۱۴۰۵ فروردین ۲, یکشنبه

جزیره های دور

🔴 جزیره‌های دور نه سقفی، نه ستونی نه پیوندی که برخیزد از آن دیواره‌ای محکم در این پهنه، هر آن کس در حصار خویش محبوس است. کدامین دست، این پراکندگی را جمع خواهد کرد؟ کدامین واژه، پل خواهد شد میان این جزیره‌ها؟ دریغا، مرجعی در کار نیست! نه قانونی که بر کرسی نشیند، نه ميزانی که عدلش نقشِ پیوندِ میانِ ما شود فردا. در این تکرارِ تنهایی، هر آن کس زانویِ خود را بغل بگرفته در بن‌بستِ فکرهایش یکی در راهِ خود می‌تازد و آن دیگری در راهِ خود باقی‌ست و گاهی دست‌های ما، به جایِ لمسِ یکدیگر به رویِ هم گره گشته‌ست. چه می‌گوییم از پیمان؟ چه می‌گوییم از یاری؟ زمانی که من و تو، غرق در اوهامِ «فرد‌محور» . و می‌ترسیم... بلی، می‌ترسیم از تقسیمِ این میراثِ پوشالی! که مبادا سهمِ ما، در شوره‌یِ این قدرتِ نمادین، کمی لرزان شود یا بگذرد از دست. همه از اتحاد و همدلی لبریز و سرشاریم ولی در وقتِ بخشش، دریغ از ذره‌ای باور به این «شورا» دریغ از نیم‌گامی سویِ یکدیگر! «ولی با این همه، خورشید در راه است و می‌داند که روزی این جزیره‌ها، به دستِ هم پیوند می‌ماند.» یکشنبه دوم فرودین ۱۴۰۴ https://t.me/AshaareAngizeshi

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر