۱۴۰۴ دی ۲۸, یکشنبه

بخش دوم تفسیر ماده ۲ حقوق بشد

بخش دوم تفسیر و توضیح ماده ۲ اعلامیه حقوق بشر متن ۲ اعلامیه حقوق بشر . هر کس می‌تواند بدون هیچ‌گونه تمایزی، به‌ویژه از حیث نژاد، رنگ، جنس، زبان، دین، عقیدهٔ سیاسی یا هر عقیدهٔ دیگر، اصل و منشأ ملی یا اجتماعی، دارایی، ولادت یا هر وضعیت دیگر، از تمام حقوق و همهٔ آزادی‌های اعلام‌شده در این اعلامیه بهره‌مند گردد. علاوه بر این، هیچ‌گونه تمایزی به‌عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضعیت سیاسی، اداری یا بین‌المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد، خواه آن کشور یا سرزمین مستقل باشد، تحت قیمومت یا غیر خودمختار، یا حاکمیت آن به هر نحو محدود شده باشد وحدت تضادها». 🟢 ۱. حقوق جهانی و مرزهای مارک فِرِتزو Mark Frezzo آمریکایی معتقد است که ماده ۲ با چالشی به نام «دولت-ملت» روبروست. اگرچه این ماده می‌گوید حقوق بشر متعلق به همه است (بدون توجه به وضعیت سیاسی کشور)، اما در واقعیت، حقوق افراد اغلب توسط دولت‌هایی تامین می‌شود که به مرزهای خود وفادارند. او اشاره می‌کند که افراد «بدون تابعیت» یا پناهندگان، علی‌رغم صراحت ماده ۲، اغلب از این چرخه‌ی حمایتی بیرون می‌مانند و این یک شکاف عمیق بین متن قانون و واقعیت جامعه‌شناختی است . 🔵 ۲. نابرابری‌های ساختاری و محدودیتِ برابری شکلی فرتزو در کتاب خود کتاب «جامعه‌شناسی حقوق بشر استدلال می‌کند که صرفِ اعلام «عدم تبعیض» در ماده ۲، نابرابری‌های تاریخی را از بین نمی‌برد. او معتقد است که جامعه‌شناسی باید بررسی کند چرا با وجود این قانون، همچنان نژادپرستی ساختاری و تبعیض جنسیتی وجود دارد. از نظر او، ماده ۲ یک «برابری شکلی» ارائه می‌دهد، اما برای رسیدن به «برابری واقعی»، باید ساختارهای اقتصادی و اجتماعی که قدرت را به نفع گروه‌های خاصی تقسیم کرده‌اند، تغییر کنند . 🟣 ۳. حقوق بشر به مثابه یک ابزار مبارزه اجتماعی تفسیر دیگر فرتزو این است که ماده ۲ نباید تنها یک متن حقوقیِ اینستا دیده شود، بلکه یک «ابزار برای جنبش‌های اجتماعی» است. او توضیح می‌دهد که گروه‌های حاشیه‌ای (مانند اقلیت‌های دینی یا زبانی ذکر شده در متن) از این ماده استفاده می‌کنند تا علیه سلطه برخیزند. در واقع، این ماده به آن‌ها مشروعیت می‌دهد تا ادعای حق کنند و جامعه‌شناسی حقوق بشر، مطالعه‌ی همین تنش‌ها و مبارزات برای تبدیل «متن» به «واقعیت» است . 🟡 ۴. چالش استعمارزدایی و حاکمیت جهانی فرتزو به بخش دوم ماده ۲ (درباره سرزمین‌های تحت قیمومت) توجه ویژه‌ای دارد. او از منظر جامعه‌شناسی تاریخی توضیح می‌دهد که این بند برای مقابله با میراث استعمار گنجانده شده است. با این حال، او نقد می‌کند که نظام بین‌الملل هنوز به گونه‌ای سازماندهی شده که کشورهای قدرتمندتر، استانداردهای خود را بر دیگران تحمیل می‌کنند. او معتقد است تحقق واقعی ماده ۲ مستلزم فرارفتن از نگاه غرب‌محور و پذیرش تنوع شیوه‌های زندگی در جوامع مختلف است نظر جامعه شناس آنتونی گیدنز در مورد ۲ ماده دوم اعلامیه حقوق بشر یکی از مشهورترین و تاثیرگذارترین جامعه‌شناسان معاصر است ملیت او: آنتونی گیدنز جامعه‌شناسی بریتانیایی (اهل انگلستان) است. . او سابقه ریاست مدرسه اقتصاد لندن (LSE) را دارد و به عنوان مشاور تئوریک حزب کارگر بریتانیا نیز شناخته می‌شود . در ادامه، تفسیر دیدگاه او در مورد ماده ۲ حقوق بشر (عدم تبعیض و جهان‌شمولی) در قالبی که خواسته‌اید ارائه شده است : 🌐 ۱. پیوند هویت شخصی و حقوق جهانی گیدنز معتقد است در دنیای مدرن، «هویت» دیگر چیزی نیست که در بدو تولد ثابت بماند، بلکه پروژه‌ای است که فرد آن را می‌سازد. ماده ۲ با تاکید بر عدم تبعیض بر اساس نژاد، جنسیت یا دین، در واقع فضایی را ایجاد می‌کند تا افراد بتوانند هویت خود را آزادانه و بدون ترس از سرکوب ساختاری تعریف کنند. از نظر او، این ماده زیربنای . «دموکراسی عواطف» و زندگی شخصی در عصر مدرن است که به فرد اجازه می‌دهد فراتر از سنت‌های تحمیلی عمل کند . 🌍 ۲. جهانی‌شدن و فروریختن مرزهای سنتی تفسیر گیدنز از بخش دوم ماده ۲ (عدم تمایز بر اساس وضعیت کشورها) به مفهوم «جهانی‌شدن» گره خورده است. او بر این باور است که در دنیای امروز، کنش‌های ما «از راه دور» بر هم تاثیر می‌گذارند. ماده ۲ با نادیده گرفتن مرزهای سیاسی و جغرافیایی برای حقوق انسان‌ها، در واقع به رسمیت شناختن این واقعیت است که انسان‌ها پیش از آنکه شهروند یک کشور خاص باشند، اعضای یک «جامعه جهانی» هستند که لزوماً نباید توسط مرزهای ملی محدود شوند . 🛡️ ۳. بازاندیشی و نظارت بر قدرت دولت‌ها گیدنز حقوق بشر را ابزاری برای «بازاندیشی» می‌داند. او استدلال می‌کند که ماده ۲ به شهروندان اجازه می‌دهد تا عملکرد دولت‌های خود را زیر سوال ببرند. وقتی این ماده هرگونه تمایز بر اساس عقیده سیاسی یا دارایی را منع می‌کند، در واقع قدرت مطلقه دولت‌ها را به چالش می‌کشد. از دیدگاه او، این حقوق مانند سپر دفاعی در برابر «مدرنیته پرمخاطره» عمل می‌کنند تا اطمینان حاصل شود که سیستم‌های سیاسی، کرامت انسانی را فدای مصالح اداری یا مرزی نمی‌کنند . ⚖️ ۴. حقوق بشر به مثابه «حقوق عاملیّت » از منظر نظریه «ساختاربندی» گیدنز، ماده ۲ صرفاً یک لیست از ممنوعیت‌ها نیست، بلکه منبعی برای «قدرت‌مندسازی» افراد است. او معتقد است وقتی تبعیض حذف شود، «عاملیّت» (توانایی فرد برای تغییر جهان) تقویت می‌شود. این ماده به افراد حاشیه‌نشین اجازه می‌دهد تا از ساختارهای قانونی برای تغییر موقعیت اجتماعی خود استفاده کنند. بنابراین، ماده ۲ از نظر گیدنز، موتور محرکِ پویاییِ اجتماعی و کاهش نابرابری‌های نهادینه شده در جوامع مدرن است دوشنبه ۲۹ دی ماه ۱۴۰۴ https://t.me/hmanRight

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر