۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۲, سه‌شنبه

خاطرات خانم معلم‌ ۱۸۸ خاتمی و موج اصلاحات

۱۸۸- خاتمی و موج اصلاحات، روزهایی که مردم ایران به تغییر امید داشتند.

در فروردین ۷۶ پس از اعلام رای دادگاه آلمان در مورد ترور دکتر قاسملو از سران حزب دموکرات کردستان در رستوران میکونوس و مقصر دانستن خامنه ای و رفسنجانی، سفرای اروپایی از ایران خارج شدند و بحرانی دیپلماتیک در روابط اتحادیه اروپا و جمهوری اسلامی پدید آمد.!!

دریکی از روزهای آغاز اردیبهشت ۷۶ دفتردار دبیرستان پاکتی به دستم داد که معلوم بود قبلاً باز شده است.!!. این پاکت  از اداره آموزش و پرورش منطقه چهار بود. نامه ی درون آن از من تحت عنوان معلم نمونه  دعوت کرده بود تا در «روز معلم» در مراسم دریافت لوح تقدیر شرکت کنم. من مدارک لازم برای شرکت در انتخاب معلم نمونه را اسفند ماه ۷۵ به دبیرستان داده بودم. در روز موعود با پسر بزرگم به این مراسم رفتم و پسرم با دوربین عکاسی خود از مراسم و لحظه ی دریافت لوح از دست رئیس منطقه عکس گرفته بود. آموزش و پرورش منطقه ۴ معلم نمونه‌های منطقه را با قطار به مشهد برد. ساختمانی که ما را سه روز در آن سکونت دادند به وزارت آموزش و پرورش تعلق داشت و امکاناتی مثل هتل های شهر داشت. در سالن غذاخوری خانم معلم ها می گفتند:« اسم این محل را «خانه ی معلم» گذاشته اند ولی در تعطیلات نوروز ما و خانواده هایمان را به کلاس های خالی از امکانات مدارس روانه می کنند.» من از مسئول آنجا پرسیدم:« چه کسانی از این مکان استفاده می کنند؟» گفت:« کارکنان حوزه ستادی.»!! به عبارت دیگر« به نام « معلم» و به کام کارکنان  اداری حوزه ی ستادی وزارت آموزش و پرورش»!! 

پس از بازگشت از سفر مشهد باز شاهد جو حاکم انتخابات ریاست جمهوری بر فضای دبیرستان و جامعه شدم. سخنرانی های محمد خاتمی و شعار های انتخاباتی او در خصوص اصلاحات و جامعه ی مدنی، گفتگوی تمدن ها و تغییر ساختاری حاکمیت باعث شده بود تا جامعه و خصوصاً جوانان دانشجو و دانش آموز رویای تغییر در ساختار حاکمیت و جامعه و بهبود وضع آن را در سر بپرورانند. در این روزها مردم به تغییر امید داشتند. مثلا مردم به اطلاعیه ای که در مورد زندگی نامه ی محمد خاتمی بود اشاره می کردند. این اطلاعیه خاتمی و خانواده ی او را اهل یزد و خوش نام معرفی می کرد. از آن جایی که مردم ایران یزدی ها را مردمی با اخلاق و مهربان می دانستند، این ویژگی را هم به شعارهای مثبت  محمد خاتمی افزودند.

من از زمانی که «ابوالحسن بنی صدر»، اولین و آخرین رئیس‌جمهور واقعی کشور را با حیله و نیرنگ و یک کودتای خاموش برکنار کردند، دیگر در هیچ انتخاباتی شرکت نکردم اما در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۷۶ با توجه به شعارهای انتخاباتی محمد خاتمی و سابقه ی درستکاری او و خاندانش در یزد، در روز جمعه ۲ خرداد ۷۶ در انتخابات هفتمین دوره ی ریاست جمهوری اسلامی شرکت کردم و به محمد خاتمی رای دادم.!!

روز شنبه ۳ خرداد ۷۶ در اخبار ساعت ۲ بعد از ظهر پیروزی کامل محمد خاتمی اعلام شد. ۴ خرداد روزنامه همشهری با تیتر درشت در صفحه ی اول نوشت « خاتمی ۲۰/۰۰۰/۰۰۰» و بعد شرح داده بود که «از ۲۹ میلیون و ۷۶ هزار و هفتاد رای ماخوذه آقای سید محمد خاتمی با کسب ۲۰ میلیون و ۷۸ هزار و ۱۷۸ رأی  اکثریت قاطع را به دست آورده است.» میزان رأی ناطق نوری علیرغم تبلیغات رسانه های حکومتی یعنی تلویزیون و روزنامه هایی چون رسالت و کیهان ۷ میلیون و ۲۶۵ هزار و ۸۵۹ رأی بود.!

پیروزی محمد خاتمی شروع دورانی شد که به « دولت اصلاحات » و « دوم خرداد» معروف شد. رسانه های داخلی و خارجی به حضور ۳۰ میلیون نفر از مردم ایران در این انتخابات واکنش‌های زیادی نشان دادند و از جانب طرفداران اصلاحات در کشور، این انتخابات به عنوان « حماسه ۲ خرداد» شناخته شد.

https://t.me/Khaterate_khanom_moalem

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر