تاریخچه تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
۱۴۰۵ شهریور ۳۰, دوشنبه
نکات کلیدی فصل اول کتاب کترکران و انقلاب ۵۷ آصف بیات
.
نکات کلیدی
فصل اول کتاب
کتاب «کارگران و انقلاب ۵۷» (Workers and Revolution in Iran)
نوشته آصف بیات
🖍🖍🖍🖌🖌🖌✍✍✍
در کتاب «کارگران و انقلاب ۵۷» (Workers and Revolution in Iran)، آصف بیات پس از ارائه زمینهها و چارچوبهای ساختاری در فصل اول، در فصلهای بعدی به نحوه ورود عملی کارگران به عرصه مبارزه، شکلگیری اعتصابات سراسری و ظهور شوراهای کارگری میپردازد.
در ادامه، مهمترین نکات کلیدی فصل اول این کتاب آورده شده است:
۱. اوجگیری اعتصابات و پیوند مطالبات صنفی با سیاسی
* تبدیل اعتصابات به ابزار سیاسی: در جریان ماههای پایانی سال ۱۳۵۷، اعتصابات از حالت مطالبهگری محض (دستمزد و مسکن) خارج شده و هدف نگهداری و شل کردن چرخدندههای رژیم پهلوی را پیدا کردند.
* نقش کلیدی صنعت نفت: بیات بر اهمیت اعتصاب کارگران صنعت نفت تأکید میکند؛ اعتصابی که نه تنها صادرات نفت و شریان اقتصادی حکومت را قطع کرد، بلکه به نقطه عطفی در فلجکردن کامل ساختار سیاسی تبدیل شد.
۲. پدیده «کنترل کارگری» و ظهور شوراهای ۵۷
* شکلگیری شوراها از پایین به بالا: با فروپاشی یا فرار مدیران و صاحبان کارخانهها، کارگران خود مدیریت تولید و توزیع را به دست گرفتند. این شوراها ارگانهای خودجوش و دموکراتیکی بودند که مستقیماً توسط خود کارگران اداره میشدند.
* فراتر رفتن از مطالبات مزدی: شوراها صرفاً ابزار فشار برای دستمزد نبودند، بلکه شکلی از «کنترل کارگری» (Workers' Control) بر محیط کار، ایمنی، نرخ تولید و نحوه توزیع محصولات را اعمال میکردند.
۳. دوگانگی قدرت و تمایز میان جریانهای سیاسی و جنبش شورایی
* استقلال نسبی جنبش کارگری: بیات نشان میدهد که اگرچه کارگران در مبارزه علیه شاه با جریانهای عمومی و مذهبی همراه بودند، اما جنبش شورایی اهداف متفاوتی مانند اداره دموکراتیک کارخانهها را دنبال میکرد که الزاماً با برنامههای دولت موقت و نیروهای سیاسی حاکم همسو نبود.
* مواجهه با دولت موقت: پس از پیروزی انقلاب، دولت موقت و مدیریت جدید به دنبال بازگرداندن نظم سنتی، انضباط کاری و مدیریت یکطرفه بودند، در حالی که شوراها خواهان حفظ قدرت تصمیمگیری خود در کارخانهها بودند.
۴. افول جنبش شورایی و دلایل شکست
آن
آصف بیات تحولات پس از پیروزی انقلاب
را تحلیل کرده و دلایل تضعیف و در نهایت بازسازی بازوی کنترلی دولت بر کارخانهها
را به موارد زیر نسبت میدهد:
* فشارهای اقتصادی و بحران تولید: وابستگی شدید صنایع ایران به مواد اولیه و قطعات خارجی، پس از انقلاب با مشکل مواجه شد و شوراها در اداره فنی و تامین منابع دچار تنگنا شدند.
* دستاندازی و نهادسازی دولتی:
ایجاد نهادهای موازی
(مانند انجمنهای اسلامی) و جایگزینی شوراهای مستقل با نهادهای رسمی تحت کنترل حکومت.
* عدم پیوند سراسری و انسجام تشكيلاتی:
شوراها بیشتر به صورت محلی و کارخانهای عمل میکردند و نتوانستند یک شبکهی سراسری و متحد برای دفاع از حقوق خود تشکیل دهند.
جمعبندی نویسنده کتاب آصف بیات
از فصل اول :
تحلیل آصف بیات از فصلهای بعدی کتاب این است که انقلاب ۵۷ نشاندهنده پتانسیل بالای طبقه کارگر ایران برای خودسازماندهی و ایجاد اشکال دموکراتیک مدیریت (شوراها) بود، اما به دلیل شرایط بحران اقتصادی، نداشتن رهبری سراسری کارگری و تمایل دولت جدید به تمرکزگرایی، این تجربه کمنظیر «کنترل کارگری» به تدریج متوقف شد.
دوشنبه.
۳۰ شهریور ۱۴۰۵
کانال ارتباطی «هفته نامه قلم معلم» در شبکه اجتماعی تلگرام، به مدیریت و صاحب امتیازی محمّد خاکساری
+989121090293
@MKhaksari902
https://khaksari.org/teachers_pen/
https://chat.whatsapp.com/Bj5iySJauaL6yKJEPRPS05?s=cl&p=a&ilr=1
۲۰۸ - خاطرات خانم معلم وقتی حزب اللهی ها اصلاح طلب شدند
۲۰۸ـ «وقتی «حزب اللهی ها» اصلاح طلب شدند؛ تغییر چهره ها در آموزش و پرورش
محمد در جلسه ی بعدی اداره کل آموزش و پرورش با خانم آقاجری، شیرزاد عبداللهی دبیر زیست منطقه ۹ و رحمان شمس از منطقه ۱۷ آشنا شده بود. آنها متوجه می شوند که قرار است یک تشکل دولتی به وجود آید.!! اعتراض می کنند و از رئیس جلسه که مسئول روابط عمومی اداره کل بود، خواهان دانستن نام موءسسین این تشکل می شوند. او طفره می رود ولی محمد و افراد همسو با او، این بار کتبا خواهان دانستن نام موءسسینی که تقاضای مجوز آن تشکل را به وزارت کشور داده بودند می شوند و مسئول روابط عمومی نام آنها را می نویسد. جواهری پور مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران و حیدر زندیه معاون هماهنگی و اجرایی مدیرکل و روءسای مناطق ۱۹ گانه آ.پ تهران از موءسسین این تشکل دولتی بودند.!
در سال ۷۷ نخستین شورای مرکزی سازمان معلمان ایران (تهران) تشکیل شد و نخستین دبیرکل آن « حیدر زندیه » معاون هماهنگی و اجرایی مدیرکل آموزش و پرورش تهران بود. اعضای این شورا بیشتر روءسای مناطق تهران و بعضی از معاونان ادارات آموزش و پرورش بودند.
معمولاً حکومت هر وقت می خواست تشکیلاتی را در نظام اداره کشور برقرار کند توجیهاتی را به جامعه ارائه می کرد. مثلا برای برقراری نماز جماعت جمعه در کشورمی گفتند:« امام جماعت هر شهر در خطبه های نماز، مشکلات جامعه را بیان می کند و مسئولان شهرها که در نماز جمعه شرکت دارند این مشکلات را می شنوند و برای رفع آن مشکلات تلاش می کنند.»! در حالی که آن چه از نماز جمعه ها دیده و شنیده شد سخنرانی هایی در دفاع از سیاست های حکومت، تفرقه افکنی بین مردم و شعار مرگ بر آمریکا بود.!!
اگر روزنامه ها سانسور نمی شدند می توانستند مشکلات جامعه را منعکس کنند و دیگر نیازی به تحمیل بودجه « ستاد اقامه نماز جمعه» به بودجه و مردم کشور نبود.!
همین الگو در ساختار ادارات، به ویژه آموزش و پرورش نیز دیده می شد. در ادارات آموزش و پرورش دو بخش به نام های « ارزشیابی و رسیدگی به شکایات» و « حراست» برقرار کردند که «هدف آن را خدمت بهتر به مردم و رفع اشتباهات و نواقص کار حوزه ستادی »عنوان می کردند.!! در حالی که هر اداره یا سازمان و کارخانهای باید بخش «بازرسی» داشته باشد و عملکرد رئیس و کارکنان را مد نظر قرار دهد تا خلافی از آنان سر نزند. اما در عمل دیده می شد که این دو بخش، مجری اعمال نظرهای شخصی برخی مدیران، از مدیر مدرسه تا مسئول منطقه بوده اند.!!
با روی کار آمدن محمد خاتمی رئیس جمهور، حامیان او را « جبهه دوم خرداد» یا «اصلاحاتی»می نامیدند.!! از همه عجیب تر عوض شدن ظاهر کارکنان ادارات آموزش و پرورش بود.!! کسانی که تا آخرین روز ریاست جمهوری رفسنجانی با ریش، انگشتر عقیق، تسبیح، پیراهن یقه آخوندی و از همه بدتر جای ته استکان داغ بر پیشانی، برای نشان دادن وابستگی به دو گزینه ی حکومتی یعنی« معتقد و ملتزم بودن به ولایت مطلقه فقیه و نظام مقدس جمهوری اسلامی» در اداره حاضر می شدند، حالا با تغییر رئیس جمهور و جریان اصلاحات تغییر ظاهر داده بودند.!!
دیگر مردان اداره را با شلوارهای خاکستری و پیراهن سفید یقه آخوندی که روی شلوار قرار گرفته بود می دیدیم. از همه عجیب تر ریش های کوتاه تر و مرتب شده ی آنان بود به طوری که گونه های آنها از زیر ریش بیرون آمده بود.! آری اگر قبلا به قول رفسنجانی: « ذوب در ولایت و ظاهر حزب اللهی» را نشان می دادند، حالا ظاهر خود را به « اصلاحاتی» تغییر داده بودند.!!
یک نمونه از این افراد همان مردی بود که در اداره معاونت پرورشی منطقه سه با ظاهر « حزب اللهی»، مسئول تربیت بدنی بود و می گفت که پیش از این معلم ورزش در بروجرد بوده است. اما با تغییر فضای سیاسی، همان فرد با ظاهر جدید « اصلاحاتی» مسئول « ارزشیابی و رسیدگی به شکایات» منطقه یک شده بود.!!
https://t.me/Khaterate_khanom_moalemخاطرات خانم
ترانه اعتصاب نیمه کارهه ثمری نداره
🔴 اینک ترانه
اعتصاب نیمه کاره ثمری نداره
https://t.me/c/3930602260/1/911
اعتصاب اگر نیمهکاره بماند،
نه زندانی آزاد میشود، نه اعدام متوقف.
بیانیه و سخنرانی، تنها بادند؛
شریان حکومت را باید برید.
موج بازداشت و تهدید نترس،
که ترس، شکستِ خاموش است.
استمرار، تنها شرطِ پیروزیست؛
اعتصابِ سراسری، نفسِ مقاومت است.
تا زندانی سیاسی و صنفی آزاد نشود،
تا طناب اعدام از گردنها نیفتد،
تا فشار اقتصادی کمتر نشود،
دست از کار مکش، صدای خود را نفروش.
شریانهای حیاتی را فشار بده،
نه با حرف، که با عملِ جمعی.
اعتصابِ نیمهکاره، هیچ ثمری ندارد؛
تداوم، تنها راهِ رسیدن به فرداست
⏪ اینک متن ترانه
https://t.me/c/3930602260/1/859
اعتصاب راه پایان رنج ، از گفتمان تا عمل
🔴 اعتصاب، راه پایان رنج؛
از گفتمان. تا عمل
🖍🖍🖍🖌🖌🖌✍✍✍
✔️ دو روز دیگر مانده به مهر
🔻۱. پیوند نفت و آموزش؛ مسدودسازی
شریان اقتصادی و فرهنگی
تجربه جنبشهای اجتماعی در ایران و سایر کشورها نشان میدهد که اعتصاب همزمان
👈دو رکن اصلی جامعه
— یعنی کارگران صنعت نفت
(شریان اقتصادی) و معلمان
(شریان فرهنگی و اجتماعی)
— نقطهای تعیینکننده در فلج کردن ساختار سیاسی حکومتهاست. اگر جریان صادرات
و تولید نفت متوقف شود، منابع مالی حکومت مسدود شده و هزینههای دستگاه سرکوب تامین نخواهد شد
.
🤏۲. خشکاندن منابع مالی دستگاه سرکوب
وقتی حکومت توان مالی پرداخت حقوق نیروهای سرکوب را نداشته باشد و آنان
نیز فشار فقر و گرانی را لمس کنند، کارایی
و انگیزه سرکوب بهشدت کاهش مییابد.
این یک تحلیل صرفاً نظری نیست؛ بلکه اعتراف به توان و خطر این اعتصابات مسألهای است که نیروهای امنیتی در بازجوییها از جمله :
" در بازجوییهای خود بنده
— بارها به آن اذعان کردهاند"
.
◀️ ۳. ضرورت تداوم اعتصاب؛ شرط اصلی پیروزی
نکته کلیدی این است که اعتصاب نباید
با موج بازداشتها یا تهدیدها متوقف شود؛ زیرا اعتصاب نیمهکاره نتیجهبخش نخواهد بود. برای رسیدن به اهدافی چون آزادی زندانیان سیاسی و صنفی، توقف اعدامها
و کاهش فشار اقتصادی، بیانیه و سخنرانی
به تنهایی کافی نیست؛ بلکه باید شریانهای حیاتی حکومت را تحت فشار واقعی و عملی قرار داد
.
◀️ ۴. چرا حکومت توان مقابله با اعتصاب سراسری را ندارد؟
حکومت توان فنی و انسانیِ جایگزینی میلیونها نیروی متخصص و کارگر را ندارد. اگر یک اعتصاب سراسری شکل بگیرد،
دستگاه حاکم نمیتواند یکروزه دهها هزار مهندس، تکنسین، راننده، پرستار یا معلم
را جایگزین کند. علاوه بر این، با همگانی شدن اعتصاب، هزینه اخلاقی و اجتماعی برای کسانی که اعتصاب را میشکنند بالا رفته
و همکاری با سیستم دچار اختلال جدی میشود؛ تجربهای که معلمان در اعتصابات صنفی پیشین خود نیز آن را به چشم دیدند
.
⏪ ۵. گذر از اعتصابات پراکنده
به اعتصاب عمومی
در ۴۷ سال گذشته، اصناف مختلف
مانند معلمان، کارگران، پرستاران
و کامیونداران به صورت جداگانه
اعتصاب کردهاند،
اما اعتصاب عمومی و هماهنگ سراسری
هنوز به طور کامل به آزمون گذاشته نشده است. وقت آن رسیده که این قدرت همبسته .
را تجربه کنیم
.
🖍۶. فشار بینالمللی و بنبست دیپلماتیک حکومت
هزینههای سنگین سرکوبهای گذشته، فشارهای بینالمللی و گزارشهای نهادها
و کمیتههای حقیقتیاب سازمان ملل، دست حکومت را برای کشتار گسترده دیگر
باز نخواهد گذاشت. حتی اگر حکومت
در ظاهر مدعی عدم توجه به قوانین بینالمللی باشد، در عمل در عرصه دیپلماسی و سیاست خارجی تحت فشارهای خفهکنندهای قرار دارد
.
🖍۷. گفتمانسازی و راهکار عملی:
«هر نفر، سه نفر»
برای تحقق این هدف، ما نیازمند «گفتمانسازی اعتصاب» هستیم. گفتگو درباره اعتصاب باید به بحث روزمره در کوچه، بازار، محیطهای کاری و شبکههای اجتماعی تبدیل شود. پیشبرد اعتصاب نیازمند شجاعت، اعتمادبهنفس، گفتگو
و امید است.
🤏* پیشنهاد مشخص: یک زنجیره ارتباطی راه بیندازیم: «هر یک نفر، پیام اعتصاب را به سه نفر دیگر برساند» و همگی یکصدا بگوییم:
🖍 «راه نجات ما اعتصاب است.»
اعتصاب، راه پایان رنج؛ آزادی، حق ماست، امروز و هر روز!
📌 لینک ترانه
اعتصاب نیمه کاره ثمری نداره
https://t.me/c/3930602260/1/911
کانال ارتباطی «هفته نامه قلم معلم» در شبکه اجتماعی تلگرام، به مدیریت و صاحب امتیازی محمّد خاکساری
+989121090293
@MKhaksari902
https://khaksari.org/teachers_pen/
https://chat.whatsapp.com/Bj5iySJauaL6yKJEPRPS05?s=cl&p=a&ilr=1
هفته نامه قلم معلم
محمد خاکساری
دوشنبه
۳۰ شهریور ۱۴۰۵
۱۴۰۵ شهریور ۲۹, یکشنبه
لینک ترانه و لینک متن ترانه اگر می خواهی گرانی کم کنی اعتصاب است
🔴 ۳ روز مانده به مهر
لینک
ترانه اگر می خواهی گرانی کم کنی
راهش اعتصاب
https://t.me/c/3930602260/1/899
وقتی معلّم و کارگر و دانشجو
دست از کار کشند یکجا و یکصدا
چرخ اقتصاد از حرکت میایستد
و هزینهی حکومت میشود سنگینتر از توان
دیگر حقوقی برای سرکوبگر نمیماند
چون جیب خالیست و انبار تهی
اعتصاب، کمخونترین سلاح است
نه گلوله میخواهد نه سنگ
فقط ارادهای که نلرزد
و همبستگیای که نشکند
در خیابان جان میدهی آسان
اما در اعتصاب، مرگ سختتر میشود
چون وقتی ده میلیون نروند سر کار
هیچ نیرویی توان رویارویی ندارد
سراسری باشد، مستمر باشد، پایدار باشد
تا اثر کند و بنیان بلرزد
چهلوهفت سال تمرین نکردهایم
اما دیگران کردهاند و پیروز شدهاند
اگر گرانی را میخواهی کم کنی
راهش نه شعار است نه فریاد تنها
راهش اعتصاب است
ارادهی جمع، شجاعتِ مشترک
این سلاح خاموش، قدرتمندترین است
چون اقتصاد را هدف میگیرد
و حکومت را از درون میترکاند.
🖍 متن ترانه
https://t.me/c/3930602260/1/859
چراواعتصاب تنها راه رهایی
🔴چرا اعتصاب سراسری تنها راه عبور از بحران معیشت و سرکوب است؟
🖍🖍🖍🖌🖌🖌✍✍✍
۳ روز مانده به اول مهر
یکی از مهمترین دلایل تضعیف و عدم موفقیت کامل اعتصابات در ایران، «عدم پیوند سراسری و فقدان انسجام تشکیلاتی» میان جنبشهای اعتراضی مختلف از جمله معلمان، کارگران، دانشجویان و سایر اقشار اجتماعی است. اگرچه در بزنگاههای مختلف، اعتراضات و اعتصابات خودجوش و باشکوهی در واحدهای تولیدی، مدارس و دانشگاهها شکل گرفته، اما این نهادها و تشکلها عمدتاً در سطح همان صنف یا محیط کاریِ محدود باقی مانده و ماهیتی محلی و پراکنده داشتهاند.
👈واقعیت این است که معلمان، کارگران
و دانشجویان هنوز فاقد یک شبکه یا اتحاد سراسری، مستقل و پایدار هستند تا بتواند مطالبات متقاطع آنها را یکپارچه کرده و جبههای متحد در برابر سیاستهای حاکم تشکیل دهد. این عدم ارتباط ارگانیک میان اقشار مختلف باعث شده تا توان چانهزنی کلان، تاثیرگذاری سیاسی و امکان پشتیبانی عملی و سازمانیافته از یکدیگر به شدت کاهش یابد. از سوی دیگر، فقدان تشکیلات سراسری مانع از تدوین یک استراتژی واحد و برنامهریزیشده برای مواجهه با بحرانهای اقتصادی، سیاسی و فشارهای امنیتی شده است؛ امری که این اعتراضات را در برابر سرکوبها آسیبپذیر ساخته و به تدریج به افول یا وقفه در فعالیتها انجامیده است.
اینجانب بهعنوان یکی از موسسین کانون صنفی معلمان، با داشتن سابقه دو دوره عضویت در هیأتمدیره، ۹ سال بازرسی کانون صنفی معلمان و شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان، و نیز ۹ سال مسئولیت روابط بینالملل شورای هماهنگی زیر شدیدترین فشارهای امنیتی
(از جمله توقیف دوساله پاسپورتم پس از بازگشت از پنجمین کنگره «آموزش بینالملل» در برلین)
در سال ۱۳۸۶
— در دورانی که کمتر کسی حاضر به پذیرش این مسئولیتهای پرخطر بود
🤏— این سوابق را صرفاً برای آشنایی کسانی یادآوری میکنم که شناخت شناختی از من ندارند.
هفته نامه «قلم معلم » از سال ۱۳۸۳
با شروع بهکار خود، همواره بر ضرورت ائتلاف معلمان، دانشجویان و کارگران تاکید داشته است. بنده نیز در طول سالیان گذشته مقالات متعددی در زمینه ائتلاف اقشار نوشتم و طی ۱۰ سال اخیر بیش
از ۲۱۰۰ پیام و یادداشت تحلیلی در فضای مجازی منتشر کردهام؛ اما متأسفانه کانون صنفی معلمان و شورای هماهنگی، حتی یک پیام از این حجم از فعالیت را منتشر نکرده و پاسخی به پیشنهادهای ائتلافی ندادهاند.
امروز برخی جریانها و باندهای سیاسی-تجاری که در شورای هماهنگی نفوذ کردهاند، بنده را به تضعیف شورا متهم میکنند! چطور کسی که خود از روز اول برای کاشتن و رشد این نهال تلاش کرده، میتواند مایل به تضعیف آن باشد؟
متأسفانه این جریان محافظهکار که حدود سه سال است بر شورای هماهنگی سایه انداخته، حتی یک فراخوان تجمع
یا اعتصاب در اعتراض به گرانیهای افسارگسیخته و
برای آزادی زندانیان برگزار نکرده است.
✔️در شرایطی که معلمان سه شغله شدهاند و فشار تورم و گرانی معیشت خانواده فرهنگیان را نابود کرده، صدور بیانیههای بیعمل دیگر دردی را دوا نمیکند. بیانیهنویسی زمانی مفید است
که
با اقدام عملی، اعتصاب و تجمع همراه باشد؛ وگرنه عموم معلمان خود بر دردهای موجود واقفاند.
تجربه ۲۷ ساله بنده در فعالیتهای صنفی میگوید: تنها ابزاری که حکومت را تحت فشار واقعی و وادار به عقبنشینی میکند، اعتصاب سراسری و عمومی است. اعتراضات خیابانی اثرگذاری سابق را ندارد، زیرا حکومت توان کنترل و سرکوب اعتصاب همزمان و سراسری معلمان، کارگران و دانشجویان را ندارد.
با آغاز مهرماه ۱۴۰۵، به عنوان یکی از موسسان کانون صنفی معلمان، از تمامی همکاران میخواهم بر هیأتمدیره تشکلهای عضو شورای هماهنگی فشار آورند تا دست از محافظهکاری بردارند و ائتلاف عملی با کارگران، دانشجویان و سایر اقشار را کلید بزنند. من به سهم خود تلاش خواهم کرد و تردید ندارم که روزی، همانند تجربه انقلاب ۵۷ و اعتصابات کلیدی کارگران شرکت نفت، اعتصاب سراسری مجدداً شکل خواهد گرفت.
🖌سکوت امروز ما، به معنای تأیید گرانی، فقر، و تداوم حبس فعالان مدنی و صنفی است. چرا باید معلم بیمار در زندان بماند، در حالی که حداقل اقدام قانونی، آزادی او با پابند الکترونیک است؟
📌امروز وقت مشق شجاعت و عمل است،
نه سکوت و انفعال
📌حقخواهی مرز ندارد؛
معلمان و بازنشستگان، متحد
در یکشنبههای اعتراضی
🔻لینک ترانه
امروز وقت مشق عمل است
https://t.me/c/3930602260/902/906
هفته نامه قلم معلم
محمد خاکساری
یکشنبه
۲۸ شهریور ۱۴۰۵
.کانال ارتباطی «هفته نامه قلم معلم» در شبکه اجتماعی تلگرام، به مدیریت و صاحب امتیازی محمّد خاکساری
+989121090293
@MKhaksari902
https://khaksari.org/teachers_pen/
https://chat.whatsapp.com/Bj5iySJauaL6yKJEPRPS05?s=cl&p=a&ilr=1
۱۴۰۵ شهریور ۲۸, شنبه
لیک ترانه و لینک متن ترانه سیمرغ آزادی
🔴 نام ترانه
«سیمرغ آزادی» اثر شاعر معاصر، خانم رباب شیرازی است.
https://t.me/c/3930602260/1/893
سیمرغ آزادی
ای کسانی که دم از باور ایمان دارید خبر از فاجعهٔ تلخ زمستان دارید؟
خبر از سفرِ بیسر و سامان دارید؟ خبر از سفرهٔ خالیِ یتیمان دارید؟
شرمتان باد ز داغی که به دلها زدید خبر از آتش پنهانِ شبستان دارید؟
کودکی خانه ندارد که در آن آام گیرد خبر از اشکِ رخِ بیکس و حرمان دارید؟
تکیه بر کرسی قدرتمند دنیا زدهاید خبر از غصهو اندوهِ تهیدستان دارید؟
نانِ با خونِ جگر خورده خریدارش کیست؟ خبر از آه و فغانِ دلِ سوزان دارید؟
مرغ حق بال زد و رفت ز بوم و برتان خبر از بال و پرِ سیمرغِ آزادی دارید؟
میرسد روزِ مکافات و مکافاتِ عمل خبر از آتش بر دامن و دامان دارید؟
🖍متن ترانه
https://t.me/c/3930602260/1/859
اشتراک در:
پستها (Atom)