۱۴۰۵ مهر ۱۳, دوشنبه
خاطرات خانم معلم -۲۱۱ از صدای نقاره تاحرم
۲۱۱ـ« از صدای نقاره های حرم تا آغاز سالی پرحادثه »
با نزدیک شدن به پایان سال ۷۷ یعنی اسفند ماه، برنامه ی « خانه تکانی» را هم به فهرست کارهایی که باید انجام می شد اضافه کردم. شستن پرده ها، پاک کردن شیشه های پنجره و… را به روزهای فراغت خود از تدریس در دبیرستان و روزهای جمعه تقسیم کردم. بعضی از کارها را هم به محمد و پسرانم محول نمودم. وقتی « خانه تکانی» انجام شد نوبت به برنامه ریزی مسافرت ایام عید رسید.
محمد معرفی نامه جهت سکونت در مدارس را از اداره آموزش و پرورش منطقه گرفت. صبح روز ۲۷ اسفند مسافرت نوروزی ما آغاز شد. طبق معمول شب به هر شهری می رسیدیم در مدرسه ای ساکن می شدیم. گاه در بین راه بارش باران یا برف حرکت ما را آهسته تر می کرد. قبل از رفتن به مشهد، در شهر نیشابور به آرامگاه خیام، کمال الملک و عطار می رفتیم و پس از ادای احترام به این بزرگان راهی مشهد می شدیم.
شنبه غروب به مشهد رسیدیم و پس از رفتن به محل آموزش و پرورش و گرفتن معرفی نامه جهت سکونت در مدرسه، راهی آنجا شدیم. سعی کردیم زود مستقر شویم. پس از خوردن یک شام سبک خوابیدیم تا صبح زود به حرم امام رضا برویم. لحظه ی سال تحویل در روز یکشنبه اول فروردین ۱۳۷۸در ساعت ۵ و ۱۵ دقیقه و ۴۸ ثانیه اعلام شده بود.
صبح زود بیدار و راهی حرم شدیم. چون هوا سرد بود سعی کردیم در محلی سرپوشیده قرار بگیریم. پس از خواندن دعا و تحویل سال و تبریک عید به اعضای خانواده و شنیدن صدای نقاره ها همان جا نماز صبح را هم خواندیم و سپس به مدرسه برگشتیم. آن روز به طوس و آرامگاه فردوسی رفتیم. مردم زیادی را در آنجا دیدیم که در جاهای مختلف می ایستادند و عکس یادگاری می گرفتند.
سه شبانه روز مشهد ماندیم و از اماکن مختلف دیدن کردیم و بعد از آن چون سال های گذشته به سمت خوزستان روانه شدیم. دید و بازدید هایی در اهواز و بهبهان با فامیل انجام شد. سپس راه بازگشت به تهران را پیش گرفتیم و روز سیزده بدر در تهران بودیم.
با بازگشایی مدارس خانواده ی ما با انرژی کامل راهی مدرسه شد. من و محمد برای تدریس و پسرانم برای تحصیل.
یک هفته از بازگشایی مدارس و رفتن ما به مدرسه می گذشت که اولین واقعه ی سیاسی سال جدید در روز شنبه۲۱ فروردین ۷۸ اتفاق افتاد. شب در برنامه اخبار تلویزیون، خبر ترور علی صیاد شیرازی معاون رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران را شنیدیم. همچنین در اخبار گفته شد که «صیاد شیرازی ساعت ۶/۴۵ صبح هنگام خروج از خانه و رفتن به محل کار، توسط کسی که لباس پاکبان به تن داشته با گلوله به شدت زخمی شده و پس از انتقال به بیمارستان به شهادت رسید.» سپس سازمان مجاهدین را مسئول این ترور معرفی کردند. البته در اخبار تلویزیون، این سازمان را سازمان منافقین می گفتند.
۱۱ اردیبهشت ۷۸ مجلس پنجم به ریاست ناطق نوری، عطاءالله مهاجرانی وزیر ارشاد اسلامی دولت خاتمی را استیضاح کرد. نمایندگان استیضاح کننده که بیشتر جناح اقلیت و منتقد دولت بودند، به گسترش تساهل و تسامح در حوزه فرهنگ و هنر و حمایت وزارت ارشاد از آزادی مطبوعات و انتشار برخی روزنامهها اعتراض داشتند ولی سرانجام مهاجرانی رای اعتماد مجلس را به دست آورد.
سال ۱۳۷۸ برای من و خانوادهام با حال و هوای معنوی حرم امام رضا، سفر و دیدار با فامیل آغاز شد؛ اما هنوز یک هفته از بازگشایی مدارس پس از تعطیلات عید نوروز نگذشته بود که خبر ترور صیاد شیرازی، فضای جامعه را دگرگون کرد. در کنار این حادثه، اختلافات سیاسی و فرهنگی دولت و مجلس نیز بیشتر خود را نشان می داد.
آن روزها نمی دانستیم سالی را آغاز کرده ایم که قرار است حوادث تلخ و شیرین بسیاری را در خاطرات ما و در تاریخ کشور به یادگار بگذارد؛ حوادثی که هر کدام فصل تازه ای از آن روزگار را رقم زدند.
https://t.me/Khaterate_khanom_moalem
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر