۱۴۰۳ بهمن ۲۶, جمعه

خاطرات خانم معلم ۱۵۴ همدلی و برنامه ریزی معلم مشارکت موفقیت دانش آموزان

۱۵۴ـ همدلی و برنامه‌ریزی معلم، مشارکت و موفقیت دانش آموزان، روایتی از یک تجربه آموزشی

در اولین روز تدریس در آبان ماه ۷۲، در هر یک از سه کلاس اول انسانی که رفتم پس از حضور و غیاب، جهت ایجاد انگیزه در دانش آموزان مردودی و تشویق کسانی که تازه به کلاس اول انسانی آمده بودند، گفتم:« بچه ها با توجه به نمراتی که در یک ماه گذشته از پرسش های شفاهی و کتبی شما دیدم، خواهان طرح برنامه ای جهت پیشرفت همه ی دانش آموزان کلاس هستم.» سپس ادامه دادم:
« ما انسانها وقتی در کاری شکست می خوریم هرگز نباید ناامید شویم. بلکه باید دوباره با نیروی بیشتر برخیزیم و از تجربه شکست،  برای کسب موفقیت آینده استفاده کنیم. انسان های بزرگی مثل ادیسون هم بارها شکست خوردند، اما با تلاش و پشتکار به قله های موفقیت رسیدند. ما هم می توانیم به کمک هم و با برنامه ریزی و تلاش مستمر و باور به توانایی های خود، امسال را به سالی درخشان تبدیل کنیم. فقط کافی است قدم اول را محکم برداریم و تسلیم نشویم.»

دانش آموزان در تمام لحظاتی که من این سخنان را می گفتم ساکت نشسته و به من چشم دوخته بودند. من عمدا از « ما» در سخنانم استفاده کردم و خود را چون دانش آموزانم نشان دادم. بعد گفتم:« من برنامه هایی را در نظر گرفته ام که وقتی آنها را انجام دهیم امسال را با موفقیت کامل طی خواهیم کرد.» 

چند نفر با کنجکاوی پرسیدند:« چه برنامه هایی؟» گفتم:« اول از همه فضای کلاس را شایسته ی دانش آموزان ادبیات و علوم انسانی می کنیم.» دوباره چند نفرهم زمان پرسیدند:« چطوری؟» گفتم:« چند نفر داوطلب بشوند و چند گلدان شمعدانی یا پتوس به کلاس بیاورند تا آنها را در کنار پنجره قرار دهیم و از دیدنشان لذت ببریم.» چند نفر دست بلند کردند و من نام آنها را نوشتم. بعد گفتم:« چند نفر هم که خوش خط هستند اشعاری از سعدی، حافظ و فردوسی را با محور تلاش و کوشش روی مقوا بنویسند وهمراه با عکس آنان بیاورند تا به دیوار کلاس نصب کنیم.» 
باز چند نفر دیگر داوطلب شدند. نام آنها را هم یادداشت کردم.
 من قبلا در خانه ی خودم دانش آموزان کلاس را بر اساس نمرات درسی شان به گروه هایی تقسیم بندی کرده بودم و در هر گروه دانش آموز زرنگ، متوسط و ضعیف  را قرار دادم. 

به دانش آموزان گفتم: برای پیشرفت در امور درسی هم، از امروز گروه هایی سه نفره تشکیل می دهیم که با هم درس می خوانیم و درس می پرسیم و پرسش های کتاب را پاسخ می دهیم.»
بعد اسامی هر گروه و مسئول آن را خواندم و دانش آموزان نام هم گروهی خود را یادداشت کردند. مسئول گروه شاگرد زرنگ بود. من به آنها گفتم:« شما درس خود را در خانه می خوانید و بیست دقیقه زودتر از زنگ دبیرستان به مدرسه بیایید. مسئول گروه از دو نفر دیگر درس را می پرسد و پاسخ درست پرسش های درس را می نویسید. من در امتحانات کلاسی و امتحانات هر ثلث نام دانش آموزانی که پیشرفت داشته اند را در سر صف اعلام و با دادن جایزه تشویق خواهم کرد.

در روزهای بعد، تغییرات چشمگیری در کلاس دیده می شد. گلدان های کنار پنجره و عکس و اشعار شاعران بزرگ ایران بر روی دیوار، فضای کلاس را پر انرژی کرده بود. دانش آموزان با اشتیاق بیشتری در گروه ها شرکت می کردند و مسئولان گروه ها با جدیت به کمک هم کلاسی هایشان می آمدند. فضای رقابتی سالمی شکل گرفته بود. 

در ۱۳ آبان ۷۲ جامعه ی روحانیت مبارز در بیانیه ای به مناسبت ۱۳ آبان سازش و مذاکره با امریکا را محکوم و اعلام کرد کسانی که گمان می کنند سازندگی کشور در گرو عدم ستیز با قدرت های مستکبر و امریکاست، سخت در اشتباهند.!!!

دانش آموزان با نتایج امتحانات آبان ماه از پیشرفت خود شگفت زده شدند. دیگر کلاس ما فقط یک محیط آموزشی نبود، بلکه به جمعی پرشور تبدیل شده بود که به توانایی خود ایمان داشتند. این تغییر تنها به نمرات ختم نشد؛ دانش آموزان اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرده بودند و دوستی های عمیق تری میانشان شکل گرفته بود. روندی که تا پایان سال تحصیلی طی شد.

https://t.me/Khaterate_khanom_moalem

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر