۱۴۰۴ بهمن ۱۷, جمعه

حاطرات خانم معلم‌۱۹۱‌ روابنی از تظاهرات کرمانشاه

۱۸۱- «روایتی از آذر خونین در تظاهرات کرمانشاه تا همدلی در کلاس درس» ۱۵ آذر ۷۵ من خبرهایی در مورد تظاهرات مردم کرمانشاه شنیدم. یکی از همسایگان که کرمانشاهی و ساکن تهران بود می گفت:« یک مفتی مذهب شافعی که امام جمعه و خطیب مسجد جامع شافعی بود، روز ۱۱ آذر، حکومت سرش را زیر آب کرده اما با وجود اعلام نظر پزشکی قانونی مبنی بر کشته شدن او به وسیله ی آمپول سم، این مسئله را تکذیب و اعلام کرده که او به مرگ طبیعی مرده است.!!! در روز ۱۳ آذر روز خاکسپاری، مردم در اعتراض به کشته شدن او تظاهرات می کنند. یگان های نظامی با مردم مقابله می کنند و به این ترتیب اعتراضات در شهرهای کردنشین هم گسترش پیدا می کند. کرمانشاه یک هفته تعطیل می شود و تعدادی از معترضان کشته، زخمی و زندانی می شوند.»!! بعد معلوم شد که تعداد کشته شدگان در شهر پاوه ۲۶ نفر، در شهر جوانرود ۱۷ نفر و در روانسر ۱ نفر است.!! سپس در روزنامه ی جمهوری اسلامی ۲۶ آذر ۷۵ بیانیه‌ای از سوی ۱۵ نفر از امامان جمعه ی وابسته به حکومت و افراد سرشناس اهل سنت کرمانشاه و کردستان، منتشر شد که معلوم بود تحت فشار نیروهای امنیتی صادر شده است و علت مرگ را سکته ی قلبی عنوان کردند. این بیانیه در ۴ دی ۷۵ هم در هفته نامه ی باختر منتشر شد. محمد ربیعی متولد ۱۳۱۱، مفتی مذهب شافعی، نویسنده، شاعر، قاری قرآن و کارشناس دینی رادیو های کردی کرمانشاه و تهران بود. علت قتل او را نوشتن نامه هایی به مسئولان وزارت اطلاعات و آموزش و پرورش می دانند که در آن نسبت به عواقب اختلاف افکنی بین شیعه و سنی و ایجاد آشوب و تفرقه به آنان هشدار می دهد. او در کنفرانس وحدت اسلامی سال ۷۵ سخنرانی انتقادی کرد. محمد ربیعی نویسنده ۳۰ کتاب با عناوین مختلف تفاسیر دینی، احکام شریعت تا رمان و شعر به زبان های فارسی، عربی و کردی بود. همسرش عایشه مفاخری گفت:« پیکر پاره پاره شده ی او را به ما دادند و گفتند با سکته قلبی مرده است.»!! در پایان سه ماه اول سال تحصیلی ۷۶-۷۵ برنامه امتحانات ثلث اول به دانش آموزان داده شد. من نمرات امتحانات مستمر دانش آموزان را طبق فعالیت گروهی آنها یعنی همان نمره میانگین گروه از درس های مختلف را در لیست نمره دبیر گذاشتم و پس از امضای آن به دفتردار مدرسه تحویل دادم. امتحانات ثلث اول نیز در دو هفته ی اول دیماه برگزار شد. از نتیجه ی امتحان هر سه کلاس راضی بودم ولی باز توقع بیشتر از آن را داشتم. من معمولا سوالات امتحانات نهایی خرداد و شهریور دو سه سال اخیر کلاس سوم دبیرستان در رشته ی ادبیات و علوم انسانی را از واحد امتحانات اداره آموزش و پرورش منطقه می گرفتم و هنگام حل تمرینات هر درس، سوالاتی را که در امتحانات سال های پیش وجود داشت را به دانش آموزان یاد آوری می کردم تا با خودکار قرمز آن سوال را مشخص کنند. همین مسئله باعث شده بود تا دانش آموزان این نمونه سوالات امتحانی و پاسخ آن را خوب یاد بگیرند. تشویق دانش آموزان با دادن کتاب یا قلم و تغییر فضای کلاس ها با چسباندن شعر یا متن ادبی به دیوار و گذاشتن گلدان ها در پنجره های کلاس تاثیر مثبتی در روحیه ی آنها گذاشته بود. از همه ی اینها مهمتر همان جریان گروه بندی شاگردان بود. گنجاندن شاگرد زرنگ، متوسط و ضعیف در یک گروه و گذاشتن نمره ی میانگین برای نمرات مستمر آنان باعث شد که علاوه بر پیشرفت درسی، دوستی و محبت بین آنان و سایر افراد کلاس بوجود آید و به همین دلیل سه کلاس سوم انسانی از نگاه معاون و مدیر دبیرستان نیز از بهترین دانش آموزان دبیرستان به شمار می آمدند. در میانه ی آن همه تخم خشونت و دروغی که حکومت در سطح کشور می کاشت، کلاس درس برای من مکانی بود تا بتوانم با آموزش، ایجاد همدلی و کار گروهی بذر انسانیت را در قلب های پاک دانش آموزان بکارم. شاید با ایجاد تغییر از همین نیمکت های ساده بتوان تغییری آرام اما ماندگار را در افراد جامعه ایجاد کرد. https://t.me/Khaterate_khanom_moalem

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر