۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۴, پنجشنبه
فقدان مشروعیت عقلانی در نظام های وراثتی
🔴 فقدان «مشروعیت عقلانیـقانونی»
در نظامهای وراثتی
🖍🖍🖍🖌🖌🖌✍✍
↩️از منظر یورگن هابرماس،
جامعه شناس آلمانی
در جوامع مدرن مشروعیت نمیتواند بر ارکان «سنت» یا «نسببرداری» استوار باشد.
او معتقد است قدرت سیاسی
تنها زمانی واجد مشروعیت است
که از دل فرآیندهای دموکراتیک، گفتگوی آزاد و صندوق رأی
برآمده باشد. تکیه بر نهاد سلطنت
با مبانی
«عقلانیت ارتباطی» هابرماس که بر نفی امتیازات پیشینی و نابرابریهای ساختاری تأکید دارد، در تضاد بنیادین است
هابرماس در نظریه «کنش ارتباطی»، مشروعیت را محصول تفاهم جمعی
در یک «زیستجهان» آزاد میداند. در این چارچوب، حقوق حاکمیت
نه یک امتیاز موروثی، بلکه قراردادی سیال است که باید
در یک «حوزه عمومی»
بدون اجبار، مدام بازتولید شود. بنابراین، هرگونه اقتدار که خارج
از این فرآیند استدلالی و صرفاً
بر اساس «خون» یا
«فرّه ایزدی» تعریف شود،
از نظر عقلانیت مدرن دچار
«بحران مشروعیت» است.
۳. شعر از نسیم شمال
(اشرفالدین قزوینی)
سید اشرفالدین قزوینی،
مدیر روزنامه «نسیم شمال»، از شاعران بلند آوازه عصر مشروطه بود که با زبان طنز و عامیانه،
علیه استبداد موروثی و برای حاکمیت قانون میسرود. شعر زیر به خوبی
بر نفی قدرت مطلق موروثی و لزوم حاکمیت مجلس و قانون
(عقلانیت جمعی)
تأکید دارد
دست بزن بر آن سر که
در او هوای نیست
قانون به غیرِ مجلس و حُکمِ خدای نیست
ای آنکه دم ز سلطنتِ جاوِدان زنی
این ملک، ملکِ توست؟
نه! ملکِ خدای ماست
حرفی بزن که ملت از آن باخبر شود
فکری بکن که تودهی مردم ثمر شود
حق با نظام و مصلحت
و رأیِ ملت است
هر کس خلافِ این کُند،
عینِ جهالت است
پنجشنبه
۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
https://t.me/fmphl
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر