۱۴۰۵ تیر ۲۶, جمعه

لینک و متن ترانه اشک کودک در جنگ

کپی لینک ترانه قطره اشک کودک در جنگ https://t.me/ghalamemoalem/25305 متن ترانه جنگ، همین‌جا، در همین نزدیک جنگ، تنها به سُرب و باروت نیست؛ جنگ، گاهی صدایِ لرزانِ یک آژیر است که آرامشِ کودک را از بندِ گهواره، به یغما می‌بَرَد. در بازیِ خطرناکِ سایه‌ها، میانِ هیاهویِ تهدید و بمب، صدایی گم شده است؛ صدایِ کسانی که خاک را نه برایِ فتح، که برایِ زیستن می‌خواهند. کودکی در جنوبِ آفتاب‌سوخته، کودکی در حیفا یا شهری دور، در آغوشِ تاریکی، هم‌نوا می‌لرزند. هردو از صدایِ باد هم می‌هراسند، و هردو، تنها یک آرزو دارند: ماندن. مادری در سایه‌سارِ پنجره، چشم به راهِ تقدیرِ ویرانی، و زنانی که شانه‌شان، ستونِ استوارِ این روزهایِ آشوب است؛ زنانی که در میانِ آوارِ هرج‌ومرج، مراقبِ فردایِ کودکان، و تپشِ قلبِ پدران‌اند. آینده، در چشم‌هایِ مضطربِ این نسل نوشته می‌شود؛ اگر امروز با خشم ریشه کنند، فردا، دنیا را با زخم می‌سازند. و اگر جنگ، جسم‌شان را نکُشد، روان‌شان را به تیغِ کینه می‌سپارد. هیچ پیروزی، به بهایِ یک قطره اشکِ کودک، ارزشِ ماندن ندارد؛ هیچ خاکی، به قیمتِ وحشتِ چشمانِ یک مادر، ارزشِ بودن ندارد. پیش از آن‌که خورشید در دودِ سیاه دفن شود، پیش از آن‌که دیر شود، این جنگ را متوقف کنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر