۱۴۰۵ شهریور ۱, یکشنبه

خاطرات خانم معلم ۲۰۲-کارون در من است

۲۰۲ـ«کارون در من است» حمید حاجی زاده متولد ۱۳۲۹ شاعر متخلص به « سحر» و دبیر ادبیات در آموزش و پرورش شهر کرمان بود. او در روز ۳۱ شهریور ۱۳۷۷ به همراه پسر ۹ ساله اش به نام « کارون» با ۴۳ ضربه چاقو قطعه قطعه شدند.!! او از قربانیان قتل های سیاسی معروف به قتل های زنجیره ای بود.!! حمید حاجی زاده با سابقه ی فعالیت های ادبی از جمله سر و سامان دادن انجمن ادبی کاخ جوانان شیراز و کارشناسی ادبیات فارسی از دانشگاه کرمان، دبیر ادبیات آموزش و پرورش کرمان بود. در سال ۶۰ ازدواج کرد و سه پسر به نام های اروند، ارس و کارون داشت. او سالها تبعید شده بود و اجازه ی چاپ کتاب هایش داده نمی شد‌. او در یکی از غزلیات خود این بیت را سروده بود: بر پیکر من نقش شود نقشه ایران / پر خون چو نمایند، به خنجر بدنم را و در غزل دیگری : آخر ای خنجر مردم کش بیگانه پرست/ خوش نشستی به تنم در شب خنجر شکنان گویی او با آگاهی از « قتل های زنجیره ای» از سرانجام خود با خبر بوده است.!! پس از انتشار خبر قتل حمید حاجی زاده و فرزند ۹ ساله اش کارون، بار دیگر کسانی که این خبر دردناک را شنیده بودند با خشم به این قسمت از سخنرانی خاتمی که ۳۰ شهریور یعنی روز قبل از این جنایت در سازمان ملل ایراد کرده بود، اشاره می کردند که می گفت: « بیاییم همگی علیه نسل کشی، تجاوز، تحقیر انسان در گوشه گوشه ی جهان دست اتحاد به هم بدهیم و جلوی فاجعه های ننگین از جمله در فلسطین و افغانستان و کوزوو… را بگیریم.» بعد می گفتند:« اگر راست می گویی اجازه نده در کشوری که تو رئیس جمهور آن هستی چنین جنایاتی اتفاق بیفتد. بعد برای دیگران نسخه بپیچ.»!! یا شخص دیگری از فامیل می گفت:« راست می گویند که:« به عمل کار برآید، به سخندانی نیست» حکایت محمد خاتمی است که همین دیروز داشت برای دنیا « وعظ» می کرد و همه را به اتحاد علیه نسل کشی، تجاوز و تحقیر انسان دعوت می کرد ولی روز بعد از این سخنرانی، در کشور خودش، یک معلم و فرزند ۹ساله اش را کارد آجین می کنند. حتما اشعار و آثار مکتوب این آقا معلم را، به قول خودشان «مخالف نظام» دانسته اند و خونش را حلال.»!! از چهار خواهر و برادر حمید حاجی زاده سه تن دیگر در شعر، نویسندگی و موسیقی دست دارند. از جمله محمد حاجی زاده. یک سال پس از قتل فجیع حمید حاجی زاده و پسر ۹ ساله اش کارون، گزارشی با عنوان« گزارش یک قتل، کارون در من است امشب» در نشریه «پیام هاجر» شماره ۳۰۲ به تاریخ ۵ بهمن ماه سال ۱۳۷۸ منتشر شد. انتخاب این عنوان بی ارتباط با نام یکی از کتاب های حمید حاجی زاده « کارون در من است»، نبود؛ عنوانی که پس از آن واقعه تلخ، معنایی تکان دهنده پیدا کرد. نویسنده گزارش، محمد حاجی زاده برادر معلم مقتول حمید حاجی زاده است. او به شرح آن قتل و آنچه بر برادر و برادرزاده اش گذشته بود، پرداخته است. روایتی که محمد حاجی زاده گزارش کرده بود، چنان هولناک بود که از بازگویی آن در اینجا پرهیز می کنم. شاید تلخ ترین بخش این ماجرا آن باشد که « کارون» تنها نام یک کودک ۹ ساله نیست؛ نام کودکی است که با پدرش به خون غلتید و به بخشی از حافظه ی زخمی یک نسل بدل شد. اگر این قتل را تنها حذف یک شاعر و معلم بدانیم، شاید از معنای هولناک تر آن غافل شویم: ترساندن جامعه، خاموش کردن صداها و القای این پیام که اندیشیدن، نوشتن و متفاوت بودن می تواند هزینه ای سنگین داشته باشد. اما ترس، همیشه پایان ماجرا نیست. حمید رفت، کارون رفت، اما شعر و خاطره ماند. « کارون در من است» امروز می تواند معنایی فراتر از نام یک کتاب داشته باشد؛ یعنی حقیقتی که می خواستند با خشونت خاموشش کنند، در حافظه ی مردم ادامه یافت. شاید همین ماندگاری، بزرگ ترین شکست کسانی باشد که گمان می کردند با کشتن انسان ها می توانند جامعه را بترسانند و سکوت را به آن تحمیل کنند. https://t.me/Khaterate_khanom_moalem

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر