۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۱, جمعه

آسیب شناسی قدسی سازی

🔴 آسیب‌شناسی قدسی‌سازی در جنبش‌های سیاسی» 🖍🖍🖍🖌🖌🖌✍✍ تأثیرات روان‌شناختی و جامعه‌شناختی «قدسی‌سازی» بر جریان‌های سیاسی معاصر، به ما کمک می‌کند تا بفهمیم چرا گاهی جنبش‌های مردمی دچار بن‌بست می‌شوند. در مورد طرفداران آقای رضا پهلوی، این پدیده (که گاهی از آن به عنوان «نوستالژی اقتدارگرا» یا «شخصیت‌گرایی مطلق» یاد می‌شود) پیامدهای مشخصی دارد . 👈۱. پیامد قدسی‌سازی بر رفتار طرفداران رضا پهلوی وقتی جایگاه رضا پهلوی از یک «کنشگر سیاسی» یا «نماد ملی» به یک «شخصیت قدسی و فرابشری» تغییر می‌کند، رفتارهای زیر در بدنه طرفداران مشاهده می‌شود : 📌انفعال در انتظار «منجی»: طرفداران به جای سازماندهی شبکه‌ای و افقی، منتظر فرمان یا حرکتی از جانب حاکم/رهبر مفروض می‌مانند. این امر باعث می‌شود ابتکار عمل فردی در جنبش کاهش یابد. ⏪ ناشکیبایی در برابر نقد: هرگونه نقد به عملکرد، استراتژی یا اطرافیان ایشان، توسط طرفداران تندرو به عنوان «خیانت» یا «دشمنی با ایران» تلقی می‌شود. در این فضا، گفتگو جای خود را به طرد و بایکوت می‌دهد. 👈ایجاد «هاله عصمت»: اشتباهات محاسباتی یا سیاسی به عنوان «حکمت» یا «نقشه‌های پیچیده» تفسیر می‌شوند. این موضوع مانع از آن می‌شود که بدنه طرفداران از لیدر خود پاسخگویی بخواهد. ⏪ ۲. آسیب‌های قدسی‌سازی به «جنبش‌های مردمی قدسی‌سازی (چه در مورد یک شخص، چه یک ایدئولوژی) مانند یک سم برای جنبش‌های مدنی و مردمی عمل می‌کند. مهم‌ترین آسیب‌ها عبارتند از : ✔️الف) فروپاشی ائتلاف‌ها جنبش‌های مردمی برای پیروزی نیاز به «تکثر» و «ائتلاف» دارند. وقتی یک جریان، رهبر یا نماد خود را قدسی می‌کند، عملاً راه را بر همکاری با سایر گروه‌ها می‌بندد؛ چرا که گروه‌های دیگر حاضر نیستند زیر بار یک «ارزش مطلق» و غیرقابل نقد بروند. ◀️ ب) ریزش نیروهای نخبگانی نخبگان، روشنفکران و دانشگاهیان معمولاً با «شک» و «پرسش» زنده‌اند. در فضایی که قدسی‌سازی حاکم باشد، این افراد به حاشیه رانده می‌شوند، زیرا نمی‌توانند با جریانی که پرسشگری را معادل توهین می‌داند، همراهی کنند . ◀️ ج) آسیب‌پذیری در صورت حذف رهبر وقتی تمام اعتبار یک جنبش به «قدسیت» یک فرد گره بخورد، با حذف یا تضعیف آن فرد (به هر دلیلی)، کل جنبش دچار فروپاشی یا یاس فلسفی می‌شود. در حالی که در جنبش‌های برنامه‌محور، ایده‌ها جایگزین افراد می‌شوند. 🔻د) بازتولید استبداد بزرگترین آسیب این است که جنبشی که با هدف آزادی آغاز شده، ناخودآگاه ساختارهای استبدادی جدیدی می‌سازد. قدسی‌سازی در اپوزیسیون، تمرینی است برای تمامیت‌خواهی در آینده؛ یعنی همان ساختاری که جنبش قصد تغییر آن را داشت، دوباره با نامی جدید متولد می‌شود ↩️ نکته پایانی: «در نهایت، نباید از یاد برد که یکی از موانع بنیادین توسعه سیاسی در ساختار جمهوری اسلامی، قدسی‌سازی شخصیت‌ها بوده است؛ فرآیندی که با ایجاد حصاری نفوذ ناپذیر پیرامون کارگزاران قدرت، هرگونه نقد را مسدود و اصلاحات را ناممکن کرد. اکنون، بازتولید همین الگوی قدسی‌سازی در میان طیف‌های افراطی طرفدار پهلوی، هشداری جدی برای آینده است. تکرار این رویکرد، نه تنها گامی به سوی دموکراسی نیست، بلکه با بازتولید استبداد در قالبی جدید، بزرگترین ضربه را به بدنه جنبش‌های مردمی و آرمان آزادی‌خواهی ایرانیان وارد می‌کند.» برای اینکه یک جنبش مردمی به دموکراسی ختم شود، باید بتواند از «شخص‌محوری قدسی» عبور کرده و به «برنامه‌محوری» و «نهادسازی» برسد. جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ https://t.me/ghalamemoalem https://chat.whatsapp.com/Bj5iySJauaL6yKJEPRPS05?mode=gi_t mohammad@khaksari.org

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر