۱۴۰۵ فروردین ۵, چهارشنبه
اعتصاب سلاحی که به کار گرفته نشد
🔴 اعتصاب؛ سلاحی که به کار گرفته نشد: چگونه سازماندهی میتوانست مانع جنگ شود؟
🖍🖍🖍🖌🖌🖌✍✍✍
از تراژدی ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴
تا بنبست جنگ؛ چرا صدای کارشناسان در غوغای
«زنده باد و مرده باد» گم شد؟
مقدمه:
سیاست؛ فراتر از هیجان
سیاست نه صحنه نمایش است و نه میدان تخلیه هیجانات آنی. سیاست، علمِ قدرت و موازنه قوا است.
سالهاست که نخبگان و کارشناسان هشدار میدهند که سرنگونی یا تغییر یک ساختار بسته با شعارهای تند و رفتارهای پراکنده در خیابان ممکن نیست. همانطور که صادق هدایت در «توپ مرواری» با نگاهی تیزبین از زودباوری و رفتارهای جمعی افراطی برخی از ایرانیان انتقاد میکرد، امروز نیز شاهدیم که چگونه جوّ هیجانی، راه را بر عقلانیتِ تشکیلاتی بست.
۱
↩️ ۱. توهم خیابان در برابر واقعیتِ سرکوب
نیروی سرکوب برای «خیابان» آموزش دیده است. زرادخانه، تاکتیکهای مهار و لجستیک نظامی همگی برای مقابله با معترض در میدان طراحی شدهاند. فاجعه ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴ نشان داد که اصرار بر حضور بیدفاع در برابر تیربار، بدون داشتن ابزار فشار جایگزین، تنها به ناامیدی عمومی و باز شدن پای گزینههای مخربتر میانجامد
۲
🔻۲. اعتصاب سراسری:
پاشنه آشیل سیستم
اعتصاب، قدرتمندترین ابزار غیرخشونتآمیز در دست ملتهاست. برخلاف خیابان، نیروی سرکوب برای مقابله با «صندلیهای خالی» و «چرخهای متوقف تولید» دورهای ندیده است. بیایید به اعداد نگاه کنیم:
بیش از ۱۳۶ هزار کارخانه
حدود ۱۲۰ هزار مدرسه و بیش از
۲ هزار دانشگاه
بیش از ۲ میلیون واحد صنفی و کسبه
اگر تنها نیمی از این توان عظیم اقتصادی و خدماتی دست به اعتصاب میزد، ماشین دولت از کار میافتاد. هزینه سرکوبِ دو میلیون واحد صنفی یا صدها هزار کارگر، برای هر حکومتی غیرممکن است. اعتصاب، «قدرت واقعی» را از نوک اسلحه به کف جامعه منتقل میکند
۳
◀️ ۳. مهندسیِ ناامیدی و ظهور پروژههای جایگزین
چرا اعتصاب سراسری اتفاق نیفتاد؟ بخشی از اپوزیسیون با اصرار
بر اعتراضات خیابانی و مخالفت با استراتژی اعتصاب، عملاً مردم را به مسلخ فرستادند
.
واقعه ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴،
نه یک اتفاق ساده، بلکه به نظر میرسد بخشی از یک سناریوی بزرگتر بود؛ سناریویی برای ناامید کردن مردم از تغییر داخلی و آمادهسازی افکار عمومی برای مداخله نظامی بود
.
حتی هشدارهای کسانی مانند
«حامد شیبانیراد»
(دبیرکل حزب ایران نوین) که سلطنت طلبان جدا شده است
به رضا پهلوی درباره آمادگی سپاه برای شلیک مستقیم، نادیده گرفته شد. این اصرار بر حضور بیبرنامه در برابر تیربار، راه را برای کسانی هموار کرد که به دنبال تغییر از طریق جنگ و مداخله خارجی بودند،
نه قدرتِ مردم.
✔️۴. جنگ؛ فاکتورِ سنگینِ نادیده گرفتن کارشناسان
امروز که در آتش جنگ میسوزیم، باید بپرسیم:
مسئولیت این خرابیها با کیست؟
اگر بعد از حوادث سال ۸۸، اعتصاب سراسری به جای درگیریهای پرهزینه خیابانی در دستور کار قرار میگرفت، شاید امروز شاهد این حجم از تلفات و ویرانی نبودیم و کشتار در خیابان نبودیم
.
واقعیت تلخ این است که در شکلگیری این وضعیت، مثلث ایران، اسرائیل و آمریکا هر کدام سهمی دارند؛
اما سهم بزرگتر متعلق به کسانی است که با ترویج هیجان به جای سازماندهی، مانع از شکلگیری یک جایگزین قدرتمندِ داخلی شدند
.
📌در پایان
: بازسازی، دههها زمان میبرد
ویرانیهای حاصل از جنگ، حداقل به ۱۰ سال زمان برای بازسازی نیاز دارد. این بهای سنگینِ «نشنیدن» صدای کارشناسان است.
حکومتی که میتوانست با اعتصابات گسترده و فلجکننده، بدون شلیک یک گلوله به عقبنشینی واداشته شود، اکنون درگیر جنگی شده است که برنده ندارد
.
زمان آن رسیده که بپذیریم:
با «زنده باد» و «مرده باد» هیچ سیستمی پایین نمیآید؛ تغییر، محصول تشکلیابی، سازماندهی و اعتصاب است، نه آشوب و جنگ
سه شنبه
۵ فرورین ۱۴۰۵
نوروزتان پیروز
https://t.me/ghalamemoalem
https://chat.whatsapp.com/Bj5iySJauaL6yKJEPRPS05?mode=gi_t
mohammad@khaksari.org
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر