۱۴۰۴ اسفند ۶, چهارشنبه
سرود بی هراسی
🔴 سرودِ بیهراسی
بنای قدرتِ سرکوب
بر ستونهای لرزانِ هراسِ ماست.
آنان که با زندان،
با شکنجه، با تبر، با نان،
دهانِ معترض را بسته میخواهند؛
خوب میدانند:
اگر برخیزد آن روحی که ناهراسان است،
دگر ابزارِ کینتوزانِشان بیقدر و بیجان است.
کسی کز هستیاش بگذشت،
دگر از بند و از مردن چه غم دارد؟
قدش چون سرو،
سرش در پای دار اما...
دلش خورشیدِ ایمان است.
چو «سربداران» اگر انبوه گردیم و نترسیم ما،
شبِ تاریکِ لرزان را،
هراسِ شحنه خواهد کُشت.
اگر ما مضطرب باشیم،
یکی پاسانِ شب، صد کاروان را پاره خواهد کرد.
ولی چون ترس برخیزد،
نیروی سیاهی سخت لرزان است؛
خودش را پیشِ پایِ خشمِ ما، ناچیز میبیند،
و راهی جز عقبرفتن نمیبیند.
امید و استقامت، سخت مسری است؛
چنان عطری که در آغوشِ باد افتد،
به جانِ خستهیِ شهر و خیابان میدود هر دم.
اگر برخیزد آن یک تن،
شجاعت شعله خواهد زد در این میهن.
گزینش با تو است ای دوست:
هراسِ بندگی، یا فخرِ بیپاکی؟
بیا تا شجاعت را برگزینیم…
چهارشنبه
۶ اسفند ۱۴۰۴
https://t.me/AshaareAngizeshi
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر