۱۴۰۵ تیر ۲, سه‌شنبه

خاطرات خانم معلم در هیاهوی زندگی و سیاست

۱۹۲ـ« در هیاهوی زندگی و سیاست» در شهریور ۷۶ محمد، دومین پسرمان را در هنرستان و رشته ی کامپیوتر ثبت نام کرد. در این ماه علاوه بر لوازم تحریر، یک دستگاه کامپیوتر هم به قیمت ۴۰۰ هزار تومان برای او خریدیم. او اولین نفر در بین بچه های فامیل بود که صاحب کامپیوتر شده بود. سال تحصیلی ۷۷ـ۷۶ با نواختن زنگ یک مدرسه و طرح «پرسش مهر» توسط محمد خاتمی رئیس جمهور آغاز شد. من در چهل و دومین سال زندگی ام ناگزیر بودم از خانه ام در منطقه ی یک به منطقه ی چهار و در هنرستان دخترانه ای در محله ی « قنات کوثر» تدریس کنم. در این سال، روزهای من با نظمی فشرده و در مسیر رفت و برگشت طولانی تر سپری می شد. پسر دوم را در ابتدای خیابان شریعتی از ماشین « رنو» پیاده می کردم تا او خودش را به هنرستانش برساند. پسر اولم را به دبیرستانش می رساندم و پسر کوچکم را به مهد کودک آموزش و پرورش تحویل می دادم. بعد خود را به محله « قنات کوثر» و هنرستان می رساندم. خانم مدیر و همکاران این هنرستان با روی خوش با من برخورد می کردند. مدرسه چند طبقه، نوساز و کاملا تمیز و مرتب بود. چندین رشته ی درسی در این هنرستان وجود داشت. پس از تعطیلی هنرستان، خود را به مهد کودک پسر کوچکم می رساندم و پس از تحویل گرفتن او به دبیرستان پسر بزرگم می رفتم و او را سوار می کردم و به سمت خانه می راندم. پسر دوم خودش به خانه برمی گشت. ۲۳ آبان ۷۶ آغاز حصر آیت الله منتظری ـ آقای منتظری همان روحانی که زمانی قرار بود نایب خمینی باشد، پس از سخنرانی های او در مخالفت با اعدام مخالفان رژیم و عملکرد برخی از نهادهای نظام، خود نیز مورد غضب قرار گرفت و از مقام نیابت خمینی خلع شد، اودر شش ماه اول ریاست جمهوری محمد خاتمی، نظر خود را در مورد بن بست بین خامنه ای رهبر و محمد خاتمی ریاست جمهور مطرح کرد و از محمد خاتمی خواست یا استعفا دهد یا در مقابل رهبری بایستد.! بیان این نظریه باعث شد تا وابستگان حکومت و حتی اصلاح طلبان و مجمع روحانیون مبارز که حامی خاتمی بودند و حتی مهدی کروبی علیه منتظری موضع‌گیری کنند و طبق معمول راهپیمایی های حکومتی در کشور برگزار شد و به این ترتیب مقدمات « حصر خانگی » آیت الله منتظری انجام شد. خامنه ای طی یک سخنرانی در مورد آقای منتظری چنین گفت:« خیال نکنند که اگر آمدند و چند نفر آدم ساده لوح و معمم را وادار کردند که حرفی بزنند، ما اشتباه می کنیم و خیال می کنیم که دشمن ما این‌ها هستند. … خبر غلط و حرف دروغی را به فلان آدم بیچاره و مفلوک بدهند و او خیال کند که اوضاع و احوال به صورتی است که باید حالا حرفی زد؛ خودش و دیگران و زن و بچه خود را به بلا بیندازد.!!! … این ها به مردم خیانت کردند. به انقلاب و به کشور خیانت کردند و البته باید در چارچوب قانون با این ها رفتار شود.» آیت الله منتظری که استاد خامنه ای در حوزه علمیه قم بود پس از این سخنرانی در ۲۳ آبان ۷۶ به حصر رفت و ارتباطش با جهان خارج قطع شد. ۲۵ آبان ۷۶ خانم «ش» همان حاجیه خانم سالخورده، که پسر و عروس و نوه اش در خانه ی او زندگی می کردند، به مناسبت سالگرد همسر مرحومش مجلس یادبودی در خانه اش برگزار کرد. از من و سایر همسایگان دعوت کرده بود. پس از مراسم، صحبت از مسائل روز و حصر آقای منتظری شد. این خانم گفت :« از بین هزاران آخوندی که در قم هستند، یک نفر حرف حق زده اما همین را هم در خانه اش زندانی کرده اند.»! چند خانم سالخورده دیگر سخن او را تایید کردند. این خانم ها اگر‌چه تحصیلات چندانی نداشتند، اما درک اجتماعی و دید روشنی از مسائل جامعه داشتند و در مورد آن اظهار نظر می کردند. این ویژگی اخلاقی آنان سبب می شد تا من در دوستی با آنان ثابت قدم باشم. https://t.me/Khaterate_khanom_moalem

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر