👈🏽فریاد در سکوت؛ اعتصاب، تنها راه نجات ملت
🖍🖍🖍🖍🖍🖍🖍🖍🖍
سلام،
تجربهی زندگی و سالها رصد تاریخ، سیاست، و مبارزه به من میگوید:
ایدئولوژیها با اسلحه هرگز نمیمیرند،
با کار فرهنگی، آگاهی و اتحاد مردم است که پایان میپذیرند.
حماس برود، حزبالله برود گروه دیگر جایگزین میشود؛
حوثیها خاموش شوند، گروهی دیگر سر برمیآورند ۶۷ سال است دولت اسراییل تشکیل شده است .
گرو ه های مختلف فلسطین تشکیل ومنحل شده است
، اما جنگ ماند؛
👈🏽چرا؟
چون ریشه مشکل هنوز پابرجاست.
⬅️ تا زمانی که دو دولت فلسطین و اسرائیل، در چارچوب مصوبه سازمان ملل، متقابلاً به رسمیت شناخته نشوند،
آتش این جنگ خاموش نخواهد شد.
اگر دولت فلسطین تشکیل شود، دستکم ۸۰ درصد بحرانها و درگیریهای خاورمیانه پایان خواهد یافت.
مردمان عرب، ایرانی، یا هر ملت دیگری ممکن است تحت فشار باشند، اما عشق به وطن در دلهایشان زنده است.
جنگ، خواستهی ملتها نیست؛
جنگ، کالای تجاری قدرتهای بزرگ است.
جنگ در خاورمیانه یعنی افت قیمت نفت، یعنی کنترل بازار جهانی، یعنی فروش بیشتر اسلحه.
⬅️ به تاریخ ۵۰ سال اخیر نگاه کنید:
هرجا صلح بوده، قیمت نفت بالا رفته؛
هرجا جنگ بوده، قیمت نفت سقوط کرده.
ایرانهراسی، جنگافروزی، و فروش اسلحه، استراتژی دیرینه برای غارت ثروتهای این خاک است.
وقتی شما اسلحه میخرید، بیمارستان نمیسازید؛
وقتی شما موشک میخرید، کودک شما مدرسه نمیبیند؛
وقتی شما سانتریفیوژ میسازید، آب و برقتان فرسوده میماند.
ساخت نیروگاه بوشهر، بیش از ۱۱ میلیارد دلار هزینه داشت؛
⬅️ اساس گزارشی از
«فدراسیون دانشمندان آمریکایی»، هزینههای مستقیم برنامه هستهای ایران بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد شده است
آن را به تومان محاسبه کنید ،
صفر های آن را نمی توانید بشمارید
در حالی که با آن پول میتوانستیم دهها بیمارستان، هزاران مدرسه، نیروگاههای خورشیدی و زیرساختهای نوین برق ، آب ، گاز ، تفت بسازیم
خاموشی نداشته باشیم .
⬅️ اما مشکل ما چیست؟
اکثریت خاموش.
آنها که سکوت میکنند، ناظرند، اما هرگز مشارکت نمیکنند.
اکثریت خاموش، فعالان را بیانگیزه میکند،
جنبشها را شکست میدهد،
فقر و سرکوب را تداوم میبخشد.
نخبگان میروند، دیکتاتوری میماند.
چون اکثریت خاموش حاضر نیست فداکاری کند.
و این حکومت، تنها بر سرکوب بنا شده؛ نه مشروعیت.
⬅️ امروز زمان تصمیم است.
راهکار چیست؟
اعتصاب سراسری.
تنها ابزار بیهزینهای که میتواند این حکومت را به زانو درآورد، اعتصاب است.
نه یک معلم تنها، نه یک کارگر تنها.
بلکه همه با هم.
👈🏽هر نفر، سه نفر را دعوت به اعتصاب سراسری کندکه گفتمان عمومی شود..
دستگیریها نباید اعتصاب را متوقف کند.
توقف اعتصاب یعنی شکست.
اگر ادامه یابد،
👈🏽در کمتر از سه ماه، این حکومت سقوط خواهد کرد.
امتحان کنید. این تنها گزینهی بدون خشونت، بدون خون، اما با نتیجه است.
اما شعری برای بیداری دلها:
⬅️خاموشی ما، بندِ زنجیر شد
فریاد اگر نیست، شب تقدیر شد
با اعتصاب، آتشِ امید زنیم
تا صبح آزادی، نفس تسخیر شد
هفته نامه قلم معلم
چهارشنبه
۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۴
https://t.me/ghalamemoalem
۱۴۰۴ اردیبهشت ۱۷, چهارشنبه
۱۴۰۴ اردیبهشت ۱۶, سهشنبه
تنبیه معلم توسط دانش آموزان
پیام رسیده
به
هفته نامه قلم معلم
🖍🖍🖍🖍🖍🖍
❌ تکرار دوباره
یک پیشنهاد طی دو هفته
در آیین نامه انضباطی مدارس
بازنگری کنید
سلام
جناب وزیر
۱.مدیر مدرسه پسرانه سلماس توسط دانش آموزان تنبیه شد
صدای کسی نیامد
۲.معلمان مدرسه دخترانه ایلام توسط دانش آموزان مسموم شدند
صدای کسی نیامد
۳. اینک
معلم داخل کلاس توسط اولیا ی دانش آموز به قصد کشت تنبیه شد
همه خفه خون گرفتند
بالاخره حرف و حساب شما
با معلمان چیست؟
چرا در آیین نامه انظباطی مدارس جهت حفظ امنیت و احترام معلم
در مدرسه بازنگری نمی کنید ؟
اگر
در آیین نامه انضباطی مدارس تجدید نظر نکنید
معلمان مجبورند برای دفاع از خود باطوم حمل کنند
مثل اینکه کتک خوردن معلمان به مذاق تان خوش امده که
صدای خود را
مخفی داشته اید ؟
آقای محترم چوپان تان را کشتند
سک گله تان کجاست؟
تبریز
۱۵اردیبهشت ۰۴
معلم ایرانی
https://t.me/ghalamemoalem
به
هفته نامه قلم معلم
🖍🖍🖍🖍🖍🖍
❌ تکرار دوباره
یک پیشنهاد طی دو هفته
در آیین نامه انضباطی مدارس
بازنگری کنید
سلام
جناب وزیر
۱.مدیر مدرسه پسرانه سلماس توسط دانش آموزان تنبیه شد
صدای کسی نیامد
۲.معلمان مدرسه دخترانه ایلام توسط دانش آموزان مسموم شدند
صدای کسی نیامد
۳. اینک
معلم داخل کلاس توسط اولیا ی دانش آموز به قصد کشت تنبیه شد
همه خفه خون گرفتند
بالاخره حرف و حساب شما
با معلمان چیست؟
چرا در آیین نامه انظباطی مدارس جهت حفظ امنیت و احترام معلم
در مدرسه بازنگری نمی کنید ؟
اگر
در آیین نامه انضباطی مدارس تجدید نظر نکنید
معلمان مجبورند برای دفاع از خود باطوم حمل کنند
مثل اینکه کتک خوردن معلمان به مذاق تان خوش امده که
صدای خود را
مخفی داشته اید ؟
آقای محترم چوپان تان را کشتند
سک گله تان کجاست؟
تبریز
۱۵اردیبهشت ۰۴
معلم ایرانی
https://t.me/ghalamemoalem
چگونه دیکتاتور ها فرو می ریزند
پیام رسیده
به
هفته نامه قلم معلم
چگونه دیکتاتور ها فر می ریزند
🖍🖍🖍🖍🖍
♦️چرا دیکتاتوریها تنها ظرف چند روز فرو میریزند؟!
✍کوروش برارپور
📆۴شنبه، ۲۱ آذر ۱۴۰۳
📚موردکاوی: ۱. حکومت اسد و ۲. ج.ا.ا.
سرآغاز:
🔻در پاسخ به این پرسش که «چرا دیکتاتوریها تنها ظرف چند روز فرو میریزند»، به دو مفهوم شناختهشده در علم پویاییشناسیِ سیستم استناد میشود:
۱. زمان دو برابر شدن (Doubling Time)
۲. نیمهعمر (Half Life)
♦️زمان دو برابر شدنِ سقوط دیکتاتوریها
🔻زمان دو برابر شدن بر رشد نماییِ مثبت با شیب فزاینده در سیستمهای پیچیده دلالت دارد.
🔻دُنلا میدوز - پویاییشناس و استاد ام.آی.تی در اهمیت توجه به ساختارهای بازخوردی با رشد نماییِ مثبت به طرح استعارهای بنام «نیلوفر آبی» میپردازد.
🔻او میگوید: یک بوته نیلوفر آبی به طول ۲۰ و عرض میانگین ۳/۵سانتیمتر در استخری به مساحت ۲۰۰متر مربع بدون هیچگونه محدودیتی در حال رشد است. نیلوفر در آغاز تنها ۰/۰۰۰۰۰۰۳۵درصد از فضای استخر را پوشانده است. حال اگر با نرخ رشدی معادل ۰/۳۴واحد بر روز رشد کند:
۱) در روز چندم تنها ۱٪ از استخر را میپوشاند؟
۲) در روز چندم نیمی از آن را؟
۳) در روز چندم کل آن را؟
📌پاسخ روشن است! نیلوفر در روز ۲۰اُم تنها ۱٪، در روز ۲۸اُم ۵۰٪ و در روز ۳۰اُم کل سطح استخر را میپوشاند! یعنی در ۲۸روز ۵۰٪ از سطح آن؛ و تنها در عرض ۲روز، ۵۰٪ دیگر را!
در حقیقت استعاره نیلوفر آبی به ما کمک میکند تا درک دقیقتری از ساختارهای بازخوردی با رشد فزایندهای بیابیم که شرایط سقوط یک دیکتاتوری را فراهم میکنند.
دیکتاتوریها طی سالیان متمادی در کوران حوادث و رویدادهای ویرانگر بیرونی یا طی فرایندهای خودویرانگر درونی مستهلک میشوند طوریکه روزبهروز پایههای سست آنها لرزان و لرزانتر میشود تا «بهیکباره» در یک بازه زمانی خیلی کوتاه فرو میریزند و نابود میشوند.
♦️نیمهعمر دیکتاتوریها
🔻نیمهعمر مدتزمانی است که تعداد رهبران، فرماندهان، کارگزاران و مدیران یک دیکتاتوری از هسته سخت آن جدا یا به معترضان خیابانی تسلیم میشوند تا در هر مرحله به نصف مقدار پیشینشان کاهش یابند.
🔻پژوهشهای نویسنده حول دیکتاتوریهایی چون رژیم صدام، قذافی، بنعلی، عبدالله صالح، اسد و ج.ا.ا. نشان میدهد: جدایش نیروهای وابسته به هسته سخت قدرت در آنها در دو مرحله رخ میدهد:
۱) ذهنی
۲) میدانی
🔻کنشگران مورد بحث در مرحله ذهنی اغلب در نقش اپوزیسیون شروع به انتقاد از این و آن میکنند و طوری آنها را مقصر وضع موجود جلوه میدهند که گویی خود در این رهاورد غمبار و دردناک سهمی نداشتهاند! نویسنده در یافتههای علمیاش از این مرحله از «ریزش»، زیر عنوان «شکاف سیستمی» یاد میکند.
🔻ولی در مرحله میدانی، «فروریزش» بهیکباره و بصورت عملی رخ میدهد. یعنی کنشگران سیاسی عملا از هسته سخت قدرت اعلام برائت یا (چون میرحسین موسوی) از آن عبور میکنند و در قامت یک معترض فعال به معترضان خیابانی میپیوندند. نویسنده از این مرحله زیر عنوان «شکافت یا گسست سیستمی» یاد میکند. «فلج سیستمی» و «ضعف پیروی» از بارزترین ویژگیهای این مرحله است.
🔻مطالعات نویسنده نشان میدهد؛ دیکتاتوریها پس از گذران شش نیمهعمر فرو میریزند: در نیمهعمر نخست ۴۹/۸۷٪؛ در نیمهعمر دوم ۷۴/۸۷٪؛ در نیمهعمر سوم ۸۷/۷٪؛ در نیمهعمر چهارم ۹۳/۸۶٪؛ در نیمهعمر پنجم ۹۶/۵۶٪ و در نیمهعمر ششم ۹۸/۴۸٪ !
🔻مورد ۱: رژیم اسد
مطالعات نویسنده نشان میدهد؛ رژیم اسد در ۲۰۱۵ و در «۴۵سالگی» از دوره حیات خود پایان نیمهعمر پنجماش را تجربه کرده بود. ولی بواسطه تنفس مصنوعی و سیاستهای مداخلهجویانه و دستکاریکننده روسیه و ج.ا.ا.؛ در نیمهعمر ششم آن درنگ (Delay) ایجاد شد و توانست ۹سال دیگر دوام آورد! اسد در آن ۹سال بجای اصلاح رژیم فاسدش؛ به سرکوب، کشتار و آوار معترضان و زیرساختهای کشورش پرداخت تا اینکه نیمهعمر ششم رژیماش تنها ظرف ۱۱روز در ۱۸ آذر ۱۴۰۳ به پایان رسید و فروریخت!
🔻مورد ۲: ج.ا.ا.
مطالعات نویسنده نشان میدهد؛ ج.ا.ا. در دی ۱۴۰۲ در «۴۵سالگی» از دوره حیاتش پایان نیمهعمر پنجماش را تجربه کرده و حدود یکسال است بواسطه سیاست دستکاریکنندهای بهنام سرکوب که از جنس سیاستهایی با نتایج معکوس است با ایجاد درنگ در نیمهعمر ششماش به حیات خود ادامه میدهد. فاز تکمیلی این مطالعه نشان میدهد؛ اگر ضربه حاصل از برخورد دومینوی حماس - حزبالله - اسد به هسته سخت ج.ا.ا. کارا بوده باشد؛ پیشبینی میشود واپسین نیمهعمرش بواسطه تنها یک رویداد شتابدهنده، در ۲۹روز پایان یابد و فرو بریزد.
به
هفته نامه قلم معلم
چگونه دیکتاتور ها فر می ریزند
🖍🖍🖍🖍🖍
♦️چرا دیکتاتوریها تنها ظرف چند روز فرو میریزند؟!
✍کوروش برارپور
📆۴شنبه، ۲۱ آذر ۱۴۰۳
📚موردکاوی: ۱. حکومت اسد و ۲. ج.ا.ا.
سرآغاز:
🔻در پاسخ به این پرسش که «چرا دیکتاتوریها تنها ظرف چند روز فرو میریزند»، به دو مفهوم شناختهشده در علم پویاییشناسیِ سیستم استناد میشود:
۱. زمان دو برابر شدن (Doubling Time)
۲. نیمهعمر (Half Life)
♦️زمان دو برابر شدنِ سقوط دیکتاتوریها
🔻زمان دو برابر شدن بر رشد نماییِ مثبت با شیب فزاینده در سیستمهای پیچیده دلالت دارد.
🔻دُنلا میدوز - پویاییشناس و استاد ام.آی.تی در اهمیت توجه به ساختارهای بازخوردی با رشد نماییِ مثبت به طرح استعارهای بنام «نیلوفر آبی» میپردازد.
🔻او میگوید: یک بوته نیلوفر آبی به طول ۲۰ و عرض میانگین ۳/۵سانتیمتر در استخری به مساحت ۲۰۰متر مربع بدون هیچگونه محدودیتی در حال رشد است. نیلوفر در آغاز تنها ۰/۰۰۰۰۰۰۳۵درصد از فضای استخر را پوشانده است. حال اگر با نرخ رشدی معادل ۰/۳۴واحد بر روز رشد کند:
۱) در روز چندم تنها ۱٪ از استخر را میپوشاند؟
۲) در روز چندم نیمی از آن را؟
۳) در روز چندم کل آن را؟
📌پاسخ روشن است! نیلوفر در روز ۲۰اُم تنها ۱٪، در روز ۲۸اُم ۵۰٪ و در روز ۳۰اُم کل سطح استخر را میپوشاند! یعنی در ۲۸روز ۵۰٪ از سطح آن؛ و تنها در عرض ۲روز، ۵۰٪ دیگر را!
در حقیقت استعاره نیلوفر آبی به ما کمک میکند تا درک دقیقتری از ساختارهای بازخوردی با رشد فزایندهای بیابیم که شرایط سقوط یک دیکتاتوری را فراهم میکنند.
دیکتاتوریها طی سالیان متمادی در کوران حوادث و رویدادهای ویرانگر بیرونی یا طی فرایندهای خودویرانگر درونی مستهلک میشوند طوریکه روزبهروز پایههای سست آنها لرزان و لرزانتر میشود تا «بهیکباره» در یک بازه زمانی خیلی کوتاه فرو میریزند و نابود میشوند.
♦️نیمهعمر دیکتاتوریها
🔻نیمهعمر مدتزمانی است که تعداد رهبران، فرماندهان، کارگزاران و مدیران یک دیکتاتوری از هسته سخت آن جدا یا به معترضان خیابانی تسلیم میشوند تا در هر مرحله به نصف مقدار پیشینشان کاهش یابند.
🔻پژوهشهای نویسنده حول دیکتاتوریهایی چون رژیم صدام، قذافی، بنعلی، عبدالله صالح، اسد و ج.ا.ا. نشان میدهد: جدایش نیروهای وابسته به هسته سخت قدرت در آنها در دو مرحله رخ میدهد:
۱) ذهنی
۲) میدانی
🔻کنشگران مورد بحث در مرحله ذهنی اغلب در نقش اپوزیسیون شروع به انتقاد از این و آن میکنند و طوری آنها را مقصر وضع موجود جلوه میدهند که گویی خود در این رهاورد غمبار و دردناک سهمی نداشتهاند! نویسنده در یافتههای علمیاش از این مرحله از «ریزش»، زیر عنوان «شکاف سیستمی» یاد میکند.
🔻ولی در مرحله میدانی، «فروریزش» بهیکباره و بصورت عملی رخ میدهد. یعنی کنشگران سیاسی عملا از هسته سخت قدرت اعلام برائت یا (چون میرحسین موسوی) از آن عبور میکنند و در قامت یک معترض فعال به معترضان خیابانی میپیوندند. نویسنده از این مرحله زیر عنوان «شکافت یا گسست سیستمی» یاد میکند. «فلج سیستمی» و «ضعف پیروی» از بارزترین ویژگیهای این مرحله است.
🔻مطالعات نویسنده نشان میدهد؛ دیکتاتوریها پس از گذران شش نیمهعمر فرو میریزند: در نیمهعمر نخست ۴۹/۸۷٪؛ در نیمهعمر دوم ۷۴/۸۷٪؛ در نیمهعمر سوم ۸۷/۷٪؛ در نیمهعمر چهارم ۹۳/۸۶٪؛ در نیمهعمر پنجم ۹۶/۵۶٪ و در نیمهعمر ششم ۹۸/۴۸٪ !
🔻مورد ۱: رژیم اسد
مطالعات نویسنده نشان میدهد؛ رژیم اسد در ۲۰۱۵ و در «۴۵سالگی» از دوره حیات خود پایان نیمهعمر پنجماش را تجربه کرده بود. ولی بواسطه تنفس مصنوعی و سیاستهای مداخلهجویانه و دستکاریکننده روسیه و ج.ا.ا.؛ در نیمهعمر ششم آن درنگ (Delay) ایجاد شد و توانست ۹سال دیگر دوام آورد! اسد در آن ۹سال بجای اصلاح رژیم فاسدش؛ به سرکوب، کشتار و آوار معترضان و زیرساختهای کشورش پرداخت تا اینکه نیمهعمر ششم رژیماش تنها ظرف ۱۱روز در ۱۸ آذر ۱۴۰۳ به پایان رسید و فروریخت!
🔻مورد ۲: ج.ا.ا.
مطالعات نویسنده نشان میدهد؛ ج.ا.ا. در دی ۱۴۰۲ در «۴۵سالگی» از دوره حیاتش پایان نیمهعمر پنجماش را تجربه کرده و حدود یکسال است بواسطه سیاست دستکاریکنندهای بهنام سرکوب که از جنس سیاستهایی با نتایج معکوس است با ایجاد درنگ در نیمهعمر ششماش به حیات خود ادامه میدهد. فاز تکمیلی این مطالعه نشان میدهد؛ اگر ضربه حاصل از برخورد دومینوی حماس - حزبالله - اسد به هسته سخت ج.ا.ا. کارا بوده باشد؛ پیشبینی میشود واپسین نیمهعمرش بواسطه تنها یک رویداد شتابدهنده، در ۲۹روز پایان یابد و فرو بریزد.
۱۴۰۴ اردیبهشت ۱۵, دوشنبه
خاطرات خانم معلم شماره ۱۶۵ احمد خمینی میراث دار قدرت
۱۶۵- احمد خمینی میراث دار قدرت یا قربانی بازی های پشت پرده؟
ساعت ۴ بعد از ظهر ۲۶ اسفند ۷۳ مرگ احمد خمینی ( ۲۴ اسفند ۱۳۲۴- ۲۶ اسفند ۱۳۷۳) دومین پسر روح الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی از رادیو اعلام شد. او در سازماندهی روابط پدرش با مسئولان نقش داشت. او نماینده دور دوم مجلس خبرگان رهبری (از ۲ اسفند ۶۹ تا ۲۶ اسفند ۷۳) و عضو حقیقی مجمع تشخیص مصلحت نظام (از ۱۷ بهمن ۶۶ تا ۲۶ اسفند ۷۳) و عضو شورای عالی امنیت ملی و شورای عالی انقلاب فرهنگی بود.
او از عزل بنی صدر حمایت کرد. اشغال سفارت آمریکا در تهران و نقش او در عزل آیت الله منتظری، تخریب آرامگاه رضا شاه، اعدام های سال ۶۷ و اتهام جعل دستخط پدرش از موارد قابل توجهی هستند که پیرامون او وجود دارد. احمد پس از تبعید پدرش به عراق و مرگ برادرش مصطفی، مسئولیت دفتر خمینی را در نجف به عهده گرفت.
در مهر ۵۷ همراه پدرش به پاریس رفت و در ۱۲ بهمن ۵۷ با خمینی به تهران آمد. در ۱۰ اسفند ۵۷ با پدر عازم قم شد چون خمینی در پاریس گفته بود که با پیروزی انقلاب من هیچ منصبی را نمی پذیرم و به قم می روم. آنها تا بهمن ۵۸ در قم ماندند ولی با وسوسه و دسیسه ی رفسنجانی تحت عنوان « اگر به تهران نیایید انقلاب از بین می رود» خمینی را به بهانه ی بیماری قلبی به تهران آورد.
تحولات اساسی مثل رفراندوم جمهوری اسلامی و انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی و انتخابات اولین دوره مجلس شورای اسلامی برگزار شدند.
در دوران جنگ ایران و عراق اخبار جنگ از طریق احمد به خمینی می رسید و پیام های مخفی و آشکار خمینی به شورای عالی دفاع و فرماندهان نظامی و دیدار رزمندگان با خمینی به عهده ی او بود. مصطفی چمران در آخرین سفر خود به تهران تلاش کرده بود تا با خمینی دیدار کند و مشکلات جبهه را به اطلاع او برساند ولی احمد مانع شده بود. چمران با رنجش به مناطق جنگی برگشت و یکی دو روز بعد در ۳۱ خرداد ۶۰ در دهلاویه کشته شد. در حالی که فقط یک گلوله به پشت گوش او شلیک شده بود!!
مهدی نوربخش، داماد ابراهیم یزدی گفته بود که پس از استعفای دولت موقت ایران، ابراهیم یزدی بارها درخواست دیدار با خمینی را داشته است اما احمد خمینی مانع آن می شده است.
در سال ۹۵ یک فایل صوتی از دیدار هیئت مرگ( ابراهیم رئیسی، مصطفی پورمحمدی، حسینعلی نیری و مرتضی اشراقی) با آیت الله منتظری قائم مقام رهبری در مرداد ۶۷ توسط احمد منتظری پسر آیت الله منتظری منتشر شد که در آن آیت الله منتظری از این هیئت می خواهد که اعدام ها را متوقف کنند و می گوید:« این بزرگترین جنایت تاریخ جمهوری اسلامی است و نام شما در ردیف جنایتکاران تاریخ خواهد آمد.»
احمد منتظری در مصاحبه ای می گوید:« پنج ماه بعد از جلسه ی مرداد ۶۷، مجدداً این هیئت به دیدار آیت الله منتظری می روند.منتظری می گوید:« چرا صحبت های انجام شده را به جای آن که به آیت الله خمینی منتقل کنید به احمد خمینی گفته اید؟» این افراد می گویند چاره ای نداشته اند. وقتی مخالفت منتظری با اعدام ها را به احمد خمینی منتقل کرده اند، او در پاسخ گفته« توجه نکنید و به کارتان ادامه دهید.»
آیت الله منتظری به آنها می گوید:« شخص احمد آقا پسر آقای خمینی هم از سه چهار سال قبل می گفت:« مجاهدین، از روزنامه خوانش و مجله خوانش و اعلامیه خوانش، همه باید اعدام بشوند.»
آیت الله منتظری در کتاب خاطرات خود دو نامه خمینی برای اجرای حکم اعدام ها را دستخط احمد خمینی می داند.
با مرگ ناگهانی احمد خمینی شایعاتی در مورد طبیعی نبودن مرگ او وجود داشت.
عمادالدین باقی از چهره های مطبوعاتی در پاییز ۷۷در جمع دانشجویان اصفهان مدعی شد «حسن پسر احمد خمینی به او گفته که رئیس دادگاه ارتش در دیدار با حسن گفته احمد خمینی توسط محفل قتل های زنجیره ای کشته شده است.»
به قول شاعر«مقتدا هاشمی»:
وای اگر مرد گدا یک شبه سلطان بشود
مثل این است که گرگی سگ چوپان بشود
https://t.me/Khaterate_khanom_moalem
ساعت ۴ بعد از ظهر ۲۶ اسفند ۷۳ مرگ احمد خمینی ( ۲۴ اسفند ۱۳۲۴- ۲۶ اسفند ۱۳۷۳) دومین پسر روح الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی از رادیو اعلام شد. او در سازماندهی روابط پدرش با مسئولان نقش داشت. او نماینده دور دوم مجلس خبرگان رهبری (از ۲ اسفند ۶۹ تا ۲۶ اسفند ۷۳) و عضو حقیقی مجمع تشخیص مصلحت نظام (از ۱۷ بهمن ۶۶ تا ۲۶ اسفند ۷۳) و عضو شورای عالی امنیت ملی و شورای عالی انقلاب فرهنگی بود.
او از عزل بنی صدر حمایت کرد. اشغال سفارت آمریکا در تهران و نقش او در عزل آیت الله منتظری، تخریب آرامگاه رضا شاه، اعدام های سال ۶۷ و اتهام جعل دستخط پدرش از موارد قابل توجهی هستند که پیرامون او وجود دارد. احمد پس از تبعید پدرش به عراق و مرگ برادرش مصطفی، مسئولیت دفتر خمینی را در نجف به عهده گرفت.
در مهر ۵۷ همراه پدرش به پاریس رفت و در ۱۲ بهمن ۵۷ با خمینی به تهران آمد. در ۱۰ اسفند ۵۷ با پدر عازم قم شد چون خمینی در پاریس گفته بود که با پیروزی انقلاب من هیچ منصبی را نمی پذیرم و به قم می روم. آنها تا بهمن ۵۸ در قم ماندند ولی با وسوسه و دسیسه ی رفسنجانی تحت عنوان « اگر به تهران نیایید انقلاب از بین می رود» خمینی را به بهانه ی بیماری قلبی به تهران آورد.
تحولات اساسی مثل رفراندوم جمهوری اسلامی و انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی و انتخابات اولین دوره مجلس شورای اسلامی برگزار شدند.
در دوران جنگ ایران و عراق اخبار جنگ از طریق احمد به خمینی می رسید و پیام های مخفی و آشکار خمینی به شورای عالی دفاع و فرماندهان نظامی و دیدار رزمندگان با خمینی به عهده ی او بود. مصطفی چمران در آخرین سفر خود به تهران تلاش کرده بود تا با خمینی دیدار کند و مشکلات جبهه را به اطلاع او برساند ولی احمد مانع شده بود. چمران با رنجش به مناطق جنگی برگشت و یکی دو روز بعد در ۳۱ خرداد ۶۰ در دهلاویه کشته شد. در حالی که فقط یک گلوله به پشت گوش او شلیک شده بود!!
مهدی نوربخش، داماد ابراهیم یزدی گفته بود که پس از استعفای دولت موقت ایران، ابراهیم یزدی بارها درخواست دیدار با خمینی را داشته است اما احمد خمینی مانع آن می شده است.
در سال ۹۵ یک فایل صوتی از دیدار هیئت مرگ( ابراهیم رئیسی، مصطفی پورمحمدی، حسینعلی نیری و مرتضی اشراقی) با آیت الله منتظری قائم مقام رهبری در مرداد ۶۷ توسط احمد منتظری پسر آیت الله منتظری منتشر شد که در آن آیت الله منتظری از این هیئت می خواهد که اعدام ها را متوقف کنند و می گوید:« این بزرگترین جنایت تاریخ جمهوری اسلامی است و نام شما در ردیف جنایتکاران تاریخ خواهد آمد.»
احمد منتظری در مصاحبه ای می گوید:« پنج ماه بعد از جلسه ی مرداد ۶۷، مجدداً این هیئت به دیدار آیت الله منتظری می روند.منتظری می گوید:« چرا صحبت های انجام شده را به جای آن که به آیت الله خمینی منتقل کنید به احمد خمینی گفته اید؟» این افراد می گویند چاره ای نداشته اند. وقتی مخالفت منتظری با اعدام ها را به احمد خمینی منتقل کرده اند، او در پاسخ گفته« توجه نکنید و به کارتان ادامه دهید.»
آیت الله منتظری به آنها می گوید:« شخص احمد آقا پسر آقای خمینی هم از سه چهار سال قبل می گفت:« مجاهدین، از روزنامه خوانش و مجله خوانش و اعلامیه خوانش، همه باید اعدام بشوند.»
آیت الله منتظری در کتاب خاطرات خود دو نامه خمینی برای اجرای حکم اعدام ها را دستخط احمد خمینی می داند.
با مرگ ناگهانی احمد خمینی شایعاتی در مورد طبیعی نبودن مرگ او وجود داشت.
عمادالدین باقی از چهره های مطبوعاتی در پاییز ۷۷در جمع دانشجویان اصفهان مدعی شد «حسن پسر احمد خمینی به او گفته که رئیس دادگاه ارتش در دیدار با حسن گفته احمد خمینی توسط محفل قتل های زنجیره ای کشته شده است.»
به قول شاعر«مقتدا هاشمی»:
وای اگر مرد گدا یک شبه سلطان بشود
مثل این است که گرگی سگ چوپان بشود
https://t.me/Khaterate_khanom_moalem
۱۴۰۴ اردیبهشت ۱۴, یکشنبه
آسیب شناسی تجمع ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۲
👈🏽آسیبشناسی عدم استقبال از تجمع ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ معلمان: بحران اعتماد، انسداد ارتباط، و شکافهای درونی
🖍🖍🖍🖍🖍🖍
👈🏽بر اساس اصول علمی ارتباطات، یکی از دلایل اصلی ضعف عملکرد شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، نبود ارتباط مؤثر و مداوم بین هیئتمدیرهها و بدنهی اعضا است. این قطع ارتباط، تصمیمگیریها را ذهنی و غیرواقعی کرده است و منجر به بیاعتمادی شده است.
👈🏽یکی دیگر از آسیبهای جدی، بیتوجهی تشکلها به برگزاری منظم مجامع عمومی است. هرچند شرایط امنیتی سخت باشد، تشکلها نباید از حق خود عقبنشینی کنند. اگر یک بار برای مجمع عمومی مجوز داده نشد، باید دو هفته بعد تکرار شود، حتی در فضای باز، پارک، یا خیابان. بر اساس پاسخ نماینده وزارت کشور، چون تشکلها عضو رسمی ندارند، افراد حاضر در جلسه با امضا میتوانند به عنوان اعضای رسمی شناخته شوند. این موضوع در مجمع کانون صنفی معلمان در سینمای آبی پیروزی نیز مطرح و تأیید شد.
👈🏽تجمع ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ با استقبال بسیار ضعیفی مواجه شد. پرسش این است: آیا تنها دلیل آن سرکوب و ترس بود؟
قطعاً نه.
دلایل متعدد دیگری نیز مطرحاند:
👈🏽1. قطع ارتباط شورای هماهنگی با بدنه معلمان؛ ارتباط تنها به بیانیه و کانال تلگرام محدود شده و فاقد گفتوگوی مستمر و واقعی با معلمان شده است.
👈🏽2. فاصله زمانی طولانی بدون اقدام میدانی؛ از خرداد ۱۴۰۱ تا اردیبهشت ۱۴۰۴ نزدیک به ۳ سال شورای هماهنگی هیچ تجمع یا اعتصاب سراسری برگزار نکرد که باعث ریزش امید و اعتماد شد
👈🏽این سکوت و بیعملی، نه تنها باعث کاهش سرمایه اجتماعی شورا شده، بلکه پیوند عاطفی و اخلاقی میان شورا و بدنه فرهنگیان را نیز تضعیف کرده است. بیتفاوتی در برابر رنج معلمان زندانی، یعنی بیتفاوتی به قلب جنبش صنفی..
👈🏽3. نفوذ جریانهای خاص یا امنیتی در بدنه شورا؛ برخی از معلمان معتقدند حضور افراد نفوذی و تأثیرگذار بر انفعال شورا نقش داشته است.
👈🏽4. نفوذ ایدئولوژیهای خاص سیاسی یا شبهایدئولوژیک؛ این موضوع باعث دلسردی بخش زیادی از معلمان با گرایشهای متفاوت شده است.
👈🏽5. وجود چهرههای مسئلهدار در کانون صنفی معلمان؛ افرادی با سابقه مالی مبهم در شرکت تعاونی سرمایهگذاری فرهنگ و دانش بر اعتماد عمومی لطمه زده است.
6. بیتفاوتی به وضعیت معلمان زندانی و اخراجی
یکی از اصلیترین رسالتهای تشکلهای صنفی، دفاع فعال و بیوقفه از حقوق معلمان تحت ظلم و فشارهای سیاسی و امنیتی است. با این حال، شورای هماهنگی از سال ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۴، در قبال زندانی شدن و اخراج حدود ۲۵ معلم، عملکردی سرد، منفعل و نمادین داشته است.
👈🏽در اغلب موارد، تنها به انتشار یک بیانیه ساده یا ارسال چند پیام در فضای مجازی بسنده شده است؛ در حالی که انتظار بدنه فرهنگیان این بود که:
شورای هماهنگی با برگزاری تجمعات اعتراضی سراسری، از بازداشتشدگان حمایت عملی کند.
به شکل مداوم، هماهنگ، و برنامهریزیشده پیگیر حقوق این معلمان باشد، نه فقط واکنشی و گذرا.
از اعتراضات آرام و مدنی در سطح مدارس یا ادارات آموزشوپرورش برای حفظ حساسیت عمومی بهره ببرد.
👈🏽با خانوادههای معلمان زندانی ارتباط مستمر و علنی برقرار کند تا این خانوادهها احساس نکنند که فراموش شدهاند.
کمیتهای ویژه برای مستندسازی، پیگیری حقوقی و رسانهای پروندههای معلمان زندانی تشکیل دهد.
7. دو شقه شدن شورا در اثر اختلافات داخلی از آذر ۱۴۰۳، که باعث سردرگمی و چنددستگی میان معلمان شد.
8. سکونت اعضای هیئتمدیره در استانهای دیگر؛ مثلاً حضور افراد ساکن در لاهیجان در کانون صنفی معلمان
که بهلحاظ اساسنامهای محل اشکال و ایجاد نارضایتی است.
9. عدم استفاده از ظرفیت زنان فعال و توانمند؛ چرا در انتخاب دبیرکل تهران، از زنان عضو هیئتمدیره استفاده نشد؟ این نیز محل گلایه است.
👈🏽پیشنهادها:
۱-ایجاد گروه مشاوران بیطرف از معلمان پیشکسوت با تجربه صرفاً برای پیشنهاد (بدون حق رأی در تصمیمات هیئتمدیره).
۲-برگزاری نشستهای نقد و بررسی پس از هر تجمع برای شناسایی نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت.
۳-راهاندازی جلسات گفتوگوی مستقیم بین دو شاخهی شورای هماهنگی با حضور واسطههای بیطرف برای کاهش شکاف و رسیدن به اتحاد.
۴-احترام به حق تصمیمگیری جمعی و شفافیت در عملکرد در همه سطوح شورا.
👈🏽اگر این مسیر اصلاح نشود، نه تنها شورای هماهنگی، بلکه اعتماد عمومی به کلیت فعالیتهای صنفی فرهنگیان در معرض فروپاشی قرار خواهد گرفت.
👈🏽درخت اتحاد اگر خشک شود
صدای حق، بیصدا، خاموش شود
اگر دل از دل معلم جداست
خزان امید، بیپایان رواست
یکشنبه
۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
https://t.me/ghalamemoalem
🖍🖍🖍🖍🖍🖍
👈🏽بر اساس اصول علمی ارتباطات، یکی از دلایل اصلی ضعف عملکرد شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، نبود ارتباط مؤثر و مداوم بین هیئتمدیرهها و بدنهی اعضا است. این قطع ارتباط، تصمیمگیریها را ذهنی و غیرواقعی کرده است و منجر به بیاعتمادی شده است.
👈🏽یکی دیگر از آسیبهای جدی، بیتوجهی تشکلها به برگزاری منظم مجامع عمومی است. هرچند شرایط امنیتی سخت باشد، تشکلها نباید از حق خود عقبنشینی کنند. اگر یک بار برای مجمع عمومی مجوز داده نشد، باید دو هفته بعد تکرار شود، حتی در فضای باز، پارک، یا خیابان. بر اساس پاسخ نماینده وزارت کشور، چون تشکلها عضو رسمی ندارند، افراد حاضر در جلسه با امضا میتوانند به عنوان اعضای رسمی شناخته شوند. این موضوع در مجمع کانون صنفی معلمان در سینمای آبی پیروزی نیز مطرح و تأیید شد.
👈🏽تجمع ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ با استقبال بسیار ضعیفی مواجه شد. پرسش این است: آیا تنها دلیل آن سرکوب و ترس بود؟
قطعاً نه.
دلایل متعدد دیگری نیز مطرحاند:
👈🏽1. قطع ارتباط شورای هماهنگی با بدنه معلمان؛ ارتباط تنها به بیانیه و کانال تلگرام محدود شده و فاقد گفتوگوی مستمر و واقعی با معلمان شده است.
👈🏽2. فاصله زمانی طولانی بدون اقدام میدانی؛ از خرداد ۱۴۰۱ تا اردیبهشت ۱۴۰۴ نزدیک به ۳ سال شورای هماهنگی هیچ تجمع یا اعتصاب سراسری برگزار نکرد که باعث ریزش امید و اعتماد شد
👈🏽این سکوت و بیعملی، نه تنها باعث کاهش سرمایه اجتماعی شورا شده، بلکه پیوند عاطفی و اخلاقی میان شورا و بدنه فرهنگیان را نیز تضعیف کرده است. بیتفاوتی در برابر رنج معلمان زندانی، یعنی بیتفاوتی به قلب جنبش صنفی..
👈🏽3. نفوذ جریانهای خاص یا امنیتی در بدنه شورا؛ برخی از معلمان معتقدند حضور افراد نفوذی و تأثیرگذار بر انفعال شورا نقش داشته است.
👈🏽4. نفوذ ایدئولوژیهای خاص سیاسی یا شبهایدئولوژیک؛ این موضوع باعث دلسردی بخش زیادی از معلمان با گرایشهای متفاوت شده است.
👈🏽5. وجود چهرههای مسئلهدار در کانون صنفی معلمان؛ افرادی با سابقه مالی مبهم در شرکت تعاونی سرمایهگذاری فرهنگ و دانش بر اعتماد عمومی لطمه زده است.
6. بیتفاوتی به وضعیت معلمان زندانی و اخراجی
یکی از اصلیترین رسالتهای تشکلهای صنفی، دفاع فعال و بیوقفه از حقوق معلمان تحت ظلم و فشارهای سیاسی و امنیتی است. با این حال، شورای هماهنگی از سال ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۴، در قبال زندانی شدن و اخراج حدود ۲۵ معلم، عملکردی سرد، منفعل و نمادین داشته است.
👈🏽در اغلب موارد، تنها به انتشار یک بیانیه ساده یا ارسال چند پیام در فضای مجازی بسنده شده است؛ در حالی که انتظار بدنه فرهنگیان این بود که:
شورای هماهنگی با برگزاری تجمعات اعتراضی سراسری، از بازداشتشدگان حمایت عملی کند.
به شکل مداوم، هماهنگ، و برنامهریزیشده پیگیر حقوق این معلمان باشد، نه فقط واکنشی و گذرا.
از اعتراضات آرام و مدنی در سطح مدارس یا ادارات آموزشوپرورش برای حفظ حساسیت عمومی بهره ببرد.
👈🏽با خانوادههای معلمان زندانی ارتباط مستمر و علنی برقرار کند تا این خانوادهها احساس نکنند که فراموش شدهاند.
کمیتهای ویژه برای مستندسازی، پیگیری حقوقی و رسانهای پروندههای معلمان زندانی تشکیل دهد.
7. دو شقه شدن شورا در اثر اختلافات داخلی از آذر ۱۴۰۳، که باعث سردرگمی و چنددستگی میان معلمان شد.
8. سکونت اعضای هیئتمدیره در استانهای دیگر؛ مثلاً حضور افراد ساکن در لاهیجان در کانون صنفی معلمان
که بهلحاظ اساسنامهای محل اشکال و ایجاد نارضایتی است.
9. عدم استفاده از ظرفیت زنان فعال و توانمند؛ چرا در انتخاب دبیرکل تهران، از زنان عضو هیئتمدیره استفاده نشد؟ این نیز محل گلایه است.
👈🏽پیشنهادها:
۱-ایجاد گروه مشاوران بیطرف از معلمان پیشکسوت با تجربه صرفاً برای پیشنهاد (بدون حق رأی در تصمیمات هیئتمدیره).
۲-برگزاری نشستهای نقد و بررسی پس از هر تجمع برای شناسایی نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت.
۳-راهاندازی جلسات گفتوگوی مستقیم بین دو شاخهی شورای هماهنگی با حضور واسطههای بیطرف برای کاهش شکاف و رسیدن به اتحاد.
۴-احترام به حق تصمیمگیری جمعی و شفافیت در عملکرد در همه سطوح شورا.
👈🏽اگر این مسیر اصلاح نشود، نه تنها شورای هماهنگی، بلکه اعتماد عمومی به کلیت فعالیتهای صنفی فرهنگیان در معرض فروپاشی قرار خواهد گرفت.
👈🏽درخت اتحاد اگر خشک شود
صدای حق، بیصدا، خاموش شود
اگر دل از دل معلم جداست
خزان امید، بیپایان رواست
یکشنبه
۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
https://t.me/ghalamemoalem
نقد تجمع ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ معلمان
✅ لاف های پیروزمندانه بر شکستی مفتضحانه( نگاهی اجمالی به فراخوان شورای هماهنگی تشکل ها در ۱۱ اردیبهشت به مناسبت روز معلم)
✍تارا اکبرزاده
شورای ناهماهنگی تشکلهای صنفی(گروه متخلفین) به مناسبت روز معلم کاری کرد کارستان؛
چون پهلوان پنبه ای به میدان جهید و بیانیه داد که در همبستگی با کارگران، روز 11 اردیبهشت را به مناسبت روز معلم به عنوان تجمع اعتراضی فرهنگیان اعلام می کند! عجیب نیست که این شورای متقلب که حتی برای مطالبات صنفی معلمان نتوانست قدمی بردارد و جز تحمیل هزینه های بی سرانجام برای بدته دستاوردی نداشت، روزش را هم به سرقت برد و از ان جایی که تفکر چپ مارکسیستی تمام تار و پود این شورا را احاطه کرده است در یک حرکت مضحک و با اسم همبستگی با کارگران، 11 اردیبهشت را برای تجمع فرهنگیان بیانیه می دهد و کدام عاقل نکته سنج در نمی یابد که اعلام این همبستگی چیزی نیست جز کارگر بودن معلمان در ذهن و ضمیر گرداندگان این شورای ناهماهنگی.( کارگر فکری بر پایه فکر نئومارکسیست ها در مقابل کارگر یدی بر اساس تفکر مارکس) هر چند نگارنده در پی تقلیل مقام کارگر نیست.
چسبیدن شورای ناهماهنگی به روز کارگر حدس و گمان دیگری را هم به ذهن می آورد؛ این که شورا مطمن بود بدنه همراهی نخواهد کرد پس چه بهتر این ضعف را با صف کارگران بپوشاند.
به دنبال نوشته اعتراضی یکی از فعالان کارگری( پیمان فرهنگیان ) مبنی بر اعلام تجمع فرهنگیان در روز کارگر، همچنین عدم همراهی بدنه، اعضای 15 تشکل متخلف و گردانندگان شورای ناهماهنگی سعی کردند با قلم فرسایی این شکست را پیروزی جلوه دهند و قلم به قلم از تجمع کذایی تمجید کنند در حالی که ژست عکس های ارسالی که به عنوان گزارش تجمع در کانال این شورا قرار گرفت خود هزار مثنوی نانوشته بود که این شکست مفتضحانه را روایت می کرد.
رضا امانی فر در نوشته ای با عنوان (در دفاع از تجمع معلمان در روز 11 اردیبهشت) منتشره در کانال شورای متخلفان می نویسد: بسیج گسترده نیروهای امنیتی در سراسر کشور برای مانع شدن {از} شکل گیری یک همایش مناسبتی، نشان از اقتدار شورای هماهنگی و استیصال حاکمیت است! اما ظنز کار آن جایی است که تجمع پویا و زنده اصلا در کجا شکل گرفت؟ و خنده دارتر این که بر خلاف آن چه در بیانیه از اهداف آن ذکر شده در نوشته امانی فر تا حد یک همایش مناسبتی تقلیل می یابد!
محسن عمرانی ملقب به صمد جنوب نیز در متنی که در کانال شورای ناهماهنگی قرار می گیرد سعی می کند تا علت بیانیه تجمع در روز کارگر از سوی شورا را با نگاهی به اندیشه های مارکس، توجیه کند.
برخی از تشکل ها هم با اعلام این که نهادهای امنیتی با تماس های مکرر در روزهای منتهی به تجمع و بستن خیابان های منتهی به اداره کل مانع از تجمع شدند، هر یک کوشیدند تا پرده ای بر این شکست تلخ کشند اما قبل از هیاهو برای هیچ باید پرسید استقبال بدنه در چه حد و اندازه ای بود و آیا غیر از افرادی که خود را فعال صنفی می نامند و همچنین حضور شماری از بازنشستگان( اعم کشوری و لشکری)،چند نفر از اعضای جامعه فرهنگیان در این فراخوان حضور داشتند؟ عکس های ارسالی که جنبه نمادین داشت، میگوید هیچ! پس بر هیچ مپیچید که حقیقت، آخرالامر دمش بیرون خواهد زد هر چند چنین لافهایی بر چنین شکست مفتضحانه ای می زیبد!
بسا مثل سال های قبل آسیب شناسی را متوجه بدنه می سازند تا بر قانون شکنی ها، ایدئولوژیکی ساختن مطالبات، بیراهه کشاندن مطالبات، حذف های درون گروهی، جعل حقیقت,سیاسی کاری به جای مطالبه گری و نام را دامی در مسیر مطالبات صنفی قرار دادن ماله بکشند! ( یا رب این نو دولتان را بر خر خودشان نشان!)
🌺 لینک کانال : 👇
https://t.me/showra1
🌹تماس با ما 👇
@kashovranews
✍تارا اکبرزاده
شورای ناهماهنگی تشکلهای صنفی(گروه متخلفین) به مناسبت روز معلم کاری کرد کارستان؛
چون پهلوان پنبه ای به میدان جهید و بیانیه داد که در همبستگی با کارگران، روز 11 اردیبهشت را به مناسبت روز معلم به عنوان تجمع اعتراضی فرهنگیان اعلام می کند! عجیب نیست که این شورای متقلب که حتی برای مطالبات صنفی معلمان نتوانست قدمی بردارد و جز تحمیل هزینه های بی سرانجام برای بدته دستاوردی نداشت، روزش را هم به سرقت برد و از ان جایی که تفکر چپ مارکسیستی تمام تار و پود این شورا را احاطه کرده است در یک حرکت مضحک و با اسم همبستگی با کارگران، 11 اردیبهشت را برای تجمع فرهنگیان بیانیه می دهد و کدام عاقل نکته سنج در نمی یابد که اعلام این همبستگی چیزی نیست جز کارگر بودن معلمان در ذهن و ضمیر گرداندگان این شورای ناهماهنگی.( کارگر فکری بر پایه فکر نئومارکسیست ها در مقابل کارگر یدی بر اساس تفکر مارکس) هر چند نگارنده در پی تقلیل مقام کارگر نیست.
چسبیدن شورای ناهماهنگی به روز کارگر حدس و گمان دیگری را هم به ذهن می آورد؛ این که شورا مطمن بود بدنه همراهی نخواهد کرد پس چه بهتر این ضعف را با صف کارگران بپوشاند.
به دنبال نوشته اعتراضی یکی از فعالان کارگری( پیمان فرهنگیان ) مبنی بر اعلام تجمع فرهنگیان در روز کارگر، همچنین عدم همراهی بدنه، اعضای 15 تشکل متخلف و گردانندگان شورای ناهماهنگی سعی کردند با قلم فرسایی این شکست را پیروزی جلوه دهند و قلم به قلم از تجمع کذایی تمجید کنند در حالی که ژست عکس های ارسالی که به عنوان گزارش تجمع در کانال این شورا قرار گرفت خود هزار مثنوی نانوشته بود که این شکست مفتضحانه را روایت می کرد.
رضا امانی فر در نوشته ای با عنوان (در دفاع از تجمع معلمان در روز 11 اردیبهشت) منتشره در کانال شورای متخلفان می نویسد: بسیج گسترده نیروهای امنیتی در سراسر کشور برای مانع شدن {از} شکل گیری یک همایش مناسبتی، نشان از اقتدار شورای هماهنگی و استیصال حاکمیت است! اما ظنز کار آن جایی است که تجمع پویا و زنده اصلا در کجا شکل گرفت؟ و خنده دارتر این که بر خلاف آن چه در بیانیه از اهداف آن ذکر شده در نوشته امانی فر تا حد یک همایش مناسبتی تقلیل می یابد!
محسن عمرانی ملقب به صمد جنوب نیز در متنی که در کانال شورای ناهماهنگی قرار می گیرد سعی می کند تا علت بیانیه تجمع در روز کارگر از سوی شورا را با نگاهی به اندیشه های مارکس، توجیه کند.
برخی از تشکل ها هم با اعلام این که نهادهای امنیتی با تماس های مکرر در روزهای منتهی به تجمع و بستن خیابان های منتهی به اداره کل مانع از تجمع شدند، هر یک کوشیدند تا پرده ای بر این شکست تلخ کشند اما قبل از هیاهو برای هیچ باید پرسید استقبال بدنه در چه حد و اندازه ای بود و آیا غیر از افرادی که خود را فعال صنفی می نامند و همچنین حضور شماری از بازنشستگان( اعم کشوری و لشکری)،چند نفر از اعضای جامعه فرهنگیان در این فراخوان حضور داشتند؟ عکس های ارسالی که جنبه نمادین داشت، میگوید هیچ! پس بر هیچ مپیچید که حقیقت، آخرالامر دمش بیرون خواهد زد هر چند چنین لافهایی بر چنین شکست مفتضحانه ای می زیبد!
بسا مثل سال های قبل آسیب شناسی را متوجه بدنه می سازند تا بر قانون شکنی ها، ایدئولوژیکی ساختن مطالبات، بیراهه کشاندن مطالبات، حذف های درون گروهی، جعل حقیقت,سیاسی کاری به جای مطالبه گری و نام را دامی در مسیر مطالبات صنفی قرار دادن ماله بکشند! ( یا رب این نو دولتان را بر خر خودشان نشان!)
🌺 لینک کانال : 👇
https://t.me/showra1
🌹تماس با ما 👇
@kashovranews
سکوت ما مجوز ظلم و سرکوب فعالان است
👈🏽سکوت ما، مجوز ظلم و سرکوب فعالان است
🖍🖍🖍🖍🖍🖍🖍🖍
👈🏽در برابر بازداشت معلمان، کارگران، دانشجویان و فعالان صنفی و سیاسی، سکوت ما نه تنها بیتفاوتی نیست، بلکه مجوزی است برای ادامه سرکوب توسط حکومت. هرگاه معلمی، کارگری یا دانشجویی را به خاطر حقخواهیاش بازداشت میکنند، و ما واکنشی نشان نمیدهیم، حاکمیت جبار تصور میکند با ایجاد ترس و رعب، صدای اعتراض را خاموش کرده است.
👈🏽تا زمانی که ابزار سرکوب را از حکومت نگیریم، این چرخهی ظلم ادامه دارد. راه مقابله با این وضعیت، اعتراض فوری و علنی است. کارشناسان نیز تأکید کردهاند که واکنش سریع و عمومی در لحظهی بازداشت، کلید کاهش دستگیریهاست. اگر در زمان بازداشت ۱۴ نفری که خواستار رفراندوم شدند، خانوادهها، مردم و فعالان جلوی دادگاهها تجمع کرده بودند، حکومت جرأت تکرار چنین برخوردهایی را نمییافت.
👈🏽تنها راه متوقفکردن این ماشین سرکوب، اعتراض همگانی به هر بازداشت است. خانوادهها باید خط مقدم باشند؛ نباید فریب وعدههای توخالی و باجهای حکومت را بخورند. بر خلاف ادعای حکومت، رسانهاینکردن نام زندانی، جرم او را کم نمیکند بلکه فقط حکومت را جسورتر میسازد. در واقع، رسانهای شدن بازداشتها، فشار داخلی و بینالمللی را افزایش میدهد و هزینهی سرکوب را برای حاکمیت بالا میبرد.
شعار "زدی ضربتی، ضربتی نوش کن" باید به عمل درآید. تنها در این صورت است که حکومت طعم مقاومت را میچشد و هزینهی ظلم بالا میرود. در غیر این صورت، سیستم جبار، با تکیه بر ترس، همچنان ادامه خواهد یافت.
👈🏽ما سالانه هزاران کشته در جادهها و به دلیل آلودگی هوا داریم،
اما کسی پاسخگو نیست. اگر همین تلفات در مسیر مبارزه برای آزادی میبود، شاید امروز سرنوشت دیگری داشتیم.
متأسفانه، اکثریتی که زندهاند اما زندگی نمیکنند، میدان را به ظلم واگذار کردهاند.
👈🏽چارهی کار، همبستگی است. تنها با اتحاد میلیونها انسان آگاه، میتوان این دیوار ترس و سکوت را فرو ریخت.
یکشنبه
۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
https://t.me/ghalamemoalem
🖍🖍🖍🖍🖍🖍🖍🖍
👈🏽در برابر بازداشت معلمان، کارگران، دانشجویان و فعالان صنفی و سیاسی، سکوت ما نه تنها بیتفاوتی نیست، بلکه مجوزی است برای ادامه سرکوب توسط حکومت. هرگاه معلمی، کارگری یا دانشجویی را به خاطر حقخواهیاش بازداشت میکنند، و ما واکنشی نشان نمیدهیم، حاکمیت جبار تصور میکند با ایجاد ترس و رعب، صدای اعتراض را خاموش کرده است.
👈🏽تا زمانی که ابزار سرکوب را از حکومت نگیریم، این چرخهی ظلم ادامه دارد. راه مقابله با این وضعیت، اعتراض فوری و علنی است. کارشناسان نیز تأکید کردهاند که واکنش سریع و عمومی در لحظهی بازداشت، کلید کاهش دستگیریهاست. اگر در زمان بازداشت ۱۴ نفری که خواستار رفراندوم شدند، خانوادهها، مردم و فعالان جلوی دادگاهها تجمع کرده بودند، حکومت جرأت تکرار چنین برخوردهایی را نمییافت.
👈🏽تنها راه متوقفکردن این ماشین سرکوب، اعتراض همگانی به هر بازداشت است. خانوادهها باید خط مقدم باشند؛ نباید فریب وعدههای توخالی و باجهای حکومت را بخورند. بر خلاف ادعای حکومت، رسانهاینکردن نام زندانی، جرم او را کم نمیکند بلکه فقط حکومت را جسورتر میسازد. در واقع، رسانهای شدن بازداشتها، فشار داخلی و بینالمللی را افزایش میدهد و هزینهی سرکوب را برای حاکمیت بالا میبرد.
شعار "زدی ضربتی، ضربتی نوش کن" باید به عمل درآید. تنها در این صورت است که حکومت طعم مقاومت را میچشد و هزینهی ظلم بالا میرود. در غیر این صورت، سیستم جبار، با تکیه بر ترس، همچنان ادامه خواهد یافت.
👈🏽ما سالانه هزاران کشته در جادهها و به دلیل آلودگی هوا داریم،
اما کسی پاسخگو نیست. اگر همین تلفات در مسیر مبارزه برای آزادی میبود، شاید امروز سرنوشت دیگری داشتیم.
متأسفانه، اکثریتی که زندهاند اما زندگی نمیکنند، میدان را به ظلم واگذار کردهاند.
👈🏽چارهی کار، همبستگی است. تنها با اتحاد میلیونها انسان آگاه، میتوان این دیوار ترس و سکوت را فرو ریخت.
یکشنبه
۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
https://t.me/ghalamemoalem
اشتراک در:
پستها (Atom)