۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۵, جمعه

ترلزوی قدرت در پرتو نظریه ماکس وبر

تراژدی قدرت: واکاوی ستیز ایران، آمریکا و اسرائیل در پرتو نظریه ماکس وبر جامعه شناس آلمانی 🖍🖍🖌🖌✍✍ ماکس وبر جامعه شناس اهل کشور آلمان بود و بخش بزرگی از زندگی خود را به عنوان یک استاد دانشگاه برجسته سپری کرد. او در دانشگاه‌های معتبری از جمله هایدلبرگ، فرایبورگ و مونیخ به تدریس در رشته‌های اقتصاد، حقوق و جامعه‌شناسی پرداخت «ماکس وبر، از پیشگامان نظریه ستیز، جامعه را نه یک کل هماهنگ، بلکه عرصه‌ای بی‌پایان برای نبرد قدرت و تحمیل اراده‌ها بر یکدیگر می‌دانست. او با پیوند دادن مفهوم سیاست به خشونت مشروع و مبارزه برای بقا، معتقد بود که کنشگران سیاسی میان دوگانه آرمان‌گرایی مطلق و «اخلاق مسئولیت» درگیرند. از نگاه او، نظم اجتماعی همواره محصول موقتیِ پیروزی در نبرد هایی است که در سطوح طبقاتی، منزلتی و ملی رخ می‌دهند.» ◀️ ۱. اخلاق مسئولیت در برابر اخلاق غایی از نظر ماکس وبر، تراژدی سیاست در تضاد میان دو نوع اخلاق نهفته است: ⏪ اخلاق غایی فرد فقط به اصول و آرمان‌های خود (مثل عدالت، مذهب یا ایدئولوژی) فکر می‌کند و معتقد است «هدف وسیله را توجیه می‌کند». در این حالت، اگر نتیجه فاجعه‌بار باشد، فرد مسئولیت را به گردن دنیا، حماقت دیگران یا اراده الهی می‌اندازد. اخلاق مسئولیت : سیاستمدار باید عواقب پیش‌بینی‌پذیر کنش خود را بپذیرد. او می‌داند که برای رسیدن به خیر، گاهی باید با «نیروهای شیطانی» (خشونت) دست‌وپنجه نرم کند و نمی‌تواند از زیر بار مسئولیت خون‌های ریخته شده شانه خالی کند. در سناریویی جنگ آمریکا، اسرائیل، ایران ، به نظر می‌رسد هر سه طرف درگیر جنگ آمریکا، اسرائیل، ایران در یک «اخلاق غایی» گرفتار شده‌اند؛ یعنی هر کدام خود را محق می‌دانند و کشته شدن غیرنظامیان را هزینه‌ای ناگزیر برای رسیدن به اهداف والاتر (مثل امنیت ملی، آزادی یا دفاع مشروع) تلقی می‌کنند، بدون آنکه مسئولیت مستقیم عواقب انسانی آن را بپذیرند. 👈۲. نبرد برای بقا و سیاست قدرت ماکس وبر معتقد بود سیاست بین‌الملل، نبردی همیشگی برای قدرت است. در این مثلث آمریکا، اسرائیل، ایران : آمریکا و اسرائیل: بر اساس منطق «قدرت» وبر، تلاش می‌کنند هژمونی و موازنه قوا را به نفع خود حفظ کنند. ایران: در تلاش است تا با ایجاد نفوذ منطقه‌ای، دایره قدرت خود را گسترش دهد. از دید ماکس وبر، وقتی دولت‌ها در وضعیت «نبرد برای بقا» قرار می‌گیرند، اخلاق فردی جای خود را به «مصلحت دولت» می‌دهد. در این حالت، عدم پذیرش عواقب (مانند کشته شدن غیرنظامیان) ناشی از این است که دولت‌ها نگرانند پذیرش مسئولیت، به معنای ضعف سیاسی یا شکست در نبرد قدرت تلقی شود. 🖍۳. فقدان اقتدار مشروع بین‌المللی وبر نظم اجتماعی را حاصل «سلطه مشروع» می‌دانست. در فضای بین‌المللی فعلی، به دلیل اینکه هیچ قدرت یا نهاد واحدی وجود ندارد که هر سه کشور (ایران، آمریکا و اسرائیل) مشروعیت آن را به طور کامل بپذیرند، رابطه آن‌ها در سطح «نبرد خالص» باقی مانده است. وقتی «حق» با «قدرت» تعریف شود، پاسخگویی معنای خود را از دست می‌دهد؛ زیرا هر طرف، طرف مقابل را «جنایتکار» و خود را «قربانی» یا «مجری عدالت» می‌بیند. 🖍۴. در نهایت از دیدگاه وبر اگر ماکس وبر امروز زنده بود، احتمالاً می‌گفت: سیاست بدون لکه خون ممکن نیست: او سیاستمداران را هشدار می‌داد که با ورود به عرصه سیاست، با شیطان پیمان بسته‌اند. ↙️ فرار از مسئولیت: دولت‌هایی که عواقب کشتار غیرنظامیان را نمی‌پذیرند، از نظر ماکس وبر فاقد «بلوغ سیاسی» لازم برای رهبری در یک دنیای مدرن و عقلانی هستند. تکرار چرخه ستیز: تا زمانی که قدرت تنها زبان مشترک باشد، نبرد دائمی خواهد بود و صلح تنها یک «آتش‌بس موقت» در جریان یک مبارزه ابدی است. محمد خاکساری هفته نامه قلم معلم جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ https://t.me/ghalamemoalem https://chat.whatsapp.com/Bj5iySJauaL6yKJEPRPS05?mode=gi_t mohammad@khaksari.org

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر