۱۴۰۴ دی ۲۶, جمعه

سایه های دیروز پرسش های آبنده

۴شعری در مورد رضا پهلوی سایه‌هایِ دیروز، پرسش‌هایِ فردا 🖍🖍🖌🖌🖌✍🏿✍🏿 ​باز هم نامی میانِ کوچه‌ها پیچیده است در میانِ خستگی‌هایِ من و ما، چشم‌ها بر راهِ فردایی که نامعلوم... خیره بر فرزندِ آن دیوارهایِ سنگیِ تاریخ. ​بیم‌ها در جانِ برخی ریشه کرده: بیم از تکرارِ یک بن‌بست بیم از بازتولیدِ آن دیوانِ استبداد که در لبخندِ عکس و قاب، پنهان است. ​کجاست آن نقشه‌یِ روشن؟ کجاست آن برنامه‌یِ شفاف برایِ نان و آزادی؟ فقط طرحی ز نمادِ کهن بر جاست و تکیه بر شکوهی که غبارآلود... به جایِ فکر و گفتمانی که راهی بر گشاید سویِ دانایی. ​میانِ نخبگان و توده‌ها، دره‌ای جاری‌ست و دستی که تجربه‌اش در نبردِ روزگاران نیست، چگونه فرمان را به دستِ خویش می‌گیرد؟ در این پس‌پرده‌هایِ تیره و تاریک چه سودایی‌ست؟ کسی از رایِ مردم، از حقوقِ جمع، آیا قصه‌ای خوانده‌ست؟ ​هراس از این تمرکزها... هراس از آن‌که باز آید همان ساختارِ بی‌پاسخ و در نامی، تمامِ آرزوها، باز هم قربانیِ تکرارِ کین گردد. دوباره قدرت و یک تن... و مردم، باز هم در حاشیه، خاموش ! جمعه ۲۶ دیماه ۱۴۰۴ https://t.me/AshaareAngizeshi

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر