۱۴۰۵ فروردین ۱۱, سه‌شنبه

فریاد دیوار های بلند

🔴 فریادِ دیوارهای بلند ما وارثانِ حنجره‌های شکسته ایم باید که در تلاطمِ این بغضِ بی‌امان ما بانگِ آن ستاره‌نشینانِ خسته ایم آن‌ها که پشتِ هیبتِ دیوار صوتِ سپیدشان در انزوایِ آهن و سیمان، خفه شده‌ست. باید که بی‌هراس از دردِ تیره، از شبِ زندان سخن بگوییم؛ وجدانِ خفته را با تازیانه‌ی کلماتِ جسورِ خویش باید که وا نهیم به بیداری. مقصودِ ما یکی‌ست: این‌که اهرمِ سرکوب این‌که فشارِ کهنه‌ی زندان در مشت‌های بسته‌ی‌شان خرد می‌گردد؛ باید که موریانه‌ی عصیان بر جانِ ترس افتد و دیوار، ریزد. باید که کوچه لبریز شود از صدای ما: «دیگر حصار و بند سدّی میانِ میلِ رهایی و ما نبود...» تنها رفیقِ راه! دستانِ گرمِ ماست که پشتوانه‌ی جگرِ سوخته‌ی خانواده‌هاست؛ وقتی که نان و مهر بر سفره‌های بی‌کسی‌شان روانه است، زندانی از ورایِ مشبک‌های تیره رنگ حس می‌کند که جامعه، هم‌پایِ دردِ اوست. این است اتحاد پیکارِ ما برایِ شکستن پیکارِ ما برایِ شکفتن چهارشنبه ۱۲ فرودین ۱۴۰۵ https://t.me/AshaareAngizeshi

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر