۱۴۰۴ بهمن ۱۸, شنبه
در سایه دیوار های سنگی
🔴 در سایهی دیوارهای سنگی
در راهروهایِ مهآلودِ ادارات،
آنجا که قانون،
پشتِ میزهایِ جلال وُ جبروت،
زانو زده بود؛
عدالت، واژهای غریب و بیصدا،
در کشویِ سنگینِ رشوهها حبس میشد.
نه از شایستگی نشانی بود،
نه از اهلیت خبری؛
تنها طنابِ «رابطه» بود
که از چاهِ ناتوانی،
نابلدان را به قله میرساند.
در شهر،
آنجا که چراغهای دربار
از فرطِ شوکت، چشم را میزد،
سفرهها از بویِ انحصار وُ رانت، رنگین بود.
دستانِ نزدیکان،
نبضِ تجارت را در مشت میفشرد
و پروژههایِ بزرگ،
چون غنیمتی، میانِ «خواص» تقسیم میشد.
اما کمی دورتر...
در حاشیهیِ سردِ شهر،
یا در دلِ روستاهایِ از یاد رفته،
شکافی بود عمیق؛
دهانی باز که فقر را فریاد میزد.
ثروت، در چنگالِ نخبگانِ متکبر،
و نان، در سفرهیِ فرودستان،
کمیابتر از مروارید!
میانِ کاخهایِ مرمرین وُ کوخهایِ گلی،
پلی نبود جز خشم؛
و اینگونه بود
که در رگهایِ شهر،
بذرِ کشت نارضایتی،
قد میکشید
شنبه
۱۸ بهمن
۱۴۰۴.
https://t.me/AshaareAngizeshi
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر