۱۴۰۵ فروردین ۱۲, چهارشنبه
سقوط یک سایه
🔴 سقوطِ یک سایه
چگونه موریانه میزند به جانِ یک بنا؟
آنگاه که دستِ گرمِ تودهها
زِ دستِ سردِ حاکمان جدا شود.
وقتی که خشمِ بیصدا
در کوچه و تشکل و نهاد
فریاد میشود...
پایهی این قدرتِ بلند
فرو میریزد از نهاد.
وقتی که نان، سراب میشود
فساد، مثلِ بختکِ سیاه
بر سفرههایِ خالیِ مردم نشسته است؛
آنجا که فقر و تورم
چون تازیانهایست بر گُردهیِ حیات
بحران، به نقطهءِ انفجار میرسد.
بنگر به اندرونیِ آن قصرِ پُر شکوه
وقتی که مِهر، جایِ خود به کینه میدهد؛
شکافی عمیق میانِ لشکریان
و لرزه بر تنِ سرداران...
آنگاه که تیغِ نظامیان
رو به همدیگر بلند شود
شیرازهیِ نظام، گسسته است.
از مرزهایِ دور
فشارِ خستهکنندهیِ انزوا
و سایهیِ سنگینِ تحریمها
نفسِ اقتصاد را میبُرد؛
به ویژه آن زمان که طنابِ دار
بر گردنِ حقیقت میپیچد
و جهان، یکصدا به اعتراض برمیخیزد.
آنگاه که «باور» فرو بریزد
و «واژه»هایِ رسمیِ نظام
در گوشِ نسلِ نو، غریبه بماند؛
وقتی که ریشههایِ «ولایت»
در خاکِ این زمانه نخشکد، اما نروید...
اینجاست که مشروعیت، چون حبابی میترکد.
و ناگهان...
در شبکههایِ کوچکِ پنهان
در دستهایِ مجهز به آگاهی و خبر
نیرویِ خفتهیِ مردم
بسیج میشود؛
دیگر حصارِ فیلتر و دیوارِ جهل
جلودارِ این سیلِ بنیانکن نیست...
اینگونه یک حکومت، تمام میشود
پنجشنبه
۱۳ فروردین
۱۴۰۵
https://t.me/AshaareAngizeshi
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر