بت ساخته بودند، بت را می‌شکنند و دچار سرخوردگی و خانه‌نشینی می‌شوند (همان‌طور که در مورد دوره‌های مختلف تاریخی مثل خمینی ↩️۲. فرار از سیاست و تحزب عبارت «من سیاسی نیستم» یکی از بزرگترین موانع دموکراسی است. در کشورهای توسعه‌یافته (مانند الگوهای اروپایی یا آمریکای جنوبی ...)، قدرت در دست احزاب است. حزب یعنی «برنامه» و «پاسخگویی ». اگر حزبی وعده دهد و عمل نکند، در انتخابات بعدی توسط مردم حذف می‌شود، اما تشکیلات باقی می‌ماند. در ایران اما، با شکست یک فرد، یک نسل از سیاست ناامید شده و به خانه می‌رود . ⬇️۳. فقدان پرسشگری (از خمینی تا پهلوی) در فرهنگ فردگرا، «ارادت» جایگزین «پرسشگری» می‌شود. وقتی میلیون‌ها نفر از یک رهبر استقبال می‌کنند اما از او درباره جزئیات وعده‌هایش (مثلاً وعده‌های نوفل‌لوشاتو) سوال نمی‌کنند، راه برای استبداد یا ناکارآمدی باز می‌شود. این الگو در مورد رضا پهلوی یا هر شخص دیگری هم صادق است؛ اگر مردم به شخص رای بدهند نه به مرامنامه، تاریخ دوباره تکرار خواهد شد. ⬅️۴. تفاوت با جوامع دیگر (مانند آمریکای جنوبی) مثال آمریکای جنوبی بسیار هوشمندانه است. در آن منطقه، حتی در دل دیکتاتوری‌ها، احزاب ریشه‌دار (مثل احزاب چپ یا کارگری) وجود داشتند که پس از سقوط دیکتاتور، خلاء قدرت را پر کردند و اجازه ندادند جامعه دوباره به دست یک «فرد» بیفتد . ❕⬅️پرسش از طرفداران رضا پهلوی: «اگر رضا پهلوی به وعده‌هایش عمل نکرد چه می‌کنیم؟» ، پاسخ تلخ اما واقع‌بینانه این است: اگر با همین دست‌فرمان فعلی پیش برویم، هیچ کار خاصی نمی‌کنیم ! 🖍۱. دوباره غافلگیر می‌شویم: چون به « شخص» چک سفید امضا داده‌ شده است ابزار قانونی برای بازخواست او نداریم . 🖍۲. سرخورده می‌شویم: دوباره به خانه‌ها برمی‌گردیم و می‌گوییم «سیاست کثیف است» و باز هم ۵۰ سال دیگر صبر می‌کنیم. 🔷️. تکرار بت‌شکنی: شروع می‌کنیم به انتقاد به بت جدید که چرا اشتباه کردیم مثال‌ آن خمینی سال ۵۷ است متاسفانه اکثر ایرانیان از تاریخ درس نمی گیرند‌.اشتباهات خود را تکرار می کنند . جامعه متمدن پرسشگری و‌ انتقاد می کند بجای تعریف و تمجید کردن . ↙️راه حل چیست؟ تنها راه فرار از این چرخه، عبور از «شخص‌محوری» به سمت «برنامه‌محوری» است. اگر امروز به جای شعار دادن برای یک فرد، بپرسیم «حزب شما چه برنامه‌ای برای اقتصاد دارد؟» یا «قانون اساسی پیشنهادی شما چگونه قدرت را مهار می‌کند؟»، آن وقت دیگر فرقی نمی‌کند چه کسی در راس باشد؛ چون این «تشکل و مرامنامه» است که او را کنترل می‌کند . خلاصه کلام: تا زمانی که «پیروی احساسی» جایگزین «عضویت تشکیلاتی» باشد، سرنوشت ما لنگِ تصمیمات و خلقیات یک نفر خواهد ماند، نه اراده جمعی ملت هستیم یکشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴. https://t.me/fmphl

بیلتیه ۷۶ اعضای سابق شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران حمایت از اعتصاب چهلم جان باختگان

🔴 بیانیه شماره ۷۶ اعضای سابق شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران ⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️ از خون جوانان وطن لاله دمیده/ از ماتم سرو قدشان، سرو خمیده 🔻🔻موضوع: « اعلام حمایت از بیانیه ی « دانشجویان پیشرو» دانشگاه های کشور و بیانیه ی « شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران» به مناسبت چهلمین روز قتل عام جوانان آزادیخواه ایران توسط حکومت تروریست جمهوری اسلامی و اعلام عزای عمومی و اعتصاب سراسری روزهای ۲۸ و ۲۹ بهمن ۴۰۴» هموطنان عزیز و آزاده و همکاران گرامی درود بر شما در حالی به چهلمین روز از کشتار نوجوانان و جوانان آزادیخواه ایران به دست حکومت تروریست جمهوری اسلامی، مزدور روس و چین می رسیم که هنوز مادران و پدران بسیاری از سوگ فرزندان رشید خود نه تنها در ماتم و عزا به سر می برند، حتی برخی والدین از شدت غم و ماتم دست به خودکشی زده اند.!! هزاران نفر از دانش آموز، دانشجو، کارگر و معلمان کشور هدف گلوله ی جانیان رژیم دزد و تروریست جمهوری اسلامی قرار گرفتند.!! جوانانی که آینده سازان این مملکت بودند به جرم آزادیخواهی و عدالت طلبی توسط «رژیم اغتشاشگر و تروریست» جمهوری اسلامی به خاک و خون غلتانده شدند و هزاران نفر نیز زندانی گشتند.!! 🟠ما اعضای سابق شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران با ادای احترام به جانباختگان میهن و عرض تسلیت به خانواده های معظم، داغدار و دادخواه ایران، ضمن اعلام حمایت از بیانیه ی «دانشجویان پیشرو» دانشگاه های کشور و بیانیه ی « شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران» مبنی بر اعلام اعتصاب سراسری روزهای ۲۸ و ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ به مناسبت چهلمین روز جانباختگان راه آزادی، از کلیه ی هموطنان عزیز و آزادیخواه و همکاران گرامی می خواهیم با اعتصاب سراسری و ادامه ی آن تا سقوط کامل رژیم غارتگر و تروریست جمهوری اسلامی و تشکیل شورای گذار، از سازمان ملل بخواهیم تا با اعزام « گروه ناظر بر انتخابات» حکومت جمهوری متکثر دمکراتیک و مردم محور بر پایه ی حقوق قانونی مردم عزیز ایران برقرار کنیم و سران حکومت جهل و جنون را در دادگاه های صالحه محاکمه و به سزای اعمال خائنانه و ضد بشری شان برسانیم. ۲۷/ بهمن ۱۴۰۴ اعضای سابق شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران 🔺لطف در انتشار این بیانیه کوشا باشید

۱۴۰۴ بهمن ۲۷, دوشنبه

تفرقه و تملق در مدرسه وکحذف اندیشه درجامعه

۱۸۳- «تفرقه و تملق در مدرسه و حذف اندیشه در جامعه» از بعد از «جلسه ی شورای دبیران» در دی ماه ۷۵ رفتار همکاران را در حافظه ام مرور کردم. به یاد آوردم خانم«ص» که تازه امسال از یکی از شهرهای استان آذربایجان به تهران آمده بود و شوهرش مقامی در کارخانه ی ساخت دستمال کاغذی و… داشت یک بار چنان بسته ی بزرگی از دستمال کاغذی، نوار بهداشتی و دستمال توالت و دستمال آشپزخانه برای خانم مدیر آورد و پشت درب اتاق خانم مدیر گذاشت که این بسته درست به اندازه ی درب اتاق کار خانم مدیر بود.!! یا خانم«الف» که شوهرش سوپر مارکت داشت.!! آنها را چند بار دیگر با هدایایی چون کارد و چنگال یا ظرف کریستال دیده بودم. بعد از مدتی، همکار دیگری را با بسته ای که در کاغذ کادو پیچیده شده بود، هنگام ورود به اتاق کار خانم مدیر دیدم.!! من این گونه رفتار را جز چاپلوسی و تملق از مدیر و توهین به سایر همکاران نمی دانستم. رفتاری که به شدت از آن بیزار بودم و آن را دون شأن معلم می دانستم. بعد از جلسه ی شورای دبیران سعی کردم دلیل عدم حمایت همکاران را از سخنان خود در مورد نماز جماعت دانش آموزان بدانم. نماز جماعتی که دانش آموزان به خاطر به دست آوردن کارت امتیاز، با وجودی که عادت ماهانه هستند در آن شرکت می کنند.!! به همین خاطر جداگانه از هر همکار سوال کردم. پاسخ های آنان کم و بیش شبیه هم بود. آنها می گفتند:« خانم مدیر من را به اتاق خود خواسته و ضمن تعریف از روش کار شما با دانش آموزان، نامه هایی را که شاگردان شما در صندوق پیشنهادات انداخته اند را به من نشان داد که در آن از شما تعریف و از من انتقاد کرده بودند.»! من با تعجب از این مسئله به آن همکار می گفتم:« خانم مدیر تاکنون هیچ تعریفی از من نکرده و این اولین بار است که من از این جریان مطلع می شوم. مگر هرماه جلسه ی شورای دبیران برگزار نمی شود؟ اگر هدفشان بهبود وضعیت آموزشی دانش آموزان دبیرستان بود، باید این مسائل را در شورا مطرح می کردند.»!! خانم مدیر با این کار خود سبب شده بود تا همکاران نسبت به من واکنش بدی نشان دهند. البته به نظرم منظورش « تفرقه بینداز و حکومت کن» بوده است.!! ۲۴ دی ۷۵ احمد تفضلی زبان شناس، ایران شناس، پژوهشگر، مترجم و متخصص زبان پارسیک، پارتی و استاد زبان های باستانی در دانشگاه تهران بود. او عضو شورای علمی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی از سال ۶۲ و معاون علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی از سال ۷۰ بود. تفضلی در زمینه ی زبان های ایرانی میانه به ویژه پارسیک و پارتی در صحنه ی بین‌المللی از معدود صاحب نظران به شمار می آمد. او ظهر روز ۲۴ دی که با خودروی خود از دانشگاه به خانه اش در شمیران(منطقه ای در تهران)می رفت، ناپدید شد و چند ساعت بعد جنازه‌ ی او پیدا شد.!!قتل او به دنبال سرکوب روشنفکران و قتل های زنجیره ای اتفاق افتاد. احسان یارشاطر گفت:« احمد تفضلی به دلیل همکاری با بنیاد ایرانیکا به دستور مسئولان جمهوری اسلامی ترور شد. علی یونسی وزیر اطلاعات می گوید که در نخستین دیدارش با خاتمی، او می پرسد:« چرا وزارت اطلاعات یک دانشمند را می کشد؟» یونسی می گوید:« نهاد امنیتی است، اما اساس این وزارتخانه یک نهاد نظامی است و از دل نظامی ها درآمده است.»! احمد تفضلی در۶ انجمن بین‌المللی عضویت داشت و جوایز و تقدیرنامه های رسمی بسیاری دریافت نموده بود و بیش از ده کتاب و اثر تحقیقی از او به جا مانده است. آن چه در این روایت تلخ به هم گره می خورد، یک حقیقت ساده اما دردناک است. وقتی صداقت هزینه بر می شود، چاپلوسی امن ترین مسیر به نظر می رسد و وقتی اندیشه خطر تلقی می‌شود، حذف اندیشمند توجیه می یابد. اما تاریخ نشان داده است که نه تملق ماندگار است و نه سرکوب، بلکه این صدای حقیقت است که هرچند خاموشش کنند، دوباره از جایی دیگر برمی خیزد. ایستادن بر سر باور، شاید تنهایی بیاورد، اما همان تنهایی است که انسان را در سمت درست تاریخ نگه می دارد. https://t.me/Khaterate_khanom_moalem

۱۴۰۴ بهمن ۲۶, یکشنبه

اعتصاب سرلسری گرانیداشت چهلم جان باختگان رله میهن

🔴 فراخوان اعتصاب سراسری به مناسبت گرامیداشت چهلمین روز کشته‌شدگان جنایت وحشیانه حکومت اسلامی در ۱۸ و ۱۹ دی‌ ۱۴۰۴ تنها طی دو روز ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴، همزمان با اوج‌گیری اعتراضات، ده‌ها هزار تن از مردم معترض و مبارز در خیابان‌ها توسط جمهوری اسلامی به قتل رسیدند. اما آنچه ما در روزهای پس از این جنایت شاهد بودیم، شجاعت و ایستادگی مثال زدنی مردم داغ‌دار، دادخواه و مبارز است. همه ما مرگ یکی از نزدیکان، دوستان یا آشنایان را تجربه کردیم؛ اما پاسخ این فقدان را، به شکلی داده‌ایم که حکایت از ادامه مبارزه علیه این رژیم جنایتکار دارد. خشم ما دوباره مشت می‌شود و بر سر دیکتاتور کوبیده خواهد شد. طی یک هفته پیش رو، ما به همراهی خانواده‌های دادخواه، دست به اعتراض و دادخواهی می‌زنیم تا حکومت را با نتیجه جنایتی که مرتکب شده روبرو کنیم. در همین راستا در روزهای سه‌شنبه ۲۸ و چهارشنبه ۲۹ بهمن ماه به مناسبت ۴۰امین روز قتل‌عام عزیزانمان، سراسر کشور را به تعطیلی بکشانیم. اعتصاب و تعطیلی گسترده در سطح کشور و همراهی با خانواده‌های دادخواه، ادامه راه انقلاب زن زندگی آزادی است. راهی که ده‌ها هزار انسان تشنه آزادی و رفاه، شجاعانه پیموده‌اند و ما آن‌را ادامه خواهیم داد. روزهای قبل از چهلم: - فعالیت‌های میدانی اعتراضی در سطح محله، شهر و دانشگاه‌ها و مدارس با پیام‌های اعتراضی، دیوارنویسی و شعارنویسی، شعاردهی شبانه، پخش تراکت و ... روزهای سه‌شنبه ۲۸ و چهارشنبه ۲۹ بهمن ماه به مناسبت چهلم: - اعتصابات سراسری در کل کشور - همراهی با خانواده‌های دادخواه در مراسم‌های ۲۸ و ۲۹ و ۳۰ بهمن #اعتصابات_سراسری #زن_زندگی_آزادی #نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم جمهوری اسلامی نابود باید گردد مرگ بر دیکتاتور #شبکه_سراسری_انقلاب_زن_زندگی_آزادی 📞@ShabakeSarasari_admin 🌐تلگرام | ایکس(توییتر) | اینستاگرام

فصل سربسته انفجار

فصلِ سربسته‌ی انفجار در حصارِ حاکمیتی که لبخند را پشتِ پلکِ انجماد، دار می‌زند؛ در غبارِ خفته بر لبانِ تشنه‌ی وطن، آتشی است زیرِ خاکِ سرد. وقتی که نان در سفره‌های خالیِ مردم، سراب شد؛ وقتی که جیبِ خاکیِ بی‌چیزان در کامِ اژدهایِ فساد، غرق و ناب شد؛ دیگر کلامِ حاکم و فرمانِ تازیانه بی‌اثر است. فشار، چون بغضِ بسته‌ای در گلویِ شهر، از انزوایِ فقر تا انکسارِ قامتِ یک مرد زیرِ بارِ تورم... قد می‌کشد. آنجا که اقلیتی در غنیمت‌اند و ملتی در حسرتِ یک لقمه نان و عدل؛ دیگر نه جنگِ خارجی و زخمِ تیرِ خصم که خشمِ خانگی بنیانِ قفل و قلعه را ویران کند به قهر. چون دیگِ سربسته‌ای که جوش می‌زند در خویش، ناگه به لحظه‌ی سرخِ «انفجار» از دست می‌رود مهار... و آن دم که توده برمی‌خیزد از زمین دیگر تمامِ کاخ‌ها لرزان و بی‌قرار... یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ https://t.me/AshaareAngizeshi

۱۴۰۴ بهمن ۲۵, شنبه

فایل صوتی : شنیدن که بود نانند دیدن

🔴 فایل صوتی : محمد خاکساری - ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ موضوع : ۱- شنیدن که بود مانند دیدن ۲- خاطرات معلمی قبل از انقلاب ۳- وضعیت محل تدریس قبل از انقلاب https://t.me/khaksari1sokhanrani