۱۴۰۳ بهمن ۱۷, چهارشنبه

گزارش هفتم دلایل وقوع انقلاب ۵۷

✍🏿گزارش هفتم:

در ادامه بررسی عوامل مؤثر بر وقوع انقلاب ۱۳۵۷، این گزارش به برخی از مهم‌ترین مسائل مدیریتی، اقتصادی و اجتماعی دوران پهلوی دوم می‌پردازد.
🖍🖍🖍🖍🖍🖍🖍


محمدرضا شاه پهلوی در سال‌های پایانی حکومت خود به‌شدت بر قدرت فردی‌اش تکیه داشت و بسیاری از منتقدانش او را خودکامه و خودبزرگ‌بین می‌دانند.
محدودیت آزادی بیان و قلم:
شاه مطبوعات را تحت کنترل داشت و اجازه فعالیت آزاد به احزاب سیاسی مستقل نمی‌داد. نهادهایی مانند ساواک بر فعالیت‌های فرهنگی و سیاسی نظارت داشتند و بسیاری از نویسندگان، روزنامه‌نگاران و روشنفکران یا سانسور شدند یا تحت تعقیب قرار گرفتند.

✍🏿ترس از مخالفان:

شاه در دوران حکومت خود از گروه‌های مخالف، از چپ‌گرایان تا روحانیون مخالف حکومتش، احساس خطر می‌کرد. به همین دلیل، دستگاه امنیتی او بسیاری از فعالان را دستگیر و شکنجه می‌کرد. برخی از گروه‌های سیاسی، از جمله مجاهدین خلق و فدائیان خلق، به دلیل سرکوب، به مبارزه مسلحانه روی آوردند.

✍🏿زندان و اعدام:

بسیاری از فعالان سیاسی، به‌ویژه در دهه ۵۰، زندانی و برخی نیز اعدام شدند. اعدام  زندانیان نشان‌دهنده برخورد سخت حکومت با مخالفان بود. این سرکوب‌ها در نهایت باعث افزایش نفرت عمومی از رژیم شد.

✍🏿نصب شاپور بختیار به نخست‌وزیری، اقدامی دیرهنگام بود. اگر شاه زودتر به اصلاحات واقعی دست می‌زد و یک دولت مردمی را روی کار می‌آورد، ممکن بود بحران را کنترل کند. اما چند عامل مانع این شد:
بی‌اعتمادی مردم به اصلاحات شاه: مردم معتقد بودند که این تغییرات فقط تاکتیکی است و نظام شاهنشاهی به‌زودی دوباره به سمت استبداد برمی‌گردد
.
.

✍🏿فرار شاه از کشور:
اگر شاه در ایران می‌ماند و از بختیار حمایت می‌کرد، شاید شرایط متفاوت می‌شد. اما خروج او، ضربه‌ای اساسی به ثبات حکومت وارد کرد.

سلطنت‌طلبان با اشاره به مشکلات جمهوری اسلامی، سعی در مشروعیت‌بخشی به رژیم پهلوی دارند. اما این مقایسه چند مشکل دارد:
مشکلات جمهوری اسلامی، استبداد پهلوی را توجیه نمی‌کند: فساد، سرکوب و مشکلات اقتصادی جمهوری اسلامی واقعیت دارد، اما این به معنای بی‌نقص بودن حکومت پهلوی نیست.
✍🏿نقد گذشته برای ساختن آینده لازم است: صرف مقایسه دو نظام، بدون بررسی ایرادات پهلوی، مانع تحلیل دقیق می‌شود.
نوعی عوام‌گرایی در کار است:
 بخشی از تبلیغات سلطنت‌طلبان بر نوستالژی دوران پهلوی متمرکز است، بدون آنکه دیکتاتوری، وابستگی به غرب، و فساد آن دوران را در نظر بگیرند.


رضا پهلوی مخالف خودمختاری اقوام و نظام فدرالی است.
✍🏿سابقه سرکوب اقوام در دوره پهلوی: 

در دوران پدر و پدربزرگ او، کردها، ترکمن‌ها، و عرب‌های خوزستان سرکوب شدند. این موضوع باعث بی‌اعتمادی میان اقوام شده است.
مرزنشینان مسلح و احتمال درگیری داخلی: 
اگر رضا پهلوی بدون توافق ملی و با حمایت خارجی به قدرت برسد، ممکن است گروه‌های مسلح قومی واکنش نشان دهند و کشور وارد جنگ داخلی شود.

متهم کردن اقوام به تجزیه‌طلبی: 

در گذشته، بسیاری از مطالبات قومی به برچسب تجزیه‌طلبی منجر شد. اگر این سیاست ادامه یابد، می‌تواند ناآرامی‌های جدیدی ایجاد کند.

برای جلوگیری از دیکتاتوری جدید، باید:
دموکراسی نهادینه شود:

 ساختارهای قدرت باید به‌گونه‌ای طراحی شوند که هیچ فردی نتواند قدرت مطلقه را در دست بگیرد.
آزادی بیان و احزاب تضمین شود:
 رسانه‌ها و احزاب مستقل باید بتوانند بدون ترس از سرکوب فعالیت کنند.
حکومت غیرمتمرکز باشد:
 تمرکز بیش از حد قدرت در پایتخت، باعث بی‌عدالتی و درگیری می‌شود.
مردم حق نظارت داشته باشند: 
جامعه مدنی قوی و رسانه‌های آزاد باید نقش نظارتی بر قدرت داشته باشند.
رابطه مردم و حکومت تغییر کند:
 حکومت نباید از مردم بترسد و مردم نباید از حکومت وحشت داشته باشند.


✍🏿جمع‌بندی
محمدرضا شاه به دلیل سیاست‌های سرکوبگرانه و خودکامگی، اعتماد عمومی را از دست داد.
نصب شاپور بختیار ممکن بود بحران را کاهش دهد، اما دیر انجام شد.
سلطنت‌طلبان برای جذب حمایت، مشکلات جمهوری اسلامی را پررنگ کرده و ضعف‌های رژیم پهلوی را نادیده می‌گیرند.
اگر رضا پهلوی بدون توافق ملی و تنها با حمایت خارجی به قدرت برسد، خطر جنگ داخلی و درگیری قومی وجود دارد.
برای جلوگیری از استبداد جدید، باید نهادهای دموکراتیک، آزادی بیان، و ساختار حکومتی غیرمتمرکز ایجاد شود.
هفته نامه قلم معلم‌
چهارشنبه
  ۱۷   بهمن  ۱۴۰۳
https://t.me/ghalamemoalem/21682

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر