۱۴۰۵ مرداد ۱۴, چهارشنبه
تحلیل جامعه شناختی کتاب آبله
تحلیل جامعهشناختی درباره کتاب «ابله» اثر داستایوسکی
دکتر مسعود نوروزی
جامعهای که انسان خوب را «ابله» مینامد!
یکی از مهمترین پرسشهای رمان این است:
اگر یک انسان واقعاً صادق، مهربان و غیرمنفعتطلب باشد، آیا جامعه میتواند او را تحمل کند؟
پرنس میشکین - شاهزاده ای ساده دل و مودب و البته مبتلا به بیماری صرع- در جامعهای وارد میشود که روابط اجتماعی آن بر اساس پول، طبقه، حیثیت، تجمل خواهی، قدرت و چسم و همچشمی و دروغ سازمان یافته است.
پرنس میشکین دروغ نمیگوید، فریب نمیدهد، دیگران را ابزار نمیکند و از رنج انسانها سود نمیبرد.
اما دقیقاً به همین دلیل، برای جامعهٔ اطراف خود عجیب و حتی «احمق» ( idiot) به نظر میرسد.
از این منظر، عنوان «ابله»، فقط به بیماری یا سادگی میشکین اشاره ندارد. یک معنای عمیقتر آن این است:
جامعهای که ارزشهایش بر اساس منفعت و رقابت تنظیم شده، ممکن است انسان اخلاقی را غیرعادی و احمق تلقی کند.
در این خوانش، مشکل فقط پرنس میشکین نیست؛ مشکل خود جامعه است که معیار «عقلانیت» آن ناسالم شده است.
@ketabkhaniGoftoshenud
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر