۱۴۰۴ بهمن ۱۴, سهشنبه
بزگنمایی رضا پهلوی رسانه های اسراییل
گزارش سایت الجزیره در باره کمپین پروپاگاندای رسانه ای ومجازی اسرائیل برای بزرگ نمایی و پروموت نمودن رضا پهلوی
Source: Al Jazeera https://share.google/b14YxAybR32JgIzfz
۱۴۰۴ بهمن ۱۳, دوشنبه
زوال حکومت ۱۲۰ ساله مغول ها
زوال
حكومت ١٢٠ ساله
مغولها در ایران
از یک روستا شروع شد.
۱۲۰ سال
مغولها هرچه خواستند در ایران کردند،
جنایتی نبود که
از آن چشم پوشیده باشد.
از کشتن ۱۰۰هزار نفر در یک روز
گرفته
تا تجاوز و غارت برخی از قبایل.
مغولها
پس از فتح ایران
ساکن خراسان شدند
و چون بیابانگرد بودند،
در شهرها زندگی نمیکردند.
مغولها
همه گونه حقی داشتند،
مجاز بودند
هرکه را خواستند بکشند،
به هرکه خواستند تجاوز کنند
و هر چه را خواستند غارت کنند.
ایرانیان
برایشان برده نبودند،
"احشام بودند"
در تاریخ دورهٔ مغول
چنان یأسی
میان مردم ایران وجود داشت
که حتی
در برابر کشتن خودشان هم
مقاومت نمیکردند
*ابن اثیر مینویسد:*
یک مغول
درصحرایی به ۱۷ نفر رسید
و خواست همه را با طناب ببندد
و بکشد
هیچکس جرات نکرد مقاومت کند
جز یک نفر
که همان یک نفر
او را کشت...!
داستان
از *روستای باشتین*
و دو برادر
که همسایه بودند
شروع میشود
چند مغول بیابانگرد
به خانهٔ این دو میروند
و زنان و دخترانشان را
طلب میکنند
برخلاف
رویه عادی ۱۲۰ سال قبلش
دو برادر
مقاومت میکنند
و مغولان را میکشند
مردم باشتین
اول میترسند
ولی
مرد شجاعی بنام عبدالرزاق
دعوت به ایستادگی میکند.
خبر
به قریههای اطراف میرسد
حاکم سبزوار
مامورانی را میفرستد
تا
دو برادر را دستگیر کنند
عبدالرزاق با کمک مردم روستا
ماموران را نیز میکشد.
در نهایت
حاکم سبزوار
سپاهی چندصد نفره را
به باشتین میفرستد،
ولی حالا
خیلیها جرأت مقاومت پیدا میکنند.
عبدالرزاق
فرمانده قیام میشود
در چند روستا،
مردم
مغولان را میکشند
و خبرهای
"مغولکشی"
کمکم زیاد میشود.
عبدالرزاق
نام
*سربداران*
را
بر سپاهیان از جان گذشتهاش میگذارد.
فوج فوج
مردمانِ بستوه آمده از ستم مغولها
به باشتین میروند
تا به عبدالرزاق بپیوندند
و در برابر
سپاه ارغونشاه
(حاکم سبزوار) بایستند.
عبدالرزاق
بر ارغونشاه پیروز میشود
و سبزوار
فتح میگردد
و پس از ۱۲۰ سال
ایرانیان
بر مغولها فائق میشوند.
آنروز حتماً پرشکوه بوده است.
طغای
تیمور ایلخان مغول
یک ایلچی مغول را میفرستد
تا سربداران از او اطاعت کنند
سربداران
او را هم میکشند
و به جنگ طغای میروند
و او را شکست میدهند
و این
نقطهٔ پایان
ایلخانان مغول است.
*سیف فرغانی*
که از
*شعرا و مشایخ قرن هفتم و هشتم هجری بود*
این قصیده را
خطاب به سپاهیان مغول سروده است:
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایام ناگهان
بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد
آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام
بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
این تیزی سنان شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت
هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت
ناچار کاروان شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
*آنکس که اسب داشت غبارش فرو نشست*
*گرد سُم خران شما نیز بگذرد*
بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم
تا سختی کمان شما نیز بگذرد
*در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت*
*این عوعو سگان شما نیز بگذرد.*
لطفا برای تقویت سواد تاریخی جامعه به اشتراک بگذارید تا همگان آگاه شوند !....
فواره پول ریشه ها خشک
🔴فوارههای پول، ریشههای خشک
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
در هیاهوی سالهای دور
آن زمانی که نفت، چون چوبی از طلا جاری بود
بیست و دو میلیاردِ هر ساله
میرسید از چاه...
اما دریغ، از برایِ نانِ دهقانان، خیالی هم نبود.
سهمِ روستا:
خاک بود و تشنگی و جادههای بیعبور
سهمِ شهر:
برجهای پر غرور
هتلهایی که در رؤیایِ غربت ایستاده بودند.
شاه، در اندیشهیِ پرواز با بالِ عقابانِ فلزی بود
انبارها لبریز شد از آهن و از آتش و باروت
او نمیدید...
که در هر گوشهیِ این خاک
شصت درصد مردمِ این مرز، در رنجاند
در پیِ سهمی زِ آبادی و فرهنگاند.
ناگهان، سیلِ مهاجر سویِ شهر آمد
با چمدانهایی زِ فقر و ناامیدیها
حاشیه، چون وصلهای ناجور بر پیراهنِ تهران
قد کشید و ریشه زد در بطنِ بیزاری.
کارشناسان لب فرو بستند و او نشنید
پندِ یاران را
او که خود میساخت با اصرار
بستری بهرِ فروپاشی...
انقلاب، آن بغضِ پنهان بود
کاخر از انبارِ باروتِ غلطکاری، زبانه کشید؛
شعلهای از سالها تبعیض و از نسیان
یکشنبه
۱۲ بهمن ۱۴۰۴
https://t.me/AshaareAngizeshi
اشتراک در:
نظرات (Atom)