۱۳۹۹ بهمن ۲۵, شنبه

اعتراضات غیر همگرا

✔️ پرسش  ۲۶۱
چطور و چگونه ،است.
اعتراضات "غیر همگرایی"
اقشار در  نقاط مختلف کشور تاثیر مناسب در "تغییر" ندارد.؟
✏️✏️✏️✏️✏️✏️✏️

از همکاران و‌مخاطبانی که به این سئوال پاسخ دادند.تشکرمی کنم. ما شاهد اخبار مختلف در رسانه ها و مطبوعات 
نوشته شده است.در شهر های مختلف ،
⬅️بازنشستگان ،معلمان، حق التدریس ، کارگران در کارخانجات مختلف ، پرستاران و کادر پزشکی ،و از اقشار دیگر تجمع دارند.
بطور "غیر همرگرایی" تجمع روبروی مجلس ، استانداری ها ، فرمانداران،  تجمع می کنند‌
حاکمیت یک امتیاز کوچک به همه اقشار مختلف  می دهد. و صدای اعتراضات
را کاهش می دهند.
✔️نگاه می کنیم . که این اعتراضات
 "تغییر نهایی"را انجام نمی دهند.
چون تاثیر لازم را ندارند.برای اینکه این
 انرژی ها  متمرکز نیست.‌پراکنده 
است. این روش قصد اصلی حاکمیت است.
که اعتراضات جدا جدا انجام شود‌ هیچ وقت 
اقشار" متحد" نشوند.
✔️وقتی تفرقه بین اقشار حاکم باشد، اقشار  نمی‌ توانند حتی   دربرابر سرکوب حاکمیت 
مقاومت  کنند.مشکلات  اقشار ،ریشه در عدم" اتحاد و اختلافات"اقشار دارد.
⬅️تا این "اتحاد "صورت نگیرد.
رسیدن به خواسته ها "،زمانبر،" است.
رمز تمام گرفتاری ها و مشکلات ، اقشار
 غیر" همگرایی " است. اختلاف در هدف و عدم هماهنگی است.حاکمیت بین اقشار اختلاف می اندازد . تا اقشار نتوانند ،  برای رسیدن به اهداف خود " متحد "شوند.
اختلاف و چند  دستگی و و اعتراضات
 "غیر همگرا" قدرت نیروها برای دستیابی به اهداف تفرقه ‌آمیز، باعث فراموشی اهداف اصلی و ناتوانی در رسیدن به آنها 
می ‌شود.
⬅️برای این است . "تغییر نهایی" بیش از 
۴۲ سال طول کشیده است.چون با اعتراضات
 "غیر هم همگرایی"انرژی ها هدر می رود.
توانایی های اقشار هدر می رود. 
⬅️ضرب المثلی خودآخوند ها می زنند.
"اختلاف بینداز آقایی وسروری کن " 
راه چاره  برای این مشکل چیست ؟
⬅️پیشنهاد بنده با تجربه ای
که دارم.‌این است.
⬅️اول اقشار در اعتراضات یکدیگر شرکت کنند.بطور مثال بازنشسته ها ۲۶ بهمن‌ ۹۹ ساعت ۱۰/۳۰ دقیقه روبروی مجلس در تهران و شهرستان ها روبروی اداره تامین اجتماعی 
انجام‌می گیرد.
⬅️کارگران ،معلمان ، دانشجویان ، کارمندان شرکت کنند.این اولین قدم برای 
"، اتحاد اقشار" است.هر وقت معلمان تجمع داشتند سایر اقشار شرکت کنند.
⬅️۲- ارتباط تشکل ها فعالان صنفی ،گفتگو و بحث، بین کارگران   معلمان ، دانشجویان ، بازنشستگان انجام گیرد.اختلافات خود را روی میز بگذارند.‌یا درفضای مجازی در اسکایپ گفتگو کنند.‌که چهره همدیگر 
را ببینند.
⬅️۳- در بیانیه های تجمع اقشار مثلا روبروی مجلس در بیانیه دعوت مستقیم، از سایر اقشار برای شرکت در تجمع  ها شوند.
کارهایی برای "اتحاد "طی این چند ماهه
انجام شده است. جای تقدیر دارد. یک قدم 
به‌جلو‌برای "تغییر" است.
✔️من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم 
 تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال. [سعدی]
محمد خاکساری
۲۵ بهمن  ۹۹
 
ارتباط مستقیم: @MKhaksari902
@MoallemaneMotarez

https://chat.whatsapp.com/GowLoRvjiTP6ZpivZHqiM0

۱۳۹۹ بهمن ۲۴, جمعه

میوه چینان انقلاب انقلاب ۵۵۷

✔️پرسش ۲۶۰
در اوایل انقلاب ۵۷ در روزنامه ها و انقلابیون اصطلاحی رایچ بود.
به نام "میوه چینان انقلاب"به نظر شما این افراد .گروه ها چه کسانی بودند .؟
چه ویژگیهایی داشتند.؟
✏️✏️✏️✏️✏️✏️✏️
از همکاران و‌مخاطبانی که به این سئوال پاسخ دادند.تشکرمی کنم. 
"میوه چینان انقلاب "گروه ها و کسانی بودند.
که در انقلاب ۵۷ نقشی نداشتند. حتی برخی ار آنها مخالف انقلاب ۵۷ بودند.
نمونه آن روحانیون بودند.۸۰ درصد روحانیون با انقلاب ۵۷ مخالف بودند.بعداز انقلاب
 پست های کلیدی انقلاب ۵۷ را گرفتند.
حتی رهبر اول انقلاب که در عراق ساکن بودند. 
⬅️در یکی از سخنرانی خود در رادیو عراق در برنامه‌ " نهضت روحانیت"  رهبر اول انقلاب در عراق به این مضمون گفت :"۳۰ هزار روحانی درایران مصیبت هستند.‌درشرایطی که مردم بلوچستان بچه های خود را به خاطر گرسنگی می فروشند و روحانیت سکوت می کنند" .ولی هروقت به ایران آمد. ‌به صنف روحانیت پیوست . همان کارهای روحانیون را تکرار کرد. دنبال "فقه سنتی " را گرفت،
⬅️"میوه‌چینان انقلاب" از راه رسیده‌ بودند،
 و بر سر سفره‌ای که محرومین خون داده‌اند، نشسته‌اند و همه را کنار زدند و خیلی هم موفق بوده‌اند.
⬅️شما نگاه کنید ‌. 
در شرایط کنونی انگشت شمار آدم هایی که درانقلاب۵۷ موثر بودند.با این حاکمیت هستند.چون تمام آرمان انقلاب
 " آزادی ، استقلال  عدالت" بود زیر پا گذاشتند.بعداز انقلاب  گرگان در لباس میش. شدند‌ .تمام آرمان های انقلاب ۵۷ را خوردند.
خون شهیدان سال ۵۷ و تمام کسانی که در رژیم قبل اعدام شدند.‌و در سواک شکنجه 
شدند. زیر پا گذاشتند.شروع به دزدیدن مال مردم کردند.
⬅️ "میوه چینان انقلاب" صاحبان انقلاب  شده و فرصت طلبانه بیشترین پست ها و مسوولیت ها را اشغال کرده و به این هم اکتفا نمی کنند و فرزندان انقلاب را به بند
 می کشند ، واعدام می کنند. دنیا طلبان مسلمان نما ها، پست های کلیدی را گرفتند.
⬅️ روحانیون انقلاب را  "استحاله" کردند،
 یعنی انقلاب ۵۷ را مسخ کردند.، در درجه‌ی نخست به طبقه‌ سرمایه داران و روحانیون  ،  باز می‌گردد؛ اینان هستند که با زیرکی و فریب‌کاری، خود را انقلابی نشان دادند و به درون انقلاب و قدرت سیاسی برخاسته  انقلاب را "دگرکون "کردند ،  از پشت به انقلاب خنجر زدند.روش عمل و اقدام آنان ، این است که حقایق و روح و باطن اهداف انقلاب را "مسخ "کردند.
 ⬅️بخش‌هایی از جامعه را فریفته و به سوی خود جذب کردند.از این  طریق، اهداف انقلاب " استقلال،  آزادی،  عدالت " بود ، را از درون دچار پوسیدگی و تهی‌مایگی و فروپاشی توسط "میوه چینان انقلاب "شد
"میوه چینان انقلاب "گروها و  کسانی که زحمتی برای تحقق انقلاب ۵۷ نکشیده بودند. پست های کلیدی انقلاب را تصاحب کردند.
 گروه ها وکسانی در انقلاب ۵۷ نقش مهم داشتند.
⬅️برخی از آنها سال ۶۰ 
اعدام و زندان کردند .
⬅️گروه دوم را به جبهه فرستادند. شهید شدند.
⬅️گروه سوم به خارج رفتند.
برای این است . یاران انقلاب
۵۷ تهی شد. برای این است . این حاکمیت 
۴۲ سال ادامه یافت .تمام مخالفان خود را اعدام یا زندان‌، یا به خارج رفته اند.
تجربه ای است . برای آینده "تغییر نهایی" است. باز در آینده "میوه چینان تغییر نهایی" باز پست های کلیدی نگیرند. 
✔️باید از تاریخ درس بگیریم.
محمد خاکساری
۲۴  بمن ۹۹ 
ارتباط مستقیم: @MKhaksari902
@MoallemaneMotarez

https://chat.whatsapp.com/GowLoRvjiTP6ZpivZHqiM0

تحلیل بر اساس شرایط زمان ومکان

✔️تحلیل بر اساس زمان ومکان
✏️✏️✏️✏️✏️✏️✏️✏️
 هر پدیده و واقعه اجتماعی زمان و
مکان خودش ، نظام اجتماعی و طبقاتی خودش تحلیل شود.شرایط طبقاتی زمان
خودش بررسی گردد. پهلوی ها در زمان خودشان بررسی کنیم.چه امکانات و چه منابع داشته اند.
هر واقعه که درایران اتفاق افتاده است‌
⬅️در زمان و مکان خودش   و نظام اجتماعی خودش تحلیل گردد.
⬅️مثلا انقلاب مشروطه را " در زمان ومکان"
شرایط اجتماعی و نظام اجتماعی آن زمان
بررسی گردد.
✔️تغییر قاجار به پهلوی ها 
شرایط زمان و مکان ومحیط اجتماعی آن زمان بررسی گردد.
⬅️ کودتای ۲۸ را هم با شرایط و زمان خود 
چه کشور هایی دخالت کردند .شرایط اجتماعی چگونه بوده است؟
✔️ جنگ جهانی اول و جهانی دوم 
درایران درشرایط خود بررسی گردد.
⬅️ پهلوی ها  در زمان و مکان خودشان 
تحلیل و بررسی کنیم وگرنه قضاوت علمی نیست
⬅️‌ پهلوی دوم در مقطعی از زمان
۶ میلیون بشکه نفت صادر کرده است.
با این پول چه کارهایی برای ایران
 می توانسته انجام دهد، که نکرده است.
⬅️متاسفانه برخی ایرانیان   نظرات 
"افراط د تفریط "دارند.
به قول امروزها ، مسائل را 
سیاه و سفید می بینند.
⬅️طی ۴۲ ساله حاکمیت کنونی ، پول نفت 
را کجا ها ، هزینه کرده است.؟
باید جواب پس بدهند.
⬅️پول نفت را برای ساختار اقتصادی 
هزینه کرده است.‌یا برای "قدرت نظامی"
و اتم هزینه کرده است.
⬅️اگر بخواهیم هر واقعه اجتماعی و تاریخی 
در "در زمان و مکان   شرایط سیاسی   اجتماعی خودش تحلیل نکنیم.قضاوت شما اشتباه خواهد بود.
⬅️ جمع بندی
✔️✔️✔️✔️✔️✔️✔️✔️
هر واقعه تاریخی را اگر بخواهیم ،
 واقع بینانه، وقضاوت درستی شود.
⬅️ زمان ، مکان ، محیط اجتماعی  ،
نظام اجتماعی زمان خودش 
تحلیل و بررسی گردد. 
✏️این یک اصل علمی بین مورخان و
 جامعه شناسان  است.
محمد خاکساری
  ۲۴    بهمن  ۹۹
@MoallemaneMotarez

۱۳۹۹ بهمن ۲۳, پنجشنبه

الویت قدرت اقتصادی است یا قدرت نظامی است

پرسش  ۲۵۹
به نظر شما در هر  کشور ی 
 قدرت اقتصاد الویت دارد. یا قدرت نظامی ؟
✏️✏️✏️✏️✏️✏️✏️
از همکاران و‌مخاطبانی که به این سئوال پاسخ دادند.تشکرمی کنم. از همکاران و مخاطبان تقاضادارم. همکاری توجه بیشتری،
نسبت به پاسخ سئوالات داشته باشند. هدف بنده از سئوالات ایجاد انگیزه در مخاطبان است. به اعتقاد بنده اولین وظیفه یک فعال صنفی ومدنی "پرسشگری"است. بنده به اندازه توان علمی خود به سئوالات پاسخ 
می دهم. 
✔️در مورد سئوال بالا نظریات متفاوتی هست. برخی کارشناسان اعتقاد 
به "قدرت نظامی" کشور دارند، که امنیت آنها حفظ شود . بعد به کارهای اقتصادی
 می پردازند. مثل حاکمیت کنونی ، که
بیشترین بودجه را صرف هزینه نظامی می کند. بهانه او "امنیت"است.
البته بیشتر هدف امنیت نظام است. نه امنیت ملی است.
✔️ برخی کارشناسان اعتقاد دارند‌."اقتصاد"، ساختار زیربنایی تمام قدرت ها است و نهادهای دیگر در الویت بعدی هستند.
قدرت  اقتصادی، مانعی قوی در مقابل درگیری‌های نظامی بین کشورها است.
دلیل آن این است.وقتی کشوری
 "قدرت اقتصادی" داشته باشد.قدرت نظامی آن افزایش می یابد.
✔️نمونه آن امریکا و چین است. آمریکا و چین ، است. بزرگترین قدرت اقتصادی دنیا هستند و بعد از این مدتی توانستند، تا به یک ابر قدرت نظامی در دنیا تبدیل شوند.
برعکس روسیه روی "قدرت نظامی" کار کرده است. نگاه می کنیم .از نظر اقتصادی 
ضعیفت تراست."قدرت اقتصادی" در عرصه بین المللی "قدرت نظامی"در عرصه بین‌المللی تبدیل می شود."قدرت اقتصادی" باعث رسیدن به منابع بهتر می‌شوداقتصادی باعث رسیدن به منابع بهتر می‌شود.
✔️شما نگاهی به ۱۰۰ سال گذشته کشورچین کنید.در آن موقع چین قدرت نظامی داشت. اما قدرت اقتصادی نداشت. نمی توانست مقابل آمریکا ایستادگی کند.
✔️وقتی تبدیل به "قدرت اقتصادی " شد.
ترامپ چند تحریم علیه چین داد. در اقتصاد 
چین تاثیری نکرد.حتی کشاورزان و دامداران
امریکایی علیه سیاست تحریم امریکا علیه ‌کشورچین اعتراض کردند. چون 
نمی توانستند شیر  وسایر اقلام کشاورزی خود رابه چین صادر کنند.
✔️اگر حاکمیت عقل داشت که ندارد. طی این ۴۲ سال بجای اینکه دشمنی با اکثر کشورهای دنیا داشته باشند. 
در شرایط کنونی، دوستی به جزچین و روسیه ندارند .آنها در مواقعی علیه ایران
درسازمان ملل رای می دهند.
✔️بجای "توسعه نظامی"،زیر ساخت های "اقتصادی"خود را اصلاح می کرند.
از نیروی متخصص داخلی 
وخارجی استفاده می کرد.حداقل مانند کشوری مثل مالزی یا سنگاپور
می شدیم. اگر ما "قدرت اقتصادی" داشتیم.امریکا جسارت می کرد. ما را تحریم کند.
✔️متاسفانه "الگوی ذهنی"حاکمیت مشکل مردم ایران است. مشکل ما با یک تفکر واندیشه است. اگر انسان ها دراین سیستم تغییر کند. این سیستم "تغییر"
نمی کند. کشورهایی که دیکتاتوری
حاکم است. اکثر بودجه کشورکشور برای "قدرت نظامی"بکار برده می شود.
✔️برای اینکه قدرت آنها حفظ
شود. " قدرت اقتصادی" موفق نه تنها منابع لازم برای داشتن قدرت سخت نظامی را فراهم می‌کند بلکه دیگران را هم به شرکت در آن رقابت تشویق می‌کند و معادلات جهانی را به شیوه‌ای دیگر پیش می‌برد.
✔️تشکل صنفی و نهاد های مدنی، کارشناسان اقتصادی مردم را در مورد "،قدرت اقتصادی " آگاه کنند.‌در محافل و جلسات سیاسی در این مورد بحث کنند. در این شرایط ما انتظار داریم.
✔️تشکل های صنفی و مدنی
و کارشناسان اقتصادی وسیاسی به مردم "راهکار"نشان دهند. بیشتر از درد 
گفته ایم. از درمان کمتر صحبت شده است.
✔️"تغییر با اراده ما صورت 
می پذیرد نه منجی خارجی

محمد خاکساری
 ۲۳  بهمن  ۹۹
ارتباط مستقیم: @MKhaksari902
@MoallemaneMotarez

https://chat.whatsapp.com/GowLoRvjiTP6ZpivZHqiM0

جامعه بت ساز ایران

✅ جامعه بت ساز، ملت بت پرست

✍️فرهاد قنبری
محمدعلی جمالزاده در کتاب آسمان و ریسمان می نویسد: "ایرانی بت ساز و بت پرست خلق شده است و چشمش کور تا بوده چنین بوده و تا هست چنین خواهد بود..!"
حق با جمالزاده است. در جامعه ما تفاوتی نمی کند که طرفدار و پیرو چه طیف فکری و گرایشات اعتقادی هستیم. ما ایرانیان اصولا انسانهای بت سازی هستیم و هر کدام بر اساس علایق و سلایق خود بت های خودمان را پرورش می دهیم.

به آوردگاه سیاسی بنگریم:
عده ای قالیباف و جلیلی را یگانه بت و قهرمان بزرگ مبارزا و استکبار می دانند و با ساختن ماکت و مجسمه به آنها دخیل می بندند.
عده ای دیگر احمدی نژاد را یگانه منجی توده های تحت ستم می دانند و بی چون و چرا رفتار و گفتار و کردار او را تشویق نموده و مورد تایید و پرستش قرار می دهند.
عده ای دیگر مرحوم اکبر هاشمی رفسنجانی را یگانه سردار سازندگی و قهرمان توسعه و مغز بزرگ سیاست و اقتصاد که به اندازه کافی قدر دانسته نشد می دانند و او را به مانند بت مورد پرستش قرار می دهند. 
عده دیگری جواد ظریف را یگانه قهرمان دیپلماسی [بی هیچ دستاوردی!!] و بالاتر از مترنیخ و بیسمارک و کلمانسو و چرچیل و.. در تاریخ دیپلماسی جهان دانسته و او را با اساطیر ایران مقایسه می کنند. 
عده دیگر دخیل خود را به شاهزاده ملق زن پهلوی بسته اند و در چشمان او قهرمانی سوار بر اسب سفید با شنلی فولادی که به زودی به سمت تهران پرواز کرده و رفاه و خوشبختی را به توده های تحت ستم برمی گرداند، می نگرند و او را مورد پرستش قرار می دهند. 
عده ای حتی هنوز چشم به راه مریم و مسعود رجوی هستند و آنها را در جایگاه خدایان کوه المپ می بینند. 
عده ای بت هایشان را در گذشته نه چندان دور و در چریک های فدایی و مجاهده و سران سابق حزب توده و امثالهم می جویند. برای آنها احسان طبری و بیژن جزنی و حمید اشرف و پرویز پویان و.. در جایگاه بتی منزه و غیرقابل نقد جلوه گر می شود. 
عده ای هم بت های کوچکتری دارند اما به همانها هم تعصب و ارادت شدیدی دارند و با کوچکترین نگاه چپی از کوره در می روند. فداییان رائفی پور و حسن عباسی و...

جامعه بت ساز جامعه صغیری است که هنوز در طفولیت گیر کرده و "بت" را در جایگاه پدر و ولی خود می نشاند. 

خاصیت اصلی بت جایگاه خدایگانی و احاطه شده توسط هاله ای از تقدس و عصمت است. 
جامعه بت ساز، ملت بت پرست هم تولید می کند. به گونه ای که هر کس بت خود را می پرستد و کوچکترین نقدی را با شدیدترین اهانتها پاسخ می دهد. 
جامعه بت ساز و بت پرست جامعه خشنی است که در آن هیچکس "دیگری" را نه تنها به رسمیت نمی شناسد بلکه خواهان نابودی و از میان بردن او نیز می باشد.

@Sahamnewsorg

۱۳۹۹ بهمن ۲۲, چهارشنبه

درس هایی که از انقلاب پنجاه وهفت می توان گرفت

✏️درس هایی که می توان 
از انقلاب ۵۷  می توان گرفت
✏️✏️✏️✏️✏️✏️✏️

هر اتفاق تاریخی برای هر کشوری و مردم آن ،
 از اتفاقات تاریخی درس بگیرد . یک اصطلاحی که دربین مورخان است.
✔️که "تاریخ تکرار می شود"اگر مردم ایران و نهاد های مدنی از اتفاقات تاریخی تجربه نگیرند. باز آن اتفاق"خوب یابد " تکرار 
می شود.
✔️انقلاب ۵۷ که  توسط روحانیون به دلیل 
زیر پا گذاشتن آرمان انقلاب ، موفق نشد
سلطنت طلبان به آن شورش نام می برند.
✔️پیش بینی بنده این است . اگر دولت بازرگان،و بنی صدر ادامه می یافت.
فکر نکنم .‌امروز تعداد اقلیتی از سلطنت دفاع می کردند. 
✔️پهلوی اول و دوم  باید  سال ها تلاش 
می کردند تا با اشتباهات مکرر خود و سرکوب ملی‌ها و مارکسیست‌ها بسیاری نیروهای مخالف درس می گرفتند. اگر شاه قانون اساسی مشروطه را عمل می کرد
✔️" شاه سلطنت کند نه حکومت" اجرا 
می کرد.امروز شاهد این حاکمیت نبودیم.
 درس ها ی زیر از انقلاب ۵۸  نظر شخصی
بنده است.‌‌ .البته برخی مورخان این موارد  را گفته اند.

✔️۱- عدالت و آزادی باهم باشند
✔️✔️✔️✔️✔️✔️✔️✔️
در یک حکومت رفاهی ، باید"عدالت و آزادی" همراه باشند. مانند" دوروی سکه" است. سکه یک روی ارزش ندارد.
✔️پهلوی اول و دوم دنبال ساخت و ساز بودن ، " عدالت سیاسی و اجتماعی"را
عمل نکردند. دنباله آن
✔️این حاکمیت ، "هم عدالت و 
هم آزادی" را از بین برده است.

✔️۲- جایگزینی  حزب فراگیر
✔️✔️✔️✔️✔️✔️✔️✔️

به نظر من جایگزینی،یک "حزب سیاسی فراگیر "باشد. کاری که در کشورهای
پیشرفته و آفریقای جنوبی انجام شده است.
اکثر "تغییرات"در امریکای لاتین و آمریکای جنوبی توسط احزاب شده است.
فایده جایگزینی توسط احزاب باشد. این است. مثلا یک فردی مثل رهبر اول 
انقلاب حاکم باشد . اگر مردم دیدند.عملکرد او مخالف منافع ملی است.اورا عوض 
می کنند.‌ دیگری را جایگزین می کنند.
کاری که در کشورهای توسعه یافته انجام
 می دهند.
✔️وقتی رهبر یک حزب "کارآمد" 
نیست. او را عوض می کنند.ولی آدمی مثل شاه و آخوند را سخت است آنها را تغییر دهند. چون خود را به خداوصل می کنند.

✔️۳- فعالیت فرهنگی برای عمل به دموکراسی
✔️✔️✔️✔️✔️✔️✔️✔️
شما به سخنان اکثر مخالفان حاکمیت سخنرانی ها و مصاحبه ها توجه کنید.
.۸۰ درصد سخنرانی آنها برای قدرت سیاسی است.از تولید" فکر و اندیشه" کمتر
سخن گفته می شود.
✔️تجربه ۲۰۰ ساله کشور ما ،که دوانقلاب بزرک  یعنی مشروطه و انقلاب ۵۷
درس بگیریم.
✔️یکی از دلایل اینکه "دموکراسی" در کشور 
اجرا نشده است.اندیشمندان و دانشگاهیان،
نهاد های مدنی ، سیاسی کار فرهنگی برای 
"،دموکراسی" قبل انقلاب نکردند.
✔️قبل از انقلاب طرفداران"تغییر" سلطنت کمتر کار فرهنگی می کردند.
✔️یکی از دلایل دزدیدن انقلاب
توسط روحانیون این بود.کار فرهنگی روی مردم قبل  از انقلاب نگرفته بود.
دقیقا شرایط کنونی هم مثل قبل از انقلاب است. 
✔️مخالفان حاکمیت روی
"کار فرهنگی" برای دموکراسی کمتر می کنند.
این کار در 
✔️" نهاد های مدنی وصنفی ،آموزش وپرورش،خانواده ها ، رسانه های 
مستقل ، اساتید دانشگاه ها، کارشناسان فرهنگی و جامعه شناسی ، تولید فکر
واندیشه برای "،فرهنگ دموکراسی "  انجام شود.اگر این‌کار عمل نشود.باز در آینده "تغییر نهایی"امکان "باز تولید استبداد"
هست.

✔️۴-  مذهب وارد قدرت نشود.
✔️✔️✔️✔️✔️✔️✔️
تجربه ۴۲ ساله حاکمیت کنونی و قرون وسطا در اروپا ، خلافت داعش در عراق ، سوریه ،
نشان داد. دین نباید وارد "قدرت سیاسی"
شود. دین یک امر شخصی است. در قانون اساسی آینده "تغییر نهایی"بیاید ،که داشتن دین یا بی دینی،یا هر عقیده ای آزاد است ✔️فقط در قدرت دخالت نکند.این یک اصل بسیار مهمی است. بارها برخی علما
دین مانند مرحوم نائینی در مشروطه در ۱۲ اصل گفته بودند. دین وارد 
قدرت سیاس نشود. متاسفانه در انقلاب ۵۷ انجام نشد.چون فکر می کردند. یک مرجع تقلید رهبر انقلاب است. و"استبداد" 
نمی شود. یک اشتباه بزرگ  در انقلاب ۵۷این بود.‌ 
✔️موارد دیگری از درس انقلاب هست.
که پیام طولانی می شود.
✔️یاد شهدای انقلاب ۲۲ بهمن ۵۷ و قبل از آن گرامی باد
محمد خاکساری
 ۲۲ بهمن  ۹۹
ارتباط مستقیم: @MKhaksari902
@MoallemaneMotarez

https://chat.whatsapp.com/GowLoRvjiTP6ZpivZHqiM0

۱۳۹۹ بهمن ۲۱, سه‌شنبه

قدرت از نظر میشل ففوکو

🔴 #قدرت از نظر #میشل_فوکو

✍ آرزو محمدی

از نظر فوکو قدرت شبکه‌ای از مناسبات است که همواره در حال گسترش و فعالیت است. فوکو قدرت و مناسبات آن را در در روابط میان شهروندان یا در مرز میان طبقات اجتماعی نمی‌بیند، بلکه آن را شبکه‌ای گسترده که تا اعماق جامعه پیش رفته است و همه افراد را در این شبکه کم و بیش درگیرند، می‌بیند. چه حاکمان و چه زیردستان، همگی در مسیر اعمال قدرت‌اند. قدرت در سراسر جامعه پراکنده و منتشر شده است. قدرت  می‌تواند به واسطه زندان یا بیمارستان روانی یا به واسطه گفتمان‌های مختلف از قبیل روانپزشکی منتشر شود. 

قدرت همه جا هست، چون که از همه جا نشأت می‌گیرد. قدرت مولد دانش و معرفت است.  قدرت نه یک نهاد و نه یک ساختار بلکه وضعیت استراتژیکی پیچیده و کثرت روابط میان نیروها است. هر جا قدرت هست، مقاومت هم هست و قدرت در واقع برای برقراری خود نیازمند وجود شمار کثیری از نقاط مقاومت است. شرط وجود قدرت، رابطه مستمر آن با مبارزه، مقاومت و آزادی است. اما هر جا نافرمانی و مقاومت به پایان برسد، رابطه قدرت هم پایان می یابد. 

از نظر فوکو قدرت امری مولد است و قدرت هویت و ذهنیت را تولید می‌کند، قدرت مانند خون در شبکه مویرگی بدن به هر نقطه‌ای می‌رسد و آن را تحت تاثیر قرار می‌دهد. قدرت به هیچ رو در یک مکان خاص وجود ندارد بلکه در تمامی ساحات زندگی در جوامع مدرن ریشه دوانده است. ساختارهای قدرت همواره پویا و سیال‌اند. فوکو، کنترل قدرت و مبارزه و مقاومت در برابر آن را کاری مشکل می‌داند و علت این دشواری را نیز در عدم درک قدرت می‌بیند. او استدلال می‌کند که قبل از قرن نوزدهم مبارزه با استثمار مشکل بود، زیرا آن را نمی‌شناختیم ولی امروزه می‌دانیم که چه کسی دیگران را استثمار می‌کند، اما هنوز ماهیت قدرت را نمی‌شناسیم و نمی‌دانیم که قدرت به دست چه کسانی است و چگونه به دست می‌آید و اعمال می‌شود. تنها می‌دانیم که قدرت دست حکومت‌ گران نیست و کسانی که قدرت را اعمال می‌کنند. لزوماً کسانی نیستند که منافعشان از راه اعمال قدرت تضمین می‌شود و برعکس نفع برندگان از اعمال قدرت همیشه اعمال کننده قدرت نیستند. به علاوه اشتیاق به قدرت به رابطه قدرت و منافع شکل می‌دهند. 

فوکو سه نوع قدرت را در جامعه مشخص کرده است: قدرت انضباطی، قدرت معرفت و بدن و قدرت حاکم بنیاد. قدرت انضباطی از دید فوکو برای نخستین بار در اروپای قرن هفدهم در قالب اجتماعی سازماندهی شد و افراد انسانی را همچون منابع قدرت در نظر می‌گیرد. قدرت انضباطی، هر دو وجه توانمندساز و محدودکننده را داراست و با مطیع و منضبط کردن بدن‌ها امکان سازماندهی‌شان را در نظام های اجتماعی به دست می‌آورد. معنای قدرت معرفت و بدن، امنیت و سلامت است. این شکل از قدرت به زعم فوکو در اروپای قرن هجدهم تکامل یافت. و تحت تأثیر همان نگاه جمهوری‌خواهانه‌ای صورت‌بندی می‌شد که آدمیان را نیروهای شکل‌پذیر می‌دانست و تربیت کردن و بهینه ساختن ایشان را وظیفه دولت می‌دید. این رده از روابط قدرت، جمعیت را همچون منبع اقتدار در نظر می‌گرفت و از این رو به سازماندهی جمعیت‌ها، ترویج بهداشت که با پشتوانه پزشکی و روانپزشکی مدرن به تثبیت شکلی هنجارین از بدن‌ها و شخصیت‌ها در این حوزه جمعیتی همت می‌گماشت. از نظر فوکو قدرت حاکم بنیاد در قالب دولت و نهادها تبلور می‌یابد و همان است که نظریات کلاسیک بدان دوخته شده است. از دید فوکو شکلی از روابط قدرت در قرون هفدهم و هجدهم میلادی در غرب تکامل یافت که در سازماندهی قدرت سیاسی در جوامع یهودی باستان ریشه داشت. این روابط، مسئولیت کردارهای تابعان را به حاکم تحویل می‌کرد و در نتیجه وی را مسئول رستگاری پیروانش فرض می‌کرد. حاکم در برابر بر عهده گرفتن این مسئولیت خطیر، اطاعت بی‌چون و چرای تابعان را در تمام عرصه‌های زیست جهان‌شان طلب می‌کرد و این به رابطه‌ی شبان و گله‌اش شبیه بود.

👥علوم اجتماعی، مسائل‌روز👥

👉 @SOCIAL_SCIENCE 
👉🏿 @SOCIAL_SCIENCE