۱۴۰۴ اسفند ۱, جمعه
سحر زندگی
🔴 سحرِ سازندگی
فروپاشیِ بت،
تنها به ضربهی تبر نیست؛
که دیوِ خودکامه را
نه فقط شجاعتِ زخمی،
نه فقط خطر کردنِ مدام،
که پیافکندنِ بنایی استوار باید.
مبارزه،
تنها فریادِ «نه» در گلو نیست؛
بلکه آجر گذاشتن بر دیوارِ «آینده» است.
از انزوا تا پیوند
دیکتاتور،
بذرِ «تنهایی» میپاشد؛
او «جمعی از آدمهای تنها» را دوست دارد.
اما ما...
اگر از معبرِ «گفتوگو» نگذریم،
اگر از «ائتلاف» پلی نسازیم،
سقوط، همان درهی سردیست که او میخواهد.
معنایِ بودن
مشارکت یعنی:
رأیِ تو، بیلرزشِ سایهی نظارت؛
حنجرهات، در رسانههایِ آزاد؛
و گامت، در احزابِ بیدار.
مشارکت یعنی:
پایِ میزِ حسابکشی،
نشاندنِ آنکه بر صندلیِ قدرت تکیه زده است؛
و کنار زدنِ او،
وقتی که چرخِ زمان را به بیراهه میراند.
دفاعِ ملی،
بدونِ ارادهی خلق، سرابی بیش نیست.
ایرانِ ما،
نه فقط رهایی از یک بند،
که رهایی از «چرخهیِ زنجیرها» را میطلبد.
سرنوشت، حقیست بر گردنِ ما
و وظیفهای که در آینه مینگرد؛
هر ایرانی باید از خود بپرسد:
«آیا من،
برایِ حملِ بارِ گرانِ آزادی،
شانه سپر کردهام؟»
در تالارِ بزرگِ آگاهی،
همه با هم سخن میگوییم:
از حقوقِ بشر،
از برابری،
و از دموکراسیِ سبز.
با احترامی به وسعتِ ایران؛
به رنگهایِ گوناگون،
به زبانهایِ مادری،
به تنوعِ مذهب و هر جنسیتی که هست...
که ملتِ آگاه،
رویینتن است
جمعه
یکم اسفند
۱۴۰۴
https://t.me/AshaareAngizeshi
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر